صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۶  ، 
کد خبر : ۱۲۴۲۴۰

اطلاعات


درگیری‌های پراکنده در نواحی شمالی (عمدتاً شیعه‌نشین) یمن اکنون به یک جنگ داخلی تمام عیار تبدیل شده و دولت علی عبدالله صالح رئیس جمهوری یمن همه توان خود را به کار گرفته تا شیعیان زیدی ناراضی این منطقه به رهبری عبدالملک حوثی را در یک جنگ نابرابر نابود کند. یمن تا قبل از سال 1990 شامل دو کشور جمهوری عربی یمن (یمن شمالی) و جمهوری دموکراتیک یمن (یمن جنوبی) بود، اما در این سال طی پیمانی این دو کشور باهم متحد شدند و جمهوری یمن را به وجود آوردند. اگرچه در سال 1994 جنگ خونینی میان دو طرف رخ داد که سرانجام شمالی‌ها بر جنوبی‌ها چیره شدند، اما اتحاد پابرجا ماند. در اواسط دهه 1990 دولت یمن با خطر بازگشت یمنی‌های سلفی و وهابی مواجه شد. در آن زمان بن‌لادن و هوادارانش یمن را کانون فعالیت‌های خود قرار دادند که با شدت گرفتن این خطر، دولت صنعا دست دوستی به سمت گروه حوثی دراز کرد. برادران حوثی شامل حسین، یحیی و عبدالملک فرزندان بدرالدین حوثی از علمای سرشناس یمن هستند. حسین در سال 2004 به دست ارتش یمن کشته شد و هدایت گروه حوثی به دست عبدالملک افتاد. گروه حوثی که «شباب‌المومن» نیز نامیده می‌شود پس از آنکه برای نخستین بار در سال 2004 با نیروهای دولتی به زد و خورد پرداختند معروف شد، اما از دهه 1980 رشد و نمو یافت. در سال 1986 تشکیلات اتحاد شباب (جوانان) برای آموزش جوانان طایفه زیدیه به دست «صلاح احمد فلیته» شکل گرفت و از جمله کسانی که به دیدن آموزش مبادرت ورزید بدرالدین حوثی بود. در پی اتحاد شمال و جنوب یمن در مه 1990 و تعدد احزاب، اتحاد شباب از یک تشکیلات آ‌موزشی به یک گروه سیاسی، از طریق تأسیس «حزب‌الحق» که نماینده طایفه زیدیه بود تبدیل شد. این تشکیلات از سال 2002 فعالیت‌های خود را با شعارهایی چون «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «لعنت بر صهیونیسم» و «اسلام پیروز است» آغاز کرد که گفته می‌شود جلوگیری دولت یمن از سر دادن این شعارها یکی از دلایل مهم بروز درگیری میان حوثی‌ها و دولت از سال 2004 است. گروه حوثی معتقد است وضع کنونی یمن چیزی جز محدود کردن آزادی فعالیت‌های دینی و سیاسی و تلاش برای از بین بردن فرهنگ و معتقدات زیدی‌ها از سوی دولت نیست. این گروه به صورت رسمی خواستار فعالیت حزبی، تأسیس دانشگاه و در نظر گرفتن مذهب زیدی به عنوان یک مذهب رسمی در کنار سایر مذاهب از سوی دولت است، اما دولت یمن حوثی‌ها را به تلاش برای تأسیس یک کشور اسلامی و بازگشت به حکومت قبلی زیدیه در یمن متهم می‌کند. سال 2003 پس از آنکه رهبر گروه حوثی در مساجد یمن موضع ضدآمریکایی و ضداسرائیلی خود را نشان داد، دولت در اقدامی ناگهانی، 650 تن از آنها را بازداشت کرد و رسماً به آنان اعلان جنگ داد. از آن زمان دولت یمن، استان صعده را که محل استقرار زیدی‌ها است،‌ تحت انواع تحریم اقتصادی و اجتماعی قرار داده و با قطع آب و برق، مخابرات، بستن مدارس و بیمارستان‌ها و حتی نرساندن مواد غذایی، وضع فاجعه‌باری به وجود آورده است. حوثی‌ها و عموماً شیعیان صعده معتقدند وقتی دولت علی‌عبدالله صالح دچار مشکلات و بحران‌های داخلی می‌شود، برای آنکه افکار عمومی را از آن بحران منحرف کند، به شیوه‌های خشن متوسل می‌شود که جنگ صعده نمونه آن است. به اعتقاد حوثی‌ها پایین آمدن قیمت نفت، بحران مالی جهانی و تأثیر آن بر اقتصاد یمن باعث افزایش بیکاری، تورم و گرانی در این کشور شده و در کنار آن سوءمدیریت دولت مرکزی خسارات فراوانی به جامعه یمن وارد آورده است. تحولات داخلی یمن اظهارات گروه حوثی را در مورد بی‌توجهی و ناتوانی دولت در حل مسائل این کشور ثابت می‌کند، زیرا در حالی که در سال 1990 به دنبال امضای توافقنامه سیاسی، وحدت دو بخش شمالی و جنوبی و تشکیل یک دولت متحد شکل گرفت،‌ اما هنوز مردم جنوب نسبت به رفتار دوگانه دولت مرکزی با ‌آنها و نادیده گرفتن حقوقشان اعتراض دارند.
* جنگ‌های شش‌گانه
حسین بدرالدین حوثی در نخستین رویارویی شیعیان با ارتش یمن، در 19 جولای 2004 پس از نبردی خونین در منطقه «مران» استان صعده، به محاصره ارتش یمن درآمد و در 8 سپتامبر همان سال کشته شد. در این جنگ 30 تن از یاران حوثی نیز کشته‌ شدند و دولت یمن اعلام کرد جنگ با گروه حوثی در استان صعب‌العبور صعده به پایان رسیده است. جنگ دوم حوثی‌ها و ارتش یمن در سال 2005 آغاز شد، اما این بار پدر حسین، یعنی بدرالدین حوثی رهبری جنگ را برعهده گرفت. بدرالدین سکونت در شهر را رها و به کوهستان‌های صعده عزیمت کرد. او که فردی موجه از نظر علمی و فقهی در یمن بود، پیشنهاد دولت را برای دریافت حقوق ماهانه و همراه داشتن 200 محافظ برای تردد در کشور رد کرد و به میدان مبارزه با دولت در شمال یمن رفت. گفته می‌شود در جنگ دوم نیز بیش از 20 تن از اعضای حوثی کشته شدند. جنگ سوم به رهبری عبدالملک حوثی، برادر کوچک حسین، اندکی پس از جنگ دوم آغاز شد که به ادعای رسانه‌های دولتی یمن حدود 80 تن از اعضای گروه حوثی و 27 نیروی ارتش در این جنگ کشته شدند. عبدالملک جنگ‌های چهارم و پنجم و جنگ کنونی یعنی ششم را که پی در پی صورت گرفته، رهبری کرده است.
* توافق دوحه
توافقنامه دوحه سال گذشته میلادی با نظارت امیر قطر برای برقراری صلح میان حوثی‌ها و دولت یمن به امضا رسید که براساس آن دو طرف متعهد به توقف عملیات نظامی علیه یکدیگر شدند. به موجب این توافق، دولت یمن باید حوثی‌ها را مورد عفو قرار می‌داد و اسیران دوطرف نیز باید آزاد می‌شدند.
گروه حوثی نیز باید سلاح‌هایی را که از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته بود به ارتش بازمی‌گرداند. براساس این توافق، کنترل استان صعده برعهده دولت مرکزی بود و گروه حوثی برای فعالیت خود باید یک حزب سیاسی تشکیل می‌داد، اما این توافقنامه که پس از پنج دور جنگ خونین میان طرفین به امضا رسید، فقط در مورد تبادل اسیران جنبه اجرایی به خود گرفت و سایر بندهای آن به اجرا درنیامد. دوطرف درگیر در یمن، یکدیگر را به نقض مفاد توافق دوحه متهم می‌کنند.
* نقش سعودی‌ها
عربستان سعودی به عنوان همسایه اصلی یمن همواره سعی داشته است نقش برادر بزرگتر را در قبال این کشور ایفا کند، به همین دلیل مجاورت استان شیعه‌نشین صعده با شیعیان عربستان، منشأ نگرانی ریاض از تأثیر حوثی‌ها بر آنان شده است.
از همین رو بود که رئیس ستاد ارتش عربستان اندکی قبل از جنگ کنونی حوثی‌ها و ارتش یمن، وارد صنعا شد و حمایت کشورش را از جنگ دولت یمن با حوثی‌ها اعلام کرد.
وی حتی تأکید کرد در صورت لزوم، عربستان نیروی هوایی خود را در اختیار ارتش یمن قرار می‌دهد. حوثی‌ها نیز اخیراً اعلام کردند عربستان آشکارا وارد جنگ داخلی یمن شده است و نیروهای سعودی یک روستای شیعه‌نشین یمن هم‌مرز با عربستان را گلوله‌باران کرده‌اند.
* خطرات جنگ
درگیری‌های داخلی یمن احتمال وقوع یک جنگ گسترده و ویرانگر را دراین کشور می‌دهد که می‌تواند بسیار خطرناک باشد و به ایجاد بحران در منطقه منجر شود. درگیری‌های کنونی نشان می‌دهد دوطرف برای رسیدن به خواست خود به چیزی جز جنگ نمی‌اندیشند که البته تبعات آن درآینده برای طرفین مصیبت‌بار خواهد بود. در عین حال مسئولیت دولت یمن سنگین‌تر است، زیرا باید از فرو رفتن در یک جنگ تمام عیار با حوثی‌ها جلوگیری کند. به ‌نظر می‌رسد بهترین راه‌حل بحران یمن توقف فوری درگیری‌ها و نشستن بر میز مذاکره و گفت‌وگو باشد، به ویژه در شرایطی که توافقنامه دوحه پیش از این میان طرفین امضا شده است و هر دو می‌توانند بار دیگر بندهای آن را اجرایی کنند.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات