صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۶:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۲۲۹۲

حزب الله و 33+ 365 روز جنگ / عماد حسینی


چهاردهم اوت 2006 روز پایان جنگ 33 روزه اسراییل علیه لبنان نه تنها نقطه تحولی در خاورمیانه بلکه یک تاریخ سرنوشت ساز و نقطه عطفی برای تحولات جهانی محسوب می شود.

چهاردهم اوت 2006 روز پایان جنگ 33 روزه اسراییل علیه لبنان نه تنها نقطه تحولی در خاورمیانه بلکه یک تاریخ سرنوشت ساز و نقطه عطفی برای تحولات جهانی محسوب می شود. اگر بخواهیم بدون هیچ نوع احساساتی نسبت به حزب الله لبنان به تحلیل نحوه پایان جنگ اسرائیل علیه این جنبش مقاومت بپردازیم به جرات می توان گفت که ناکارآمدی سران اسرائیل در نحوه آغاز و مدیریت جنگ و صد البته در کنار مقاومت وپایمردی مبارزان حزب الله بود که توانست این شکست را برای طرف صهیونیستی به ارمغان بیاورد.

اگر بخواهیم بدون هیچ نوع احساساتی نسبت به حزب الله لبنان به تحلیل نحوه پایان جنگ اسرائیل علیه این جنبش مقاومت بپردازیم وعلل موفقیت ودلایل ناکامی اسرائیل را بررسی کنیم باید در یک جمله بگوییم که علت رقم خوردن جنگ به نفع حزب الله ناکامی یا همان شکست اسرائیلی ها در رسیدن به برنامه های از پیش اعلام شده آنها بود به نحوی که به جرات می توان گفت که ناکارآمدی رهبران اسرائیل در نحوه آغاز و مدیریت جنگ وصد البته در کنار مقاومت وپایمردی مبارزان حزب الله بود که توانست این شکست را برای طرف صهیونیستی به ارمغان بیاورد.

به بیانی واضح تر گرچه حزب الله از این جنگ با زخم های بسیاری که برخی از آنها عمیق هم می نماید، خارج شد اما خروجش از این جنگ به خودی خود یک موفقیت بسیار بزرگ وشاید بزرگترین موفقیت محسوب می شود.

شاید بسیار بی رحمانه باشد که چنین توصیفی را برای موفقیتی قایل باشیم که برخی از تحلیلگران آنرا بزرگترین پیروزی یک گروه مبارز مسلمان در قرن بیست ویکم بر می شمارند اما شاید با استمداد از سخنان سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان و بسیاری دیگر از رهبران این جنبش که پیروزی یاد شده را یک پیروزی الهی ونه بشری دانسته بتوان این جرات را در توصیف چنین امری به کار برد و بر اساس آن این تحلیل را پیش برد.

بی شک در معادله قدرت نظامی بین اسرائیل وحزب الله همه پارامترها به نفع اسرائیل است وروی کاغذ برتری هوایی ودریایی به طور کامل وتوان نیروی زمینی ارتش این رژیم هم با توجه به ادوات ونیروی انسانی اصولا با چند هزار وشاید چند ده هزار مبارز حزب الله که تنها مجهز به سلاح های سبک ونیمه سنگین هستند قابل قیاس نیست.

برای پی بردن به علت موفقیت حزب الله همانطور که گفته شد باید از سوی دیگر معادله به این مسئله بنگریم وببینیم اسرائیل چه داشت واز داشته های خود چگونه استفاده کرد.

به اعتقاد تحلیلگران امور استراتژیک، اسرائیل در پنج مورد اشتباه کرد واین پنج اشتباه باعث شد تا نتیجه ای جز ناکامی به دست نیاورد. گرچه اسرائیلی ها در کمیته های حقیقت یاب خود از جمله کمیته اصلی آن وینوگراد، آنرا به ناکارآمدی رهبران نظامی وسیاسی خود نسبت می دهند اما در این چارچوب هرگز نمی توان از برنامه ریزی های منسجم فرماندهان جنگی وسیاسی حزب الله به

1- اولین وشاید مهمترین علت این شکست خروج اسرائیل از قاعده واستراتژیک اهداف پلکانی است.

اسرائیل در جنگ های گذشته خود نشان داده بود که از استراتژی پلکانی استفاده می کند به بیانی دیگر جنگ با اهدافی کوچک آغاز وسپس به تدریج بعد از تحقق آن اهداف بزرگتری اعلام می شد.

اما در این جنگ رهبران اسرائیل از همان ابتدا دو هدف بزرگ را که تقریبا غیر قابل تحقق ودستیابی بود بعنوان اهداف خود اعلام کرد.

از همان 12 جولای که دو نظامی اسرائیلی به اسارت حزب الله در آمده وتانک های میرکاوای اسرائیل در مرز لبنان توسط مبارزان حزب الله به آتش کشیده شدند ، فرماندهان نظامی ورهبران سیاسی اسرائیلی آزادی دو اسیر خود را بعنوان هدف اصلی جنگ اعلام کردند وچندی بعد هم سرکوب وحتی از بین بردن حزب الله را بعنوان هدف جنگ خود اعلام نمودند تا برخی از کارشناسان از آن بعنوان یک فرار به جلوی واضح نام ببرند.

این در حالی بود که حزب الله لبنان با استراتژی کاملا مشخص و از پیش طراحی شده، حربه روانی جنگ پلکانی را در موشک باران شمال فلسطین اشغالی به کار برد وبه تدریج در حالیکه بر شمار موشک ها هر روز افزوده می شد دامنه اهداف آنها نیز به تدریج از مناطق وشهرک های صهیونیست نشین شمال فلسطین به سوی عمق آن پیش رفت وتا حیفا هم رسید.

ودر شرایطی که همه ناظران باتوجه به ناتوانی اسرائیل در دستیابی به هدف از پیش اعلام شده اش وی را ناکام توصیف می کردند افزوده شدن مسافت موشک ها هر روز می توانست یک پیروزی جدید برای حزب الله محسوب شود.

2- به اعتقاد کارشناسان نظامی تردید فرماندهان نظامی در استفاده سریع از نیروی زمینی دومین اشتباه اسرائیل بود به نحوی که طی چند روز اول جنگ در مواجه با مقاومت مبارزان حزب الله فرماندهان نظامی ترجیح دادند ابتدا از طریق نیروی هوایی مواضع حزب الله وبخصوص مراکزی را که تصور می شد مراکز فرماندهی ومحل اختفای رهبران آن بخصوص سید حسن نصر الله است را به همراه سایت های موشکی حزب الله از هوا مورد هدف قرار دهد.

این در حالی است که حزب الله با توجه به اطلاعات دقیق ووسیعی که از ساختار عملیاتی اسرائیل در اختیار داشت مغز متفکر وفرماندهی خود را به زیر زمین برد وبا کوچک کردن هسته های مبارزاتی عملا کارایی نیروی هوایی ارتش اسرائیل یکی از قدرتمندترین نیروهای موجود در جهان را عملا از دستیابی به هدف دارای ارزش نظامی منع کرد.

البته بعد از مدتی هم که اسرائیل مجبور شد از نیروی زمینی خود در این چارچوب استفاده کند هم حزب الله با انهدام قلعه های متحرک اسرائیل یا همان تانک های میرکاوا نشان داد که برای این استراتژی اسرائیل هم برنامه های کامل ،حساب شده وتمرین شده دارد.

3- داده های فوق به خوبی نشان می دهند که اسرائیل همچنان با تصورات گذشته خود واطلاعاتی که پیش از خروجش از جنوب لبنان در اختیار داشت به جنگ حزب الله آمده است در حالیکه حزب الله موفق شده بود طی این مدت با رخنه اطلاعاتی به ساختار ارتش اسرائیل از قدرت وتوان حداقل نیروی زمینی این ارتش اطلاعات ، کامل ، دقیق وطبقه بندی شده داشته باشد.

اکثر کارشناسان عربی که طی یک ماه گذشته در شبکه های مختلف ماهواره ای یا مطبوعات به ابراز نظر در این رابطه پرداختند متفق القول اعلام کردند صهیونیستها در عملکرد خود نشان دادند که ارزیابی دقیقی از توانمندی حزب الله نداشتند واین فاکتور شاید بزرگترین ضربات را بر پیکره ساختار نظامی اسرائیل وارد آورد.

مهمترین نمونه برای این ادعا اصابت موشک به ناو جنگی اسرائیل در سواحل بیروت بود ودر این چارچوب نمی توان از سقوط اسطوره تانک های میرکاوا هم به آسانی گذشت.

4- چهارمین فاکتوری که باعث ناکامی صهیونیستها شد و در واقع به درستی ازآن استفاده نکردند ومی توانست یک برگ برنده بسیار مهم باشد، همپیمانان داخلی این رژیم در لبنان بود.

طرفداران وهمپیمانان اسرائیل در داخل لبنان که جریان های مختلف وحاکم لبنان عناصر مهمش محسوب می شدند با آغاز جنگ و ورود موج آواراگان به مناطق شمالی لبنان مجبور شدند وارد فعالیت های کمک رسانی شوند وناخودآگاه با ابراز همدردی با آوارگان گرچه سعی می کردند حزب الله را در این چارچوب مقصر بشناسند اما از یک سو مجبور شدند از موضع بی طرفی در جنگ خارج شده وبه محکومیت اقدام اسرائیل حداقل در رسانه به دلیل کشتار وآواره کردن غیر نظامیان بپردازند واز سوی دیگر امداد رسانی آنها به آوارگان توانست بار بزرگی ازمشکلات وفشارهای حزب الله را هم در این چارچوب بکاهد.

هم پیمانان اسرائیل همانانی هستند که امروز بیشترین فشارهای سیاسی را بر حزب الله وارد می آورند وجنگ سیاسی ـ تبلیغاتی شدیدی را علیه این حزب در داخل لبنان سامان داده اند وحتی با یک بیداری دیر هنگام سعی دارند در فعالیت های بازسازی مناطق تخریب شده جبران مافات کرده ومیزان ناخرسندی مردمی را علیه حزب الله افزایش دهند.

حضور همپیمانان اسرائیل در مناطق خاصی از لبنان ونیز بخش های مشخصی از بیروت باعث شد تا این مناطق از حملات اسرائیل در امان ماند در حالیکه اسرائیل مجبور بود به دلیل بیم از پایین آمدن محبوبیت شخصیت های هوادارش از هدف قرار دادن این مناطق امتناع ورزد.

5- پنجمین فاکتور اسرائیل را باید سران کشورهای عربی دانست که حتی در بدو جنگ حمایت ضمنی خود را هم از اسرائیل اعلام کرده وعملیات حزب الله را در اسارت دو نظامی اسرائیلی محکوم وآنرا ماجراجویی توصیف کردند.

اما رهبران اسرائیل نتوانستند از این پتانسیل به نفع خود استفاده بهینه کنند چه اینکه برخی از اظهار نظرهای رهبران اسرائیل باعث شد تا عملا این رهبران آن محبوبیت نیم بند خود را در داخل جامعه خود هم از دست بدهند.

اختلافات وتنش های حاکم بین کشورهای مختلف عربی هم باعث شد تا یک جمله از یک منبع آگاه عربستانی در ماجراجو توصیف کردن حزب الله به دست مایه شدیدترین حملات تبلیغاتی قطر علیه عربستان تبدیل شده وریاض برای خروج از این فشار علاوه بر تکذیب استفاده از این واژه در این اظهار نظر کمک های گسترده ای را به آوارگان (البته با حفظ رویکرد انتقادی خود از حزب الله هر چند به شکل پنهان وچند لایه آن ) آغاز کند.

به هر شکل انتقاد عربستان از حزب الله به الجزیره قطر که گفته می شود وزیر خارجه اش روابط بسیار حسنه ای با اسرائیلی ها دارد این چراغ سبز را نشان داد تا بعد از المنار به شبکه دوم حزب الله تبدیل شده ونه تنها اسرائیل نتواند از هم پیمانان خود در این رابطه استفاده بهینه کند بلکه الجزیره قطر به یکی از تریبون های مهم حزب الله تبدیل شود که این مسئله به وضوح از اختصاص اولین مصاحبه دبیر کل حزب الله لبنان با یک رسانه (غیر از المنار) در زمان جنگ هم کاملا هویدا بود.

ناکارامدی رهبران اسرائیل باعث شد تا حزب الله علاوه بر پیروزی در عرصه ، مردمی ، اجتماعی وسیاسی بعد نظامی این رویارویی را با توجه به پات شدن این شطرنج به نفع خود به پایان برساند اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این پایان جنگ نیست بلکه همچنان این جنگ با شکل وابعاد مختلف دیگری بخصوص سیاسی ـ تبلیغاتی ادامه یافته است.

امروز هم پیمانان داخلی ومنطقه ای اسرائیل از یک سو ورهبران اسرائیل هم از سوی دیگر با خروج نیم بند از فشارها وشوک وارد شده، ساختار جدیدی از هم پیمانی برای سرکوب نه تنها حزب الله بلکه تمامی جنبشها و جریانهای آزادی خواه منطقه را تشکیل داده اند، ساختاری که اصطلاحا به آن میانه روهای عرب اطلاق می شود.

از اینرو حزب الله گرچه موفق شد جنگ 33 روزه را عملا به نفع خود به پایان برساند اما این جنگ طی 365 روز گذشته همچنان در ابعاد دیگر آن علیه این حزب ادامه دارد وبراساس آخرین اظهار نظر دبیرکل حزب الله پیش بینی می شود همچنان هم ادامه خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات