مهدی یزدانپناه
قاره های آمریکای لاتین و آفریقا را می توان مناطقی ثروتمند و تاریخی دانست که به دلیل ثروتهایشان همواره مورد تاخت و تاز استعمارگران و قدرت های بزرگ قرار گرفته اند در حالی که هرگز نتوانسته اند از ثروت های خود برای رسیدن به توسعه و پیشرفت برخوردار شوند. به عبارت دیگر می توان گفت این مناطق، ثروتمندانی هستند که ثروتشان موجب فقر آنها شده است. نکته قابل توجه در تحولات این دو منطقه، تلاش های آنها برای رسیدن به ائتلاف و اتحادی فراگیر در ابعاد گوناگون است. در شرایطی که پیش از این دیدارهای دو جانبه ای میان کشورهای دو قاره برگزار شده بود، اما رویکرد آنها به نشستی با حضور اکثر کشورهای این قاره ها تجلی جدیدی از همکاری ها میان آنها است. پس از برگزاری نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل، ونزوئلا میزبان نشستی میان سران و نمایندگان اتحادیه آفریقا و آمریکای لاتین بود. نشستی که در آن مقامات ارشد آفریقا و آمریکای لاتین حضور یافته و خواستار رسیدن به اهدافی مشترک شدند. با توجه به مواضع مطرح شده در این نشست دلایل و اهداف این کشورها از سوق یافتن به اتحادی فراگیر را می توان در چند بخش مورد ارزیابی قرار داد.
1) از ویژگی های کشورهای مذکور رویکرد آنها به توسعه و پیشرفت و پایان دادن به چند قرن محرومیت، گرسنگی، فقر و بحران انسانی است. با بررسی موقعیت جغرافیایی و طبیعی هر کدام از این کشورها دارای ظرفیت های عظیمی می باشند که می تواند در رسیدن آنها به اهدافشان در روند توسعه تأثیرگذار باشد. استفاده صحیح از این ظرفیت ها و تأکید بر همکاری برای رسیدن به این مهم می تواند از مهمترین مسائل مطرح در این روابط باشد.
2) نکته دیگر در تحولات آفریقا و آمریکای لاتین که آنها را به یکدیگر پیوند می دهد، رشد دیدگاه های آزادیخواهانه و ضد امپریالیستی است. در شرایطی که قدرت های جهانی همچنان با روحیه استعمارگری تلاش دارند در این مناطق و سایر نقاط جهانی اهداف خود را اجرایی کنند، نهضت های استقلال خواهانه در آفریقا و آمریکای لاتین می تواند سدی در برابر تکرار تاریخ استعمار در این مناطق باشد. تأکید بر تشکیل ناتوی جنوب و همبستگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را می توان از نشانه های رویکرد متحد به مقابله با جبهه امپریالیسم دانست. جالب توجه آنکه در هر دو منطقه آفریقا و آمریکای لاتین با خواست کشورهایی مانند آمریکا برای تأسیس پایگاه نظامی مخالفت و دو قاره با طرح «ناتوی جنوب»، تأسیس ارتش واحد را در جهت تأمین امنیت در دستور کار قرار داده اند.
3) بازیگری فعال و گسترده در معادلات جهانی در شرایطی که در بسیاری از مناطق اتحادیه های منطقه ای و فرامنطقه ای در حال شکل گرفتن است را می توان از دیگر دلایل گرایش آفریقا و آمریکای لاتین دانست. هر چند که اتحادیه های آفریقا و آمریکای لاتین به تنهایی نقش هایی را ایفا می کنند، اما اتحاد آنها که تقریباً نزدیک به 70 کشور می شود با ظرفیت های بالای جمعیتی و برخورداری از حجم بالایی از منابع طبیعی می تواند در بازیگری این کشورها درعرصه بین الملل تأثیر بسیاری داشته باشد. این امر حتی می تواند با طرح داشتن یک نماینده دائم از سوی ائتلاف جنوب- جنوب ( کشورهای مخالف با امپریالیسم) در شورای امنیت با حق وتو تکمیل تر شود.
در نهایت در بررسی نشست کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا در ونزوئلا می توان گفت که این نشست نقطه عطفی در معادلات جهانی است که می تواند در آینده تأثیرات بسیاری بر معادلات بین المللی داشته باشد. البته باید توجه داشت که کشورهایی مانند آمریکا باطرح های نظامی، اقتصادی و سیاسی برای شکستن این اتحاد و حتی ایجاد شکاف در میان آنها فعالیت می کنند که نمود آن را می توان در تحولات هندوراس و کلمبیا در آمریکای لاتین و مراکش، چاد و ... در آفریقا مشاهده کرد. اقداماتی که هدف آنها احیای استعمار در این مناطق و ناکام گذاشتن اتحاد جنوب- جنوب است، هر چند که ملت های این مناطق بر مقابله با این تحرکات تأکید داشته و خواستار پایان سلطه آمریکا بر کشورهای شان شده اند.