صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۲۲۲۷

پیمان شانگهای نظام چند قطبی مورد انتظار


بسم الله الرحمن الرحیم

نشست سران سازمان همکاریهای شانگهای در « بیشکک » با ترسیم دیدگاه سران عضو و مجموعه این سازمان تجسمی از نظام چند قطبی مورد انتظار خود را به تصویر کشیده است .

این سازمان در برگیرنده کشورهائی است که جمعا حدود یک چهارم جمعیت جهان معاصر و بیش از یک چهارم مساحت خشکی های زمین و نیمی از گلوگاههای استراتژیک جهان را در اختیار دارند و با بهم پیوستن سرزمین کشورهای مرتبط با این سازمان موقعیت ژئواستراتژیک این پیمان بهتر قابل درک است و حساسیت و موقعیت کلیدی این پیمان منحصر به فرد را به تصویر می کشد.

سران سازمان شانگهای اعم از اعضای اصلی و ناظر در طول مباحث و تبیین مواضع خود نکاتی را خاطرنشان کردند که درصورت تحقق جغرافیای سیاسی جهان معاصر به کلی دگرگون خواهد شد و از آن پس شاهد نظم نوینی در جهان خواهیم بود که مشخصا « پایان دوران تک قطبی » در جهان را نوید می دهد.

با مروری بر تاکیدات سران کشورهای شرکت کننده در اجلاس سازمان همکاریهای شانگهای بهتر می توان دریافت که درصورت تعدد مراکز تاثیرگذار در ساختار نظام بین المللی چه نوع دیدگاههائی در اولویت خواهند بود و چه محورهائی مورد توجه خاص قرار می گیرند فهرست زیر اولویت های مورد انتظار پیمان شانگهای را در بر می گیرد :

1 ـ تقویت پیمانهای منطقه ای و تمرکز در اولویت بخشیدن به نیروهای منطقه ای در جهت تامین امنیت

2 ـ تاکید بر اصالت قدرتهای منطقه ای و نفی هرگونه دخالت خارجی

3 ـ توصیه به بسترسازی در جهت استقرار نظام چند قطبی در جهان .

دو محور اول اگرچه عمدتا از موضع دفاعی هستند و به تامین نیازهای منطقه ای مربوط می شوند لکن محور سوم یک دیدگاه تهاجمی است و برای ایجاد تحول در ساختار جهانی قدرت حرفهای تازه ای برای گفتن دارد که با روال کنونی نظام تک قطبی جهان دقیقا در تضاد و تعارض می باشد و مشخصا ضمن رد چنین وضعیتی خواستار ایجاد تحول بنیادینی است که بتواند به اهداف روشن و مورد انتظار منجر شود. مسئله اینست که واشنگتن باتلاش برای « امنیتی کردن مناسبات جهانی » سعی دارد برتری نظامی خود را در برخی زمینه ها به رخ بکشد و حتی با پرچم مبارزه با تروریسم نیز ناامنی ایجاد کند که می کند. لکن سران کشورهای شرکت کننده در اجلاس بیشکک ضمن تاکید بر ضرورت حفظ تقویت و ارتقا امنیت منطقه ای خواستار تحولات بنیادین در مناسبات اقتصادی فیمابین هستند تا در پرتو اقتصاد نیرومندتر بتوانند اهداف و برنامه های جامع تر و موثرتری را پیگیری کنند. با اینهمه تفاوت نسبی دیدگاهها بویژه در مقایسه مواضع چین و روسیه نیز کمابیش قابل ارزیابی است . بدین ترتیب که چین درعین آنکه به مسائل امنیتی بی توجه نیست عمدتا دیدگاهی اقتصادی را تعقیب می کند لکن روسیه درعین آنکه حرف زیادی در مقولات اقتصادی ندارد بر محورهای امنیتی تاکید می نماید و مشخصا خواستار آنست که اهداف و دیدگاههای عمدتا امنیتی خود را از تریبون پیمان شانگهای منعکس کند. بعلاوه در بیانیه پایانی نشست سران پیمان شانگهای محورهائی مورد تاکید قرار گرفت که نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد و باندازه کافی گویاست . بیانیه پیمان شانگهای با تاکید بر اینکه ثبات و امنیت در آسیای مرکزی « تنها » توسط نیروهای کشورهای منطقه و براساس توافقات موجود در چارچوب « اتحاد منطقه ای » میسر است قویا بنیان سیاستهای واشنگتن و « ناتو » برای نفوذ در آسیای میانه و قفقاز را مورد سئوال جدی قرار می دهد و آنرا رد می کند. در همین متن بیانیه پایانی برروی تقویت نظام بین المللی چند قطبی تاکید شده و در تشریح مبانی و اهداف و دستاوردهای مورد انتظار آن توضیح میدهد که چنان فرایندی امنیت متساوی و امکان توسعه برابر جهت تمامی کشورهای جهان را فراهم می سازد. این جمله قویا نفی سلطه واشنگتن و یکجانبه گرائی آمریکا در سالهای اخیر را هدف قرار داده است .

اگرچه از جملات تشریحی و استنتاجی در متن بیانیه نهائی پرهیز شده است لکن واکنش رسانه های آمریکائی و اروپائی نشان می دهد که مخاطبان این پیام دقیقا به منظور تدوین کنندگان آن پی برده اند و کاملا واقفند که اجلاس پیمان شانگهای و ماهیت این پیمان هویتی ضد آمریکائی داشته و دارد. دقیقا از همین دیدگاه است که سپر موشکی مورد نظر واشنگتن فقط تهدیدی علیه مسکو محسوب نمی شود بلکه تهدیدی علیه منطقه به حساب می آید و طیف کشورهای حاضر در اجلاس اخیر پیمان شانگهای به نقطه نظرات مشترکی در مقوله های متنوع دست یافته اند.

موضوع مهم در این زمینه اینست که اگرچه پیمان شانگهای بعنوان عامل متوازن کننده و پیمانی مقابل « پیمان ناتو » ارزیابی شده است لکن مسئله اینست که درصورت انحراف پیمان شانگهای به سمت « نظامی گری » در واقع در همان جهتی به پیش خواهد رفت که واشنگتن خواهان آنست و در حقیقت نوعی « مسابقه تسلیحاتی » را در چارچوب جدیدی بر دنیای معاصر تحمیل می کند. راهکار صحیح آنست که بجای اقدام برای تولید و باز تولید پیمانی معادل « پیمان ناتو » زمینه های سیاسی ـ تبلیغاتی نیرومندتری برای « فروپاشی پیمان ناتو » فراهم گردد. حال آنکه با جهت گیری احتمالی پیمان شانگهای به سمت نظامی گری فضای مناسبات فیمابین و حتی فضای مناسبات بین المللی شدیدا به یک « فضای بسته » تبدیل می شود که فقط نظامی گری و دیدگاههای امنیتی بر آن حاکم خواهد شد و جنگ سرد جدیدی میان ناتو و شانگهای را بهمراه می آورد.

صرفنظر از این موارد که در جای خود از اهمیت و حساسیت فراوانی برخوردار است پیمان شانگهای تدریجا به سمتی پیش می رود و قوام پیدا می کند که زمینه های ناکامی یکجانبه گرائی آمریکا را فراهم سازد و تجسمی از نظام چند قطبی مورد ا نتظار خود را بعنوان مدل قابل قبول ساختار جهانی قدرت به جهان معاصر ارائه کند و در عین حال از ترویج نظامی گری و مسابقه تسلیحاتی نیز بپرهیزد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات