صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۲۲۶۵۰

استفاده ابزاری غرب از نوبل صلح


اکبر صفری
سرانجام کمیته نوبل در نروژ از میان کسانی که نام آنها به عنوان نامزد جایزه صلح نوبل در یک لیست محرمانه قرار داشت ، در خبری غیرمنتظره با انتخاب باراک اوباما ، تکلیف برنده این جایزه را در سال???? مشخص نمود.
هرچند بنا به اظهارت متولیان و مسوولین کمیته نوبل ، این جایزه در راستای عمل به وصیت آلفرد نوبل مبنی بر تکریم از شخصیتهای است که بهترین یا بیشترین فعالیت را در راه برادری ملل و صلح کرده باشند . اما نگاهی به فهرست دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل در طی سالهای گذشته همانند شیرین عبادی، اسحق رابین، مناخیم بگین، شیمون پرز، شارون، هنری کیسینجر (مشهور به قص}اب ویتنام)، انورسادات (پیشتاز سازش با رژیم صهیونیسم) و مخصوصاً مجموعه فعالیتهایی برجسته و محوری که این افراد به واسطه انجام آنها مستحق در یافت این جایزه شده اند نشان می دهد که بین اهداف و اظهارات تبلیغی اهداء کنندگان این جایزه جهانی با آنچه در عمل به عنوان خدمات بنیادی و تحول آفرین در راستای حفظ صلح و کرامت انسانها درجامعه امروزی روی می دهد نوعی دوگانگی و تضاد آشکار وجود دارد .
وجود این نوع تضاد کاملاً مشهود نیز در واقع به نوعی دوگانگی و نفاق آشکار و مبرز در رفتار سران کشورهای غربی و نوع سیاست استعماری که آنها برای رسیدن به مقاصد خود در اقصی نقاط جهان دنبال می کنند بر می گردد . لذا ملاک و معیاری که از سوی غربی ها برای تعیین صلح ، آزادی ، حقوق بشر و رفاه اجتماعی در هر نقطه از جوامع جهانی ترسیم و تبلیغ می شود به میزان قابل توجهی به منافع غرب و پیشرفت برنامه های استعماری غرب در آن منطقه یا جامعه وابسته است .
اما غربی ها برای نهادینه کردن ارزش ها و باورهای فکری خود در هر اجتماعی بیش از هر چیز دیگری به شرایط و بسترهای مناسبی نیاز دارند که به راحتی بتوانند در آن محیط از قبل آماده شده ، پایه های فرهنگی خود را برای استثمار نسل های آینده مستحکم نمایند . که در این زمینه وجود شخصیتها و رسانه های ارتباطی شاخص و تاثیر گذار در سطح اجتماع ، می تواند نقش مهمی را در فراهم سازی بسترهای مورد نظر و پیاده سازی برنامه های فرهنگی غرب ایفا نمایند .
بنابر این وقتی خواص یک جامعه به عنوان نماد های برجسته هر اجتماعی در راستای ارزش ها و معیارهای حاکم بر فرهنگ غرب گام بر می دارند و با کلام ، قلم و رفتار شان متناسب با نیاز های اجتماعی و سیاسی روز در پیشرفت منافع و دستیابی به اهداف مورد نظرغربی ها مفید هستند . به تبع آن نیز غربی ها سعی می کنند از این خواص و تشکیلات به وجود آمده به عنوان ردپایی برای هدایت آیندگان حداکثر بهره بردار ی لازم را اتخاذ نمایند .
بنابر این دنیای استعماری غرب سعی می نماید که با ترسیم یک چهره کاملاً موجه و اعطای برخی القاب و عناوین جهانی همچون اهداء جایزه صلح نوبل ضمن بزرگنمائی و تایید اندیشه ها و رفتار این افراد در عرصه بین المللی ، در جذب سایر خواص جامعه نیز برای خدمت به غرب ایجاد انگیزه نماید. این نوع تقدیر غرب در واقع در تقویت انگیزه های سیاسی مورد نظر افراد و در تداوم کار نیز بسیار مهم است. چنان که باراک اوباما در واکنش به انتخاب خود به عنوان برنده نوبل صلح ???? اظهار داشت:«جایزه صلح نوبل را نه بعنوان نتیجه خدماتش بلکه بعنوان تشویقی برای عملکرد آینده ارزیابی می کند.»
اما در این بین تاریخ انقلاب اسلامی مثال روشن و قابل تصوری است که به خوبی نشان می دهد تا چه اندازه دشمنان به استفاده ابزاری از این قبیل عناوین و القاب در برجسته نمودن خواص غرب زده و غیرخودی در حذف حکومت دینی و نقض استقلال کشور مصمم هستند. تلاش اخیر برخی رسانه ها و خبرگزاری ها مبنی بر انتخاب برخی افراد به عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل سال 2009 در ایران نشان می‌دهد که کشورهای بیگانه همچنان خواص موردنظر خود را که با عناوین پرجذبه و عامه پسند همچون بیان مشکلات اقتصادی، عدم آزادی بیان، اندیشه های سکولار و ترویج بی بند و باری و هیاهوی سیاسی ضمن تقابل با محورهای ارزشی و اعتقادی اسلام درصدد کم رنگ نمودن اعتقاد و اعتماد مردم نسبت به حکومت اسلامی می باشند را فراموش نکرده و همچنان به آنها امیدوار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات