در سال هایی که به نام سازندگی و اصلاحات معروف شد عملکرد نهادهای فرهنگی، عمدتا مورد انتقاد نیروهای اصولگرا و ارزش مدار قرار می گرفت. اما اکنون با وجود روی کارآمدن دولت و مجلس اصولگرا باز هم نقایص البته در ابعاد کوچک تر، خود را نشان می دهد. همین امر اساس گفت وگویی شد با خانم «فاطمه رهبر»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم تهران. در گفت وگویی که می خوانید وی از نحوه تنظیم بودجه فرهنگی کشور انتقاد می کند و راهکارهای اتخاذ شده از سوی مجلس هفتم برای توسعه کمی و کیفی فرهنگ کشور را شرح می دهد.
¤ مجموعه نیروهای اصولگرا، از قریب به یک دهه گذشته، همواره جزء منتقدان فضای فرهنگی کشور اعم از وضعیت سینما، تئاتر و... بوده اند. اما بعد از انتخاباتی که به پیروزی اصولگرایان منجر شد و تغییرات اجتماعی حادث شد، دولت و مجلسی اصولگرا بر سر کار آمد و بالطبع، مدیریت فرهنگی نیز در اختیار اصولگرایان قرار گرفت. در گذشته ما به درستی و به حق منتقدان آن وضعیت نا به سامان بودیم. اما اکنون در عرصه اجرا و عمل طی قریب به چهار سالی که از مجلس می گذرد و دو سال هم از دولت، آیا توانسته ایم آن انتقادات به حق و برخاسته از دغدغه های ملی- اسلامی را در عرصه عمل و اجرا تحقق دهیم؟
- طبیعی است که هنگامی که دولت نهم و مجلس هفتم بر سر کار نبودند، شرایط مورد تایید و مدنظر اقشار اصولگرا نبود. شرایط نامطلوب جلوه می کرد و بعضا تساهل و تسامح هایی که برخاسته از سیاست های مسئولین وقت بود اجرا می شد و این سیاست ها شرایط را به گونه ای سامان داده بود که می توان گفت مردم هم از شرایط فرهنگی جامعه ناراضی بودند و احساس می کردند که با این شرایط، کشور و حکومت از ارزش های حاکم بر انقلاب دور می شود. مواردی که مد نظر امام(ره) بود و در وصیت نامه ایشان نیز موجود است، در روش های گذشته احساس می شد که به آنها عمل نمی گردید. طبیعی است که این امر به برخی از عملکردهای نسنجیده مسئولین وقت باز می گشت. براین اساس، همه مایل بودیم که با تغییر نگرش مردم نسبت به انتخاب مسئولین، زمینه ای فراهم آید که این سیاست ها دگرگون شود. این نیاز احساس شد و نگرش مردم نیز تغییر کرد تا اینکه در انتخابات مجلس هفتم، مردم تلاش کردند انتخابی داشته باشند تا به آن اصول حاکم بر انقلاب و نظام اسلامی و دیدگاه های حضرت امام و مقام معظم رهبری نزدیک شوند. این اتفاق افتاد و مجلس هفتم از آن اصولگرایان شد و بعد از آن هم دولت نهم بر سر کار آمد. بنابراین طبیعی است که در رابطه با این امر، نیاز فرهنگی جامعه بیش از پیش خود را نشان دهد.
شاید نکاتی را که شما مطرح کردید برخاسته از این موضوع است که اطلاع رسانی دقیقی نسبت به عملکرد مجلس صورت نگرفته است. قطعا اگر این اطلاع رسانی دقیق تر باشد و اطلاعات دقیقی در اختیار مردم قرار گیرد، متوجه خواهیم شد که در همین سه سال گذشته، مجلس هفتم در مسائل فرهنگی اقدامات خوبی را انجام داده که برخی از آنها جبران سیاست های گذشته به شمار می آید. مااکنون از نقطه «منفی» به نقطه «صفر» رسیده ایم و تلاش کرده ایم بستر مناسبی برای آینده فراهم کنیم.
نیازمند توجه بیشتری به بودجه فرهنگی هستیم. ما اساسا انقلابمان، انقلاب فرهنگی بود و توقع داریم که مسئولین کشور، که مسئولان فرهنگی و چه دیگرانی که غیرمستقیم با مسائل فرهنگی در ارتباط هستند، توجه بیشتری به بودجه تخصیص داده شده برای فرهنگ داشته باشند. سهم فرهنگ در بودجه کل کشور حدود سه درصد است. این سهم بسیار نازل و اندک است. ما اکنون به دلیل کمبود و کسر بودجه فرهنگی با توقف تولیدات فرهنگی مواجه هستیم. چون بحث بودجه جاری در امور فرهنگی، علاوه بر مواردی چون حقوق و مزایای کارکنان، در قالب پروژه هایی می گنجد که این پروژه ها در زمینه هایی چون تولید فیلم و موسیقی نمود می یابد که تحت عنوان بودجه جاری در دستگاه ها مورد بررسی قرار می گیرد. اما در دستگاه های غیرفرهنگی این بودجه جاری، حقوقی و مزایای پرداختی به کارکنان آن سازمان است.
در سال گذشته ما با کاهش بودجه جاری در امور فرهنگی روبه رو بودیم که همین سه درصد از بخش فرهنگی در کشور، نسبت به سنوات گذشته دو برابر شده است. پیش تر، حدود 5/1 درصد بودجه کل کشور مختص به امور فرهنگی بود که با دو برابر به عدد 3 درصد رسید که البته این 3 درصد هم جوابگو نیست. با این وصف، در درجه اول پیشنهاد من این است، همه نمایندگان مجلس و بودجه نویسان دولت به افزایش بودجه فرهنگی اهتمام داشته باشند. اینکه ما فکر کنیم لایحه ای که از طرف دولت به مجلس می آید، در آن امکان ایجاد تغییرات اساسی وجود دارد و نمایندگان می توانند در آن دخل و تصرف ماهوی داشته باشند، تصوری نابجا است. چرا که در مجلس تا حد زیادی تغییر و جابه جایی بودجه امکان پذیر نیست یا اگر هم حادث شود بسیار ضعیف و جزئی است و نمی تواند جبران بسیاری نقصان ها را بکند. طبیعتا آن اتفاقی که باید در جهت افزایش بودجه فرهنگی رخ دهد، می بایست در دستگاه های دولتی خود را نشان دهد. بر این اساس امید داریم که لایحه امسال با توجه به برنامه ریزی های صورت گرفته، توجه بیش تری را به «فرهنگ» اختصاص دهد.
به موازات این امر، ما در کمیسیون تلفیق تلاش خواهیم کرد که مصوبات کمیسیون فرهنگی و اضافاتی که به بودجه وارد شده، در قانون ذکر شود.
نکته دیگری که ما اکنون در کمیسیون فرهنگی در جهت زیربنایی کارکردن در امور فرهنگی به آن توجه داریم، فرمایشات مقام معظم رهبری در راستای تدوین سیاست های اصل44 قانون اساسی و خصوصی سازی است. در فصل نهم برنامه چهارم توسعه آمده است که دولت مکلف است در راستای «اقتصاد فرهنگ» اقداماتی را انجام دهد. وقتی که این وظیفه برعهده دولت نهاده شده باید اقدامات اساسی صورت گیرد.
از جهت دیگر، چون در اصل44 قانون اساسی بحث خصوصی سازی و واگذاری این امر به مردم و تعاونی ها در اولویت موضوع است، در مجلس و کمیسیون فرهنگی مقوله ای که مورد بحث قرار گرفته است آن است که امور بانوان و سینما و تئاتر و اموری مرتبط با سازمان های تبلیغات باید به نحوی ذیل سیاست های اصل44 قرار گیرد و کار به مردم واگذار شود که هم اقتصاد فرهنگ ترویج یابد و هم این توسعه کمی به یک توسعه کیفی منجر شود. این امر بسیار مهم است و باید تحقق یابد، اگر غیر از این باشد، بعید است که با وضع کنونی بتوان به فرهنگ کشور امید بست.
¤ از بحث های اجرایی که بگذریم، در باب مقولات تئوریک آیا برای بسط یک «نظریه فرهنگی اصولگرایانه» تلاشی صورت گرفته است و آیا ضعفی در این خصوص مشاهده نمی کنید؟ آیا همین امر باعث نشده که بعد از گذشت دو سال از عمر دولت فیلم هایی را روی پرده سینما ببینیم که هیچ قرابتی با اصول اسلامی- انقلابی ندارد؟
- من معتقدم ما فقدان تئوری اصولگرایانه نداریم. چرا که تمام اموری که باید به آنها عمل شود و اکنون مدنظر شماست و در سوال شما نیز نهفته است، در برنامه چهارم توسعه به آن کاملا اشاره شده است. در اصول کلی، ما قانون اساسی داریم که به ما می گوید در رابطه با فرهنگ چه باید کرد؟ البته قانون اساسی به علت کلی بودنش نمی تواند برای ما «باز» عمل کند، اما برنامه های پنج ساله توسعه که به مقتضای زمان و مکان تغییر می کنند یک دستورالعمل اجرایی و برنامه ریزی دقیق و مشخص مدونی را ما داریم. پیرو برنامه توسعه سوم و چهارم و چشم انداز 20 ساله و فرمایشات مقام معظم رهبری برای رسیدن به نقطه مطلوب و افق نهایی کار کاملا مشخص است و بستر هم مناسب برای پیشرفت جلوه می کند. طبق سند چشم انداز برای ما مشخص است که در عرصه فرهنگی ما باید به کجا حرکت کنیم و هدف نهایی ما چیست. برنامه چهارم توسعه نیز مشخص تر وظایف دستگاه ها را شرح داده است که باید بر آن اساس فعالیت کرد. اما مکمل همه اینها اصل44 قانون اساسی و تدوین سیاست های این اصل است که از طرف مقام معظم رهبری ابلاغ شده است دستگاه های مختلف در این خصوص تمهیداتی اندیشیدند تا این امر محقق شود و در مجلس نیز کمیسیون مشترکی در این خصوص تشکیل شده است.
با این وصف، اصولی که باید بر امور فرهنگی حاکم باشد و آن منشوری که شما به آن اشاره کردید، تماما موجود است. اما اینکه چرا شرایط به این شکل است، نیازمند بحث است.
¤ سوال این است که اگر تمام آیین نامه ها و قوانین وجود دارد، چرا شرایط فعلی، شرایط راضی کننده ای نیست و مردم و اصولگرایان احساس رضایت نمی کنند؟
- نکات مختلفی در این باب مطرح است، در امور فرهنگی از آنجا که نمی توان ضرب الاجلی عمل کرد و باید گام به گام روندها را پیش برد، نباید انتظار معجزه خلق الساعه داشت. در امور عمرانی 6 ماه سرمایه گذاری می شود و پس از آن زمان بهره برداری فرا می رسد، اما برای ایجاد فرهنگ مناسب برای استفاده از بنای عمرانی، زمان بیش تری نیاز است. امور فرهنگی همواره دیربازده هستند و از طرفی به دلیل آنکه بازده اقتصادی ندارند، برخی از مسئولین اقتصادی کشور در این باب تامل جدی نمی کنند. ما هشت سال در دوران موسوم به اصلاحات شرایطی را پشت سر گذاشتیم که در بدو ورودمان به مجلس، تحقیق و تفحص از برخی دستگاه ها را آغاز کردیم. به طور مشخص سه تحقیق و تفحص در کمیسیون فرهنگی وجود داشت که شامل وزارت ارشاد دوره قبل، تفحص از دفتر امور مشارکت زنان و سازمان ملی جوانان می شد. چه در رابطه با بحث فرهنگی اجتماعی که وزارت ارشاد متولی بود، وضعیت امور مرتبط با فیلم و موسیقی و تئاتر و مجلات و روزنامه ها و کتب همگی مورد تفحص قرار گرفتند، در رابطه با مرکز مشارکت زنان و سازمان جوانان نیز با ژرف نگری خاصی عمل شد. این تحقیق و تفحص ها نشان داد که در آن دوران بسیاری از اصولی که باید طبق قوانین رعایت می شد، نادیده گرفته شده است.
بنابراین اقدامات مجلس هفتم، چه در بعد قانون گذاری و چه نظارت، مطابق با وظایف قانونی آن، انجام شده است. ما بعد از روی کارآمدن دولت نهم، جلساتی را با مسئولان فرهنگی کشور و وزارت ارشاد، داشتیم و نظرات خود و همان نکته هایی را که شما اشاره کردید را به آنان انتقال دادیم. در واقع علت تحقیق و تفحص ها از وزارت ارشاد در دوره قبل این بود که شواهدی بدست آمد که مشخص بود که از سیاست های نظام فاصله گرفته شده است. مسئولان وزارت ارشاد فعلی معتقدند که نمی توان کار را یک شبه به سامان برسانند و نیاز به وقت بیشتری دارند. انصافا طی یک مقایسه میان جشنواره سال 85 با جشنواره های چند سال گذشته، متوجه شدیم که وضع بهتر شده است، ولی از آن چیزی که ایده آل ماست و درخور شخصیت حکومت اسلامی است، هنوز به دور هستیم. این امر البته به این دلیل است که سیاست های غلط به گونه ای پیش رفت که ما امروز با این وضعیت مواجه ایم و تغییر ماهوی و هویتی آنان قطعا کار پیچیده و سختی خواهد بود. برهمین اساس نظارت ما همچنان ادامه دارد و به طور مشخص به برخی از فیلمهایی که اکران می شود انتقاد داریم. بعضا حتی از عنوان فیلم می توان به محتوای پوچ این آثارپی برد. در همین زمینه، ما اعتراضاتی را به وزیر ارشاد داشته ایم و از وی خواسته ایم که در این خصوص دقت نظر بیشتری راجع به این موارد اعمال کند، اما باز هم ما می بینیم که برخی از فیلمها که بعضا اکنون هم در اکران هستند، مشکلات عدیده ای دارند که بی شک نیازمند اعمال نظارت دقیق تر است. در باب یکی از فیلم هایی که حدود یک ماه پیش روی اکران بود، وزیر و یکی از معاونان وی که به کمیسیون فرهنگی آمده بودند را مورد پرسش قرار دادیم، که نهایتا با بررسی هایی که انجام شد مشخص گردید که از طرف وزارت ارشاد قرار بود بخشی از این فیلم ها برای اکران حذف شود، ولی باز هم فیلمی که باید از آن پلیدی ها پاک می شد، به همان نحو اکران شد ومتاسفانه برخی از خانواده ها نیز فیلم را دیده بودند که اعتراضات شدیدی هم به آن داشتند. به هر روی تذکر ما باعث شد که طی یک بیانیه از اکران فیلم عذرخواهی کنند...
¤ البته قطعا مطلع هستید که آن عذرخواهی پس گرفته شد!
- بله، این هم یک داستان مخصوص به خود را داشت، ولی الحمدلله فیلم از اکران برداشته شد. اما ببینید در بحث نظارت باید توجه داشت که این مقوله فوق العاده سخت و ظریف است. با هنرمند کارکردن ظرافت ها و هنرمخصوصی را می طلبد که جزء هوشمندی های مدیریتی است که توقع می رود از سوی دولت اصولگرا عملی شود.
¤ اما برخی از مسئولان ادعا دارند که درعرصه هنری کشور نیروی ارزشی و متدین وجود ندارد و از همین روست که این مشکلات خود را نشان می دهد. نظر شما در این خصوص به عنوان یک نیروی اصولگرا و فعال فرهنگی نه نماینده مجلس، چیست؟ آیا این امر اقرار به کم کاری و اهمال در پرورش نیروی اصولی نیست؟
- اگر شما می گویید که یک نوع اهمال کاری و ضعف وجود دارد، من به عنوان فردی که در امور فرهنگی فعالیت دارد و خود نیز تحصیلات هنری دارم، این نوع جواب دادن و پاسخ و نگرش را نشات گرفته از «ضعف مدیریت و نظارت» می دانم. قرار براین نیست که ضعف کاری ما به گردن دیگران بیفتد، به نظر من اظهارات این دوستان عزیز منطبق با امر واقع نیست. کسی که کار هنری انجام می دهد، به این امر عشق می ورزد. در واقع کسی را به زور هنرمند نکرده اند! ما نمی توانیم امروز کسی را پیدا کنیم که به زور هنرمند شده باشد!
کسانی که در زمینه هنری فعالیت می کنند، با علاقه به این مقوله می نگرند و برایشان هم تفاوتی نمی کند که چه موضوعی را دست مایه قرار می دهند. آنچه که باید مدنظر ما باشد، نظارت برحسن اجرای کار و حراست از سیاست های حاکم بر دستگاههای فرهنگی است. این سیاست ها نوعا در استانداردهای بالایی قرار دارد و منطبق با ارزش های ملی- اسلامی ماست. اما وظایف مسئولان است که با توجه به نیاز جامعه، با توجه به آن برنامه ، طرحی نو دراندازند.
متولیان امر در بخش تولیدات سینما و تلویزیون متاسفانه نظارت را به بعد از تولید واگذار می کنند. این کار شیوه مناسبی نیست. نظارت باید در هنگام تولید صورت گیرد. بعضا اتفاق می افتد کاری سفارش داده شده و وبودجه هنگفتی هزینه شده است اما ماحصل کار، وقتی مورد بررسی قرار می گیرد قابل بهره برداری نیست! حال با این همه نیرو و هزینه که صرف شده چه باید کرد؟ سر و ته موضوع را می زنند و حذف و اضافاتی صورت می گیرد و یک چیز بی محتوا و پوچ و درحالت خوشبینانه اثری فاقد ویژگی منفی اما خنثی به جامعه تحویل می دهند. بنابراین مدیریت حرف اول و آخر را می زند. ما بحث های زیادی را با رئیس صدا و سیما و مسئولان در کمیسیون داشته ایم و درباره برخی از برنامه ها و طنزهای سیما نیز دیدگاه خود را منتقل کرده ایم و سوال کرده ایم که طنز برای ما چه تعریفی دارد؟
در سازمانی مانند صدا وسیما از طنز چه تلقی وجود دارد؟ آیا فقط به پرکردن اوقات فراغت می اندیشند یا استفاده از کلمات بی محتوایی که برای چند لحظه خنده را برلب مخاطب بیاورد؟ باید در پس این امر، اهداف و برنامه ریزی هایی انجام گیرد که همگی مدنظر کمیسیون فرهنگی بوده است.
¤ پس به نظر شما پرورش نیروی متعهد انجام شده است؟
- ببنید، خود سازمان صدا و سیما، به عنوان مهمترین دستگاه فرهنگی کشور، دانشگاهی در اختیار دارد که باید در آن به پرورش نیروهای مومن و متخصص بپردازد. حال اگر برای رسیدن به هدف ما اندکی از مسیر منحرف شدیم، بازهم مدیریت بایدکارآمدتر جلوه کند تا این انحراف جبران شود. توجه کنید هدف از راه اندازی برخی از دستگاهها پرورش نیرو بوده است، دستگاهی مانند حوزه هنری یا سوره، جزء مراکزی به شمار می آیند. که فقط برای تربیت نیروی هنرمند ایجاد شده اند و البته باید این مراکز تا به امروز تا چه حد کارآمد بوده اند؟
در مورد تربیت نیروی فرهنگی، ما 30 سال از انقلاب را پشت سر نهاده ایم و این مدت کمی نیست. ما زمان زیادی در اختیار داشته ایم تا به تربیت نیروی فرهنگی بپردازیم و اکنون نمی توان گفت که ما فاقد نیروی فرهنگی هستیم. این سخن که ماهنرمند مومن و متعهد نداریم قابل قبول نیست.
¤ شما وضعیت فرهنگی موجود در عرصه رسانه ها و جراید مکتوب را چگونه ارزیابی می کنید؟آیا وضع موجود راضی کننده است؟
- آزادی مطبوعات در چارچوب خاص خودش معنا می یابد. امروز در کیوسک روزنامه فروشی ها از مطبوعات زرد گرفته تا جراید حزبی و سیاسی وجود دارد. حتی تعداد این جراید از رسانه های اصولگرا بیشتر است. این امر نشان می دهد که آن آزادی که ما ادعای آن را داریم که انقلاب برای ما به ارمغان آورد، در حال پیاده شدن است ولی این آزادی نباید به هرج و مرج استحاله یابد. برخی از روزنامه ها آزادی را با هرج و مرج اشتباه گرفته اند و گمان می کنند می توانند در روزنامه خود از چارچوب و خط قرمزها عبور کنند وحتی مسائل اخلاقی را زیرپا بگذارند. برخی از جراید که از چارچوب های اخلاقی و دینی و انقلاب عدول می کنند، طبیعتا باید با آنها برخورد شود بالاخره حفظ حریم فرهنگ و اخلاق فرهنگی از اوجب واجبات است. ماهمانطور که مسئول حفظ امنیت اقتصادی و اجتماعی جامعه هستیم، مسئول حاکم شدن امنیت فرهنگی در جامعه نیز هستیم. قرار نیست که برخی مقولاتی را که حتی در کشورهای لائیک با محدودیت مواجه هستند، به نام آزادی به مردم تحمیل کنند.
در عین حال ما اعلام می کنیم که حکومت اسلامی ما این ارمغان آزادی را به همه اقشار با همه دیدگاه ها هدیه داده است و همه آزادند و می توانند از نعمات آزادی بیان، آزادی قلم در چارچوب موازین بهره بگیرند.