بخش سیاسى خارجی
برگزارى نشست وزراى امور خارجه کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد )Movement -Aligned -Non( در تهران فرصت مناسبى را جهت باز تعریف موثر این جنبش مهیا ساخته است. جنبش غیر متعهدها در اوج جنگ سرد و فضاى دو قطبى موجود بین کاخ سفید و کاخ کرملین، با هدف وحدت کشورهایى که در اردوگاه کاپیتالیسم یا کمونیسم قرار نداشتند تشکیل شد. نخستین تلاش براى ایجاد این جنبش در سال 1955 توسط “جواهر لعل نهرو”، “جمال عبدالناصر” و احمد سوکارنو” انجام شد.
پس از فروپاشى اتحاد جماهیرشوروى قدرت غیر متعهدها رو به تحلیل رفت، زیرا ساختار و چارچوب این مجموعه براساس حیات در نظام دو قطبى تعریف شده بود.
از آن زمان تاکنون “نیاز به باز تعریف جنبش عدم تعهد” به عنوان اصلىترین نیاز اعضاى آن بىپاسخ باقى مانده است. اگرچه سنگاندازیهاى کاخ سفید، ناتو و اتحادیه اروپا مانع از تحقق این باز تعریف شده است، اما با گذار بشریت به هزاره سوم و مانور غیر قابل توجیه کشورهاى عضو شوراى امنیت در جهان امروز، دغدغههاى این باز تعریف در میان اعضاى غیر متعهد افزایش یافته است. ایران به عنوان مرکز ثقل و نقطهاى تعیین کننده مىتواند در کانون این باز تعریف قرار گیرد.
حضور وزراى امور خارجه کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد در تهران با توجه به دو فاکتور “زمان تشکیل اجلاس” و “موقعیت فعلى نظام بینالملل” قابل تفسیر است. با توجه به نکات ذیل مىتوان ابعاد این نشست را به گونهاى واقعبینانه مورد بررسى قرار داد:
1- ایفاى نقش در معادلات بینالمللى صرفا در مولفههاى امنیت داخلى نهفته نیست. اگر “امنیت داخلی” با “پشتوانههاى خارجی” تلفیق شوند، ترکیب حاصل پایدار و کارآمد خواهد بود. با توجه به “بازه وسیع” و “کثرت اعضا”، مىتوان جنبش عدم تعهد را ماحصل جمع پتانسیلهاى بالقوه “منطقهای” و “فرا منطقهای” براى تهران دانست. البته این قاعده کلى نسبت به دیگر اعضاى جنبش نیز صادق است.
2- با فرا رسیدن تاریخ 25 شهریور ماه، ضربالاجل دو ماهه شوراى امنیت سازمان ملل متحد به جمهورى اسلامى ایران پایان مىیابد و کشورهای(1+5 ) مذاکرات فشرده خود را جهت صدور قطعنامه سوم علیه تهران آغاز مىکنند. با توجه به همکاریهاى اخیر ایران - آژانس و انتشار گزارش اخیر البرادعى در خصوص فعالیتهاى هستهاى کشورمان باید به دنبال مکملى باشیم تا در کنار گزارش آژانس بتواند “سدى خنثى کننده” را در برابر قدرتهاى زورگوى شوراى امنیت ایجاد کند. حمایت کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد بهترین مکمل در این راستا محسوب مىشود. به عبارت دیگر شوراى امنیت در مقابل ترکیب “گزارش آژانس” ، “حمایت کشورهاى غیر متعهد” و “اقتدار ایران” چارهاى جز عقبنشینى و کرنش نداشته و در صورت انتخاب گزینهاى دیگر باید هزینههایى هنگفت پرداخت نماید.
3- حضور مقامات کشورهاى عضو عدم تعهد در تهران ترس آمیخته به تردید مقامات آمریکایى و اروپایى در خصوص باز تعریف این جنبش را تقویت مىکند. با توجه به مسائلى که در عراق و افغانستان رخ مىدهد، هرگونه همفکری، هماندیشى و اقدام هماهنگى که در راستاى حل این بحرانها توسط غیر متعهدها انجام شود، تاثیر مستقیمى در افول موقعیت اشغالگران خاورمیانه خواهد داشت. از این جهت همسویى مواضع کشورهاى عضو عدم تعهد در خصوص بحرانهاى خاورمیانه پازلهاى ژئو استراتژیک چیده شده توسط واشنگتن و متحدانش را بر هم خواهد ریخت.
4- قرار گرفتن مسئله بیتالمقدس و فلسطین در کانون توجهات کشورهاى غیر متعهد، خنثى کننده تلاشهاى آمریکا و اتحادیه اروپا جهت ایجاد مذاکرات سازش در منطقه است. اخیرا افرادى مانند جرج بوش، خاویر سولانا و تونى بلر سعى کردهاند با تحدید دامنه قدرت حماس زمینه را جهت بقاى مهرههایى بىاراده مانند ابومازن، سلام فیاض و محمد الدحلان آماده نمایند. این “کنش موذیانه” نیاز به “واکنشى آگاهانه” دارد. واکنشى که باید توسط کشورهاى غیر متعهد انجام گیرد.
5- اظهارات دکتر احمدى نژاد، رئیس جمهور کشورمان در مراسم افتتاحیه نشست کشورهاى غیر متعهد که “تنوع فرهنگی”،” برخوردارى از آزادى و تعالی”، “تعامل ملتها” و “کرامت انسانها” در آن مورد توجه به قرار گرفته است بار دیگر وجهه صلحطلبانه و بشر دوستانه جمهورى اسلامى ایران را به تصویر کشیده است. بر این اساس حس گذار از غرب و جریانهاى سلطهگر و ارائه تعریفى صحیح از واژگان “دموکراسی” و “حقوق بشر” درمیان کشورهاى عدم تعهد برانگیخته شده است. حسى که هدایت آن به سوى “نقطهاى مطلوب” متعهدترین غیر متعهدها (یعنى ظهور متعهدترین کشورها به آرمان ملتهاى خود و غیر متعهدترین کشورها به سیاستهاى استکبار جهانی) را به عنوان بازیگرانى اصلى وارد جهان سیاست خواهد کرد.