قاسم غفوری
باراک اوباما در حالی به عنوان چهل وچهارمین رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد که یکی از اولویت های سیاست خارجی خود را پرونده به اصطلاح صلح خاورمیانه اعلام نمود. او جرج میچل را که سابقه ای در حل پرونده ایرلند داشته به عنوان نماینده ویژه خود در امور خاورمیانه معرفی کرد.
با توجه به حساسیت های خاورمیانه و اهمیت منطقه برای آمریکا، میچل چندین بار به منطقه سفر کرده که در سفر اخیرش از سرزمین های اشغالی، رام الله، دیدن داشته است تا به اصطلاح روند صلح خاورمیانه را به بحث و بررسی بگذارد. دیدار اخیر وی از منطقه در حالی صورت می گیرد که چند نکته در حاشیه آن قابل توجه است. اولا وی در سفر گذشته خود به منطقه پیش از برگزاری نشت سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد مجموعه ای از رایزنی های را در سرزمین های اشغالی، رام الله ، مصر ، اردن ، سوریه و لبنان انجام داده بود و خواستار رویکرد اعراب و فلسطینی ها به مصالحه با صهیونیست ها شده بود. وی در آن سفر عملا از پیش شرط لغو ادامه شهرک سازی عقب نشینی کرده و صرفا به مسئله مذاکرات پرداختند.
ثانیا پس از نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک و برگزاری نشست سه جانبه اوباما رئیس جمهور آمریکا با ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و نتانیاهو نخست وزیر صهیونیست ها در شرایطی که مخالفت های بسیاری با این نشست صورت گرفت که موجی از سکوت در میان مقامات آمریکایی و غربی که پیش از این بر روند سازش تاکید داشتند حاکم شد بگونه ای که کمتر تحرکی در مورد مسئله صلح خاورمیانه از سوی بازیگران فرامنطقه ای مشاهده شده است.
ثالثا رژیم صهیونیستی پس از مخالفت با روند سازش با پیش شرط های این رژیم موجی از حملات گسترده به مسجد الاقصی را آغاز کرد بگونه ای که این مکان مقدس به پادگانی نظامی مبدل شد.با توجه به آنچه ذکر در باب تحرکات میچل در منطقه چند نکته قابل توجه است:
1) رژیم صهیونیستی یکی از بازیگران اصلی روند سازش خاورمیانه است که به دلیل نزدیکی به آمریکا توانسته از شرایط موجود برای رسیدن به اهداف خود بهره برداری کند. آمریکایی ها در شرایطی امنیت و خواسته های صهیونیست ها را اساس طرح های خود قرار داده اند که مسئله شهرک سازی صهیونیست ها چالش هایی را برای آنها به همراه داشته است. باید در نظر داشت که سفرهای متعدد میچل و مخالفت های صهیونیست ها با طرح های وی فرصت هایی در اختیار صهیونیست ها قرار داده تا در سایه آن اهداف توسعه طلبانه خود را اجرایی کنند. سرانجام نیز آمریکا از این خواسته عقب نشینی کرده و عملا مسئله شهرک سازی را از روند مذاکرات حذف کرد. اکنون آمریکایی ها نه تنها در برابر شهرک سازی سکوت کرده اند بلکه در سفر میچل به منطقه از سلطه کامل این رژیم بر قدس نیز سخن به میان آمده است. روند تحولات نشان می دهد که آمریکا پس از یک دور رایزنی و سپس روی کرد به سکوت در حالی به روند مذاکره روی آورده اند که صهیونیست ها با تحرکات نظامی علیه غزه و قدس فضایی از رعب و وحشت را ایجاده کرده اند تا در سایه آمریکا بتواند امتیازدهی به صهیونیست ها را در ازای کاهش بحران توجیه کند. به عبارت دیگر سفر میچل استفاده از هویج پس از چماق برای فلسطینی ها و اعراب است که محور آن را پایان این حملات در ازای اجرای خواست صهیونیست ها در قابل اراضی اشغالی بویژه سلطه صهیونیست ها بر قدس تشکیل می دهد.
هرچند که آمریکا ادعا می کند که به دنبال به اصطلاح صلح در خاورمیانه بر اساس احقاق حقوق فلسطینی ها است که اسناد و گزارش های منتشره از طرح مشترک آمریکا و صهیونیست ها برای سلطه این رژیم بر مسجد الاقصی است.این طرح که همزمان با نشست سه جانبه اوباما با ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان و نتانیاهو نخست وزیر صهیونیست ها آغاز شده در مرحله نخست تشدید حملات نظامیان در لوای صهیونیست ها افراطی برای سلطه نظامی این رژیم بر قدس را شامل می شود. مرحله دوم آن را نیز حضور نماینده آمریکا در منطقه برای اجرای روند سیاسی جهت وادار ساختن اعراب و فلسطینی ها به پذیرش این طرح تشکیل می دهد. بر اساس این طرح، کنترل سطح زیرین مسجدالاقصی به صهیونیست ها و اداره و کنترل سطح بیرونی مسجدالأقصی نیز مشترک بین دو طرف فلسطینی و صهیونیستی خواهد بود.
2)جرج میچل که در برابر صهیونیست ها عقب نشینی کرده از کشورهای عربی صلح و سازش یک جانبه با رژیم صهیونیستی را طلب می کند. این رویکرد در حالی صورت گرفته که اولاً فلسطینی ها با سازش کاری تشکیلات خودگردان مخالف بوده و بر ادامه مقاومت تأکید دارند. ثانیاً دولت های عربی از کنار نهادن طرح آنها و ارائه طرح هایی مانند طرح 57 کشوری مبنی بر رویکرد تمام کشورهای اسلامی به سازش با رژیم صهیونیستی و نیز طرح 10 ماده ای سازش در منطقه ابراز نارضایتی کرده و خواستار نقش هایی مهمتر در طرح صلح خاورمیانه هستند. ثالثاً ملت های منطقه پذیرنده طرح های سازش نبوده و به آمریکا اطمینان ندارند.وی اکنون با سفر دوباره به منطقه و در شرایطی که ادعای توقف تحرکات نظامی صهیونیست ها را سر می دهد خواستار رویکرد اعراب و فلسطینی ها به مصالحه بویژه عدم بازگشایی پرونده گلدستون نماینده ویژه کمیته سازمان ملل در امور جنگ 22 ورزه غزه که عملا به جنایات صهیونیست ها اعتراف کرده و نیز سازش مجانی اعراب با تل آویو است ،می باشد.
3) از اهداف تعریف شده برای میچل احیای جایگاه آمریکا در خاورمیانه بوده است. هر چند که میچل ادعاهای بسیاری برای این مهم مطرح کرده اما بازیگری دوگانه وی بویژه حمایت هایش از رژیم صهیونیستی و عقب نشینی در برابر مسند شهرک سازی، نادیده گرفتن مشکلات غزه و اصرار بر خلع سلاح مقاومت در کنار تأکیدات مکررش بر انصراف اعراب از اصول و خواسته های گذشته شان در قبال سازش با رژیم صهیونیستی نه تنها موجب احیای جایگاه آمریکا در منطقه نشده بلکه چهره واقعی اوباما را آشکار ساخته است.آمریکا اکنون سعی دارد این تفکر را ایجاد کند که نبود این کشور در منطقه برابر با حملات و نظامی گری گسترده صهیونیست ها است لذا کشورهای منطقه باید بازیگری واشنگتن در منطقه را پذیرفته و در چارچوب اهداف آن حرکت کنند.
به هر تقدیر در بررسی پرونده جرج میچل می توان گفت که مارکوپولوی اوباما در خاورمیانه نه تنها نتوانسته خواسته های آمریکا را اجرایی کند بلکه با بازیگری های دوگانه اش افشاگر چهره صهیونیستی سران جدید کاخ سفید بوده که مسلماً بر سیاست های خاورمیانه آمریکا تأثیر منفی خواهد داشت. به عبارت دیگر «کاندولیزا رایس»، وزیر امور خارجه نومحافظه کاران با چمدان های خالی راهی خاورمیانه می شد و سرانجام نیز پرونده ای ناکام در سیاست خارجی خود بر جای گذاشت، که اکنون نیز جرج میچل در مسیر سرنوشت وی حرکت می کند. چنانکه به رغم چندین سفر به خاورمیانه وی با دستان خالی به آمریکا بازگشته تا سلسله شکست های واشنگتن در منطقه، استمرار یابد. البته آمریکایی ها از توافقات و پیشرفت هایی در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه سخن می گویند که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است، چنانکه میچل بارها اعتراف کرده است که سازش در خاورمیانه امری مشکل و بعضاً دست نیافتنی است که در شرایط کنونی امکان پذیر نمی باشد.