اشاره:روسیه طى سالهاى اخیر دوران تنش زایى را سپرى کرده است.وقوع انقلابهاى نارنجى در حیاط خلوت مسکو و کارشکنىهاى اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا علیه کاخ کرملین بحرانهاى متعددى را بر سر راه مقامات روسى ایجاد نموده است.هرچند که خطاهاى استراتژیک ولادیمیر پوتین و همراهانش در این میان دخیل بوده است اما مسئله اصلى اینجاست که روسیه چگونه مى خواهد به مسیر خود در نظام بین الملل ادامه دهد؟
هنگامى که نشست اخیر 8 کشور صنعتى جهان در بندر هایلیگندام آلمان برگزارشد،پوتین بیش از هر زمان دیگرى خود را در میان دو واژه”آمریکا”و”اروپا”سرگردان یافت.حمایت علنى نیکولاس سارکوزی،آنگلامرکل،شینزو آبه و مقامات دولت انگلستان از سیاستهاى ایالات متحده آمریکا در اروپا رئیس جمهور روسیه را بر آن واداشته است تا نقش میلیتاریستى روسیه را در معادلات فراآتلانتیکى نظام بین الملل پررنگ تر نماید.روسیه در این نشست دریافت که “مقابله همه جانبه آمریکا و غرب با مسکو” به عنوان یک استراتژى کلان نانوشته توسط آنها تعریف و پذیرفته شده است .پیشنهاد ناشیانه پوتین مبنى بر استفاده مشترک واشنگتن و مسکو از پایگاه موشکى قبله در جمهورى آذربایجان نشان داد که حتى جدى ترین تلاشهاى روسیه در جهت جلب رضایت کاخ سفید و اتحادیه اروپا نیز تاثیرى در رفتار آنها ندارد.
اخیرا آنگلامرکل،صدر اعظم افراطى سرزمین ژرمنها حمایت خود را از استقرار طرح دفاع ضدموشکى ایالات متحده آمریکا در خاک اروپا اعلام نموده است.روسیه که طى سالهاى اخیر بابرخى همراهىهاى نادرست خود راه را جهت مانور آمریکا و اتحادیه اروپا در جهت مقابله با کاخ کرملین هموار ساخته است،هم اکنون با معمایى نه چندان پیچیده روبه روست که حل صحیح آن پیش شرط خروج مسکو از وضعیت فعلى به شمار مى رود.به نظر مى رسد که پوتین هنوز نتوانسته است تعریف صحیحى از آمریکا و اتحادیه اروپا در سیاست خارجى مسکو ارائه دهد.به راستى نقش این دو در مناسبات خارجى روسها چیست ؟آیا آمریکا یکى ازشرکاى راهبردى مسکو است یا اصلى ترین دشمن آن؟
هر چند که شواهد و مستندات دشمنى ریشه دار آمریکا و روسیه را تایید مى نماید اما رفتارهاى مقامات روسى در کنفرانسهاى بین المللى بر خلاف این واقعیت صورت مى گیرد.پوتین در فاصله سالهاى 2000 تا کنون به حرکت خود در جاده اى یکطرفه ادامه داده است.مسیرى که ناهموار بوده و مقصدى نیز در انتهاى آن وجود ندارد.تاریخ روابط بین الملل و آنچه در طول چند دهه اخیر میان مسکو و واشنگتن گذشته است نشان مى دهد که قرار گرفتن کاخ سفید و کاخ کرملین در کنار یکدیگر به عنوان دو شریک استراتژیک و راهبردى عملا ناممکن است،زیرا اهداف کلان این دو در تعارض کامل با یکدیگر قرار دارد.
در سالهاى میانى قرن گذشته،عمده ترین اهداف اتحاد شوروی، حفظ و ارتقاى امنیت ملى و نیز حفظ استیلاى آن کشور بر اروپاى شرقى بود. اتحاد شوروى سلطه خود را بر پیمان ورشو از طریق سرکوب انقلاب 1956 مجارستان ، قلع و قمع نهضت اصلاح طلب بهار پراگ در چکسلواکى به سال 1968، و پشتیبانى از سرکوب جنبش انسجام در لهستان در اوایل دهه 1980 ، حفظ نمود. همانطور که اتحاد شوروى به حفظ کنترل شدید خود بر حوزه نفوذش در اروپاى شرقى ادامه مى داد، جنگ سرد راه خود را به سوى تشنج زدایى متوجه ساخت، و الگویى پیچیده تر از روابط بین المللى که در آن، به روشنى دیگر شکاف مشخصى بین بلوکهاى مقابل در دهه 1970وجود نداشت. کشورهاى کمتر قدرتمند مجال بیشترى براى اظهار استقلال خود داشتند و دو ابرقدرت تا حدودى مى توانستند منافع مشترک خود را با تلاش براى کنترل بیشتر بر گسترش و تکثیر تسلیحات هسته اى از طریق معاهداتى همچون سالت 1، سالت 2 و پیمان موشکى ضد بالستیک مشخص نمایند.
مناسبات آمریکا- شوروى درپى حمله شوروى به افغانستان در سال 1979 برهم خورد.انتخابات ریاست جمهورى آمریکا سال 1980 و انتخاب رونالد ریگان، به عنوان یک ضدکمونیست افراطى و جنگ طلب نیز در این راستا تاثیر گذار بود. اما با فروپاشى اتحاد شوروى در سال 1991، روسیه جایگاه خود را به عنوان ابرقدرت که درپى پیروزى در جنگ جهانى دوم به دست آورده بود، از دست داد.از آن پس روسیه با تکیه بر منابع باقیمانده و افسران زبده اى که درزمان حاکمیت کمونیستها وجود داشتند پا به عرصه مناسبات جهانى گذاشت که در زمان ریاست جمهورى بیل کلینتون و بوریس یلتسین روابط آمریکا و روسیه حالتى ساکن داشت .
پس از بحران مالى سال 1998، یلتسین در پایان دوره زمامدارى سیاسى خود قرار گرفت.در آستانه سال2000 میلادى ، یلتسین استعفاى خود را اعلام نمود، و دولت را به دست ولادیمیر پوتین سپرد.پوتین یک افسر سابق (کا.گ.ب) و رئیس سازمان جانشین (کا.گ.ب) پس از شوروى سابق بود. در مارس سال2000، رئیس جمهور تازه کار به سادگى رقباى خود را در انتخابات ریاست جمهورى شکست داد، و در اولین دور راى گیرى پیروز شد. در سال 2004، او 71% آراء را به دست آورد و متحدین وى نیزدر انتخابات پارلمانى پیروز شدند. با سرکار آمدن بوش و پوتین این مناسبات به سوى تنش زایى مجدد پیش رفت.پوتین در صدد احیاى قطبیت مسکو در جهان بود و آمریکا در صدد حفظ خود به عنوان تک ابرقدرت جهان.از این رو منافع زیرساختى این دو با یکدیگر در تعارضى کامل قرار گرفته است.در این میان هرگونه لاپوشانى روسها جهت کمرنگ نمودن این تعارض به ضرر آنها خواهد بود.
وقوع انقلاب نارنجى در اوکراین و انقلاب مخملین در گرجستان معادلات سیاسى آسیاى مرکزى را به ضرر روسیه ترسیم نموده است.مقامات روسى پس از وقوع این انقلابها رفتار و واکنشى مناسب و کارآمد را از خود نشان ندادند و همین مسئله کاخ سفید و اتحادیه اروپا را حریص تر نموده است.استقرار سیستم دفاع ضدموشکى آمریکا در چک و لهستان به معنى تهدید مستقیم روسیه از سوى واشنگتن خواهد بود.مسلما دولتهاى اروپایى وابسته به آمریکا مانند انگلستان ،آلمان و فرانسه نیز به صورت علنى یا غیر علنى از این طرح حمایت خواهند کرد،زیرا تحدید منابع و قدرت روسیه از اصلى ترین اهداف آنان به شمار مى آید.مسکو طى هفته هاى اخیر اقدامات قابل تاملى انجام داده است که جملگى در راستاى مقابله علنى مسکو با سیاستهاى آمریکا و اتحادیه اروپاست. بر افراشتن پرچم روسیه در آبهاى اقیانوس منجمد شمالى که به معناى ادعاى حاکمیت روسها بر نیمى از قطب شمال و منابع نهفته در آبهاى این منطقه است شوک تازه اى را بر پیکره کشورهاى اروپایى وارد ساخته است.بازدید اخیر پوتین از پایگاهى موشکى در 50 کیلومترى شمال سنت پترزبورگ نیز به شدت کاخ سفید را به وحشت انداخته است.
رئیس جمهور روسیه اخیرا اعلام کرده است که ایستگاه رادارى جدید کشورش در نزدیکى سن پترزبورگ اولین مرحله از یک برنامه دفاع هوایى گسترده است که تا سال 2015 میلادى به پایان خواهد رسید.
برپایه این گزارش، این اولین اعلامیه علنى درباره چنین برنامه اى است؛ روسیه گفته است که سیستم دفاع هوایى خود را در پاسخ به طرح آمریکا مبنى بر استقرار سپر موشکى در شرق اروپا ارتقاء خواهد داد.ایستگاه رادارى روسیه در روستاى “لختوسی” در50 کیلومترى شمال سن پترزبورگ از دسامبر سال 2006 فعال بوده و مى تواند منطقه بین قطب شمال و آفریقا را دیده بانى کند.پوتین از این برنامه با عنوان را توسعه مدرن نیروهاى مسلح یادکرده است.
آمریکا در ماه ژانویه سال جارى (2007) به لهستان و جمهورى چک پیشنهاد داد تا یک سامانه دفاع ضد موشکى شامل 10 موشک رهگیر در لهستان و یک سیستم رادارى را در خاک آنها مستقر کند.ایالات متحده توجیه خود را از این اقدام مقابله با تهدیدات موشکى کشورهایى مانند ایران و کره شمالى اعلام کردهاست ،اما به باورکرملین هدف استقرارچنین سامانه اى ازسوى آمریکا دراروپاى شرقی، کنترل و تسلط بر سیستم هاى موشکى روسیه است.
آنچه مسلم است اینکه حرکت پوتین در جاده یک طرفه به نقطه پایان خود نزدیک مى شود.رئیس جمهور روسیه اخیرا تلاش مى کند تا به سوى واقع بینى بیشتر گام بردارد و مخالفت علنى و موثر خود را باسیاستهاى آمریکا به تصویر کشد.در نشست اخیر بىشک نیز این مسئله به خوبى قابل مشاهده بود.اعتماد یکطرفه روسیه به آمریکا اقدامات مسکو جهت تنش زدایى با واشنگتن تا کنون نتیجه و ثمرى براى کاخ کرملین به همراه نداشته و تنها باعث عقبگرد پوتین شده است.پوتین تصمیم گرفته است تا مخالفت خود با سیاستهاى واشنگتن،اتحادیه اروپا و ناتو را علنى تر سازد و از طریق مقابله مستقیم در صدد پاسخ به آنها بر آید.
رئیسجمهور روسیه قول داده است در پاسخ به طرحهاى آمریکا براى استقرار سامانه سپر دفاع موشکى در شرق اروپا توان نظامى کشورش را تقویت کرده و عملیاتهاى جاسوسى روسیه در خارج را گسترش دهد.
به اعتقاد پوتین اوضاع و شرایط جهان و منافع بینالمللى سرویس اطلاعات خارجى را ملزم به افزایش دائم توانایى هایش به خصوص در حوزه اطلاعات و تحلیل دادهها مىکند. سرویس اطلاعات خارجى روسیه جایگزین ک.گ. ب شده است. البته رئیس جمهور روسیه در اقدامى زیرکانه کشورهاى مورد هدف خود را نام نبرد اما مقامهاى آمریکایى و انگلیسى اخیرا اعلام کردهاند که مسکو فعالیتهاى جاسوسىاش را در این کشورها افزایش داده است.
پوتین در این خصوص مى گوید:
“ طرحهاى آمریکا براى استقرار نیروهایش در شرق اروپا و هدف واشنگتن از ایجاد سامانه موشکى در لهستان و جمهورى چک به چالش کشیدن امنیت روسیه است. واشنگتن سنگ اندازى مىکند. ایده هاى جایگزین حفاظتى در برابر تهدیدات موشکى که ما پیشنهاد آن را دادیم بدون پاسخ ماندهاند. تقویت همه جانبه ارتش ما از اولویتهاى بلامنازع ماست. ما ارتش را به سلاحهاى جدید مجهز خواهیم کرد. “
رئیسجمهور روسیه اخیراآمریکا و دیگر اعضاى ناتو را به شکست در تصویب الحاقیههاى معاهده نیروهاى متعارف اروپا )CFE( متهم کرده و گفته است که متن قدیمى این معاهده بر زرادخانهها و ماهوارههاى شوروى سابق تمرکز کرده بود، کشورهایى که هم اکنون عضو ناتو هستند و بخشى از بلوک شوروى به حساب مىآیند. به خصوص سلاحهاى کشورهاى حوزه بالتیک نظیر استونی، لتونى و لیتوانى که سابقا در محدوده نظامى شوروى در دریاى بالتیک بودند.
هشدارى براى آمریکا
روسیه بازى با برگ برنده انرژى را به دیگر ابعاد نظامى و علمى تعمیم داده است و همین مسئله دستان مقامات آمریکایى و اروپایى را جهت مقابله با مسکو بسته است.نباید فراموش کرد که نومحافظه کاران آمریکا در آستانه سقوط از قدرت قرار دارند و با توجه به کارنامه اى که بوش و همراهانش از خود به جاى گذاشته اند، بازگشت آنها به قدرت منتفى خواهد بود.حتى در صورتى که جمهوریخواهان سنتى بر سر کار بیایند سیاستهاى خصم انه واشنگتن علیه مسکو به صورتى طبیعى و خودکار کاهش خواهد یافت.دموکراتها نیز در صورت سرکارآمدن مناسبات خود با روسیه را بازتعریف خواهند نمود و حتى ممکن است سطحى از مناسبات دوستانه را با این کشور برقرار سازند.اما در روسیه پوتین و هوادارانش همچنان حرف اول و آخر را مى زنند.
هرچند ولادیمیر پوتین رئییس جمهور روسیه شخصا اعلام کرده است که قصد کاندیداتورى انتخابات سال 2008 را ندارد اما حزب حاکم روسیه آماده مطرح کردن کاندیداتورى وى در این پست در سال 2012 است.مسلما جانشین احتمالى پوتین در سالهاى 2012-2008 نیز وابسته به حزب حاکم روسیه خواهد بود و دقیقا از همان استراتژیهاى پوتین پیروى خواهد نمود.از این رو به جرات مى توان اظهار کرد که پوتین تا یک دهه دیگر همچنان اصلى ترین مرد کاخ کرملین خواهد بود.
لازم به ذکر است که سرگى مدرونوف، رئیس شوراى فدراسیون روسیه (مجلس سنا) اعلام کرده است که در سال 2009 - 2008 تغییراتى در قانون اساسى این کشور رخ خواهد داد که مدت زمان تصدى ریاست جمهورى از 4 سال به 5 یا 7 سال افزایش خواهد یافت. براساس نظرسنجى انجام شده در روسیه که نتیجه آن از سوى خبرگزارى اینترفکس منتشر شد، مشخص شده است که اکثر مردم روسیه از محدودیت ولادیمیر پوتین براى رقابت در سومین دور متوالى انتخابات ریاست جمهورى روسیه بر اساس قانون اساسى ابراز تاسف کرده اند، اما اعلام کردند که آمادهاند به پوتین در انتخابات 2012 راى بدهند.
براساس نظرسنجى انجام شده از سوى موسسه “لوادا” 52 درصد از شرکتکنندگان در این نظرسنجى اعلام کردند که اگر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در انتخابات ریاست جمهورى 2012 این کشور کاندیدا شود، به پوتین راى مىدهند. دراین نظرسنجى ازهر 10 تن یکى گفت که به کاندیداى دیگرى راى خواهد داد، در حالى که یک سوم از این راىدهندگان اعلام کردند که گزینه آنها براى انتخاب به شرایط حاکم در آن زمان بستگى دارد. در این نظرسنجى مشخص شد که شمار افرادى که خواهان این موضوع هستند که پوتین پس از سال 2012 ریاست جمهورى روسیه را برعهده داشته باشد، چهار درصد افزایش یافته است.
نتیجه گیری
روسیه گام جدیدى را در مقابله علنى با کاخ سفید و اتحادیه اروپا بر داشته است که مستلزم مدیریت و اتخاذ نگاهى واقع بینانه است.در صورتى که کاخ کرملین در ترسیم مناسبات خود با اتحادیه اروپا و آمریکا دوباره بخواهد از مشى قبلى خود پیروى نماید،دوباره به همان جاده یکطرفه اى بازمى گردد که پوتین به تازگى از آن خارج شده است.