صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۲۲۶۵۵

احزاب سیاسى ایران (بخش بیست‌ونهم)


مرتضى صفارهرندی
حذف پست نخست وزیری در جریان بازنگری قانون اساسی، رحلت امام و انتخاب رئیس جمهور وقت به عنوان جانشین ایشان درجایگاه ولایت فقیه و انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری در نیمه اول سال 1368 اثر قابل توجهی بر وضعیت دسته بندی های سیاسی داشت و شاید هیچ گروهی به اندازه مجمع روحانیون مبارز تحت تأثیر این رویدادهای مهم قرار نگرفت.
براساس برخی اخبار غیر رسمی تعدادی از اعضای مجمع روحانیون مبارز در نیم روز پس از رحلت امام (ره) به گزینه هایی غیر از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) برای قرار گرفتن در جایگاه رهبری نظر داشتند.
اما با انتخاب ایشان به رهبری، بایستی خود را با شرایط جدید تطبیق می دادند. رهبری جدید دبیر کل مجمع روحانیون را در مسئولیت اداره بنیاد شهید ابقا کردند و دومین شخصیت مهم این تشکل، یعنی سیدمحمد موسوی خوئینی ها را به عنوان مشاور خود برگزیدند. البته پس از قرار گرفتن آیت الله محمدیزدی در جایگاه تازه تأسیس ریاست قوه قضائیه، طبیعی بود که با توجه به نوع گرایش ها، ادامه حضور موسوی خوئینی ها در مسئولیت دادستان کل کشور امکان پذیر نباشد.
همچنین به دنبال شکل گیری نیروی انتظامی با ادغام کمیته انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز یعنی حجت الاسلام محمدعلی رحمانی به عنوان نماینده ولی فقیه در این نیرو منصوب شد.
قرار گرفتن حجت الاسلام حجازی - که دارای روابط خوبی با اعضای مجمع روحانیون مبارز بود - در مسئولیت های کلیدی بیت مقام معظم رهبری نشان می داد که رهبر معظم انقلاب قصد دارند از این تشکل و دیگر تشکل هایی که تا آن زمان دارای سلایق متفاوتی با ایشان بودند در پیشبرد اهداف نظام بهره ببرند. از آن زمان دو گرایش متفاوت در این تشکل قابل رویت بود. افرادی همانند آقایان سید حمید روحانی، رحیمیان، جلالی خمینی و... همراهی معتقدانه با رهبری را برگزیده بودند. اما از رفتار بخش دیگری از این تشکل چنین می شد فهمید که وزن بیشتر را برای اهداف گروهی خود قائلند.
اندکی پس از آغاز رهبری آیت الله العظمی خامنه ای، آقای هاشمی رفسنجانی با رأی قاطع مردم و حمایت هر سه تشکل روحانی (جامعه مدرسین، جامعه روحانیت و مجمع روحانیون) در جایگاه ریاست جمهوری قرار گرفت. اما در همان ابتدا و با عدم انتخاب سیدعلی اکبر محتشمی پور به وزارت کشور نغمه هایی مثل «حذف یاران امام» در محافل حامی مجمع روحانیون مبارز آغاز شد. رئیس جمهور جدید عبدالله نوری را که او نیز از همفکران مجمع روحانیون مبارز بود، به عنوان وزیر کشور انتخاب کرد.
رادیوهای بی بی سی و اسرائیل از این تغییر با عنوان «حذف افراطیون به رهبری محتشمی پور» یاد می کردند. این رادیوها و نیز رادیو آمریکا از یک دسته بندی جدید در حکومت یاد می کردند که در یک سوی آن «تندروها به رهبری سیدعلی اکبر محتشمی پور» و در سوی دیگر آن، «میانه روها به رهبری هاشمی رفسنجانی» قرار داشتند. گویا محتشمی و برخی از دوستان او در مجمع روحانیون و گروه های همسوی با آن نیز این دسته بندی را باور کرده بودند. آنها خود را مدافع شیوه های اقتصادی و نیز سیاست خارجی دوران امام و دولت جدید را دارای ایده تجدیدنظر در آن شیوه ها قلمداد می کردند. محتشمی پور مدتی پس از پایان دوران وزارت کشور نشریه ای به نام «بیان» را راه اندازی کرد که با تعقیب همین داعیه ها نسبت به پیوستن کشور به نظام جهانی و فراموشی جنگ فقر و غنا و عدالت اقتصادی هشدار می داد.
حمایت کامل سیدمحمود دعایی (عضو مجمع روحانیون مبارز) از دولت هاشمی رفسنجانی و تخطئه مکرر الگوهای اجرایی دوران جنگ در این روزنامه، در کنار حملات برخی دیگر از اعضای مجمع روحانیون مبارز به دولت هاشمی در نطق های مجلس و یا مطبوعات جدید مثل بیان و روزنامه سلام (ارگان غیررسمی این تشکل) از بروز اختلاف نظر در بین اعضای آن در دوران جدیدحکایت می کرد. تا قبل از آن دو روزنامه کثیرالانتشار کیهان و اطلاعات به طور کامل در اختیار اعضای مجمع روحانیون و افراد همسو با آنها بود.
اما در دوره جدید روزنامه کیهان نیز روی حمایت از رهبری از جمله در بحث حمایت از دولت (در عین انتقاد از پاره ای از رویکردهای اقتصادی و فرهنگی آن) تأکید داشت. بدین ترتیب دیگر وضعیت یکسویه مطبوعاتی دوران دولت میرحسین موسوی و عدم تحمل تنها روزنامه منتقدان دولت (روزنامه رسالت) در این شرایط متوقف شده بود و مجمع روحانیون مبارز برای تبلیغ نظرات خود به یک روزنامه مستقل نیاز داشت. روزنامه سلام با مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها تأسیس شد و تعدادی از نویسندگان سابق موسسه کیهان، اعضای دفتر تحکیم، جناح موسوم به چپ مجاهدین و... در تحریریه آن مشغول به کار شدند.
موسوی خوئینی ها همچنین از سوی رئیس جمهور وقت مسئولیت مجموعه پژوهش تازه تأسیسی به نام مرکز تحقیقات استراتژیک را بر عهده گرفته بود و همین مجموعه نقش پشتوانه علمی روزنامه سلام را ایفا می کرد. در وهله اول روزنامه سلام همانند ماهنامه بیان سیاست های جدید اقتصادی (دور شدن از اقتصاد دولتی و شکل قبلی اقتصاد تعاونی) و نیز سیاست خارجی (تنش زدایی با اروپا و کشورهای وابسته به غرب در منطقه) را مورد هجوم قرار می داد. البته موضع گیری افرادی مثل مهاجرانی (معاون پارلمانی رئیس جمهور وقت) و رجایی خراسانی (نماینده مجلس) مبنی بر لزوم مذاکره مستقیم با آمریکا به این رویکرد دامن می زد. محتشمی پور در اوج نمایش این تفاوت نگاه در سیاست خارجی به هنگام اشغال کویت توسط ارتش بعث عراق و حمله آمریکا به عراق، صدام حسین را خالدبن ولید زمان خواند! و خواستار کمک به او در مقابله با آمریکا شد. در شرایطی که بحران سیاسی و اجتماعی در کشورهای بلوک شرق آغاز شده بود، همراهان مجمع روحانیون مبارز با اشاره به خروج ارتش شوروی از افغانستان و نیز سیاست های جدید گورباچف خواستار نزدیکی بیشتر به این بلوک بودند. اما پس از سقوط «چائوشسکو» رهبر کشور کمونیستی رومانی (بلافاصله بعد از بازگشت از سفر به تهران) روزنامه سلام ارگان مجمع روحانیون مبارز و نیز نمایندگان حامی این تشکل در مجلس، وزیر امورخارجه را به خاطر تدارک این سفر مورد حملات شدیدی قرار دادند. به گونه ای که رهبر معظم انقلاب برای اولین بار پس از تصدی امر ولایت وارد منازعه جناح ها شدند و دست اندرکاران این تبلیغات را «افراد غیرمسئول» خواندند.
وزارت ارشاد در دولت آقای هاشمی رفسنجانی در دستان سید محمد خاتمی عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز بود. او در این وزارتخانه افرادی مثل محمدعلی ابطحی (دیگر عضو مجمع روحانیون مبارز) را به کار گرفته بود. در زمان رأی اعتماد به محمد خاتمی یکی از نمایندگان جناح همسو با مجمع روحانیون مبارز در مقام موافقت با او از پاکسازی 1400 نفر سخن گفته بود. اما رویکرد فرهنگی لیبرال او و مدیرانش در دولت سازندگی، به حوزه چالش جدیدی برای مجمع روحانیون تبدیل شده بود. البته خاتمی در آن زمان به صورت علنی با رویکرد رادیکال مجمع روحانیون مبارز در مسائل اقتصادی و سیاست خارجی همراهی نمی کرد، اما در مقام وزیر ارشاد، خود به خود پشتیبان قدرتمندی برای تشکل مجمع روحانیون و گروه های همسو به شمار می رفت.
یکی از اولین موضع گیری های مجمع روحانیون و ارگان آن در دوره پس از رحلت امام مخالفت آنان با رأی اکثریت مجلس خبرگان درباره سپرده شدن نظارت انتخابات خبرگان به شورای نگهبان بود و شاید اولین مخالفت با نظارت استصوابی شورای نگهبان از سوی این گروه ابراز شد. این مخالفت ها به رغم صراحت قانون اساسی بر اختیارات مجلس خبرگان در این زمینه و نیز درحالی ابراز می شد، که رهبر معظم انقلاب بر لزوم دفاع از مصوبات مجلس خبرگان حتی از سوی مخالفین آنها، تأکید داشتند.
در آزمون علمی شورای نگهبان برخی از اعضای مجمع روحانیون شرکت نکردند، برخی دیگر قبول نشدند و برخی دیگر از اعضای این تشکل با رأی مردم به مجلس خبرگان راه یافتند. پس از برگزاری این انتخابات روزنامه سلام از زبان یکی از همفکران مجمع روحانیون با مطرح کردن موضوعاتی مثل عدم حضور دو سوم واجدان شرایط در انتخابات اکثریت مردم را طرفدار جناح رادیکال خواند.
رهبری انقلاب این موضع گیری را که همزمان با شرایط حساس حضور ارتش آمریکا در منطقه برای حمله به عراق صورت گرفت، مربوط به غریبه ها و شبیه رادیوهای اسرائیل، آمریکا و منافقین خواندند. اما سیدعلی اکبر محتشمی پور بلافاصله مدعی شد که امام دقیقاً همان خطی را داشتند که «جناح خط امامی و رادیکال» دارد. او اتهام ضد ولایت فقیه درباره افرادی که رهبر معظم انقلاب سخن آنها را شبیه سخن رادیوهای اسرائیل و... خوانده بودند، را از سوی «مخالفان امام» دانست و به دفاع از گوینده آن اظهارات پرداخت.
بدین ترتیب برخی از اعضای مجمع روحانیون در همان اولین سال‌های رهبری جدید، مقابله غیررسمی با ایشان را در برنامه خود قرار داده بودند و استمرار این نوع موضع گیری ها به عدم انتخاب آنان در انتخابات مجلس چهارم و آغاز یک دوره انزوای چند ساله مجمع روحانیون منجر شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات