صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۲۳۱۱

مرد نقش هاى متناقض


بسیارى از سیاستمداران کیش شخصیتى مشاوران سیاسى را آزاردهنده مى پندارند اما گویى جورج بوش رئیس جمهور آمریکا همواره آن را بسیار بسیار رنج آور یافته است. بوش زمانى که رقابت هاى انتخاباتى ریاست جمهورى را آغاز کرد، برخلاف بسیارى از کاندیداهاى دیگر، عنوان داشت که تمامى مشاوران ارشدش تنها با او کار مى کنند.

بنابراین، کارل روو همه مشغله ها و کارهایى که عمرش را بر سر آنها گذاشته بود به کنارى نهاد تا فقط براى بوش کار کند و تا چند روز پیش که زمان رفتنش از کاخ سفید را اعلام کرد، همچنان در خدمت بوش بود.

این داستان ماجراهاى بسیارى را درباره بوش و روو در بر دارد. براى کسانى نظیر بوش، که نیاز مبرمى به اعمال سلطه دارند، تحمل و پذیرش ارتقاى جایگاه فردى مانند روو از یک مشاور صرف به یک شخصیت بزرگ بیانگر این واقعیت است که او نقش و یارى روو در رسیدنش به مقام ریاست جمهورى را عمیقاً مى ستاید، به گونه اى که شاید رسیدن به پیروزى هاى بعدى را بدون روو غیرممکن ببیند. درباره روو نیز این داستان نشان مى دهد که قدرت و داشتن جایگاهى در تاریخ بیش از پول برایش اهمیت داشته و او برخلاف بسیارى از مشاوران اعتقادى خالصانه به رئیس خود داشت.

تردیدى نیست که اگر بوش از روو مى خواست تا پایان دوره ریاست جمهورى اش درکاخ سفید بماند وى به آن تمکین مى کرد. اما در آن صورت بوش درمى یافت که زیان بقاى روو بیش از منافع و مزایاى آن بود؛ چرا که مشاورش اخیراً در کانون تحقیقات و استماعات کنگره قرار گرفته و پیروزى هایش در نبردهاى سیاسى کم شده بود.

روو پیش از آن که به طور تمام وقت به بوش ملحق شود، در تگزاس به چنان جایگاه بالا و نفوذى قوى رسیده بود که هر لحظه امکان داشت به یک رهبر سیاسى قدرتمند مبدل شود. ایالت تگزاس به یمن تلاش هاى او، به طور یکدست جمهوریخواه شده بود و هر نامزدى در هر سطحى از رقابت هاى انتخاباتى - فرماندارى ، کنگره ، دادگاه عالى ایالتى و قوه مجریه - از وى التماس مى کرد به دادن مشاوره به او رضایت دهد. اگر روو مى پذیرفت، کاندیداى مذکور با مشاور او رقابت بى رحمانه و سازمان یافته اى را آغاز مى کرد که معمولاً پیروزى اش قطعى بود.

سبک و سیاق کارى روو در واشنگتن چندان کارساز نبود.

هنگامى که در مبارزات انتخاباتى ۲۰۰۰ ، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ حضور یافت دشمنان زیادى براى خود دست و پا کرد. او اعضاى کنگره را رنجاند؛ همکارانش را هراساند؛ و با اعمال زور وارد خلأ ناشى از انزواى مقام هایى شد که در بازى سیاسى کاخ سفید مهره هایى سوخته بودند. ناکامى هاى بزرگ روو زمانى بود که نتوانست براى ابتکارات بزرگ بوش نظیر برنامه هاى مهاجرت و امنیت اجتماعى موفقیتى حاصل کند در انتخابات میاندوره اى ۲۰۰۶ کنگره را در چنبره جمهوریخواهان نگه دارد. این ناکامى ها از او چهره اى مشهور و جنجالى ساخت.

اشتباه است اگر روو هویتى جدا از بوش تلقى شود. بوش در حوزه هایى که از آن روو بود با فخر و تکبّر ظاهر مى شود و در سایر حوزه ها که در حیطه اختیارات مشاورش نبود با همان تکبر و فخرفروشى خودنمایى مى کرد، گویى که به پشتوانه روو گام برمى دارد. پس از انتخابات ۲۰۰۴ بوش برآن شد با آغاز برنامه بزرگ و ناکام خصوصى سازى بخش هاى امنیت اجتماعى ، سرمایه هاى سیاسى خود را به گردش اندازد. این طرح به نام و اعتبار روو به اجرا درآمد همان گونه که جنگ عراق به نام دیک چنى آغاز شد. هر دو مورد از زمره ناکامى و سرخوردگى هاى بوش قرار مى گیرد اما نه از آن جهت که وى بدون فکر وارد عمل شد بلکه از این لحاظ که مشاورانش او را فریب دادند. شباهت هر دو اشتباه بیانگر آن است که تصمیم گیرنده نهایى خود بوش است.

روو یک شگفتى ساز، ناقض قانون، خودمحور، پسرکى شرور و یک طراح بود. نمى شد فهمید که کى شوخى مى کند یا چه ترفندى در سر دارد. براى نمونه مى توان به تمجید همیشگى اش از ویلیام مک کینلى یکى از رؤساى جمهور فراموش شده آمریکا اشاره کرد.

هرگز نمى توان فهمید هدف او از این ستایش چه بود، آیا این عمل رندانه براى همسنگ دانستن خود با مارک هانا مشاور مک کینلى (به عبارتى روو مک کینلى) و از چهره هاى تاریخى آمریکا بود؟ یا نشانه اى از اشتغال ذهن او و ایجاد یک اکثریت جمهوریخواه؟ و یا یک شوخى صرف؟

دیدگاه واقعى روو هرچه که باشد باید این نکته را هم متذکر شد که ایده هاى سیاسى وى ( شاید بوش نیز) ریشه در تفکرات سیاسى اواخر قرن نوزدهم دارد یعنى زمانى که احزاب و رهبرانشان بالاترین قدرت را داشتند و میان علم سیاست و سیاستگذارى تمایز وجود داشت. اگر رونالد ریگان درصدد نابودى جامعه بزرگ لیندون جانسون بود، روو و بوش نیز در اندیشه «دوره اقتدارطلبى» بودند؛ چرا که به باور آنان این دوره به نخبگان لیبرال - قضات، روزنامه نگاران، تحلیلگران سیاسى و بروکرات ها- امکان داده است در رده هاى مختلف دولت نفوذ کنند.

روو تنها در صورتى یک سیاست را در پیش مى گرفت که یا سرمایه گذاران بزرگى براى اجراى آن مى یافت یا جایگاه حزب جمهوریخواه را تقویت مى کرد. سیاست خصوصى سازى امنیت اجتماعى قرار بود آن دسته از افراد طبقه متوسط را جذب کند که بخشى از درآمدهایشان در بازار سهام، اصلاحات قوانین مهاجرت براى جذب مهاجران آمریکاى لاتین و تجار خرده پا و دیگر برنامه ها سرمایه گذارى شده بود. اما از سوى دیگر روو همواره در جست وجوى حوزه هاى انتخابیه اى بود که مورد غفلت قرار گرفته بود و مهم ترین آنها در بخش هایى بود که رأى دهندگانش به طور مرتب به کلیسا مى رفتند. البته روو هرگز یک محافظه کار واقعى نبود زیرا این ایده که «هرکسى در سیاست از دولت انتظارى دارد» هسته اصلى تفکراتش را تشکیل مى داد. به همین دلیل است که حتى براى مخالفان روو چشمپوشى از شیوه هاى موردنظر روو و ایده هایش از دست رفتن یک فرصت تلقى مى شد. او بهتر از هر جناح دیگرى جاى خود را در میان گروه هایى که خارج از گود سیاست بودند، باز مى کرد. چنین گروه هایى درمیان طیف هاى چپ و راست بسیارند. به همین جهت بود که دموکراتها که فرد شاخصى چون روو نداشتندجایگاه خود را دربین این گروه ها به مرور از دست دادند.

سیاست گروه هاى فشار که روو آن را آزمود، در واشنگتن نوعى فرهنگ مصالحه را ایجاد کرد که کارکرد ترمز قدرت را دارد.

تلاش براى تبدیل شدن به هجومى ترین استراتژیست با بالاترین قدرت نفوذ در علم سیاست و سیاستگذارى ، آن هم درعصر مدرن تاریخ آمریکا، سرانجام وى را به حاشیه راند یعنى جایى که او هیچ وقت آرزویش را نمى کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات