مهدی سعیدی
حوادث پس از حماسه بزرگ 22 خرداد، فرصتی بود تا برخی چهرهها و جریانهای مدعی انقلابی گری ماهیت نفاق گونه خود را برای افکار عمومی برملا سازند. از جمله این گروهها و جریانهای سیاسی می توان به گروههای مدعی خط امام اشاره نمود که عمکرد مردودی را در کارنامه سیاسی خود ثبت نمودند.
این جریان که این روزها در صف حامیان فتنه گران قرار گرفته اند، به یک باره تمامی آموزه های کلیدی حضرت امام خمینی(ره) را همچون اطاعت و پشتیبانی از ولایت مطلقه فقیه به عنوان فصل الخطاب نظام اسلامی، ضرورت حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ضرورت پایبندی به قوانین جمهوری اسلامی ،عدم تضعیف نهادهای قانونی جمهوری اسلامی، ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد تفرقه، ضرورت مقابله با جریان تفرقه انگیز و خط نفاق عدم همراهی و همگامی با دشمنان انقلاب اسلامی و ... را فراموش کرده و تنها با تکیه بر سابقه وابستگی به بیت حضرت امام(ره) و سالها ادعای پیروی از ایشان خود را دلسوز انقلاب و امام نشان می دهند. و از سویی دیگر در برابر توهین های صریح دشمنان انقلاب به حضرت امام(ره) - که البته امروز در صف جنبش سبز قرار گرفته اند - سکوت اختیار کرده اند و دم بر نمی آورند.
آخرین نمونه از توهین های آشکار به زعیم بزرگ انقلاب اسلامی، اظهارات و دست نوشته های عطاالله مهاجرانی است که مدتهاست در پناه بیگانگان آرامش یافته و در جبهه منافقین و ضدانقلاب قرار گرفته است. مهاجرانی که تمام حیثیت و اعتبار نیم بند خود را نیز به یمن اتصال به انقلاب اسلامی و حضرت امام(ره) دارد، امروز «حیا را خورده و آبرو را قی کرده است» و با سوء استفاده از آب گل آلود ایجاد شده توسط فتنه گران سبزپوش، بر علیه حضرت امام(ره) مقاله می نویسد.
وی در آخرین نوشتاری که در وبلاگش منتشر یافته و مورد استقبال گروهکهای ضدانقلاب و رسانه های صهیونیستی قرار گرفته، از اعدام جمعی از سران گروهک منافقین با عنوان«جوان کشی کم نظیر تاریخی» یاد کرده و با تمجید از منتظری، اعتراض وی به این اعدام ها را علت برکناری منتظری از قائم مقامی رهبری اعلام می دارد.
تحریف صریح حقایق تاریخی و اعتراض به این تصمیم مسئولین نظام اسلامی در مواجه با معاندین و محاربین با نظام، در حالی صورت می گیرد که در آن زمان رهبری انقلاب اسلامی با حضرت امام(ره) بوده و موسوی در جایگاه نخست وزیری بر قوه مجریه و وزارت اطلاعات اشراف دارد و از سوی دیگر آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان ریاست قوه مقننه رکن دیگر نظام را مدیریت می کند و آیت الله موسوی اردبیلی نیز در راس دیوان عالی کشور و آقای موسوی خوئینی ها نیز به عنوان دادستان کل کشور فعالیت می کردند.
اما آنچه در این میان قابل توجه است،سکوت معنادار مدعیان خط امامی است، که از سویی دیگر همه هم خود را برای حمله به جریان اصولگرا قرار داده اند. محمدعلی انصاری مسئول موسسه حفظ و نشر آثار حضرت امام(ره) که کمترین زاویه ای را به زعم خود در گفتار و رفتار اصولگرایان با خط امام تاب نمی آورد چگونه است که در برابر اراجیف مهاجرانی و دیگر هم پیاله های وی در فتنه سبز -که صراحتا امام بزرگوار را به استبداد و جنایت متهم می سازند - سکوت کرده است؟! چرا امروز موسوی و کروبی که خط امام را دستمایه سوء استفاده سیاسی این روزهای خود قرار داده اند در برابر این ادعاها آرام گرفته اند؟!
آیا غیر از این است که منافع سیاسی و قدرت طلبی، آقایون را به سکوت واداشته است، و یا در تحلیلی بدبینانه تر باید گفت که ادعای پیروی خط امام تنها پوششی برای اغراض سیاسی بوده است؟!
علت هر چه باشد چشمان تیزبین ملت در این روزهای پر فتنه، هوشیارتر از دیروز، تمام حرکات سیاسی مدعیان خط امام را تحت نظر دارد و بی شک مبتنی بر آن قضاوت خواهد نمود.