در خبرها آمده بود که دو فروند جنگنده رژیم صهیونیستی روز پنجشنبه گذشته در نزدیکی های مرز مشترک ترکیه و سوریه ظاهر شده و بمب های خود را روی یک مخزن سوخت در «تل ابیض» سوریه رها کردند و سپس وارد فضای استان «دیرانی» شده و پس از واکنش نظامیان سوریه به پایگاه های خود بازگشتند.
مقامات نظامی سوریه ضمن آن که جزئیات این واقعه را تشریح نمودند، بر «پاسخ نامتقارن» سوریه تصریح کردند اما رئیس جمهور صهیونیستی- شیمون پرز- وقوع حمله هوایی اسرائیل به سوریه را انکار کرد و ایهود اولمرت نخست وزیر هم گفت که از چنین حمله ای خبر ندارد. اقدام صهیونیست ها بازتاب هایی در عرصه بین المللی داشت. در این میان ایران، ایتالیا، ترکیه و بعضی از کشورهای عربی اقدام اسرائیلی ها را «تحریک آمیز» دانسته و آن را محکوم کردند. در همان حال جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که علیه هر تهدیدی در کنار سوریه ایستاده است. این خلاصه ای از خبر مورد بحث ماست. رژیم صهیونیستی با چه انگیزه ای به این تجاوز هوایی دست زده و پیام ها و پیامدهای آن کدام است؟
1- رژیم صهیونیستی در طول یکسال گذشته- بعد از شکست سنگین از حزب الله لبنان- بر همزیستی مسالمت آمیز با سوریه و حتی پس دادن منطقه جولان- تحت شرایط خاص- تاکید داشت و از صلح دائمی میان تل آویو و دمشق سخن می گفتند. در همان حال در سوریه نیز حرف و حدیث هایی درباره مذاکره با اسرائیل برای آزادسازی بلندی های استراتژیک جولان وجود داشت. اما دو هفته پیش شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی حرف جدیدی زد. او در سفر به اروپا در مصاحبه با یک روزنامه ایتالیایی اعلام کرد: «انعقاد صلح با سوریه در آینده ای نزدیک غیرممکن است». در این بین طبیعی ترین تحلیل این است که اظهارات پرز و اقدام نظامی بر فراز آسمان سوریه را نوعی تغییر فاز از سوی صهیونیست ها تعبیر نمائیم اما این نیاز به توضیح دارد.
2- رژیم صهیونیستی از سوی افکار عمومی مردم خود، رژیمی شکست خورده و در حال فروپاشی شناخته می شود و در سرزمین های تحت اشغال اسرائیل، ارتش به عنوان مجموعه ای ناکارآمد دیده می شود و این سبب شد که طی یک سال گذشته همه فرماندهان ارشد این رژیم برکنار شده یا کناره گیری نمایند. این در حالی است که موجودیت رژیم صهیونیستی به موجودیت ارتش آن بستگی تام دارد چرا که این رژیم و ملت جعلی آن توسط ارتش به وجود آمده اند. بر همین اساس اقدام دو جنگنده این رژیم علیه سوریه تلاشی برای «بازسازی منزلت» ارتش در داخل سرزمین های اشغالی به حساب می آید چرا که رژیم صهیونیستی به خوبی می دانست سوریه بصورت بسیار محدود به آن پاسخ می دهد و کار به درگیری جدی کشیده نمی شود و با این وصف یک حمله بی پاسخ هوایی به بازسازی ژست اقتدار نظامیان کمک می کند و چون به درگیری جدی نمی انجامد نوعی «تدبیر سیاسی» نیز تداعی می کند، اما البته آنان به دلایلی دچار خطای فاحش می باشند.
3- حمله محدود رژیم صهیونیستی به روستایی در نزدیکی مرز سوریه و ترکیه «اقدام یک جانبه» محسوب می شود این در حالی است که در طول دهه های ماضی بخصوص در طول یک سال گذشته «تلاش های چندجانبه ای» از سوی اروپا و آمریکا از یک سو برای احیای موقعیت این رژیم و از سوی دیگر برای تضعیف موقعیت مخالفان اسرائیل- سوریه، حزب الله لبنان و...- به کار بسته بودند.
اقدام یک جانبه رژیم صهیونیستی علیه سوریه نشان از شکست «تلاش های چند جانبه» دارد. اسرائیلی ها در یک ماه گذشته شاهد بودند که گزارش «کمیته نظارت بر اجرای قطعنامه 1701» که به قصد کنترل مرزهای سوریه طراحی شده بود، با مباحثه اعضای این شورا آنقدر رقیق شد که عملاً از خاصیت افتاد. در این بیانیه از ذکر نام ایران و سیدحسن نصرالله پرهیز کردند و بطور همزمان خبر از نقض قطعنامه مذکور توسط دولت های دمشق و تل اویو دادند این ماجرا به اسرائیلی ها فهماند که موقعیت گذشته خود را از دست داده اند و باید خودشان کاری بکنند.
4- اسرائیلی ها بار دیگر دچار اشتباه در محاسبه شده اند چرا که در شرایطی از ابتکار عمل دم زده اند که در انفعالی ترین دوران حیات رژیم خود به سر می برند. امروز - برخلاف یکی دو دهه قبل- هیچ رژیمی در منطقه خاورمیانه متزلزلتر از رژیم صهیونیستی وجود ندارد امروز امنیت داخلی و منطقه ای اسرائیل از هر 4 همسایه آن- لبنان، سوریه، اردن و مصر- ضعیف تر می باشد و لذا مانور اقتدار نظامی برای این رژیم به یک نمایش خنده آور تبدیل شده است.