صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۵ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۲۵۵

راه حل های پرونده هسته ای ایران/سیامک باقری

در چنین صورتی بازی به جای «باخت-باخت» یا «برد-باخت»، «برد-برد» تحقق پیدا می کند. اظهارنظرات برخی از مقامات موثر اروپایی و مواضع اکثر نخبگان غربی و مواضعی که اخیرا از سوی مقامات کشورمان شنیده می شود، مسیر چنین راه حلی را بیش از پیش تقویت کرده است

مسئله هسته ای ایران با چه وضعیتی روبه روست؟ با توجه به شرایط و اوضاع و احوال موجود، توانایی مواجهه غربی ها با پرونده هسته ای ایران چگونه ارزیابی می شود؟ آیا آنها قادر هستند با ایران برخورد کنند؟ با عنایت به روندهای موجود آنها در نهایت چه راه حلی را در قبال پرونده ایران انتخاب خواهند کرد؟
در مجموع سه راه حل درخصوص پرونده هسته ای ایران در میان دولتمردان غربی (اعم از اروپا و آمریکا) مطرح است: 1-نظامی 2-سختگیری اقتصادی و سیاسی 3-دیپلماتیک. ارزیابی روندهای موجود قوت و ضعف هر یک از راه حل ها را آشکار می سازد:
1-
راه حل نظامی؛ آمریکا تنها کشوری است که به این راه حل می اندیشد. دولتمردان آمریکایی همواره این عبارت را تکرار کرده اند که «گزینه نظامی هنوز از میز آنها کنار نرفته است
کاخ سفید برای انجام این مسئله یکی از سه شیوه زیر را می بایست به کار گیرد:
الف)چند جانبه گرایی مشروع و با محوریت شورای امنیت سازمان ملل. بررسی مواضع و رفتارهای کشورهای عضو دایم شورای امنیت و سایر دولت های عضو سازمان ملل نشان می دهد که دستیابی به توافق این کشورها و ایجاد ائتلافی علیه ایران جهت اقدام نظامی بسیار دشوار است. به اعتقاد استراتژیست ها، آمریکایی که قادر به ایجاد جبهه مشترک درخصوص تحریم اقتصادی علیه ایران نگردید به طریق اولی برای یک عملیات نظامی به هیچ وجه توانایی ایجاد ائتلاف را ندارد. در حال حاضر همه کشورهای اروپایی و همه دولت های غیرمتعهد و به ویژه کشورهای منطقه و همسایه ایران تنها با درج چنین خبرهایی در رسانه ها با واکنش تندی برخورد کرده اند.
ب) چند جانبه گرایی غیرمشروع و خارج از شورای امنیت. همانطور که آمریکا در حمله به عراق نتوانست نظر شورای امنیت را برای ائتلافی علیه عراق جلب نماید و متعاقبا به یک اتحاد خارج از «شورا» دست زد، در مورد ایران نیز چنین راه حلی پیش روی کاخ سفید می باشد. چنانکه جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل بارها سخن از «اتحاد مستقل» علیه ایران را به میان آورد. اما به نظر می رسد که شرایط منطقه و بین المللی پس از تهاجم آمریکا در عراق و رسوایی هایی که آمریکا و انگلیس در عراق داشته اند به هیچ وجه در مورد ایران که بسیار متفاوت با مسئله عراق است، زمینه را برای اتحاد مستقل هموار سازد. اروپای قدیمی که رامسفلد وزیر دفاع آمریکا در گذشته مطرح کرد این همراهی را نخواهند داشت. کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا که در ائتلاف با آمریکا همراه بودند اکنون با توجه به تحولات داخلی آنها، سیاست هایشان را با کاخ سفید جدا کردند.
ج)یک جانبه گرایی؛ تنها راهی که برای کاخ سفید باقی مانده یک جانبه گرایی و بازگشت استراتژی ابتدای حادثه 11 سپتامبر است اما آمریکایی ها علی رغم موانع متعددی که در این راستا با آن روبه رو هستند دو مانع جدی تری را باید در محاسبات خود مدنظر قرار دهند و اتفاقا وجود همین دو مانع است که نومحافظه کاران شدیدا از آن رنج می برند. یکی از آنها مسئله افکار عمومی داخلی آمریکا و اختلافات در سطح نخبگان و استراتژیست ها است. در سال های اخیر بوش در سخنرانی معروف خود در کنگره بارها مشکل «سپهر عمومی» در داخل آمریکا جهت برخورد با ایران را مطرح ساخته است. در حال حاضر موازنه طرفداران برخورد نظامی و راه حل دیپلماتیک در میان نخبگان و استراتژیست ها و حتی سیاستمداران آمریکا غیرمتوازن است و حامیان برخورد نظامی در اقلیت قرار دارند.
دومین مانع توانمندی های ایران چه در زمینه فناوری هسته ای و چه در زمینه نیروها و تجهیزات دفاعی و قابلیت وارد کردن ضربه دوم به منافع آمریکا می باشد. این مانع به نحوی ذهن مقامات و صاحبنظران آمریکا را مشغول کرده است که بسیاری از آنها ضمن هشدار از عواقب این کار، پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران را می دهند.
2-
راه حل سختگیری اقتصادی و سیاسی؛ برخی از کشورهای اروپایی بر این راه حل باورمندند. اما اینکه آیا این راه حل صورت عملی پیدا خواهد کرد یا نه؟ دو زاویه دارد، زاویه اول این است که آیا آنها «قادر» به انجام چنین راه حلی هستند؟ دوم اینکه آیا این راه حل «موثر» می باشد یا نه؟
صاحبنظران امر نسبت به هر دو زاویه مردد هستند. از مجموع مواضع کشورهای غربی و غیرغربی این نکته مشترک وجود دارد که تحریم در حوزه نفت و انرژی به واسطه نتایج غیرقابل تحمل میسر نیست و به شدت از آن پرهیز دارند و در حال حاضر آمریکا نیز سعی دارد پیش نویس قطعنامه ای را دنبال نماید که چنین مسائلی در آن نباشد. اما از سوی دیگر بسیاری از دولت ها به ویژه روسیه و چین معتقدند که مسئله تحریم علیه ایران «موثر»نیست. آخرین موضع نماینده چین در سازمان ملل قابل توجه است که ضمن بیان نکته فوق اظهار داشت که هر نوع تحریمی اوضاع را بسیار وخیم تر و پیچیده تر خواهد کرد. جالب اینکه تعداد قابل توجهی از صاحبنظران آمریکایی نیز بر این باورند که تحریم و اعمال سختگیرانه موفقیت آمیز نیست چنانکه دیوید ال بک دستیار سابق وزیر امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک طی اظهارنظر اخیرش گفت اقدام نظامی و تحریم های اقتصادی هرگز موثر نبوده است. مواضعی که سولانا درخصوص تحریم ایران گرفته و اظهاراتی که دوست بلازی وزیر خارجه فرانسه مطرح ساخت بیانگر افق دشوار سناریوی تحریم علیه ایران است.
3-
راه حل دیپلماتیک؛ با توجه به عدم کارایی دو راه حل فوق، تنها «راه حل جانشین» شیوه دیپلماتیک باقی می ماند. شیوه دیپلماتیک که بر محور گفتگو و مذاکره استوار است به ناچار و در نهایت به سمت حداقل ها حرکت خواهد کرد. در واقع شیوه دیپلماتیک در صورتی با موفقیت پیش خواهد رفت که «خواسته های حداکثری» کنار رفته و جهت رسیدن به نقطه مشترک به «خواسته های حداقلی» تن داده خواهد شد. در چنین صورتی بازی به جای «باخت-باخت» یا «برد-باخت»، «برد-برد» تحقق پیدا می کند. اظهارنظرات برخی از مقامات موثر اروپایی و مواضع اکثر نخبگان غربی و مواضعی که اخیرا از سوی مقامات کشورمان شنیده می شود، مسیر چنین راه حلی را بیش از پیش تقویت کرده است. نشست سولانا و لاریجانی در وین چشم انداز راه حل سوم را نوید می دهد، اما این نکته حائز اهمیت است که با توجه به فرصت ها و قوت های قابل توجهی که برای جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی در شرایط کنونی وجود دارد می بایست در حداکثر امتیازات با توجه به حفظ فناوری غنی سازی در خاک ایران مدنظر دیپلمات های هسته ای ایران باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات