بسم الله الرحمن الرحیم
تجربه 28 سال گذشته به روشنی نشان میدهد « افراط و تفریط » همواره بلای جان جناح های سیاسی کشور بوده و آنها را از ادامه راه باز داشته اند. این بیماری سیاسی بلای جان نظام و کشور نیز شد و در بسیاری مقاطع جلوی پیشرفت ها را گرفت .
انتظار اینست که اکنون بعد از گذشت بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی از تجربیات گذشته درس های زیادی آموخته شده باشد و اشتباهات گذشته تکرار نشود. پرهیز از اشتباهات گذشته رمز موفقیت جریان های سیاسی حاکم در هر دوره است .
هفته گذشته یکی از حامیان دولت ـ بنابر خبری که یکی از سایت های حامی دولت منتشر کرد ـ گفت: « غضنفرهای اصولگرا می گویند که منتقد دولت هستند. منتقد دولت امروز در خط آمریکا گام برمیدارد...» .
این سخن از دو جهت افراطی است . اول آنکه اصولگراها را به غضنفر و خودی تقسیم می کند و دوم آنکه منتقد دولت را در خط آمریکا میداند.
شخصی که این سخن از وی نقل شده البته این را هم اضافه کرده است که : « حرفی نیست که هر دولتی ضعف هائی دارد اما بزرگ نمائی ضعف ها و کوچک کردن توانمندی ها ظلم است و هرکس این کار را بکند دشمن است » .
گوینده لابد با این توضیح درصدد بوده زیاده روی هائی که در زمینه نقد دولت صورت می گیرد را محکوم کند که البته کار درستی است و نقد هم همیشه باید براساس انصاف و اعتدال باشد لکن اعتراض به انتقاد کنندگان تندرو هم باید از همین ویژگی ها یعنی انصاف و اعتدال برخوردار باشد. واقعیت اینست که انتقاد یک مقوله کشدار است که انتقاد کننده می تواند به حداقل آن اکتفا کند یا متوسط آنرا انتخاب نماید و یا به کمتر از حداکثر قانع نشود. این به میزان انصاف انتقاد کننده مربوط می شود ولی تا زمانی که انتقاد است نباید آنرا دشمنی تلقی کرد. بنابر این نمی توان چنین نتیجه گرفت که منتقد دولت در خط آمریکا گام برمیدارد.
در بخش اول نیز عنوان « غضنفر » دادن به کسانی که از دولت انتقاد می کنند یک برخورد افراطی است . تقسیم اصولگراها به خودی و غضنفر یک روش خطرناک است که در کلان به زیان نیروهای وفادار نظام تمام خواهد شد و حتی در چارچوب منافع و مصالح دولت حاضر و حامیان آن نیز زیانبار است و به تضعیف دولت منجر خواهد شد.
یکی از ویژگی های اصولگرائی برخورداری از حداکثر جاذبه و اکتفا به حداقل دافعه است . این سخن بلند شهید مظلوم آیت الله بهشتی را به یاد داشته باشیم که میفرمودند : جاذبه درحد اعلی و دافعه در حداقل ممکن از ویژگیهای خط امام است .
خوشبختانه امسال توسط رهبر معظم انقلاب « سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی » نامیده شده و همین نامگذاری حکیمانه ایجاب می کند اصولگرایان با تلاش و کوشش همه جانبه کفه جاذبه را سنگین تر کنند و کفه دافعه را به حداقل برسانند. آیا جای تعجب و تاسف نیست که در همین سال و علیرغم همه ضرورت های موجود عده ای تلاش می کنند هرکس را که زبان به انتقاد میگشاید رمی کنند و به هر کس انگی بچسبانند و دایره اصولگرائی را هر روز تنگ تر نمایند اینکه امروز گفته شود فلان سردار به دلیل هم نظر نبودن با دولت غضنفر است و فلان حجت الاسلام و آیت الله به دلیل انتقاد کردن از مسئولان اجرائی اصولا در خط اسلام نیستند و مطبوعات منتقد درحال تدارک یک کودتا هستند و همه در خط آمریکا قرار دارند فردا چه کسی در دایره خودی ها و در دایره اصولگرائی باقی میماند بدین ترتیب از اسلام و انقلاب و اصولگرائی چگونه چهره ای ترسیم خواهد شد
این روزها متاسفانه کار به جائی رسیده که حتی رئیس قوه قضائیه هم وقتی از تغییر مدیران انتقاد می کند از سوی روزنامه های حامی دولت و افراد منتسب به دولت بشدت مورد حمله و اهانت قرار می گیرد! راستی اگر منطق حامیان دولت این باشد که هرکس از دولت انتقاد کند در خط آمریکا قرار دارد و دشمن است تکلیف یک رئیس قوه که نظر خود را ابراز میدارد چیست همانطور که رئیس جمهور حق دارد وزرای خود را عزل کند دیگران هم حق دارند از این کار انتقاد کنند. این حق قانونی و طبیعی آحاد مردم جامعه است و مهمتر آنکه استفاده از این حق به نفع خود دولت است . دولت باید از نقطه نظرات مختلف اعم از موافق و مخالف مطلع باشد تا بهتر و قوی تر عمل کند. کسانی که این موهبت را از دولت دریغ می کنند و یا میخواهند مانع برخورداری دولت از آن شوند در پی چه چیزی هستند
دایره اصولگرائی را هر روز تنگ تر کردن و خودی ها را در جایگاه شیطان بزرگ نشاندن خطر بزرگی است که امروز جریان حاکم را بشدت تهدید می کند. دولتمردان باید حامیان محدودنگر و عصبانی خود را نصیحت کنند آنها را از این قبیل برخوردها برحذر دارند و درهای نقد را به روی همه بگشایند. این تنها راه توفیق جریان حاکم است و غفلت از این واقعیت با دولتمردان امروز همان خواهد کرد که با افراطیون قبل از آنان کرد.