بسم الله الرحمن الرحیم
پنتاگون هفته گذشته در لایحه ای با عنوان « کمک به قربانیان سانسور در ایران » مبلغ 55 میلیون دلار برای جنگ نرم علیه ایران در قالب های رسانه ای جاسوسی جنگ روانی و همچنین از طریق به بازی گرفتن عناصر وابسته و مساله دار درخواست کرد. این لایحه در حقیقت یکی از بندهای بودجه سالانه پنتاگون است که همانند سالهای گذشته و در ادامه سیاست ستیزه جویانه و براندازانه بوش علیه جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده و قرار است به وزارت خارجه آمریکا اختصاص یابد تا به صورت آشکار برای سازماندهی گروهکهای ضدانقلاب و شکل دهی به افکار عمومی علیه جمهوری اسلامی ایران هزینه شود.
هر چند اختصاص این مبلغ در مقایسه با بودجه چند صد میلیاردی پنتاگون رقم قابل توجهی نیست ولی ادامه مسیری است که در زمان دولت جمهوریخواه و جنگ طلب بوش و در راستای سیاست اعلام آشکار براندازی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک ردیف سمبلیک در میان بودجه پنتاگون گنجانده شد تا از یکطرف سمت و سوی سیاست خارجی آمریکا را در مقابله با انقلاب اسلامی ایران علنا اعلام کند و از طرف دیگر ترس و وحشت کشورهای اروپایی و عربی را از صف آرایی بین المللی و منطقه ای علیه ایران بریزد و ضمنا ضدانقلاب وازده و آویزان را به دست و پازدنی مجدد وادار نماید.
واقعیت اینست که آمریکای جهانخوار باتصویب این قبیل لوایح تنها به دنبال به رخ کشیدن مبالغ اختصاص یافته علیه ایران نیست بلکه درصدد اعلام سیاست زنگ زده و از کارافتاده ستیز با جمهوری اسلامی ایران است که هر سال در ردیف بودجه به اصطلاح دمکرات ترین کشور جهان علیه یک کشور آزاد که می خواهد مستقل از سیاست های سلطه طلبانه استکباری به راه خود ادامه دهد تکرار می شود.
بی گمان آمریکائیها با قانونی کردن اقدامات ستیزه جویانه خود علیه انقلاب اسلامی ایران بیش از آنکه توانسته باشند برای خود ابهتی پوشالی دست و پا کنند بار دیگر بر عجز و استیصال خود در رویارویی با ملت آزاده ایران و موج توفنده انقلابی در سراسر جهان مهر تایید زده اند.
این نکته صراحتا در گزارشهای مراکز تحقیقاتی و گروههای بررسی های استراتژیک آمریکا تصریح شده که ایده جنگ سخت و تهاجم نظامی به جمهوری اسلامی ایران به شکست انجامیده و ایران با گذشت زمان با توجه به موقعیت جغرافیایی منابع انرژی نیروی انسانی کیفیت جمعیتی و وسعت سرزمینی به قدرتی تبدیل شده که دیگر نمی توان با یورش نظامی و سایر روشهای سخت افزاری به براندازی آن اقدام کرد بلکه آخرین راه بکارگیری شیوه های جنگ نرم و استفاده از تکنیک های خاص و اجرای دکترین استحاله و مهار ایران در قالب نبرد رسانه ای و ایجاد بحران اعتماد و سست کردن زمینه های وحدت و انسجام ملی است و این دقیقا همان راهکاری است که هیات حاکمه جدید و به اصطلاح دمکرات آمریکا در مقابله با جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته ولی این بار نیز ملت ایران ثابت خواهد کرد که اوباما نیز مانند بوش که مشت بر سندان می کوفت آب در هاون می کوبد.
سردمداران کاخ سفید در طول 30 سال گذشته به دفعات توطئه های سنگین و همه جانبه ای را علیه انقلاب اسلامی ایران تدارک دیدند که برای هر یک میلیاردها دلار از بودجه خود یا جیب شیوخ منطقه و آتش بیاران معرکه هزینه کرده ولی کوچکترین نتیجه ای نگرفتند. آمریکائیها در این سالها اگر از جنگ و کودتا و تحریم و اتهامات هسته ای و تروریستی و فشارهای سیاسی که بودجه بر باد رفته آن سر به آسمانها می زند به نتیجه رسیده باشند طبعا می توانند از اختصاص 55 میلیون دلار برای جنگ نرم نیز طرفی ببندند و دلی به آن گرم کنند . مگر نوکران آمریکا در قالب طرح های جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران کم کار کرده اند و هر بار تیرشان به سنگ خورده و روز دیگر دست از پا درازتر توطئه دیگری را از سر گرفته اند ! اما ملت ایران با اتفاق و اتحاد و سرمایه گذاریهای سنگین نظامی سیاسی و اقتصادی استکبار جهانی و آمریکای جنایتکار را نقش برآب می کند و قطعا حرکت اخیر پنتاگون نیز یکی از تلاشهای بی ثمری است که تنها دستاوردی را که می توان برای آن متصور شد آشکار شدن عمق کینه سردمداران آمریکای جهانخوار با ملت ایران و خباثت دولتمردان واشنگتن علیه ملتهای آزاده و استکبارستیز است .
در این میان جریانها گروهها و شخصیتهای سیاسی ایرانی وظیفه ای بس خطیر برعهده دارند که درصورت کوتاهی مورد سئوال ملت ایران قرار خواهند گرفت . جناح های سیاسی معتقد و وفادار به انقلاب و خط امام با حفظ پایبندی عملی به خط مبارزه با استکبار که میراث جاوید امام خمینی است این روزها و در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی مسئولیت دارند با شعار « مرگ بر آمریکا » که یک شعار مردمی و انقلابی است به استقبال 13 آبان بروند و این شعار ملی را همراهی و آنرا در قول و عمل تقویت کنند . شاید ضروری ترین وظیفه نخبگان و سرخط های جریان های سیاسی برای خنثی کردن توطئه های نرم افزارهای آمریکا ایجاد فضای رسانه ای مناسب برای بی اثر کردن تلاشهای دشمن افشای توطئه های آمریکا ایجاد همگرایی منطقی بین نیروهای درون نظام و تحقق بخشیدن به شعار اتحاد ملی به عنوان رهیافت استراتژیک نظام اسلامی است . گروههای سیاسی باید دشمن را به دقت بشناسند و سیاستهای او را نشانه بگیرند در غیر این صورت وحدت و انسجام ملی و همچنین جناح های سیاسی می تواند مورد طمع سیاستهای دشمن شماره یک ملت ایران قرار گیرد.