افزایش بیش از پیش ناامنی ها در جنوب شرق کشور به وسیله راهبندی، آدم ربایی، سرقت مسلحانه، ترورهای کور انسان های بیگناه و برخی از روحانیون شیعه و سنی، راهبرد دشمنان برای پیشبرد اهداف شوم خود علیه مسلمانان محسوب می شود. دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی هم این پازل را در استان سیستان و بلوچستان به بهانه های مختلف و اهداف دم دستی از جمله تجزیه طلبی و دفاع از سرزمین اجدادی، بیرون راندن بومیان از بلوچستان و توهین به شیعه به بهانه دفاع از مذهب صحابه و سلفی گری را در صدر برنامه های خود قرار داده اند. در حالی که اهداف دشمن که بعضاً توسط چند جوان خام و بی مغز ایجاد و پیاده می شود. خیلی بیشتر از تفرقه میان اقوام و مذاهب و حتی جغرافیای سرزمینی است.
تاریخ این استان گواه سه حقیقت آشکار است:
1- همزیستی مسالمت آمیز در کمال برادری و صمیمیت آحاد شیعه و سنی در همه ادوار و سرکوب و تحقیر قومیت ها توسط رژیم منحوس پهلوی و همچنین مسلماً عزتی را که امروز همه قومیت ها و فرقه های مذهبی در کشور ایران اسلامی دارند به برکت انقلاب اسلامی و رهبری دینی آن می باشد. از این روست که دشمن تاب و تحمل این افتخار را برای ملت ایران نداشته و به زعم شان باید صفوف مستحکم مسلمین را از هم بپاشانند.
2- علل و عوامل ایجاد بحران های اجتماعی و امنیتی در استان سیستان و بلوچستان زنجیره ای از حلقه های به هم پیوسته ای است که هر از چند گاهی در گوشه ای از کشور وقوع یافته و اختصاص به این استان ندارد. امروز هر جا نقشی از وحدت شیعه و سنی و اقوام ایرانی را ببینیم قطعاً دشمن همانجا در کمین جدایی صفوف امت اسلامی نشسته، اما او هرگز آشکار به این دسیسه ها دست نمی زند.
3- حادثه تاسوکی حلقه اولیه از زنجیره های یک فرآیند بزرگ- حادثه 25 اسفند سال 1384 در جاده مواصلاتی زابل - زاهدان اولین جرقه های حوادث سال های بعد از آن بود که هر روز با گسترش دامنه آن ابعاد بیشتری از عمق استراتژیک این جنایات آشکار می شود. این اتفاقات را نه یک رخداد بلکه باید زنجیره ای از یک فرآیند طراحی شده و در دست اجرا در آن سوی مرزها دانست که باید بر بستری از عوامل داخلی و خارجی به پیش رود تا استراتژی مهار و ایجاد دولت ضعیف در کشور ایران و بعضاً در سایر سرزمین های اسلامی شکل گیرد.
به اذعان همه کارشناسان، این وقایع دردناک نه تنها آمیزه ای از یک جنگ قومی و یا مذهبی است بلکه شاید سرمنشأ توطئه ای بسیار بزرگتری است که در قوی ترین مراکز اطلاعاتی پس از سال ها تحقیق و بررسی طراحی شده تا آن را در نقطه ای از کشور و امروز در سیستان و بلوچستان اجرا کنند.
در حوادث تاسوکی زابل، دارزین کرمان، شهادت مأموران نیروی انتظامی در خیابان بزرگمهر زاهدان. انفجار اتوبوس سپاه، قتل های زنجیره ای رانندگان تاکسی، انفجار خودروی الگانس نیروی انتظامی، به گروگان گرفتن تعدادی سرباز وظیفه همراه با فرمانده پاسگاه ناهوک در سراوان و سپس به شهادت رساندن آنها، انفجار بمب در مسجد علی ابن ابیطالب شیعیان در زاهدان و تخریب آن و... سیاه نمایی و نادیده گرفتن خدمات انقلاب به مناطق محروم استان و تعمیم ظلم های رفته به مردم بلوچ توسط رژیم پهلوی به نظام جمهوری اسلامی ایران از اندک مواردی هستند که همه در کارنامه سیاه جانی بلوچستان عبدالمالک ریگی به ثبت رسیده است اما این کارنامه فقط برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده و توطئه های استکبار جهانی فراتر از مرزهای سرزمینی می باشد.
در ابتدای شروع جنایت های گروهک جندالله هیچ خونی از اهل سنت ریخته نشد چون دستور داشت تا به «خاطر آرمان اهل سنت و بلوچ» فقط خون شیعیان ریخته شود اما وقتی که باز هم حمایت های آحاد قوم بلوچ و اهل سنت را از نظام و انقلاب اسلامی دیدند، آرام آرام به سمت کشتار اهل سنت پیش رفتند به همین منظور کشتن تعدادی از جوانان بلوچ به اتهام عناصر نفوذ جمهوری اسلامی در گروهک عبدالمالک ریگی و ایجاد خانه های تیمی در برخی از حوزه های علوم دینی اهل سنت مثل حوزه علمیه چاه جمال ایرانشهر، سر بریدن شهاب منصوری برادر خانم عبدالحمید ریگی (برادر عبدالمالک) به روش القاعده ای و فیلمبرداری از آن با لباس بلوچی و پخش فیلم آن در شبکه الجزیره، تحریک اهل سنت با هدف جنگ قومی و مذهبی علیه شیعیان، طراحی ترور فرماندار و استاندار زاهدان و تعدادی از علمای اهل سنت استان، به گروگان گرفتن تعداد 17 نفر بلوچ و فارس در محور چابهار به ایرانشهر و شهادت سردار شوشتری و سردار محمدزاده به همراه بیش از 40 نفر دیگر که از این تعداد 17 نفر از شهدای بلوچ بومی شهرستان پیشین که در میان آنها کودک 5 ساله و پیرمرد 70 ساله و دانش آموز 12 ساله هم بودند از تازه ترین جنایت خونبار گروهک ریگی به سرکردگی سازمان های جاسوسی آمریکا، اسرائیل، انگلیس و پاکستان می باشد.
این جنایت ها تنها با پشتوانه تئوریک و مادی و انسانی عناصر سازمان های جاسوسی برخی کشورهای آن طرف آب و آمریکا و اسرائیل هدایت می شود اعترافات عبدالحمید ریگی برادر سرکرده این حوادث و کشف سلاح و مهمات از چند خانه تیمی عبدالمالک ریگی در زاهدان و ایرانشهر با مارک usa تنها و فقط یکی از دهها سند ارتباط سیستماتیک گروهک ریگی با سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس می باشد.
در این چند سال همه مردم ایران کم و بیش به عمق دسیسه های دشمنان اسلام پی برده اند و هر از چند گاهی در گوشه ای از کشور عزیزمان هم یک جنایتی به وقوع پیوسته است.
امروز در این استان، پس از سال ها کشمکش میان اقوام مختلف برای اولین بار آهنگ همدلی آحاد مردم این سرزمین پاک، با حضور سرداری از سپاه پاسداران نواخته شد که دشمن زبون با بدترین وجه تعدادی از هموطنان بلوچ، «که دلشان مالامال از عشق به ایران اسلامی بود» به همراه سردار منادی وحدت و ایمان و همگرایی را به شهادت رساندند.
در این میان دشمن بعد از حادثه تروریستی و خونبار اخیر و شهادت تعداد زیادی از هموطنان بلوچ، خصوصاً نورعلی شوشتری سردار منادی وحدت و همدلی، به فراست افتاد تا دامن خود را از این جنایت پاک و آن را به گردن مشتی جوان بلوچ با انگیزه های قومی و مذهبی بیندازد.
گروهک ریگی بعد از شهادت شهید شوشتری تا 24 ساعت در سایت های خودش صرفاً به نقل گزارشات خبرگزاری ها بسنده می کرد تا شاید مطمئن از نبودن سرداران بلوچ در میان شهدای عزیز شود. اما هنگامی که انگشت اتهام از سوی تمامی جهان به سمت او نشانه رفت و هم زمان آمریکا و انگلیس هم از این جنایت خونبار شانه خالی کردند گروهک ریگی که چاره ای جز پذیرفتن این جنایت نداشت. طی اطلاعیه ای این حادثه را پذیرفت.
گروهک ریگی وقتی که با جهش موج محکومیت ها در سراسر دنیا روبه روشد و همچنین داخل استان نیز احاد مردم بلوچ او را محکوم و خواستار انتقام نظام از عاملان این جنایت شدند باز هم با فرافکنی مدعی شد که کشتن بلوچ ها کار او نبوده بلکه بعد از انفجار، با تیراندازی تعدادی از نیروهای مسلح به شهادت رسیده اند. در حالی که براساس شواهد و قرائن موجود عامل انتحاری در میان پیرمردان حصیرباف بلوچ مخفی و بمب را در میان آنها منفجر می کند.