صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۲۱۱۵۱

بازی آمریکا با طالبان


بسم الله الرحمن الرحیم
رویدادهای اخیر افغانستان و پاکستان این دو کشور را به کانون های خبرساز منطقه و جهان تبدیل کرده است . افزایش تحرکات طالبان و موج انفجارها و عملیات انتحاری در این دو کشور حساسیت جامعه بین المللی را بیش از پیش به احتمال قدرت یابی طالبان و روی کار آمدن این گروه در پاکستان همانند افغانستان برانگیخته است .
برخی کارشناسان درباره ظهور مجدد طالبان در منطقه این بار از طریق در اختیار گرفتن قدرت در پاکستان ابراز نگرانی کرده و درباره پیامدهای آن هشدار داده اند. در واقع نگرانی ها از تحرکات جدید طالبان بیشتر از احتمال تکرار صحنه سازی برای روی کار آمدن این گروه در پاکستان همانند صحنه سازی دو دهه پیش در افغانستان است .
یکی از بدعت هایی که در دو دهه اخیر نه تنها خاورمیانه و کشورهای اسلامی بلکه جهان را درگیر خود کرده و دامنه آن نیز تاکنون ادامه داشته واژه « طالبان » و تفکر موسوم به « طالبانیسم » است . 15 سال پیش در میان احزاب جهادی افغانستان دسته ای از طلاب علوم دینی پس از تحصیل در مدارس اهل سنت پاکستان با حمایت مالی و سیاسی آمریکا عربستان و پاکستان در اوج جنگهای داخلی افغانستان به این کشور گسیل شدند. اعضای این گروه که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی و از قوم پشتون بودند در مدت زمان کوتاهی با حمایت استراتژیک آمریکا تزریق دلارهای نفتی عربستان و کمکهای لجستیک سازمان اطلاعات ارتش پاکستان توانستند بر افغانستان سلطه یافته و در پائیز 73 دیگر هیچ رقیبی را در صحنه افغانستان باقی نگذارند . مردم افغانستان نیز که از جنگهای خانمان سوز و ایجاد ناامنی و هرج و مرج خسته شده و به دنبال گروهی بودند که بتواند حداقل آرامش را به این کشور برگرداند از خیزش طالبانی استفاده کردند. بدین ترتیب طالبان با دستهای پشت پرده استعمار شکل گرفت و با ادعای تشکیل خلافت دینی همچون یک غده سرطانی در کشورهای اسلامی گسترش یافت .
آمریکائیها در ایجاد پدیده طالبان چند هدف موازی را برای تاثیرگذاری در صحنه بین المللی دنبال می کردند. نخست آنکه آمریکا به دنبال سدی برای مقابله با نفوذ شوروی در منطقه بود تا با استفاده از روحیه جنگندگی طالبان مانعی بر سر راه سلطه سنتی روسها باشد.
دیگر اینکه آمریکائیها همچنین اصرار داشتند با تشکیل حکومت طالبان در افغانستان و نفوذ و تفکرات سلفی هم آرامش جمهوری اسلامی ایران را در مرزهای شرقی برهم بزند و هم حوزه نفوذ انقلاب اسلامی را در جهان محدود کنند و نیز مسلمانان را در گرایش به یک عقیده دینی آزادیبخش دچار تفرقه و تزلزل نمایند.
بدین ترتیب طالبان که ترسیم کننده مرحله جدیدی از سیاست آمریکا برای منطقه بود در افغانستان رونمایی و تجهیز شد تا با ساختن یک رژیم سیاسی و اشاعه ایدئولوژی ارتجاعی دینی رقیبان و مخالفان منطقه ای آمریکا مانند ایران را مهار و دچار دردسر سازد و در نهایت منطقه را به کانون ناامنی تبدیل کند.
ایجاد یک مدل منحط و تحجرگرا از حکومت دینی و برخورداری از دستاویزی برای بدبین کردن جهانیان نسبت به اسلام و ایجاد حربه جهت حمله به کشورهای اسلامی و ایجاد معادلات جهانی از دیگر اهداف پنهان آمریکا در حمایت و پشتیبانی از طالبان بود.
آمریکا در اندیشه ایجاد نظم نوین جهانی و ایجاد خاورمیانه جدید و همچنین تثبیت حضور انحصاری خود در منطقه نیازمند حربه ای بود که حمله به افغانستان و سپس اشغال عراق و خصومت علیه اسلام را توجیه کند و در اجرای این سیاست چه حربه ای بهتر از پرورش طالبان و اشاعه تفکرات شوم طالبانیسم ! از این رو استراتژی آمریکا از یکسو بر تقویت پشت پرده طالبان و از سوی دیگر در جنگ زرگری با این گروه تعلق گرفت زیرا سیاست آمریکائیها در رسیدن به اهداف خود در ایجاد خاورمیانه جدید بر ناامن سازی منطقه و منحرف کردن گرایشات اسلامی استوار بود. از این جهت می بایست جهان را علیه گروهی که به نمایندگی از اسلام نمادی از شقاوت بی منطقی خشونت تحجر جنگ سالاری پیوند با قاچاق مواد مخدر ناامن سازی جهانی و تروریسم است بسیج کرد. طالبانیسم بهترین حربه برای آمریکا جهت مقابله با اسلام و ایجاد اسلام هراسی در جهان بود.
بنابر این بدون شک شیوع پدیده طالبان و تفکر طالبانیسم صرفا در راستای کمک به اجرای توسعه طلبی آمریکا قابل ارزیابی است و نقش جنبش طالبان را باید زمینه ساز حضور دراز مدت آمریکا در راهبردی ترین نقطه جهان دانست .
اکنون نیز دولتمردان جدید آمریکا مانند بوش به دنبال اجرای طرح خاورمیانه جدید براساس منافع و اهداف بلند مدت خود هستند هر چند ظاهرا برخلاف دوران بوش کمتر از حربه های نظامی برای رسیدن به این هدف استفاده می کنند ولی همچنان بر تخریب چهره اسلام از طریق تقویت طالبان و بالا بردن فضای امنیتی در منطقه و افزایش حضور نظام سلطه تمرکز دارند. امروز سیاست راهبردی آمریکا در منطقه و جهان براین اصل استوار است که گرایشات اسلامی در منطقه را حول محور افراط گرایی طالبانیسم متمرکز کرده و بنیادگرایی را به این مسیر که براحتی قابل بازی هستند هدایت کند زیرا می توان آنها را در مواقع نیاز رشد داد و در شرایط بحران سرکوب کرد.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات