اقدامات ایالات متحده در حمایت همه جانبه از رژیم غاصب صهیونیستی همچون گذشته ادامه دارد. نیکلاس برنز، از معاونان وزارت خارجه آمریکا با امضای توافقنامه جدیدی کمکهای نظامی واشنگتن به تل آویو را 30 میلیارد دلار اعلام کرد و گفت: این کمک نظامی آمریکا به اسراییل، سرمایه گذاری برای صلح است!
وی افزود: با توجه به اینکه واشنگتن به تل آویو اعتماد کامل دارد، واگذاری این کمک نظامی مشمول هیچ محدودیت و شرطی نیست و این 30 میلیارد دلار امکان برنامه ریزی بودجه نظامی را در 10 سال آینده برای اسراییل فراهم می آورد.
برنز در ادامه مدعی شد که آمریکا، اسراییل و بسیاری از کشورهای «دوست» در جهان عرب، با بحرانهایی مواجهند؛ بحرانهای منطقه ای نظیر ایران، سوریه، حزب ا... و جهاد اسلامی.
استانلی فیشر، رئیس بانک مرکزی اسراییل از امضای این توافقنامه به عنوان اقدامی «فوق العاده» یاد کرد. وی افزود: این امر به اسراییل اجازه خواهد داد تا برنامه نظامی و اقتصادی خود را با قدرت بیشتری ادامه دهد.
اخیراً گلعاد شارون، پسر آریل شارون قصاب، طی یادداشتی که در روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارنوت» منتشر شده است، معامله و پیمان ننگین به اصطلاح صلح !میان اولمرت و ابومازن را به معامله میان دو کلاهبردار تشبیه کرد که هر دو با علم به کلاهبردار بودن یکدیگر، دلشان را به این کلاهبرداری که هیچ چیز ته آن ندارد، خوش می کنند.
گلعاد شارون در تشریح این موضوع چنین می گوید: اولمرت و ابومازن درباره صلح دایم با هم صحبت می کنند، یکی از آنها ضعیف و بزدل و در حقیقت باید گفت که مثل یک جوجه است که هنوز سر از تخم در نیاورده است. اولمرت هم وضع خوبی ندارد و هر روز محبوبیتش در میان صهیونیستها کاهش می یابد. همه می دانند که این دو، نه خریدار هستند و نه فروشنده. پس این همه تبلیغات برای چیست؟ تنها برای عکس گرفتن با هم؟
یکی از آنها (عباس) به کمک نیاز دارد و پول می خواهد تا باند قتل و جنایتش متلاشی نشود. دومی هم (اولمرت) به دنبال به دست آوردن چیزی است تا در نهایت در کارنامه اش به ثبت برسد، اما مشکل اینجاست که بهایی که وی قرار است برای به دست آوردن این امتیاز ناچیز بپردازد، بسیار سنگین است. عباس به هیچ نوع توافقی پایبند نیست، همان گونه اولمرت چنین است. بر اساس مرحله اول نقشه راه باید همه سلاحهای مقاومت را جمع کنند و سازمانهای مقاومت را نابود و از فعالیت نظامی مشابه آن خودداری نمایند، اما در عمل این ما هستیم که در حال خلع سلاح و عقب نشینی هستیم پس چرا اولمرت در کمال وقاحت سقف مطالبات خود را کاهش می دهد.
این احمق (اولمرت) باید بداند که ابومازن به دشواری می تواند تنها یک گروه فلسطینی را رهبری کند و حتی در این خصوص هم ناتوان است پس چرا با وی مذاکره می شود !اشتباههای اولمرت بسیار است. افراد تحت تعقیب از تحت پیگرد بودن خارج می شوند و اموالی به آنها داده می شود که مشخص نیست کجا می رود؟ وسایل جنگی دیگری در اختیار آنها؛ یعنی عباس و طرفدارانش قرار می گیرد که به یقین در آینده مانند آنچه در نوار غزه روی داد، اتفاق می افتد که علیه اسراییل از این سلاحها استفاده شد. همه اینها برای به دست آوردن یک مسأله ناچیز است. اگر عباس با کمک ما و با زور سلاح بر فلسطینیان حکومت کند، در نهایت متوجه خواهیم شد که کار بیهوده ای کرده ایم. شاید بهتر باشد که اولمرت فکر کند که باید چه اقدامات و چه کارهای خوبی به جای عکس گرفتن در کنار عباس انجام دهد. باید بیندیشد که به دنبال چه هستیم؟ باید در گرفتن مطالبات و چشمداشتهای خود واقع بینانه باشیم.