از سال ۱۹۶۱ که سازمانى با پرچم سبز مستقل بودن در شهر بلگراد تولد یافت تا به امروز که ایام میانسالى این نهاد را شاهد هستیم بنیان گذاران این جنبش درست نیم قرن را در آرزوى برافتادن اندیشه سلطه به سر کرده اند. رهبران و اعضاى این جنبش در این ۵۰ سال ایام توفانى جهان سیاست، بار ها درباره کارآمدى و توانایى این نهاد دچار تردید شده اند. اما گویى زیستن در سایه تهدید جزو عوامل ذاتى حیات این جنبش بوده است. یکه تازى دوبلوک قدرت در سه دهه ایام جنگ سرد - واشنگتن و مسکو- و یک جانبه گرایى قدرتى دیگر پس از فروپاشى شوروى همانند دو موج سهمگین بودند که حیات این سازمان را با تلاطم و خطر مواجه ساختند. اما غیر متعهد ها در دوران پرمخاطره پس از سقوط امپراتورى شرق نیز بر دوش همان پایه گذاران دیرینش ادامه حیات داد.
اکنون در فرداى پانزدهمین اجلاس این جنبش که صداى هویت خواهى آن رساتر از هر زمان به گوش مى رسد، مى توان با نگاهى تازه دراین پرسش اندیشه کرد که دلایل ماندگارى این نهاد چیست و سازمانى که به تعبیر وزیر خارجه ایران چند سال را در رکود به سر برد چگونه بر بحران هویت و بقا فایق آمده است؟
در پاسخ این سؤال دلایل گوناگونى مطرح مى شود. برخى ظرفیت هاى اقتصادى و اقلیمى اعضاى ۱۱۴ گانه این نهاد را به خاطر مى آورند و مى گویند این جنبش۶۰ درصد خاک جهان؛ ۲۰ درصد تولید ناخالص ملى را داراست. کشورهاى عضو جنبش غیرمتعهدها، دو سوم از کشورهاى جهان را تشکیل مى دهند یا آنکه رشد اقتصادى بیشتر کشورهاى عضو این سازمان در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادى بیشتر از گذشته بوده است.
یا آن که برخى دیگر از تحلیلگران به تلاش و مجاهدت پیشقراولان جدید و قدیم جنبش از هند و مصرایام گاندى ها و ناصرها تا ایران و مالزى و کوباى تحت رهبرى امام خمینى(ره)، ماهاتیر محمد و فیدل کاسترو اشاره مى کنند و مى گویند همچنان که این جنبش بر شالوده تفکر درخشان رهبرانى چون: تیتو، سوکارنو ونهرو پایه گذارى شد اکنون نیز به همت کشورهاى مهم واستقلال طلب منطقه راه خویش به سوى ایفاى نقش در قرن جدید را هموار ساخته است.
اما بى آن که نقش هرکدام از این عوامل را در بقا و پویایى این نهاد نادیده بگیریم عامل حیات بخش سازمان غیر متعهد ها را همانا باید در تفکرى جست که مانند ریسمانى ناگسستنى در هر برهه زمانى کاروان کشورهاى جهان سوم یا درواقع قطب جنوب را به زیر بیرق غیرمتعهد ها مى کشاند.
کم نبودند کسانى که درفرداى فروپاشى سازمان ها و نهادهاى عصر جنگ سرد همانند ورشو یا سنتو زنگ فروپاشى غیر متعهد ها رابه صدا درآوردند یا آنکه پس از قدرت یابى آمریکا از زوال قطعى این نهاد سخن گفتند اما این محاسبات و پیش بینى ها یک عامل جوهرى را در حیات عدم تعهد به حساب نیاورد وآن این که این سازمان فلسفه وجودى فراتر از سازمان ها یا ترتیبات امنیتى یا سیاسى دوران جنگ سرد دارد.
* فرضیاتى که ابطال شد
اغلب کسانى که در فروپاشى جهان دو قطبى، ختم حیات غیر متعهد ها را اعلام کردند نظرشان بر این پایه استوار بود که فلسفه وجودى این سازمان، اعتراض به تقسیم جهان میان دوقطب بود و لذا نتیجه مى گرفتند که با یکدست شدن جهان دیگر هیچ دلیلى براى ماندن سازمانى که مى خواست نیروى سوم درمیان دو اردوگاه چپ وراست باشد نمى ماند. حتى بسیارى از نظریه پردازان که در افق قرن جدید فقط سیطره آمریکاى واحد را مى دیدند براین گمان بودند که قافله غیر متعهد ها یکى پس از دیگرى راه پیوستن به نهادهاى نام آشناى اروپایى و غربى چون ناتو را پیش خواهند گرفت.
اى بسا دراین مدت باب همکارى هاى جدید میان برخى کشورهاى عدم تعهد با طرف هاى اروپایى و آمریکا گشوده شد اما هیچ کدام از اعضاى خانواده بزرگ این سازمان ورود درهمکارى هاى تازه را به بهاى لغو عضویت خویش در جرگه غیر متعهد ها مشروط نکردند.
پرسش اصلى نیز اینجا نهفته است که چرا با وجود پا گیرى چندین نهاد و سازمان نوین منطقه اى و فرامنطقه اى، ۱۱۴ عضو عدم تعهد حاضر به ترک این نهاد نشدند؟ چه انگیزه اى موجب شد که حتى در بدترین روزهاى تضعیف و تحقیر سازمان هاى بین المللى، اعضاى کشور ها وملت هاى موسوم به جهان سوم به تعطیلى این نهاد تن ندهند؟
دست کم بر کارشناسان سیاسى پوشیده نیست که دیپلماسى بلوک غرب بویژه در دو دهه اخیر گرایشى نیرومند براى جذب خیل کشورهاى چپ گراى دیروز که با فروپاشى شوروى دچار بحران خلأ قدرت شدند به کار بستند. در این مسیر آنها حتى از اعطاى انواع مشوق هاى سیاسى و اقتصادى براى پیشبرد جذب کشورهاى سرگردان یا بلاتکیف جنوب دریغ نکردند اما هیچ کدام از این تلاش ها به فروپاشى اردوى عدم تعهد منجر نشد.
دو دهه پس از جنگ سرد براى حافظان بیرق عدم تعهد بسى دشوارتر از ایام جنگ سرد بود.
غلبه براین ذهنیت شبه یقین که جهان راهى جز حرکت روى ریل تفکر راست ندارد امرى سخت و طاقت فرسا بود.
در این جهان نو که از خاکستر فروپاشى شوروى وسپس برج هاى فرو ریخته نیویورک برخاست ونسل تازه نظریه پردازان نو محافظه کار آمریکا شالوده تئورى آن را ریختند لیبرالیسم به عنوان نه فقط «گفتمان غالب» یا اندیشه برتر که به صورت تنها نظام فکرى - حکومتى ممکن و موجود معرفى شد.
کشورهایى که مسیر سیاست خارجى خویش را به سمت قبله لیبرالیسم تغییر ندادند از آن جمله بسیارى از دولت هاى عضو عدم تعهد با سرسختانه ترین تنبیهات و تحریم ها روبرو شدند. البته این روندى است که اکنون نیز کمابیش ادامه دارد و آنگونه که خبر ها حکایت دارد حتى در دور جدید اجلاس عدم تعهد نیز، واشنگتن دیپلماسى تهدید و فشار خویش براى بر هم زدن آهنگ همکارى اعضاى سازمان غیر متعهد ها را تداوم بخشیده است.
بنابراین پرسش مبنایى دیگر این است که در عصر جدید روابط بین الملل که جهان در نگاه بازیگران به دو طایفه دوستان و دشمنان لیبرالیسم تبدیل شد سازمان عدم تعهد چگونه توانست بر بحران بقا غلبه کند؟ و این بار چرا انبوه کشورهایى که در پیمان هاى امنیتى گوناگونى براى جنگ ترور وارد شدند همچنان تابعیت خویش را به عنوان عضوى از آحاد غیرمتعهد حفظ کردند ؟
اجلاس تهران بیش از همیشه این سؤال بنیادین را دامن زد که در اوج جنگ ترور، کشور هاى عضو سازمان در نشستى گردآمدند که درآن سیاست هاى آمریکا ومناسبات حاکم بر سیاست بین الملل به صورت آشکارى به چالش کشیده شد.
پاسخ این پرسش در نکته اى نهفته است که از دوران نهرو تاکنون شاه بیت بیانیه هاى این سازمان است وآن این که عدم تعهد در پى تغییر نظام ناعادلانه توزیع قدرت به صحنه آمده است. با این تعریف، سازمان غیرمتعهد ها رشته حیات خویش را به مهم ترین خواسته فطرى و دینى انسان ها و جوامع گره زده است.
درواقع جهان بینى این جنبش همان خط سیر همه نهضت هاى جاودانه اى است که در طول تاریخ در پى مهار افسار قدرت هاى سلطه جو بوده اند. با همین نگاه است که همه دست اندرکاران دیروز و امروز جنبش به تلاش خویش در حفظ و مرمت این عمارت، رنگ قداست مى بخشند. حتى مخالفان حرفه اى سازمان هاى منطقه اى نیز نمى توانند این واقعیت را نادیده بگیرند که خانواده سازمان عدم تعهد با وجود گرایشات گوناگون عقیدتى و سیاسى و با وجود داشتن انواع مراودات سیاسى واقتصادى بلوک غرب همچنان هویت خویش را زیر پرچم این سازمان تعریف مى کنند.
بنابراین وقتى میزبان ایرانى اجلاس عدم تعهد از قداست این نهاد سخن گفت هیچ کس در این گفته ها به دیده یک شعار یا تعارف سیاسى ننگریست. آرمان هایى که ۵۰ سال پیش سازمان عدم تعهد برشالوده آنها بنا شده است هنوز مقدس است و اى بسا شرایط و اوضاع نوین جهانى درجه وجوب و قداست این آرمان ها را افزون تر ساخته است.
اکنون مى توان به سراغ پاسخ آن پرسش دیرین رفت که چرا در عصر افول سازمان ها و دوران زوال ائتلاف هاى جهانى، سازمان عدم تعهد با اتفاقى متفاوت به سوى جلو گام برمى دارد. بالاترین وجه ممیز این سازمان همان است که این مجموعه برخلاف بسیارى از نهادهاى مرسوم منطقه اى و فرامنطقه اى بیش از منافع اقتصادى یا مصلحت اندیشى هاى زودگذر بر بنیان یک اندیشه بشرى شکل گرفته است. این اندیشه در واژه زیباى عدالت خواهى و نفى سلطه تبلور یافته است. با تکیه بر همین خیمه مستقل بودن است که این سازمان نیم قرن برابر مناسبات و معادلات ناعادلانه سیاسى و نظامى قرار مى گیرد.
اگر خواست و تلاش قدرتهاى مختلف در برهه هاى گوناگون براى حذف این سازمان از گردونه سیاست بین الملل مؤثر نیفتاده از آن روست که آرمان جهان عادلانه و عارى از سلطه از بینش انسان ها قابل حذف نیست. حتى در شرایط امروز مى توان تناسبى برقرار کرد میان آهنگ فزون خواهى قدرت ها و تلاش بى وقفه ملت ها براى تقویت سازمان غیر متعهد ها به عنوان تنها نهاد مجسم عدالت خواهى.
* عناصر حیات بخش جنبش
پانزدهمین نشست نمایندگان جنبش عدم تعهد در تهران در دوره اى متفاوت و عصرى تازه تشکیل شد. شاید بتوان این مسأله را به حساب اقبال خوش ایرانى ها گذاشت که رویگردانى از ائتلاف ها و سازمان هایى که پس از ۱۱ سپتامبر قارچ گونه شکل گرفتند شتاب گرفته است. طبیعى است نتیجه این رویگردانى چیزى جز تقویت رویکرد همکارى وتعامل در درون سازمان هاى دیرپایى چون جنبش عدم تعهد نخواهد بود.
نطق هاى مدعوین اجلاس تهران به وضوح چشم انداز تازه این نهاد را در عصرجدید نشان مى دهد. وجه مشترک سخن این دیپلمات ها این بود که جهان در پیمودن راه صلح و امنیت به مسیر خطا رفته است. آنها در حقیقت به مدیریت تحولات جهانى نقد روا داشتند و این که جهان به دلیل یک سلسله انتخاب هاى نادرست وتصمیم هاى اشتباه سر از این بحران هاى مهیب درآورد.
بنابراین اگر در زبان برخى ناظران اجلاس تهران یک مبدأ براى شروع حرکت جدید و سرآغاز فصل نو در حیات این سازمان دیده شد از آن روست که امروز یک اجماع بى سابقه بر سر ضرورت اصلاح مناسبات ناعادلانه جهانى شکل گرفته است. وهمه فلش هاى نقد واعتراض متوجه همان مرکزیت سیاست جهانى است که باعث شده پروژه صلح و امنیت به بن بست هاى خونبار بینجامد. حتى محافظه کار ترین اعضاى جنبش که اى بسا نامشان به عنوان شرکاى آمریکا مطرح است به این پروژه اصلاح طلبى جهانى پیوسته اند.
بنابراین مى توان امیدوار بود که آهنگ تجدید نظر خواهى که در اجلاس تهران به گوش رسید در نشست هاى آینده تداوم یابد زیرا که روند تحولات جهانى این الزام را پدید آورده است.
* میدان جدید حرکت جنبش
اجلاس تهران موضوعى بدیع را در دستور کار قرارداد. موضوعى که به طور سنتى رکن ثابت نشست هاى طرفهاى غربى بوده است و در مشرق زمین غریب و مهجور مانده است و این موضوع بدیع همان است که برپرچم اجلاس نقش بست یعنى حقوق بشر و تنوع فرهنگى.
ورود غیر متعهد ها درحیطه این دو مبحث از آن جهت منشأ تحولات جدید است که جهان غرب نقطه آسیب مشرق زمینیان را در این دو محور جسته است. ازنگاه اعضاى سازمان دور نبود که بویژه دراین ۵۰ سال آمریکا و اروپا از ۲ عامل حقوق بشر وتکثر به عنوان اهرم فشارى مستمر و مؤثر براى پیشبرد خواسته هایش بهره جسته است.
گشودن فصل جدید همکارى درباره این ۲ مقوله نو درتهران این پیام نیکو را نیز همراه داشت که غیرمتعهدها درباره این ۲ مسأله چالش انگیز جهانى همچون ایران مى اندیشند و یا برآنند که همسو با تهران مى کوشند این مفاهیم، حیات تازه خویش را متکى برمبانى عقاید دینى وبومى ملت ها ونه تفسیر قدرت ها تجربه کنند.
این نکته در حرکت نوین جنبش عدم تعهد شایان توجه است که طراحان و گردانندگانش براى پویایى آن به خلق ابتکاراتى تازه دست زده اند، ابتکاراتى که چند نمونه چشمگیر آن را پیش از این در اجلاس هاى قبلى دیدیم چنان که پس از نشست دوربان، سازوکارى تحت عنوان تروئیکاى عدم تعهد شکل گرفت که در ۲ سطح وزیران امور خارجه و سران، رایزنى هایى را با اعضا براى اجراى مصوبات یا حداقل پیگیرى آنها آغاز کرد. در حال حاضر تروئیکاى عدم تعهد متشکل از آفریقاى جنوبى، مالزى و کوباست که به عنوان رؤساى قبلى، فعلى و آینده سفرهایى نیز به برخى کشور ها از جمله ایران درباره موضوع فعالیت هاى هسته اى داشته اند.
جدى ترین ره آورد این کار گروه ، تلاش جنبش عدم تعهد براى حرکت از حاشیه به متن معادلات بین المللى حمایت قاطعانه ۱۳ کشور عضو جنبش عدم تعهد در شوراى حکام آژانس بین المللى انرژى اتمى موسوم به گروه نم از فعالیت هاى صلح آمیز هسته اى ایران است. با این ابتکار عمل بود که جنبش در اجلاس سیزدهم خود به اقدامى مهم درباره عراق دست زد و جنبش عدم تعهد تلاش کرد مانع چنین حمله اى بشود.
جنبش غیرمتعهد ها چند سال پس از پایان جنگ ایران و عراق که به این سازمان تحرک داده بود، شاهد فروپاشى شوروى و افول تعریف این سازمان شد و پانزده سال را در انزوا سپرى کرد تا این که باز هم پرونده اى مرتبط با ایران، جنبش غیرمتعهد ها را فعال کرد.
با طرح پرونده اتمى ایران در آژانس بین المللى انرژى اتمى، جنبش تلاش کرد با شکل دادن به گروهى از کشور ها که از حق هسته اى ملت ها حمایت مى کنند، بر سیاست تبعیض آمیز کشورهاى غربى تأثیر بگذارد.
اما در مرحله جدید بدون تردید جنبش باید به سوى زدودن مشکلات بنیادین دیگرى گام بردارد، مشکلاتى که از یک سو منشأ سلطه قدرت هاى غربى شده وازسوى دیگر به بروز برخى ناهنجارى ها وتندروى ها انجامیده است. به باور کارشناسان؛ فقر مالى برخى اعضا و پراکندگى فرهنگى، سیاسى و جغرافیایى کشورهاى عضو این سازمان به انسجام این سازمان لطمه زده است. درمان این دست مشکلات سازمان به یقین میزان تأثیرگذارى تصمیم هاى جنبش بر فضاى بین المللى و جامعه جهانى را دوچندان خواهد کرد.جنبش عدم تعهد چنان که اجلاس تهران تأکید دارد پرونده اى از بحران هاى بزرگ را دردست دارد، بحران هایى که اقلیم هاى سوق الجیشى خاورمیانه را فراگرفته است و هرکدام به نحوى نیازمند برداشتن گام تازه این سازمان است.