صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۲۶۶۱۲

تمایز ماهوی


فتح‌الله پریشان
بنیادی ترین پرسشی که در عرصه اندیشه سیاسی و حوزه عمومی ذهن انسان ها را از گذشته دور به خود مشغول داشته و البته پاسخ به آنها نیز برای حیات سیاسی اجتماعی اش سرنوشت ساز بوده و هست، دو پرسش ذیل می‌باشد؛
1- چه کسی باید حکومت کند؟
2- چگونه باید حکومت شود؟(شکل حکومت)
تطور تاریخ و تبدل حکومت ها نتیجه پاسخ های متفاوت اندیشمندان، احکام و مکاتب گوناگون به این پرسش ها است. غرب با ادعای تمدن پیشرفته، آخرین و کامل ترین پاسخ به این سوال ها را در حکومت دمکراسی لیبرال دانسته و از آن به «پایان تاریخ» و از انسان سعادتمند! در حوزه این حکومت تحت عنوان «آخرین انسان» یاد می کند. اما نگاهی به تحولات جهان و اقدامات قدرتمندان و مبلغین این شیوه از حکومت در اقصی نقاط دنیا که گاه به زور، قتل، غارت و لشکرکشی این شیوه را به مردمان یک جامعه تحمیل می نمایند و در زمان و جایی دیگر با هزاران ترفند تبلیغاتی و حرف زور غیرمنطقی نتیجه مستقیم انتخابات مردمی را نمی پذیرند، نشان از تناقضات و تعارضات ماهوی و درونی این شیوه از حکومت دارد.
اما شیوه جدید ارائه شده از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران در اداره حکومت تحت عنوان «مردم سالاری دینی» ضمن پاسخ به پرسش های اولیه انسانی در باب اداره امور جامعه، از تناقضات دمکراسی غربی نیز مبراست زیرا «حقیقت مردم سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده مردمی اداره شود و پیش برود.»
اگر چه ممکن است بین مردم سالاری دینی و دمکراسی غربی به لحاظ شکلی تشابهاتی وجود داشته باشد اما قطعا به لحاظ ماهوی و زیرساخت هاو بنیادهای علمی و فلسفی تمایز و تفاوت اساسی بین آن دو وجود دارد. ریشه بسیاری از تمایزات در مباحث معرفت شناختی و هستی شناختی و انسان شناسی این دو حوزه نهفته است. لیبرال ـ دمکراسی با حذف «خدا» از زندگی عمومی و مادی بشر، «انسان لیبرال» از هر قید و بندی را جایگزین آن کرد و به تبع آن روابط اجتماعی، شیوه حکومت داری و جایگاه مردم و مسئولین در حکومت تغییر کرد.
از همین روی است که مقام معظم رهبری، طرح مردم سالاری دینی را موجب آشکار شدن تناقضات و خدشه های لیبرال دمکراسی غربی می دانند: «امروز مردم سالاری دینی ای که ما در کشور خود مطرح می کنیم، یک حرف نو است؛ نه فقط به خاطر این که ما شاخه ای از مردم سالاری را داریم ارائه می دهیم؛ نخیر، ما در واقع داریم در مردم سالاری های دنیا شبهه می کنیم. من حقیقتا به مردم سالاری های دنیا خدشه دارم.»
مبنای مشروعیت، نقش مردم در حکومت، حاکمان و غایت حکومت از جمله تمایزات ماهوی مردم سالاری دینی و مردم سالاری های دنیا بویژه لیبرال دمکراسی غرب است.
غایت حکومت اسلامی، سعادت انسان و پیشرفت مادی و معنوی وی است در حالی که غایت مردم سالاری غربی تنها ناظر به برآوردن نیازهای مادی انسان است و بر همین اساس مبنای مشروعیت در دومی تنها خواست و اراده جمعی و مردمی است ولو اشتباه کند، اما در مردم سالاری دینی، مشروعیت الهی است با ایفای نقش بی نظیر مردمی. «نظام بدون حمایت و رای و خواست مردم، در حقیقت هیچ است. باید با اتکا به رای مردم، کسی بر سر کار بیاید... در نظام اسلامی، مردم تعیین کننده اند؛ این هم از اسلام سرچشمه می‌گیرد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات