صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۲۷۴۷۲

سرنخ سبزها دست کیست؟:یدالله جوانی

به راستی هدایت کنونی جریان سبز با کیست؟ چه کسی یا چه افرادی این جریان را مدیریت کرده و خط دهی می کنند؟ آیا رهبری این جریان با میرحسین موسوی است و ایشان سبزها را مدیریت می کند؟ آیا سیدمحمد خاتمی یا مهدی کروبی در مدیریت این گروه ایفای نقش دارند؟ آیا به جای افراد، احزاب و گروه هایی مانند سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت یا دیگر گروه های دوم خردادی، رهبری سبزها را برعهده دارند؟

بصیرت:سبزها با هر عنوان ترکیبی دیگری که معرفی گردند، بخشی از واقعیات جامعه سیاسی ایران هستند. این گروه با نماد رنگ سبز در میتینگ های تبلیغاتی میرحسین موسوی هویت پیدا کرد و با تمسک به رنگ شال سبزی که میرحسین به خاطر سیادت مادرش بر دوش انداخت، به نشانه هواداری از ایشان به شکل های مختلف از این رنگ استفاده کرده و اکنون نیز عده ای بر استفاده از این رنگ اصرار دارند. حال سوال این است که سر نخ این سبزها در دستان کیست؟
به راستی هدایت کنونی جریان سبز با کیست؟ چه کسی یا چه افرادی این جریان را مدیریت کرده و خط دهی می کنند؟ آیا رهبری این جریان با میرحسین موسوی است و ایشان سبزها را مدیریت می کند؟ آیا سیدمحمد خاتمی یا مهدی کروبی در مدیریت این گروه ایفای نقش دارند؟ آیا به جای افراد، احزاب و گروه هایی مانند سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت یا دیگر گروه های دوم خردادی، رهبری سبزها را برعهده دارند؟ نگارنده بر این اعتقاد است که در شرایط کنونی، مدیریت گروهی که با رنگ سبز هر از چندی مانند روزهای قدس و سیزده آبان، آن هم فقط در برخی از خیابان ها ظاهر شده و متفاوت از توده های میلیونی، رفتارهایی را به نمایش می گذارد، نه در دستان موسوی و نه در دستان همفکران موسوی، بلکه در دست دشمنان خارجی قرار دارد. تردیدی در این مسئله وجود ندارد که این حرکت را میرحسین موسوی و ستادهای تبلیغاتی و حامیان او آغاز کردند و موسوی، بارها و بارها در میان انبوه هواداران سبزپوش خود ظاهر گردید و از موج سبز سخن گفت و پس از انتخابات با فراخوان سبزها به خیابان، زمینه ها و بسترهای آشوب، بلوا و اخلال در نظم و امنیت عمومی را فراهم ساخت. این میرحسین موسوی بود که با صدور بیانیه، تشکل راه سبز امید را به زعم خویش پایه گذاری کرد. ظاهر امر نشان می دهد که رهبری این گروه را میرحسین موسوی برعهده دارد، لکن واقعیت امر این است که اکنون میرحسین نه تنها مدیریت این جریان را در دست ندارد، بلکه این جریان و میرحسین به نوعی با همدیگر از سوی بیگانگان مدیریت می شوند. اثبات این ادعا کار سخت و دشواری نیست. میرحسین ادعای پای بندی و وفاداری به قانون اساسی، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و آرمان های حضرت امام خمینی (ره) را دارد. آیا رفتارهای گروه اندک و فتنه گر سبزپوش در حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و به ویژه رفتارهای آنان در روز قدس و سیزده آبان با ادعاهای میرحسین موسوی همخوانی و همسویی دارد؟ اگر همسویی ندارد، چرا میرحسین موسوی از این رفتارها و هنجارشکنی ها اعلام برائت نمی کند و پیروان خود را سرزنش نمی کند؟ مواردی از این رفتارها مورد بررسی قرار می گیرد.
1- یکی از شعارهای قابل توجه گروهک سبزپوش در روز قدس و سیزده آبان، تبدیل شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی به شعار نه شرقی، نه غربی جمهوری ایرانی بود! اگر میرحسین مدعی تلاش برای احیای تفکر امام (ره) است، چرا در قبال این انحراف هواداران خود سکوت کرده و با صدور بیانیه نسبت به این شعار انحرافی به هواداران خود هشدار نمی دهد؟ مگر حضرت امام (ره) با صراحت و با توجه به عناوین گوناگون در مورد عنوان و نام نظام سیاسی ایران نفرمودند: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» آیا جمهوری ایرانی غیر از حذف اسلام از صحنه سیاست هدف دیگری را دنبال می کند؟
2- شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» شعار معروف سبزها در روز قدس بود. موسوی مدعی خط امام نسبت به این شعار چه موضعی دارد. حضرت امام (ره) روز قدس را روز اسلام اعلام کرده و با اعلان راهبرد محو اسرائیل از صحنه روزگار، مهمترین مسئله مسلمین را قدس و مسئله فلسطین می دانند. اگر میرحسین وفادار به آرمان های حضرت امام (ره) می باشد و مدیریت سبزها را در دست دارد، چرا این شعار انحرافی در روز قدس را محکوم نکرد؟
3- روزه خواری، عدم رعایت شئونات اسلامی، اختلاط دختر و پسر با بدترین وضعیت و حمله با سنگ به نمازگزاران روز جمعه از دیگر اقدامات سبزها در روز قدس بود. آیا میرحسین این رفتارها را تأیید می کند. اگر این رفتارها مورد تأیید میرحسین نیست و از سوی هواداران وی سر می زند، چرا میرحسین آنان را سرزنش نمی کند و این نوع اقدامات را محکوم نمی کند؟
4- در روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز مرگ بر آمریکا، یعنی روز 13 آبان، سبزها شعار مرگ بر روسیه سر دادند! در شرایط کنونی میرحسین نسبت به این شعار هوادارانش چه موضعی دارد؟ این شعار در کدام اطاق فکر طراحی گردیده است؟ آیا میرحسین این جمله حضرت امام (ره) را به یاد ندارد که فرمودند، عده ای شعار مرگ بر شوروی می دهند تا آمریکا فراموش شود. اگر میرحسین این نوع شعارها را قبول ندارد و یک نوع انحراف در مسیر مبارزه با استکبار جهانی می داند، چرا به هوادارانش تذکر نمی دهد؟
5- سبزهای هوادار میرحسین از همان روزهای بعد از انتخابات، در ایجاد اغتشاش، حمله به بانک ها، آتش زدن اتوبوس ها، حمله به پایگاه بسیج، آتش زدن مسجد لولاگر، آسیب رساندن به اموال مردم فعال بودند و این حرکت زشت خود را با آتش زدن سطل های زباله در روز قدس و سیزده آبان تداوم بخشیدند. آیا میرحسین مدعی حرکت در چارچوب قانون با این نوع حرکت ها از سوی سبزها موافق است؟ اگر موافق نیست با شدت آن را محکوم نمی کند؟
6- روز سیزده آبان تعدادی از حامیان موسوی با علائم سبز و با شعار «یا حسین، میرحسین» با قمه و چاقو به سمت خودروی حامل دکتر مرندی نماینده مجلس شورای اسلامی حمله ور شده و خساراتی را به خودروی ایشان وارد ساختند. میرحسین نسبت به این رفتار هواداران سبز خود چه موضعی دارد؟ اگر این رفتارها را قبول ندارد چرا با قاطعیت محکوم نمی کند و از هواداران سبز خود نمی خواهد که این قبیل رفتارها را کنار بگذارند؟
7- میرحسین موسوی، رنگ سبز را نماد اهل بیت دانسته و به زعم ایشان این نماد ارزشی نشان از آرمان های سبزها دارد! آیا میرحسین می داند برخی از دختران و پسران سبزپوش که در برخی از میتینگ های تبلیغاتی انتخابات و در مراسم روز قدس و سیزده آبان حضور پیدا کردند، در کنار نشان سبز، علائم گروه های منحرف و از جمله علائم شیطان پرستان را همراه خود دارند؟ اگر می داند، جمع رنگ سبز به عنوان نماد اهل بیت با نماد شیطان پرستان را چگونه توجیه می کند؟ اگر غیرقابل توجیه می داند چرا در این خصوص به هواداران خود تذکر نمی دهد؟ مگر این سبزها هواداران و طرفداران میرحسین نیستند؟
مواردی از قبیل آنچه گفته شد، بسیار است و اگر میرحسین یا دیگرانی چون خاتمی، کروبی و یا احزابی چون مشارکت و مجاهدین نسبت به این نوع رفتارها و ناهنجاری ها واکنش نشان نمی دهند و به سبزها هشدار نمی دهند و از آنان نمی خواهند که چنین رفتارها و شعارهایی را نداشته باشند، به خاطر آن است که خود آنها می دانند مدیریت این سبزها در دستان کس دیگری است. آنان به خوبی می دانند که شعارهایی چون «یا حسین، میرحسین» و «کروبی، کروبی حمایتت می کنیم»، فقط در حد یک استفاده ابزاری از نام آنان برای مخالفت با نظام دینی است. میرحسین می داند هر نوع تذکر و هشدار در این قبیل موارد، از سوی سبزها با بی اعتنایی مواجه خواهد شد و آنگاه بیش از پیش روشن می شود که هم سبزها و هم میرحسین در زمینی بازی می کنند که بیگانگان آن را تعریف کرده اند. میرحسین از موج عقلانیت سبز سخن گفت و تشکل راه سبز امید را پایه گذاری کرد، لکن این گروه و جریان سبز در مسیری به حرکت درآمد که اکنون تمامی جریان های ضد انقلابی به آنها دل خوش کرده اند. نمونه ای از این امید بستن ها به سبزها از سوی ضد انقلابیون خارجه نشین را در سخنان رضا پهلوی فرزند شاه معدوم می توان دید. رضا پهلوی در مقاله ای که اخیراً در یکی از روزنامه های آمریکا به چاپ رسانده، به شرح اظهارات خود در ملاقات با 40 نفر از اعضای کنگره پرداخته و می گوید به اعضای کنگره گفتم اگر آمریکا قصد تعامل با ایران را دارد بایستی بهترین گزینه را برای تعامل در ایران انتخاب کند که پیشنهاد من، بهترین و شایسته ترین گزینه «جنبش سبز» است. رضا پهلوی در سخنان خود از آمریکا می خواهد که این جنبش سبز را بیش از پیش مورد حمایت قرار دهد!
آیا میرحسین می پذیرد که از نظر رضا پهلوی، بهترین و شایسته ترین گزینه برای پیشبرد مقاصد و منافع آمریکا در ایران به حساب می آید. اگر نمی پذیرد، باید بداند و بپذیرد که جریان سبزی را که او به راه انداخت، اکنون سرنخ آن در دستان دیگران است و این همان نکته ای است که اخیراً رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به آن اشاره داشته و فرمودند، در روز بعد از انتخابات برای این آقایان پیام فرستادم که ممکن است شما حرکتی را شروع کنید، اما دیگران آن را ادامه خواهند داد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات