بسم الله الرحمن الرحیم
در هفته دولت قرار داریم ایامی که به یاد دو شهید والامقام رجائی و باهنر رئیس جمهور و نخست وزیر اسبق به مناسبت شهادتشان در 8 شهریور 1360 از اول تا هشتم شهریور هر سال براساس یک سنت حسنه که از سال 1361 برقرار شده به گزارش عملکرد دولت به مردم از یکطرف و تجدید عهد مردم با دولتمردان از طرف دیگر اختصاص دارند.
هفته اول شهریور به این دلیل به شهیدان بزرگوار رجائی و باهنر اختصاص یافت که آنها به اصول انقلاب و نظام جمهوری اسلامی پای بند بودند و دقیقا به دلیل همین پای بندی بود که به شهادت رسیدند. به عبارت روشن تر رجائی و باهنر قربانی وفاداری به اصول اسلامی و انقلابی که پایه های نظام جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند شدند. به همین دلیل هر ساله در هفته دولت بازخوانی اصول باید در صدر فهرستی باشد که دولتمردان مطرح می کنند و رسانه ها به دولتمردان یادآور می شوند. با این رویکرد بهتر میتوان به مناسبت هفته دولت به ارزیابی عملکردها پرداخت .
1 ـ اولین و مهمترین اصل اینست که دولت برآمده از انقلاب اسلامی ـ هر دولتی که باشد ـ تا زمانی که مورد تایید ولی فقیه است و در چارچوب قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی عمل می کند محترم و مشروع است و آحاد مردم موظفند از آن حمایت نمایند. همراهی با دولتمردان در همه زمینه ها و تلاش برای موفقیت دولت قطعا از وظایف حتمی همه مردم است کما اینکه دشمنی با دولت و کارشکنی و هرگونه اقدام برای ناکام نمودن دولت امری خلاف و غیرقابل قبول است .
2 ـ اصل دوم مشارکت در امور به منظور کمک به دولت برای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب است . در مرحله پذیرش لفظی ماندن و در عرصه قبول قلبی در جا زدن کافی نیست . اگر می پذیریم که دولت از مشروعیت برخوردار است باید به کمک آن بشتابیم و هرکس به تناسب توان خود به مسئولان اجرائی کمک نماید تا سریع تر و قوی تر به پیشرفت های مورد نظر نایل آیند و به اهداف ترسیم شده دست یابند. قوای مقننه و قضائیه با همراهی های تقنینی و قضائی سرمایه داران با بکار گرفتن امکانات خود نیروهای متخصص با تخصص خود اهل قلم با نوشتن سخنوران با بیان علماو اهل تحقیق با آموزش و پژوهش اهل صنعت با پویائی و تلاش صنعتی و همه اصناف و اقشار به هر وسیله که می توانند باید همراهی کنند تا دولت بتواند با تسلط بر امور و برخورداری از امکانات و توانمندی ها نزدیکترین راه را برای رسیدن به اهداف مورد نظر نظام انتخاب کند و به آن اهداف دست یابد.
3 ـ علاوه بر همراهی های داخلی هم جهت بودن با دولت و نظام در مقابله با توطئه های خارجی نیز از وظایف آحاد مردم است . نظام جمهوری اسلامی با تهاجمات سنگینی از سوی قدرتهای سلطه گر مواجه است . نظام سلطه تلاش می کند همه جهان را ببلعد و با ملت ها و دولت هائی که مانع این سلطه گری هستند برخورد می کند. فلسفه وجودی نظام جمهوری اسلامی مقابله با سلطه گری و ایستادن در برابر نظام سلطه جهانی است . در این مبارزه بی امان و پیوسته دولتمردان لشکر مجهزی هستند که در خط مقدم قرار دارند و آحاد مردم باید پشتیبانی این جبهه حساس را برعهده داشته باشند کاری که ملت ایران در دفاع مقدس و در مراحل مختلف تحریم ها که راس هرم سلطه یعنی آمریکا بانی آن بوده و می باشد انجام داد و به خوبی از عهده آن برآمد. این اصل سوم است .
4 ـ اصل چهارم پاسداری از آزادی های مشروع توسط دولت است . دولت و مردم دارای حقوق متقابل هستند و روابط آنها یک جاده دو طرفه است . مردم حق انتخاب دارند حق انتقاد دارند و حق اعتراض دارند. دولت ـ هر دولتی ـ فقط هنگامی موفق خواهد بود که حقوق مردم را بدون کم و کاست به رسمیت بشناسد و در عمل نیز به آن پای بندی نشان دهد. اگر حقوق مردم رعایت شود انگیزه مردم برای کمک به دولت و همراهی با دولتمردان افزایش خواهد یافت و نیروی قدرتمند پشتوانه مردمی همواره برای دولت باقی خواهد ماند. دولتمردان نباید در برابر انتقاد مطبوعات که به مثابه زبان مردم عمل می کنند بی طاقت باشند و آنرا کودتای خزنده بنامند. اگر انتقاد نباشد صاحبان قدرت به سوی استبداد میل خواهند کرد و این بزرگترین خطر برای هر کشوری است زیرا استبداد همواره زمینه ای برای جدا شدن مردم از حکومت و بازگشت استعمار است .
5 ـ اصل مهم دیگر رعایت دقیق برخورداری از جاذبه و دافعه به میزان لازم و منطقی است . این سخن شهید مظلوم آیت الله بهشتی که میگفت جاذبه درحد اعلای امکان و دافعه درحد ضرورت از ویژگیهای خط امام است بیانگر این اصل بسیار والا و ارزشمند می باشد. محدود نمودن دایره اصولگرائی و به هر بهانه خارج ساختن این و آن از این دایره نه تنها اصولگرائی نیست بلکه ضد اصولگرائی و عامل نقض اصل مهم برخورداری از جاذبه است . بی حرمتی به بزرگان شکستن حریم ها انگ زدن به نیروهای کاردان و توانمند کلی گوئی های شبهه افکن و نادیده گرفتن خدمات و مجاهدات و نقاط قوت حرکت کردن در جهت خلاف این اصل است .
درست است که دافعه داشتن نیز بخشی از همین اصل است اما اکتفا نکردن به حداقل ها در این عرصه و جای دوست و دشمن را عوض کردن و با پرداختن به دشمنان موهوم از دشمن اصلی و واقعی غافل ماندن خطر بزرگی است که همواره در کمین است و اکنون بیش از هر زمان دیگری این خطر احساس می شود. وفاداران به نظام مقدس جمهوری اسلامی معتقدند دولت حاضر با بهره گیری از اصل جاذبه ـ در چارچوب نظام ـ و پرهیز از دافعه هائی که قابل اجتناب هستند میتواند کارائی خود را بالا ببرد و توفیقات زیادی بدست آورد. این اعتقاد نیز عمیقا وجود دارد که دولت نهم تاکنون از این اصل غفلت ورزیده و حتی حامیان رسانه ای آن برعکس عمل کرده اند; حداکثر دافعه و حداقل جاذبه .
6 ـ اصل مهم دیگر پاسداری از فرهنگ و هنرو تلاش برای اعتلای آنست . انقلاب اسلامی همانطور که شهید مظلوم آیت الله بهشتی گفته اند « انقلاب ارزشها » ست . ارزشها را باید در فرهنگ و هنر متجلی ساخت . این دو مقوله را نیز باید در حوزه های رفتاری مطبوعات کتاب سینما و سایر مقولات هنری جستجو کرد. به حوزه رفتاری در بند پنجم پرداختیم . در حوزه کتاب هر چند تلاشهائی در جهت پالایش صورت گرفته ولی همچنان کتاب های خلاف بویژه در عرصه های سیاست و اخلاق و کودکان منتشر می شوند و مهمتر آنکه متاسفانه سطحی نگری و خرافات در حوزه کتاب بشدت رو به تزاید است . در حوزه هنر نیز در عین حال که تلاش شده از ابتذال تا حدودی کاسته شود اما رویکرد خرافی و سطحی نگری خطری است که چهره نمایانده و درحال گسترش است . توپ و تشرهای داخلی و خارجی نباید متولیان امور فرهنگی کشور را وادار به عقب نشینی کند و رسانه های حامی دولت نیز نباید لغزش های متولیان فرهنگی و هنری کنونی را به دلیل خودی بودن نادیده بگیرند و در برابر تکرار همان اموری که قبلا و در دولت های گذشته ناروا میدانستند سکوت اختیار کنند. این نه تنها دوستی با دولت نیست بلکه دولتمردان را به حرکتی که آنها را به سراشیبی سقوط میکشاند تشویق کردن است .
مقوله پوشش و ابتذال در نمای ظاهری زنان و جوانان را نیز اگر بخشی از مقوله فرهنگ بدانیم واقعیت اینست که در دوران دو سال حاکمیت دولت نهم بدحجابی و ابتذال رفتاری این قشر در جامعه رو به گسترش بوده است . نیروی انتظامی با اجرای طرح ارتقا امنیت اجتماعی که بخشی از آن برخورد با ابتذال در پوشش است تلاش قابل تحسینی انجام داد اما به دلیل عدم برخورداری از حمایت های لازم در این امر توفیق چندانی نداشت . از دولتی که با شعار اصولگرائی زمام امور را به دست گرفته انتظار برخورد جدی با این مقوله انتظار زیادی نیست .
7 ـ تامین رفاه مردم یکی از اصول بسیار مهم انقلاب اسلامی است . نظام جمهوری اسلامی باید مشکلات اقتصادی مردم را حل کند تا بتواند فکر و فرهنگ اسلامی و انقلابی را گسترش دهد (من لامعاش له لامعاد له ). دولتمردان میگویند برای تحقق این اصل تلاش های زیادی کرده اند اما آنچه در زندگی مردم مشهود است گویای ظاهر شدن نتیجه این تلاشها بر سر سفره مردم نیست . افزایش شدید قیمت مایحتاج عمومی و دو برابر شدن قیمت مسکن نشانه عدم تحقق اصل تامین رفاه مردم است . تاب تحمل انتقادهائی که در این زمینه صورت میگیرد نیز وجود ندارد. انتقاد کنندگان را در شمار مخالفان و دشمنان و معاندان قرار دادن با اصول اسلامی سازگاری ندارد. انتقاد نادرست را می توان با مطالب درست و منطقی پاسخ داد و در برابر انتقاد صحیح که گرانی ها یکی از آنهاست باید پذیرای انتقاد بود و برای حل مشکل تلاش کرد.
8 ـ یکی از مهمترین اصول قدردانی از خدمتگزاران بویژه مدیرانی است که با خدمات خود توانسته اند کشور و نظام را در برابر توطئه ها حفظ کنند و زیرساخت های مستحکمی بوجود آورند که امروز زمینه خدمت را برای دولتمردان فراهم ساخته است . اینکه بجای قدردانی از مدیران سابق درصدد نفی آنها و اثبات خود باشیم ناسپاسی خطرناکی است که ممکن است به یک فرهنگ مخرب در جامعه تبدیل شود و مسیری برخلاف مسیر اسلامی و معنوی و اخلاقی « من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق » پدید آورد. اگر زیرساخت های آماده شده توسط دولت های گذشته نبود امروز آمار و ارقامی که داده می شود اصولا میسر نبود. بنابر این حق اینست که دولتمردان امروز قدردان دیروز باشند و ناسپاسی نکنند.
اینها همه ی اصول نیستند کاربردی ترها را آوردیم که وظایف متقابل دولت و مردم را یادآور می شوند و رعایت آنها به تقویت دولت و انگیزه دارتر شدن مردم برای حمایت از دولت خواهد انجامید. البته دولتمردان و حامیان دولت خوبست به اهمیت حفظ حرمت آحاد ملت ـ چه از جنبه معنوی و چه مادی ـ توجه داشته باشند و از این سنت قطعی الهی غفلت ننمایند که حفظ حرمت ها موجب توفیق الهی خواهد شد و شکستن حریم ها سخط الهی را به همراه خواهد داشت .