بصیرت:با پذیرایی گرمی که چینی ها از «کیم جونگ ایل» انجام دادند آخرین ضربه بر سیاست انزوای هسته ای کرهشمالی وارد شد. نه تنها امریکا بلکه دو بازیگر اصلی ماجرای هستهای کرهشمالی یعنی توکیو و سئول انتظار این را نداشتند که غول آسیا این گونه چتر حمایت خویش را بر سر پیونگیانگ بگستراند. توافقاتی که در این دیدار امضا شد پیامی واضح دارند. همه راهها درباره موضوع حساس هستهای خاور دور به پکن ختم میشود.
پیونگیانگ بعد از بدقولی دولت امریکا در وعدههایی که برای شکستن تحریم این کشور داده بود از مذاکرات کنار کشید و به طرحهای گوناگون میانجیگری و آشتی جویی پشت کرد اما اکنون پس از اطمینانی که از برادر بزرگتر خویش در پکن دریافت کرده برای بازگشت به مذاکرات هستهای چراغ سبز نشان داده است. دوستی تاریخی دو نظام کمونیستی در حالی گره از معمای هستهای کرهشمالی گشوده که حتی پادرمیانی بزرگان و ریش سفیدان دموکراتها نیز نتوانست یخهای بیاعتمادی میان پیونگیانگ و غرب را ذوب سازد. بیل کلینتون در سفری با پوشش انساندوستانه به کره تلاش زیادی کرد تا دشمنی این بازیگر هستهای شبه جزیره با امریکاییها را برچیند اما حاصل سفر تاریخی او به چیزی جز آزادی دو زندانی امریکایی منجر نشد.
اکنون پکن میتواند نفوذ خویش در عرصههایی از سیاست بینالملل را که برای قدرتهای جهانی نفوذناپذیر شده به رخ امریکا و غرب بکشاند.
انتظار می رود که بعد از دیدار تاریخی رهبران کرهشمالی و چین فصل تازهای از مذاکرات هستهای گشوده شود. این مرحله از مذاکرات بدون شک تفاوت بارز با دورههای گذشته دارد. امریکاییها ناگزیرند قواعد این مرحله از مذاکرات را به اتفاق حریف چینیشان تعیین کنند. البته چینیها در دورههای گذشته نیز نقش مؤثر در مذاکرات موسوم به شش جانبه (امریکا، روسیه،چین، ژاپن، دو کره) برای حل مسئله هستهای شبه جزیره ایفا میکردند اما این بار موقعیت آنها به سطحی فراتر از همه بازیگران امور هستهای خاور دور ارتقا پیدا میکند. از آنجا که مذاکرات شش جانبه هستهای به اقرار همه ناظران به بنبست رسیده است، امتیاز شکستن این طلسم به نام چینیها ثبت خواهد شد.
اظهارات رهبر کرهشمالی، هنگامی که قرارهای خویش را با دوستان چینیاش برای «مذاکرات دو جانبه و چند جانبه» درباره مناقشه هستهای تجدید میکرد جالب توجه بود. او تصریح کرد که حاضر نیست شیوه مطلوب امریکاییها یعنی مذاکره برای مذاکره را دنبال کند. رهبر کرهشمالی به صراحت اعلام کرد که در اعتراض به آنچه عدم اجرای تعهدات امریکا در قبال توقف برنامه هستهای خود خواند، نسبت به هر پیشنهاد مذاکره روی خوش نشان نداده است.
اکنون مسئله اصلی پس از توافق مهم پکن و پیونگیانگ این نیست که آیا مذاکرهای که قرار است در روزهای آینده با میزبانی پکن شروع شود ادامه مذاکرات شش جانبه است که از سال 2003 میلادی با هدف حل مسئله هستهای کرهشمالی آغاز شد یا روندی تازه دارد. همچنین در این مرحله مهم نیست که کدام اعضای تیم شش جانبه - امریکا، چین، روسیه، کرهجنوبی، ژاپن و کرهشمالی- در ترتیبات هستهای جدید شبه جزیره حضور خواهند داشت بلکه مهمترین مسئله بازگرداندن اعتماد از دست رفته طرف اصلی این بازی یعنی کره است.
اهداف و خواستههای تازه روی میز مذاکره
کرهایها در یک دهه اخیر یک خواسته روشن داشتهاند هدف نهایی آنها به رسمیت شناخته شدن این کشور (کرهشمالی) به عنوان یک قدرت هستهای از سوی امریکاست. و هیچ عاملی به اندازه مخالفتهای امریکاییها با این خواسته آنها را نسبت به طرفهای بینالمللی بدبین نکرده است.
کرهای ها نزدیک به شش سال را در میدان بازی هستهای با آزمون و خطا سپری کردند. مهم ترین تجربه آنها به مذاکرات شش جانبه برمیگردد. این مذاکرات که ابتکار چین بود فرمولی شد که بازیگران کلیدی منطقهای را گردهم آورد و باعث شد تا کرهشمالی در سال دو هزار و هفت متعهد شود در ازای دریافت امتیازهای امنیتی و اقتصادی از برنامه تسلیحات هستهای خود دست بکشد.
با نقشه این مدل از مذاکرات بود که کرهای ها اولین گام را برای راستیآزمایی برداشتند. پیونگیانگ با یکی از نمادهای قدرت هستهای خویش یعنی راکتور یانگ بیون خداحافظی کرد. کارخانههای تولید پلوتونیوم کرهشمالی براساس موافقتنامه به دست آمده در مذاکرات شش جانبه سال دو هزار و هفت تعطیل شد. اما کرهشمالی پس از آنکه شورای امنیت سازمان ملل متحد ماه آوریل اقدام این کشور را در پرتاب یک فروند موشک دوربرد محکوم کرد مصمم شد تولید پلوتونیوم خود را ازسر بگیرد.
بدقولی امریکا در قبال کره اکنون به یک مثال و مصداق تاریخی تبدیل شده است. در ازای تعطیلی راکتور یانگ بیون قرار بود دولت امریکا چند گام مهم بردارد از جمله برداشتن تحریمها و اعطای کمکها و اعتبارات مالی، همینطور ایجاد راکتور سبک برای تولید انرژی، اما هیچ یک از این وعدهها عملی نشد.
وقتی بوش به عنوان نماد فریب پیونگیانگ کنار رفت کرهایها به استقبال اوباما رفتند. همه اقدامات پیونگیانگ نشان دهنده تغییر لحن کرهشمالی از زمان روی کار آمدن دولت باراک اوباما بود. کیم جونگ ایل در بیانیههای منتشره خویش این موضوع را به صراحت بیان کرد که دوره 8 ساله بوش تاریک ترین مقطع در همکاری این کشور با غرب بوده است و سقوط جناح نومحافظهکاران که به چیزی جز تحریم یا تهدید نظامی رضایت نمیدادند یک فرصت برای مردم و دولت امریکا ایجاد کرده است.
پس از گذشت شش ماه از دوره ریاست جمهوری اوباما وقتی کرهایها چرخشی در سیاست ایالات متحده مشاهده نکردند دست به اقدامات تازه زدند. سخن آنها این است که آنها در این مدت چند گام حسن نیت برداشتهاند که هیچ یک پاسخ درخور نگرفته است از جمله این که این کشور طی چند هفته اخیر دو خبرنگار امریکایی را که بازداشت کرده بود آزاد، مرزهای خود را با کرهجنوبی بازگشایی و فرستادگانی را برای گفتوگو با بیل ریچاردسون فرماندار ایالت نیومکزیکو اعزام کرد و وقتی ایده تدابیر نتیجه معکوس داد، آنها یک بمب هستهای آزمایش، یک فروند موشک بر فراز ژاپن شلیک کرده و مذاکرات شش جانبه را یک مذاکرات مرده توصیف کردند. کرهشمالی پنجم ماه آوریل (شانزدهم فروردینماه) یک موشک دور برد و بیست و پنجم ماه مه (چهارم خردادماه) نیز دومین آزمایش هستهای خود را انجام داد که منجر به تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه پیونگیانگ شد. کرهشمالی پس از آزمایش هستهای بیست و پنجم ماه مه خود که دومین آزمایش هستهای این کشور از سال دوهزار و شش تاکنون به شمار میرود، هفت موشک کوتاه برد را نیز شلیک و اعلام کرد دیگر به موافقتنامه آتشبس در شبه جزیره کره پایبند نخواهد بود.
چند گام اشتباه از سوی همراهان اوباما
اوباما با وعده تغییر سیاست دوره بوش در قبال کره روی کار آمد اما اندک زمانی پس از استقرار دولت او تصمیمها و رفتارهایی از سوی تیم مدیران او در شبه جزیره اعلام و ارائه شد که تردید جدی در نگاه اوباما افکند.
در فاصله دو رشته تحرکات نظامی و هستهای جدید پیونگیانگ، امریکاییها حول دو محور سرمایه گذاری کردند اول این که آنها پس از انجام آزمایشات موشکی و هستهای در پی این رفتندکه با فشار همسایگان کرهشمالی، رهبری این کشور را به عقبنشینی از موضع هستهایش وادار کند تا حدی که پیتر بک کارشناس امور کره در امریکا آن روز با خوشبینی اعلام کرد کرهشمالی احتمالاً متوجه شده است که اقدامات تحریکآمیز این کشور بیش از حد پیش رفته و حتی باعث شده است چین و روسیه نیز که از حامیان اصلی کرهشمالی به شمار میروند از اقدامات علیه پیونگیانگ حمایت کنند. محور دوم امیدهای گروه غرب به تحریمهای جدید سازمان ملل بود اما کرهشمالی در واکنش به تحریمهای جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد همچنین اعلام کرد بمبهای هستهای بیشتری خواهد ساخت.
نباید از نظر دور داشت که کیم جونگ ایل وقتی فرمان از سرگیری فعالیت مراکز هستهای و موشکی این کشور را صادر کرد که در کاخ سفید بحث بر سر تغییر رژیم به جریان افتاد. در واکنش پیونگیانگ این نکته قابل تأمل است که آنها از گرایش امریکا به سمت یک حرکت براندازانه ابراز نگرانی کردهاند. طرح موضوع تغییر رژیم از زبان کسانی صورت گرفت که کارگزاران اصلی دولت اوباما بودند و این تیر خلاص بر امید و خوشبینی پیونگیانگ به دولت دموکراتها بود. البته دوستان اوباما وقتی موشکهای بالستیک کره به پرواز در آمدند متوجه اشتباهات تئوری تغییر رژیم شدند اما دیگر دیر شده بود.
گوردون فلیک مدیر اجرایی مؤسسه تحقیقاتی منزفیلد که در سیاست مربوط به کره به باراک اوباما مشورت میدهد اولین نفری بود که خطرات بازی جدید دموکراتها در شبه جزیره را گوشزد کرد. او گفت با رفتارهای حساب نشدهای که ما داریم اینکه بگوییم کرهشمالی ها اکنون آماده مذاکره هستند، مسخره است. او به یاد آورد که کرهایها همواره اعلام کردهاند درصورتی که به عنوان یک قدرت هستهای به رسمیت شناخته شوند آماده مذاکره هستند.
جیم جونز مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز به زبان نقد و گلایه گفت برغم گزارشهای منتشر شده درباره وضع جسمی نامناسب کیم جونگ ایل، وی قدرت را در این کشور بطور کامل در اختیار دارد.
او باز در پیامی دلجویانه برای دولت کیم جونگ ایل گفت خواستار روابط بهتر با کرهایها است و سوزان رایس سفیر امریکا در سازمان ملل در تکمیل سخن جونز اعلام کرد آمادهاند تا نوعی از مذاکرات مستقیم را با کرهشمالی آغاز کنند.
ویکتور چا مشاور ارشد جرج دبلیو بوش رئیس جمهور سابق امریکا در امور کرهشمالی اقرار می کند که بحث آینده در باره کرهشمالی این نیست که مذاکرات دوجانبه یا چندجانبه چگونه و با چه ترکیبی شروع شود بلکه معمای امریکایی ها این است که چگونه اعتماد فروریخته کرهای ها احیا شود. وی که اکنون رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در دانشگاه جرج تاون است، می افزاید: مانع اصلی این است که چگونه کرهشمالی را متقاعد کنیم به مذاکراتی که هدف نهایی آن خلع سلاح این کشور است بازگردد.
با همه دیدگاهها و پیشنهادهایی که طرفهای امریکایی مطرح میکنند بدون شک سخن آخر را در پرونده هستهای کره، پکن خواهد زد. به این سبب کسانی که در پی چشمانداز هستهای شبه جزیره هستند باید در رأی و نظرات چینیها بیشتر تأمل کنند. از آنچه در رسانههای رسمی چین نوشته میشود برمی آید که چینیها به این باور رسیدهاند که دوستان شان در کرهشمالی برای کاهش تنشهای شدید برسر برنامه هستهای خود حسن نیت دارد.
اما در عین حال این نکته نیز برای آنها روشن شده که جامعه بینالمللی برای پیمودن مسیر خلع سلاح در این نقطه آسیا جاده ای دشوار پیش روی خود دارد.
از واقعیاتی که برای پکن روشن شده این است که جامعه بینالمللی باید از دامن زدن به بحثهای حاکمیتی این کشور پرهیز کند. کرهایها بشدت نسبت به مداخله در اموری مثل نقل و انتقال قدرت در داخل حکومت شان حساسیت دارند. از نگاه چین اشتباه بزرگ در رفتار جامعه بینالمللی این بوده که روی پاشنه آشیل کرهایها انگشت نهاد.
به همین دلیل نخست وزیر چین در بیان خواستههای شریک خویش به نقش مخرب رسانهها و محافل غرب فراوان تأکید کرد. به گفته رهبری چین شبکههای تبلیغاتی امریکا و اروپا با دامن زدن به مباحثی مثل وضع سلامت کیم جونگ ایل رهبر کرهشمالی و یا طرح سوژههایی مثل اختلاف درون حاکمیت پیونگیانگ یا دموکراسی و حقوق بشر دراین کشور، فضا را برای هر گونه مذاکره و همکاری جامعه جهانی با پیونگیانگ تیره ساختند.