بصیرت: از زمان سقوط جناح لیبرال دموکراتها و تشکیل دولت چپ، سیاست خارجی امریکا در ژاپن دچار چالش جدی شده است. براین اساس رابرت گیتس وزیر جنگ امریکا برای گفتوگو با دولت چپگرای هاتویاما در خصوص مسائل حساس از جمله پایگاه نظامی امریکا در اوکیناوا به توکیو رفته است. دیدار ویژه گیتس از ژاپن نخستین سفر مقامات امریکا از زمان تغییر قدرت در ژاپن قلمداد میشود. ماه گذشته حزب دموکراتیک ژاپن با رهبری یک رهبر چپ میانه توانست با پیروزی چشمگیر خود در انتخابات به حکومت 54 ساله حزب لیبرال دموکرات پایان دهد. اندیشههای حاکمان جدید توکیو بویژه در عرصه امنیت امریکا را نگران کرده است. سیاستگذاران کاخ سفید پیش از این ژاپن را متحدی انعطافپذیر برای خود میدانستند.
هاتویاما در جنجالیترین سخنانش اعلام کرده که شکست در عراق و افغانستان و بحران مالی موجب شده دوران جهانیسازی به رهبری امریکا به انتها برسد. البته نخستوزیر جدید ژاپن برای فرونشاندن نگرانیها این سخن خود را که «رابطه مطیعانه و وابسته به امریکا باید پایان پذیرد را قدری تعدیل کرد اما باز هم سیاست «اتحاد معقول» با ایالات متحده را مطرح کرد، سیاستی که براساس احترام به استقلال ژاپن و رعایت مساوات استوار است.
حزب دموکراتیک ژاپن که از حمایت گسترده چپها برخوردار است در گام اول بشدت مخالف حمایت لجستیکی ژاپن از نیروی دریایی امریکا در اقیانوس هند است. هاتویاما میگوید: به هیچ وجه مأموریت کشتیهای ژاپنی در اقیانوس هند را برای پشتیبانی از جنگ افغانستان تمدید نخواهد کرد. این مأموریت در ماه ژانویه خاتمه مییابد و امریکا بشدت به دنبال راضی کردن ژاپن برای تمدید آن است. محورهای بعدی در سیاست دولت جدید ژاپن که اسباب نگرانی کاخ سفید شده شامل کاهش حضور نظامی امریکا در اوکیناوا، انتقال پایگاه دریایی فوتنما به جزیره گوام، کاهش حمایتهای ژاپن از نیروهای نظامی امریکا در خاورمیانه است. بدون تردید روابط توکیو و واشنگتن وارد مرحله جدیدی شده، در این میان برخی مقامات دولت اوباما معتقدند کاخ سفید باید تا حدودی سیاستهای خود را با خواستههای دولت ژاپن تطبیق دهد اما طیف دیگری تندتر میاندیشند. کما این که یک روز پس از انتخابات ژاپن، یان کلی سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که هیچ مذاکره جدیدی در مورد پیمان اوکیناوا انجام نخواهد شد. این سخنان که نوعی تاکتیک «تهدید در عین مذاکره» است برای توکیو خوشایند نبوده است. پاسخ تحقیرکننده امریکا بهانه بیشتری به دست دولت جدید ژاپن داد تا از سیاستهای سلطهگرایانه امریکا تبری جوید.
نسل جدیدی که در توکیو قدرت گرفته، نگرشی متفاوت به جهان پیرامون و آینده ژاپن دارد آنها معتقدند رابطه کنونی کشورشان با امریکا در جهانی شکل گرفته که دیگر وجود خارجی ندارد و تأکید میکنند که ژاپن دارای دومین اقتصاد بزرگ جهان است، اما در مقابل به قدرت نظامی و امنیتی امریکا وابسته است. این سؤال بارها در انتخابات اخیر ژاپن مطرح شد که چرا ژاپن علیرغم اینکه دارای قدرت اقتصادی و سیاسی بالایی است، در عرصه نظامی به عنوان یک بازیگر جزء محسوب میشود. هاتویاما نگرش تاریخی دارد. او گفته ژاپن همواره در صحنه بینالملل نقشهای مهمی را ایفا کرده است، لذا توصیه کرده کشورهای جنوب شرقی آسیا به جای تکیه زدن بر امریکا برای دفاع از منافعشان با یکدیگر متحد شوند. او برخلاف پیشینیانش خواستار عمیقتر شدن روابط و همکاریها با چین است و قول داده تا به معبد «یاسوکونی» که نماد خشونت ژاپن در اوایل قرن بیستم است نزدیک نشود. آیا به راستی پس از تغییر استراتژی ژاپن، امریکا هم تغییراتی در سیاستهای دفاعی خود انجام خواهد داد؟ اگر توکیو نسبت به نیروی نظامی امریکا در خاک ژاپن اعلام بینیازی کند دیگر «اعطای تضمین امنیتی از سوی امریکا» چه مفهومی دارد. وقت آن است که امریکا به کشورهای دوست خود اجازه دفاع از خود را بدهد. هاتویاما استدلال جالبی دارد او میگوید این بازنگری به سود امریکا نیز هست. چرا که کسری بودجه امریکا در سال 2009 به 6/1 تریلیون دلار رسیده است و پیش بینی میشود در 10 سال آینده به 10 تریلیون دلار برسد اما با تعطیلی پایگاههایی مثا اوکینا و بعد از این لازم نیست امریکا از چین قرض بگیرد تا از ژاپن در برابر کره دفاع کند.