صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۲۳۵۶۵

اسلامی کردن علوم انسانی:صالح اسکندری


بصیرت:اسلامی کردن علوم انسانی یا انسانی کردن علوم اسلامی؛ مسئله این بوده و هست! انسانی کردن علوم اسلامی یک فوبیای اجتماعی است که در دو قرن گذشته گریبانگیر فرهنگ و تمدن اسلامی بوده و هنوز هست. این وحشت مزمن از اطلاق عقب ماندگی، تازیانه ای شد بر سر اسبهایی که کالسکه دانشجویان ایرانی به سمت اروپا را می کشیدند. دانشجویانی که برای سوغات، انبانی از علوم ترجمه ای و پاسخ های انسانی صحیح و سقیم را به مسائل مختلف بشر مسلمان ایرانی به ارمغان آوردند.
اسلامی کردن علوم انسانی یا انسانی کردن علوم اسلامی؛ مسئله این بوده و هست!
انسانی کردن علوم اسلامی یک فوبیای اجتماعی است که در دو قرن گذشته گریبانگیر فرهنگ و تمدن اسلامی بوده و هنوز هست. این وحشت مزمن از اطلاق عقب ماندگی، تازیانه ای شد بر سر اسبهایی که کالسکه دانشجویان ایرانی به سمت اروپا را می کشیدند. دانشجویانی که برای سوغات، انبانی از علوم ترجمه ای و پاسخ های انسانی صحیح و سقیم را به مسائل مختلف بشر مسلمان ایرانی به ارمغان آوردند.
غربی ها پس از رنسانس بدون کمترین محاسباتی، مناسبات لاهوت و ناسوت را برهم زدند و یک نیلوفر آبی را بر پهنای باتلاقی کشنده به اسم علوم جدید کاشتند.
با فروپاشی نظام کلیسا و آغاز دوره آنارشیسم علمی، معرفت شناسی علم بر مبنای آنتولوژی و هستی شناسی جدیدی شکل گرفت که با غفلت از مبانی معرفتی قدسی زمینه را برای رویکردهای اومانیستی، ماتریالیستی و سکولاریستی و در نهایت بحران معرفت در غرب فراهم کرد.
200 سال از زمانی که مسافران ما به اروپا توانستند در ایران علوم اسلامی را انسانی کنندمی گذرد و ما امروز تصمیم داریم علوم انسانی را اسلامی کنیم. اما معلوم نیست چقدر و چند سال طول می کشد.
فارغ از ردای غموض و ابهام باید بگویم روشنفکران طرفدار انسانی کردن علوم اسلامی یا همان عرفی گرایی قائل به تعارض علم و دین بودند و ما امروز معتقد به تعاضد عقل و وحی هستیم. آنها می گفتند طبیعت ابژه بشر است اما ناگزیر معرفت شناسی متجدد بهره انسان را از حقیقت تا حد نوعی ظن غالب تنزل می دهد. ما می گوییم علوم انسانی اسلامی خدامحور است و انسان تنها به وسیله کسی می تواند به درستی شناسانده شود که خود خالق اوست.
در پرتو همین امر قدسی است که خفایا و زوایای عقل بشری آشکار می شود و بستر را برای یک بنای رفیع علمی فراهم
می آورد. حضرت امیرالمومنین(ع) در خطبه یکم نهج البلاغه می فرماید: “و عقل های پنهان شده را که در زیر غبار کفر پوشیده و بر اثر تاریکی ضلالت و گمراه مستور گردیده، بیرون آورده و به کار اندازد و آیات قدرت را به ایشان نشان دهند.”
روز گذشته رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در بیان شیوایی این واقعیت مهم را متذکر شدند و ضمن اشاره به گلایه خود در خصوص وضعیت علوم انسانی در دانشگاهها فرمودند: “مبنای علوم انسانی غرب که در دانشگاههای کشور به صورت ترجمه ای تدریس می شود، جهان بینی مادی و متعارض با مبانی قرآنی و دینی است، در حالی که پایه و اساس علوم انسانی را باید در قرآن جستجو کرد. حضرت آیت الله خامنه ای که همزمان با خجسته سالروز میلاد کریمه اهل بیت سلام الله علیها، در دیدار هزاران نفر از بانوان قرآن پژوه صحبت می کردند یکی از مسائل مهم و اصلی در قرآن پژوهی را، استخراج مبانی علوم انسانی دانستند و تاکید کردند:”اگر این کار انجام شود پژوهشگران با استفاده از مبانی قرآنی و همچنین استفاده از برخی پیشرفتهای علوم انسانی، می توانند بنای رفیع و مستحکمی را از علوم انسانی پایه گذاری کنند.”
بهترین منبع مطالعه انسان و علم انسانی، منابع متصل به وحی الهی، یعنی قرآن و روایات می باشد. در واقع قرآن مبنای اصیل علوم انسانی اسلامی است و در ایران بومی سازی و کاربردی کردن علوم انسانی بدون توجه به قرآن و آموزه های این کتاب مبین امکان پذیر نیست. از سویی هویت جامعه اسلامی بیش از هر چیز مرهون نگرش ویژه اسلام نسبت به انسان است. کسی که انسان را آفرید و در آن از روح خود دمید،] حجر، 29؛ ص،72 [ و عقل، عاطفه، وجدان و معنویت خواهی را در ذاتش نهاد و همیشه با او بود: و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید.] ق،16 [ بهتر از هر کسی می تواند گنجینه ها و استعدادهای نهفته وی را به فعلیت برساند. فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه... و یثیروا لهم دفائن العقول....” ]نهج البلاغه، خ1 [
بدون تردید محوریت معارف قرآنی در علوم انسانی مقدمه تولید علم و اسلامی کردن علم در ایران است. این مهم متفاوت از آن است که برای مفروضات علوم انسانی غربی گواهانی از آیات و روایات بیابیم. اساسا نگاه تطبیقی به علوم انسانی اسلامی و غربی یک خطای جبران ناپذیر است که می تواند مسیر پژوهش در ایران را منحرف نماید.
در این مسیر پایه های معرفت شناختی علوم انسانی موجود باید مورد بازنگری قرار گیرد و با دقت چگونگی تغییر مبادی بومی با مبانی غربی مورد مداقه واقع شود. باید نوعی معاضدت بین تعالی معنوی و مادی بشر برقرار شود.
تدارک مقدمات حیات طیبه انسان مسلمان و افزایش کیفیت مادی و معنوی زندگی در یک جامعه اسلامی مولد یک منظومه گفتمانی واحد و موحد از علوم انسانی با محوریت معارف قرآنی است که زمینه ساز پیشرفت کشور در ساحت های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهد شد.

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات