در دسامبر 1991 دولتى به نام اتحاد جماهیر شوروى رسما منحل شد و این حادثه به نقطه عطفى در تاریخ معاصر جهان بدل گردید. تا آن زمان، مدار سیاست بین المللى بر رقابت دو ابرقدرت، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، استوار بود و رقابت میان دو بلوک شرق، به رهبرى شوروی، و غرب، به رهبرى آمریکا، دوران تاریخى را ایجاد کرده بود که «جنگ سرد» نامیده مى شد. در سال هاى اولیه پس از انحلال شوروى و پایان جنگ سرد نوعى سردرگمى در سیاست و اقتصاد و فرهنگ دنیاى غرب وجود داشت که تا آن زمان عنصر «خطر شوروی» و «تهدید کمونیسم» در آن از جایگاه برجسته برخوردار بود. مثلا، در عرصه صنایع نظامى شاهد رکود شدید و اخراج کارکنان کارخانه هاى اسلحه سازى بودیم زیرا در فضاى فقدان دشمنى به نام اتحاد شوروى گرایش طبیعى این بود که بودجه تسلیحاتى کشورهاى عضو بلوک غرب باید کاهش یابد. مدتى گذشت تا نهادهاى غربى توانستند خود را با فضاى جدید هماهنگ کنند. در این فضا، فشار محققین و مورخین بر دولت هاى آمریکا و انگلیس براى افشاى اسناد اطلاعاتى دوران جنگ سرد شروع شد و در همین فضا و چند ماه پس از انحلال اتحاد شوروى است که نخست وزیر انگلیس، جان میجر، در مه 1992 براى اولین بار پذیرفت که در این کشور سازمانى به نام اینتلیجنس سرویس وجود خارجى دارد! یعنى این تصور خوش بینانه وجود داشت که با پایان دوران جنگ سرد، مسائل جهان به گونه دیگر رقم خواهد خورد و از جمله دوران شفافیت اطلاعاتى آغاز خواهد شد.
در این میان، اسناد دخالت هاى خارجى آمریکا و بریتانیا و بویژه کودتاهاى ایران و گواتمالا بیش از همه مورد توجه محققین بود و به این دلیل فشار بر روى سازمان سیا (آمریکا) در این زمینه بسیار زیاد بود. این فشار، از سال 1992 یعنى در فضاى نخستین سال پس از انحلال شوروى و پایان جنگ سرد، در اوج خود بود. در سال 1992 رابرت گیتس، رئیس وقت سیا، و در سپتامبر 1993 جیمز وولزی، رئیس بعدى سیا، قول دادند که اسناد مربوط به کودتاى 28 مرداد را منتشر خواهند کرد. ولى چهار سال گذشت و خبرى نشد. سرانجام در مه 1997 مقامات سیا اعلام کردند که تمامى اسناد مهم درباره کودتا در ایران در اوائل دهه 1960 یعنى در زمان ریاست آلن دالس بر سیا معدوم شده و چیزى براى انتشار وجود ندارد. این بازى ادامه یافت. در سال 1998 معلوم شد که درباره کودتاى ایران اسنادى وجود دارد ولى جرج تنت، رئیس کنونى سیا، مخالفت خود را با انتشار آن اعلام کرد.
در این فضا ناگهان روزنامه نیویورک تایمز در شماره هاى 16 آوریل و 18 ژوئن 2000 خود تاریخچه عملیات کودتا، منتشر کرد و با جنجال فراوان توجه محققین را به سوى خود جلب نمود. ادعا شد که این سند نسخه اى از بولتن ویلبر است که در نزد یکى از کارکنان بازنشسته سیا بوده و در اختیار نیویورک تایمز قرار داده است. به این ترتیب، هم سیا سندى منتشر نکرد و هم با انتشار بولتن ویلبر محققین تا حدودى راضى شدند.
در واقع اینکه«سیا سندى منتشر نکرد» به این معنى است که بولتن دکتر ویلبر تنها یک متن تایپى است فاقد هر نوع مهر و امضا. به عبارت دیگر، از نظر حقوقى فاقد سندیت است یعنى آن را نمى توان به هیچ مرجع حقوقى ارائه داد و مثلا در دیوان لاهه از آن به عنوان سند مداخله آمریکا در امور ایران استفاده کرد. اسناد دولتى آمریکا داراى مهر طبقه بندى هستند و زمانى که از طبقه بندى خارج مى شوند مهر مخصوص declassified بر آن ها زده مى شود. بولتن دکتر ویلبر نه مهر «طبقه بندی» دارد و نه مهر «از طبقه بندى خارج شده» و نه داراى نشان و امضایى است که از نظر حقوقى تعلق آن به دولت آمریکا را ثابت کند. یک متن کاملا ساده است که با ماشین تحریرهاى قدیمى تایپ شده. به عبارت دیگر، در واقع، سیا با انتشار غیرمستقیم این سند به یک زرنگى دست زده است.
نکته مهم دیگر نحوه سانسور اسامى در این سند است. در اسناد از طبقه بندى خارج شده دولت هاى آمریکا و انگلیس مطالبى وجود دارد که به تشخیص مقامات مربوطه انتشار آن ها به مصلحت نمى باشد. این گونه مطالب را آمریکایى ها معمولا در اصل سند با تیغ مى برند و انگلیسى ها کاملا سیاه مى کنند به نحوى که ناخوانا باشد. نمونه هاى فراوانى از اسناد سانسور شده به دو روش فوق وجود دارد. در بولتن ویلبر این سانسور به وسیله نیویورک تایمز صورت گرفته و برخى اسامی، ظاهرا براى حفظ امنیت افراد، سیاه شده؛ ولى به نحوى مضحک. یعنى اصل سند اسکن شده و پس از اسکن لایه سیاهى به صورت دیجیتالى بر روى آن قرار گرفته است. کسانى که با کامپیوتر و نرم افزارهاى گرافیکی، مثل فتوشاپ، آشنایى دارند متوجه مى شوند که چه مى گویم. این نیز یک زرنگى آشکار است که، به نظر من، براى مهم جلوه دادن سند فوق انجام شده. اگر واقعا نیت سانسور اسامى در میان بود، قاعدتا باید قبل از اسکن کردن اسامى با قلم سیاه مى شد یا با تیغ بریده مى شد. در این صورت هیچ راهى براى کشف اسامى وجود نداشت. در روش دیجیتالى براى سانسور به سادگى این امکان وجود دارد که افراد متخصص لایه سیاه را بردارند و مطالب زیر آن را بخوانند.
در واقع، سازمان سیا تاکنون هیچ سند جدى درباره کودتاى 28 مرداد منتشر نکرده ولى با انتشار غیرمستقیم بولتن ویلبر، از طریق روزنامه نیویورک تایمز و به طور غیررسمی، دهان محققین را براى مدتى بسته است. تمامى علائم تزویر و شیادى در نحوه انتشار این سند مشاهده مى شود بویژه در سانسور مضحک اسامى که کمى بعد سایتى به نام «کریپتوم»، متعلق به آقاى جان یانگ، مدعى کشف این اسامى شد.