صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۱۹۹۳

گفت وگو با یک نابغه - نخبه‌ها در جامعه چه می‌کنند


بهره هوشی ( (IQاو ۱۸۰است و نفراول نخستین دوره مدرسه تیزهوشان است که در ۱۶سالگی به عنوان عضو افتخاری انجمن ریاضی دانان کشور پذیرفته شد و با رتبه‌ای یک رقمی آزمون سراسری را پشت سر گذاشت.

او هم اکنون در ۴۱سالگی، پزشک متخصص ارتوپدی، عضو هیات علمی و مدیر مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است که هدف بزرگ خود را کادرسازی برای مدیریت و رهبری نظام سلامت جامعه قرار داده است.

دکتر "شهرام یزدانی" درباره خودش می‌گوید: پدرم افسر ارتش بود و مادرم دیپلمه که بعد از ازدواج با پدرم، چند دیپلم دیگر نیز گرفت.

از او پرسیدیم که از چه زمان هوش سرشارش نمود پیدا کرد او گفت از ابتدای کودکی عشقی پایان ناپذیر و سیری ناپذیر به آموختن داشته است.

"از کلاس اول ابتدایی اشتیاق فراوانی برای یادگیری داشتم، کتاب‌های زیادی می‌خواندم اگر کتاب مال خودم نبود و نمی‌توانستم آن را نگه دارم، تمام کتاب را از حفظ می‌کردم."

او در کلاس اول دبستان، کتابی را که قرار بود پس بدهد ، از ابتدا تا انتها رونویسی کرد و کلمات انگلیسی را که در آن به طور پراکنده وجود داشت، چون انگلیسی بلد نبود، "نقاشی" کرد تا زمانی که این زبان را یاد بگیرد و سر از آن کلمات درآورد.

یزدانی گفت " کلاس سوم ابتدایی بودم که کتاب زمین شناسی سال آخر رشته طبیعی نظام قدیم را کامل خواندم و فهمیدم. شیمی آلی توفیقیان را نیز خواندم به طوری که توانستم به مادرم که برای گرفتن دیپلم جدیدی در حال خواندن این درس بود، کمک کنم.

"از ابتدا، عشق عجیبی به دانش داشتم ، کتاب دایره‌المعارف را کامل خواندم، اول دبستان جمع و تفریق را یاد گرفتم، اما مفهوم ضرب و تقسیم را قبل از آنکه به من درس داده شود، درک کرده بودم. بزرگترین رنجی که می‌بردم این بود که بدانم کتابی هست که به آن دسترسی ندارم و نمی‌توانم آن را بخوانم."

در سال ،۱۳۵۵در سال پنجم دبستان در آزمون تیزهوشان شرکت کردم و نفر اول شدم و پس از ورود به مدرسه استعدادهای درخشان شرایط خوبی برایم فراهم شد تا بیشتر مطالعه کنم.

وقتی وارد کتابخانه می‌شدم به سختی بیرون می‌آمدم، در مدرسه تیزهوشان دکتر "بنی‌اقبالی" که خودش زمانی نفر اول کنکور سراسری بود و هم اکنون فوق تخصص ریه است، به دنبال انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها در در دهه ، ۱۳۶۰در مدرسه تیزهوشان معلم ما شد.

یزدانی با اشاره به این که صدها کتاب ریاضی، فیزیک، شیمی و دیگر رشته‌ها را در زمانی کوتاه مطالعه می‌کرد، گفت " دکتر بنی‌اقبالی بود که ذهن من را سازماندهی کرد و با هدایت او کتاب‌های دانش عمومی و فراگرفتن دروس تخصصی را از دوم و سوم راهنمایی آغاز کردم."

او در سالهای نخست پس از انقلاب، کتاب‌های علمی انتشارات "میر" مسکو را که به انگلیسی ترجمه شده بود و با قیمت‌های بسیار ارزان ارائه می‌شد، با پول توجیبی خود می‌خرید و می‌خواند و می‌فهمید.

او می‌گوید "کتاب‌های این انتشارات را به علت اینکه آن زمان ارزان بود می‌خریدم، قیمت این کتاب‌ها آن زمان حدود ۲۵یا ۳۰ریال بود و به خاطر دارم که ۵۵۰جلد از این کتاب‌ها را، شامل ریاضی محض، فیزیک محض، اختر فیزیک، ذرات بنیادی و ... خریدم و خواندم."

طی یک دوره دو سه ساله تنها ۶۰۰جلد کتاب ریاضی را خواندم.

دکتر یزدانی می‌گوید: عشق مفرطی به خواندن داشتم به طوری که گاهی ۲۰ جلد کتاب را تهیه می‌کردم و به خانه می‌بردم و می‌نشستم همه را می‌خواندم.

عدد پی را تا صد رقم اعشار در ذهن داشتم. برای حفظ کردن آن تلاشی نکرده بودم ، اما به ذهنم سپرده شده بود.

"علاقه‌ای به کتاب‌های حل‌المسائل ریاضی نداشتم، چون معتقد بودم که قبلا یک نفر آنها را حل کرده است. من به دنبال مساله‌های حل نشده بودم." اگر کتابی را شروع می‌کردم و نمی‌فهمیدم، بازهم ادامه می‌دادم چون به این اصل معتقد بودم که "اگر چیزی را نفهمیدی، برو جلوتر می‌فهمی" و به این ترتیب به خواندن کتاب ادامه می‌دادم و در بخش‌های بعدی پاسخ سوالات بخش‌های نخست را می‌گرفتم."

یزدانی در مورد اعتقاد مذهبیش می‌گوید "اعتقاد مذهبی‌ام بسیار قوی است" و می‌افزاید "من خدا رادر نوک قلم و در کتاب‌های علم محض انتشارات "میر" که از کشوری کمونیستی می‌آمد، پیدا کردم."

"اعتقادم از ۱۶سالگی تا به امروز تفاوتی نکرده و همان ایمان به خدا و مبدا و معاد را در قلبم دارم."

"سال چهارم نظری بودم که موضوع المپیاد ریاضی مطرح شد، وقتی در جلسه اولین المپیاد ریاضی در شیراز حاضر شدم، سووال‌ها آنقدر برایم آسان بود که در ۱۰دقیقه پاسخ همه را نوشتم و همراه با تعداد زیادی از شرکت کنندگان که ورقه امتحانی را سفید تحویل می‌دادند، از جلسه بیرون آمدم.

" تلاش ذهنی برای حل مساله نمی‌کردم و جواب مساله را همراه مساله می‌دیدم."

یزدانی که با موفقیت درخشانی از این آزمون بیرون آمده بود، این امکان را پیدا کرد که بدون کنکور وارد دانشگاه شود اما برخی استادان دانشگاه که با سطح معلومات او آشنایی داشتند، گفتند که در رشته ریاضی یا فیزیک، تحصیل در دانشگاه تا سطح دکترا چیزی به علم او اضافه نمی‌کند.

زیرا او سال‌ها در زمینه ریاضی و فیزیک مطالعه‌کرده بود و به گفته خودش آنها را به زبان انگلیسی با سرعتی برابر مطالعه کتابهای رمان به زبان فارسی، می‌خواند و می‌فهمید.

او تصمیم گرفت برای کسب دانش، وارد عرصه جدیدی شود که این عرصه چیزی به جز رشته پزشکی نبود اما برای وارد شدن به این رشته می‌بایست در آزمون سراسری شرکت می‌کرد.

یزدانی در ادامه این گفت و گو اضافه کرد: "از زمان تصمیم‌گیری به ورود به رشته پزشکی تا زمان برگزاری کنکور فقط چند ماه فرصت بود اما در این آزمون شرکت کردم و با دادن پاسخ صحیح به ۱۰۰درصد سووالات ریاضی و فیزیک و ۹۵درصد زیست شناسی و دیگر درصدهای بسیار بالا، رتبه چهارم را به دست آوردم و در دانشگاه تهران شروع به تحصیل رشته پزشکی کردم." یزدانی اکثر اوقات روزی حداقل ۱۲ساعت مطالعه می‌کند که در مواقعی که کار خاصی مطرح باشد، چند ساعت بیشتر می‌شود. او که سالهاست این ساعات طولانی را به مطالعه اختصاص می‌دهد، می‌گوید "در کنار خواندن و مطالعه شر و شور هم داشتم به طوری که از فوتبال گل کوچک گرفته تا ورزش‌های دیگر غافل نبودم."

از دکتر یزدانی پرسیدم که این موهبت و بهره هوشی که خدواند به شما عطا کرده در زندگی شما و اطرافیان چه تاثیری داشته ؟ او می‌گوید: هوش، قدرت تحلیل موقعیت‌های مختلف را به انسان می‌دهد، به طوری که فرد با سنجش شرایط زمان خود، راحت تر و صحیح‌تر تصمیم می‌گیرد.

او از قول یک دانشمند می‌گوید: "برای هر مساله پیچیده‌ای یک راه حل ساده و بدیهی وجود دارد که گذشت زمان نشان می‌دهد که این راه حل‌ها درست نبوده است. افرادی که ذهن پیچیده‌ای ندارند پاسخ‌های بدیهی به ذهنشان می رسد و به مسیر اشتباه می‌روند."

او می‌گوید "ای کاش برای مسایل پیچیده، پاسخ‌های بدیهی وجود نداشت زیرا مساله پیچیده، پاسخ پیچیده می‌خواهد و این کار از عهده یک ذهن پیچیده برمی‌آید."

یزدانی می‌گوید "در نخبه سالاری،ذهن‌های پیچیده و چندگانه برای حل مشکلات و مسایل پیچیده مداخله می‌کنند."

دکتر یزدانی می‌گوید حل "مسایل و مشکلات اجتماعی" هوش بالا می‌خواهد، لذا هوش نخبگان و تیزهوشان می‌تواند در توسعه مدیریت و سیاست‌گذاری های راهبردی ، نقش بسیار مهمی ایفا کند.

وی معتقد است که خداوند تنوع هوشی را بیهوده خلق نکرده و این تنوع حتما فلسفه‌ای دارد.

او می‌گوید "اگر از من بپرسند که جایگاه انسان‌های باهوش در جامعه کجاست، می‌گویم باید ببینیم که میزان تاثیرگذاری هر جایگاه چقدر است و جایگاه افراد نخبه باید با توجه به منافع فرافردی آنان تعیین شود.

او می‌گوید مثلا فردی مثل "ماهاتیر محمد" نخست وزیر پیشین کشور مالزی با بهره هوشی قابل توجهی که داشت ، در آن جایگاه توانست مالزی را به سوی قله‌های افتخار و پیشرفت به پیش ببرد.

یزدانی می‌گوید کسی که از موهبت بهره هوشی بالا برخوردار است نسبت به دیگران حقی متمایز و بیشتر ندارد.

او می‌گوید "خداوند برای اینکه چرخ جامعه بچرخد، کارکردهای مختلفی را پیش بینی کرده و کسانی که به عقیده من، خداوند به آنان "به قید قرعه" هوش بیشتری داده، تکلیف بیشتری در برابر جامعه به عهده دارند لذا اساس و تکلیف این نوع انسان‌ها خدمت سالاری است.

راه پیشرفت و تکامل جامعه:

دکتر شهرام یزدانی با اشاره‌ای گذرا به نحوه اداره کشورهای توسعه یافته و رمز و راز پیشرفت این کشورها می‌گوید: در کشورهای پیشرفته، شاخص‌های توسعه متوازن و متناسب است و سیستم‌های آنها هماهنگ و برنامه‌ریزی شده کار می‌کنند.

دکتر یزدانی و همکارانش در کل کشور ۱۵سیستم و نظام تعریف کرده‌اند که نظام سلامت ، پژوهش و نوآوری و آموزش از جمله آنها هستند.

یزدانی می‌گوید اگر این ۱۵سیستم شکل بگیرد و مدیران نخبه‌ای اداره آنها را بر عهده بگیرند که قبلا دانش آن را آموخته باشند، کشور رو به توسعه می‌رود.

وی با اشاره به آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۷۸ - ۷۹ می‌گوید این آمار نشان می‌دهد که درصد اندکی از مدیران کشور، از ویژگی‌های مدیریتی کافی برخوردار بوده‌اند.

یزدانی می‌گوید سالهاست که باهوش‌ترین جوانان کشور از طریق کنکور در رشته‌های پزشکی و مهندسی مشغول تحصیل می‌شوند اما به اعتقاد او اگر تعداد این متخصصان چندین برابر نیز شود، این امر به تنهایی نمی‌تواند باعث توسعه کشور شود.

یزدانی جایگاه افراد موثر در چرخش جامعه را به سه جایگاه "وزیر شطرنج" ، جایگاه مهره "رخ" و جایگاه مهره "پیاده" تقسیم می‌کند که جایگاه نخبگان را جایگاه "وزیر شطرنج" می‌داند که تاثیرگذارترین و فراگیرترین جایگاه است.

یزدانی گفت که در "سال ۱۳۷۷ارتوپدی را کنار گذاشتم و با همفکری گروهی از نخبگان، تصمیم گرفتیم سیستم و نظام سلامت را متحول کنیم لذا در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سیستم سلامت را بررسی کردیم و افراد با صلاحیت و نخبه را انتخاب و در کنار رشته تخصصی شان برای آنان دوره مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت گذاشتیم.

وی با اشاره بر تاثیر شگرف سیاست سازان بر توسعه و پیشرفت کشور اضافه کرد که برنامه تمایز یافته و رسالت مدار استعدادهای درخشان و نخبه ها از دانشگاه علوم پزشکی آغاز شد که پس از مدتی به همه دانشگاه‌های کشور تعمیم یافت.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات