هفتمین اجلاس سران سازمان همکاری های شانگهای با حضور 6 کشور عضو و چهار کشور ناظر در بیشکک برگزار شد. این اجلاس در شرایطی انجام گرفت که محیط امنیتی منطقه در نتیجه سیاست های یک جانبه گرایانه آمریکا طی چند سال گذشته همچنان ملتهب و تنش میان دو عضو اصلی و موثر سازمان های امنیتی ناتو و شانگهای یعنی روسیه و آمریکا در موضوعات مختلف بین المللی به ویژه در مسائلی همچون استقرار سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی، رقابت دو کشور بر سر مالکیت قطب شمال، مخالفت روسیه با سیاست های یک جانبه گرایانه آمریکا، تولید نسل جدید سلاح های استراتژیک، اعتراضات گاه و بیگاه آمریکا به دمکراسی و حقوق بشر در روسیه و... وارد مرحله حساسی شده است. برخی از کارشناسان مسائل استراتژیک از شرایط جدید میان دو کشور به نام «جنگ سرد دوم» یاد می کنند. به این ترتیب در اجلاس هفتم سران کشورهای عضو و ناظر سازمان شانگهای هر چند موضوعات متعددی در دستور کار قرار داشت اما مسائل امنیتی و مقابله با دخالت های آمریکا در منطقه بر سایر حوزه های همکاری سازمان یعنی حوزه های سیاسی و اقتصادی سایه افکنده بود. به خصوص اینکه برگزاری اجلاس بیشکک مصادف بود با رزمایش نظامی سازمان با عنوان «مأموریت صلح 2007»، رزمایشی که پوتین به همراه سران پنج کشور دیگر عضو سازمان پس از پایان اجلاس به سوی منطقه عملیاتی آن شتافتند تا بر نحوه برگزاری آن نظارت کنند.
تشکیل سازمان همکاری های شانگهای در حقیقت پاسخی به دخالت های فزاینده آمریکا در دهه 09 در محیط امنیتی روسیه بود. در دوران پس از جنگ سرد، محیط سیاسی و امنیتی و موقعیت ژئوپلتیک روسیه به شدت متأثر از نقش بازیگری آمریکا شده بود. نیروهای اطلاعاتی و عناصر سیاسی آمریکا جمهوری های جدا شده از شوروی سابق را جولانگاه مانور خود کرده بودند و حیات سیاسی و خلوت روسیه را ملتهب از تحرکات خود نموده بودند. از سوی دیگر سازمان امنیتی ناتو، در اجلاس پراک استراتژی جدید خود را بر گسترش نفوذ در محیط فرا اروپایی تعریف کرد و حوزه های غربی و جنوبی روسیه را مورد هدف قرار داد.
در چنین شرایطی روسیه در ابتدا تلاش داشت تا با اتخاذ «استراتژی خارج نزدیک» هژمونی خود را بر محیط امنیتی و حیات خلوت پیشین مسکو حفظ کند اما این استراتژی در مقابل تحرکات فزاینده و فشار گسترده غرب به نتایج مطلوب و موثری نرسید.
روسیه به منظور سدکردن نفوذ و فشار غرب روابط دو جانبه سیاسی؛ امنیتی و دفاعی خود را با پکن که آن نیز همانند مسکو تحت فشار تحولات امنیتی و سیاسی پس از جنگ سرد بود افزایش داد. در سال 1996 اجلاس شانگهای- 5 با حضور سران کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان برگزار شد. این اجلاس در واقع نقطه ای آغازین برای تکوین و شکل گیری سازمان بزرگتری به نام سازمان همکاری های شانگهای شد. اندکی پس از آن، با ورود ازبکستان به سازمان، این تشکل شامل 6 کشور شد که همه آنها با سیاست های یک جانبه گرایانه آمریکا و مداخلات کشورهای غربی و نیز پیشروی سازمان ناتو به سوی شرق مخالف هستند.
با عضویت ناظر کشورهای هند، پاکستان، مغولستان و ایران در سازمان همکاری های شانگهای، این سازمان با ده کشور، به یک بلوک قدرتمند امنیتی و سیاسی تأثیرگذار بر معادلات منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است.
سازمان شانگهای در تقسیم بندی سازمان های بین المللی یک سازمان امنیتی محسوب می شود و هدف آن همکاری های امنیتی- دفاعی کشورهای عضو در مقابل تهدیدات غرب، تروریسم بین المللی و مواد مخدر است. اما با این وجود غافل از همکاری های اقتصادی و سیاسی نیست. با توجه به پتانسیل بالا و ظرفیت گسترده ای که ده کشور عضو پیمان شانگهای در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی دارند، این سازمان می تواند در آینده ای نزدیک در تحولات بین المللی نقش قابل توجه و موثرتری ایفا نماید. مواضع متحد و هماهنگ اعضای سازمان به طور خاص بر استراتژی ها و راهبردهای رقبای منطقه ای و بین المللی مخصوصا آمریکا و متحدین غربی آن تأثیرگذار خواهد بود. وجه مشخصه سازمان، «مشارکت امنیتی» دو کشور بزرگ و عضو دائم شورای امنیت یعنی روسیه و چین است. دو کشوری که هر دو از مخالفین جدی سیاست های یک جانبه گرایانه آمریکا و مداخلات غرب در امور داخلی کشورهای دیگر هستند.
سازمان همکاری های شانگهای با توجه به عضویت دو کشور چین و روسیه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت در آن، همچنین عضویت اصلی و ناظر چهار کشور اتمی یعنی روسیه، چین، هند و پاکستان، دو غول جمعیت جهانی یعنی چین و هند و جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با موقعیت ژئوپولیتیک و تأثیرگذار در جهان اسلام می تواند سیاست های تهاجمی غرب را پاسخ داده و حرکت ناتو به سمت شرق را ناکام نماید.
عضویت ایران در سازمان شانگهای مطلوبیت ویژه ای به این سازمان بخشیده است. ایران در یک منطقه مهم ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک واقع شده و عضویت آن در شانگهای در راستای اهداف استراتژیک و منافع راهبردی دو کشور عمده و اصلی سازمان یعنی چین و روسیه نیز می باشد. همکاری گسترده ایران و سازمان شانگهای در زمینه های امنیتی، سیاسی و اقتصادی می تواند «محور چین- روسیه» را به «مثلث ژئوپلتیک چین- روسیه و ایران» تبدیل کند. مثلثی که حوزه جغرافیایی وسیعی را در بر خواهد داشت که از ایالت خود مختار «سین چیانگ» در چین شروع و به حوزه های جغرافیایی خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، آسیای میانه و قفقاز منتهی می شود. در نتیجه همکاری های استراتژیک مثلث مذکور، تحرکات و مانورهای سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی غرب در منطقه و در آسیا محدود می شود. محور استراتژیک جدید منطقه ای، به فضای همکاری های آسیایی تحرک بیشتری می دهد که به موجب آن موازنه امنیتی جدیدی در محیط منطقه ای ایجاد می شود. به طور طبیعی چنین موازنه ای در راستای حداکثر سازی منافع و مطلوبیت های ژئوپولیتیکی تمام اعضا و سایر کشورهای منطقه ای است.