مقدمه
شکستن مرزهای علم و پیشرفت کردن، عبور از مرزهای دانش و پیمودن راههای طی نشده از جمله مفاهیم ارزشمندی است که در چند سال اخیر در قالب مباحث جنبش نرمافزاری مورد تأکید جدی رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. در واقع اگر چه نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور اعم از دانشگاه و آموزش و پرورش، حوزههای علمیه و دولت متولی امر«تولید علم» میباشند اما به نظر میرسد برای همگون سازی نهادهای فوق از یکسو و برقراری ارتباط ارگانیک بین آنها در سطح ملی فرهنگ سازی در میان مردم ضرورتی اجتناب ناپذیر باشد.
ضرورت پرداختن به این موضوع نیز در زمره ویژگیهای برجسته سند چشمانداز 20 ساله میباشد چنانکه در ذیل ویژگیهای چشمانداز آمده است«برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فن آوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی».
نکته دیگر این که در سایه فرهنگ سازی مردم جامعه متوجه خواهند شد که تولید علم از مهمترین پایهها و ارکان اقتدار و قدرت ملی و در سطحی فراتر منطقه و جهان بینالملل خواهد بود. چنانچه مقام معظم رهبری داشتن قدرت بینالمللی را یک احتیاج و ضرورت دانسته و میفرمایند«یک ملت با اقتدار علمی است که میتواند سخن خود را به گوش همه افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمی است که میتواند سیاست برتر و دست والا را در دنیای سیاسی حائز شود. اقتصاد هم بدنبال اینها به دست میآید. پول تابع تواناییهاست، امروز این طوری است، علم را میشود به پول تبدیل کرد و از لحاظ اقتصادی هم قوی شد این جایگاه مهم است».(1)
شکی نیست که توسعه ملی بیانگر توسعه در تمامی ابعاد یک جامعه اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و بر همین اساس معتقدیم که جامعه مطلوب جامعهای است که توسعه همه جانبه و موضوع در آن تحقق پیدا کند. لذا عزم ملی برای انسجام بخشیدن به تمامی ظرفیتها در نهادهایی چون دولت، دانشگاه، حوزههای علمیه، مراکز آموزشی و تحقیقاتی از یکسو و مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب از سوی دیگر ضرورتی اجتناب ناپذیر خواهد بود.
ضرورت دیگر که مقدمه این امر واجب میباشد. آسیب شناسی فرآیند تولید علم و جنبش نرم افزاری است این امر نیز توجه جدی نهادهای عالی فرهنگی را میطلبد از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی که در راستای«مهندسی فرهنگی» میبایست با نگاه دقیق و موشکافانه معضلات پیشرو را شناسایی نمایند و سپس وظایف هر حوزه از فرهنگ اعم از نهادهای متولی و همچنین فرهنگ عمومی را گوشزد نمایند. در این نوشتار تلاش میشود به دو معضل پیش روی تولید علم که مورد توجه آحاد مردم و مسئولین نیز میباشد اشاره شود. زیرا چاره اندیشی برای این دو نیز تا حدود زیادی مسیر تولید علم را هموار میسازد که خود نیازمند اهتمام ملی میباشد.
1-مهاجرت بیرویه یا فرار مغزها
مروری بر گزارش تکان دهنده معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری در مورد بررسی آماری وضعیت مختصصان ایرانی شاغل در خارج از کشور زوایای جدیدی را ترسیم میکند که نیازمند چاره اندیشی است.
طبق آمار مربوط به بانک اطلاعات علمی متخصصات دفتر خدمات مهاجرتی آمریکا تا سال 1997(1376) مشخصات 37362 نفر ایرانی با تحصیلات کارشناسی و بالاتر در این بانک ثبت شده بودند. از این تعداد 29 درصد در سطح دکتری 33 درصد در سطح کارشناسی ارشد و بقیه در سطح کارشناسی بودند.
از مجموع 4300 نفر دانشجوی بورسیه که به طور عمده از سال 1364 تا سال 1372 برای ادامه تحصیل به خارج اعزام شدند. حدود 12 درصد آنان پس از اتمام دوران تحصیل تا سال 1377 هنوز به ایران بازنگشته بودند.
اعضاء هیأت علمی که به طرق مختلف به خارج رفته و مراجعت نکردهاند. تصویری به همین شکل نشان میدهد: از سال 1368 تا 1377 از 28 دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی 151 عضو هیأت علمی با عناوین مأموریت تحصیلی 63 درصد(فرصت مطالعاتی) 8 درصد و(مرخصی بدون حقوق) 29 درصد(خارج شده و برنگشتهاند. متوسط تأخیر این افراد بین 20 تا 43 ماه بوده است.
براساس گزارشی دیگر صادرات مغزهای فعال از کشور بالغ بر 83 میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم در قیاس با صادرات نفت از 3 برابر تا 2 برابر در نوسان است.
براساس آمار خروجی اداره کل گذرنامه طی سال گذشته(1376) هر روز به طور متوسط 15 کارشناس ارشد و 3/2 نفر دارای مدرک دکتری از کشور خارج شده و در مجموع 5475 کارشناس در سال 1378 از کشور مهاجرت کردهاند. ضمن اینکه آمار فوق شامل کسانی که از مبادی غیررسمی و غیرمجاز به صورت قاچاق از کشور مهاجرت کردهاند نمیشود.
مطالعه در مورد مهاجران سرمایهگذار نشان میدهد که ایران رتبه پنجم را در بین کشورهای مهاجر فرست به کانادا به دست آورده است. کشورهای کره و تایوان در ردههای اول و دوم قرار گرفتهاند. مقایسه کشوری تعداد مهاجران در طبقه نیروی کار ماهر و متخصص نیز نشان میدهد که در سال 1999 م(1378) کشورمان جزء ده کشور اول بوده است. رتبه ایران در سالهای 1997 و 1998(1377 و 1376) به ترتیب هفتم و هشتم بوده که در سال 1999(1378) به رتبه پنجم دست یافته است.
براساس گزارش معاون دانشجویی و فرهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نیز وضعیت فوق کاملاً مشهود است: در شش ماه اول سال 1378 تعداد 1664 نفر از افراد دارای تحصیلات دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی، برای دریافت مدرک، ترجمه و تسجیل آنها اقدام کردهاند که چنین اقدامی به منزله آمادگی برای خروج از کشور محسوب میشد. این میزان آمادگی در مقایسه با مراجعین مدت مشابه در سال 1377 که حدود 700 نفر بودهاند، رشدی در حدود 4/2 برابر را نشان میدهد.
اگر چه این گزارش با استناد به پژوهشگاه فرهنگستان علوم، علل این مهاجرت بیرویه را عواملی چون کمبود یا فقدان آزادی، امنیت ملی، ثبات سیاسی و اقتصادی و عدم رعایت عدالت اجتماعی، حاکمیت خودمحوری و فردگرایی، نگرش استبدادی در مراکز علمی، پژوهشی و فرهنگی، فقدان ضابطهگرایی و فقدان فضای مطلوب برای نقد علمی و... عنوان کرده است، اما واقعیتها چیز دیگری را نشان میدهد: اتفاق فوق از نظر زمانی در دوران حاکمیت کسانی بوقوع پیوسته است که تمام نگاه آنها معطوف به بیرون از مرزها بود. کسانی که طی طریق توسعه را صرفاً در مسیری جستجو میکردند که غرب پیموده است. و عزمی برای استفاده از ظرفیتها و پتانسیلهای بومی نبوده است با یک بررسی دقیقتر مشخص میشود بسیاری از کسانی که به خارج اعزام شدهاند فرزندان، خویشان و بستگان رجال سیاسی حاکم دوران این مقطع تاریخی میباشند. برخی نیز علل این مهاجرت را اوضاع تحصیلی فرزندان، شرایط کار و حرفه و اشتغال، مشکل سربازی، مزیت اقامت در خارج و ابهامات موجود در مقررات مربوط به شرایط ورود و خروج، آزادی در زندگی فردی و خصوصی بیان میکنند اما به صراحت میتوان گفت اگر متولیان امور جامعه ما در این مقطع تاریخ تعمق و تفکر در این کلام نافذ امام خمینی(ره) که فرمودند«عمده این است که باور کنیم که میتوانیم» داشتند حقیقتاً مسیری را طی کرده بودیم که متفاوت از وضعیت فعلی بود.
بنابراین فرهنگ سازی با تکیه بر توانمندیها و ظرفیتهای بومی و دلدادگی به اقتدار و قدرت ملی و بینالمللی نظام ایجاب میکند در ایستگاه«غرب کعبه آمال و آرزوهاست» توقف و مسیر خود را عوض نماییم زیرا«تولید علم» در داخل کشور با عزم ملی امکان پذیر و دست یافتنی است.
2- مدرک گرایی
وقتی صحبت از مدرک گرایی به عنوان یکی از معضلات پیش روی«تولید علم» میشود هرگز نگاه مطلق انگارانه به موضوع نیست بلکه موضوعی نسبی است که در زمره عوامل مخل تولید علم قرار گرفته است.
اگر مدرک گرایی را بیماری مزمن در سطوح آموزشی کشور تلقی کنیم هرگز به بی راهه نرفتهایم. سؤال اساسی این است که چرا قشر زیادی از دانشجویان به جای اندیشیدن به کسب علم و تولید علم به دنبال کسب نمره و مدرک هستند پاسخ به این سؤال نگاهی به زوایای مختلف موضوع را میطلبد که در اینجا به برخی از آنها اشاره میگردد.
یکی از انحرافهای امروز جامعه ما کاربردی نبودن علوم و تحقیقات دانشگاهی است. به عنوان مثال میزان تحقیقات توسعهای در ژاپن 55 درصد است. در حالی که این میزان در ایران به 18 درصد میرسد. و این وضعیت در بخش تحقیقات کاربردی دانشگاهها بسیار وخیمتر است و تنها 5 تا 6 درصد از تحقیقات دانشگاهی و صنعتی انجام شده در صنایع و اقتصاد کشور کاربرد دارد. این انحراف بزرگ دانشگاه را از فلسفه پیدایش خود دور کرده و برای دانشگاه و دانشگاهیان بیماری مدرک گرایی را به ارمغان آورده است و دانشگاه به مکانی برای اخذ مدرک و پیدا نمودن پایگاه اجتماعی بالاتر و امکانات مادی بهتر مبدل شده و آنچه به بوته فراموشی سپرده شده«درک مطلب» است.
بیماری مدرک گرایی با نفوذ خود به ساختار دانشگاه از قبول نخبگان، فرزانگان و جوانان با هوش بدلیل نداشتن مدرک دیپلم و قبول نشدن در امتحان کنکور نیز ناتوان است.
از طرف دیگر نخبگانی که به دانشگاه وارد میشوند، بدلیل جو غیرعلمی دانشگاه به سوی«مدرک» به جای«درک» میروند و نیروها و سرمایه انسانی کشور از بین میرود.
از جمله انحرافهای دیگر برای توجه به مقوله مدرک گرایی مشاغل دولتی است که صرفاً صاحبان مدارک دانشگاهی در دستیابی به مشاغل دولتی موفق میشدند.
ساماندهی وضعیت نامطلوب فوق و ترسیم چشمانداز میان مدت و بلند مدت برای توسعه همه جانبه کشور میطلبد مسئولان با برنامهریزی دقیق و بلند مدت تلاش نمایند دانش آموز و دانشجو را به سمت تولید علم سوق دهند تا فرهنگ کارآفرینی به جای فرهنگ«نانخور دولت» حاکم شود.
با توجه به جوان بودن جامعه ایران باید شرایطی فراهم شود تا نیروهای جوان کشور بتوانند در جهت توسعه و ترویج و تولید علم قدم بردارند اگر چه مطالعات علمی و تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر ضریب هوشی بالای جوانان ایران حکایت از انتظاری بالاتر از اقدامات فعلی مسئولان را طلب میکند اما تغییر رویکرد مدیریتی از یک سو و فرهنگ سازی در عمق جامعه از سوی دیگر میتواند توجه جوانان را از مفهوم مدرک گرایی به مفهوم درک مطلب و تولید علم سوق دهد.
وقتی صحبت از تغییر نگرش مدیران میشود سرانجام باید توجه به مقوله بودجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی یک اولویت مهم باشد زیرا دو هدف عمده یعنی«تولید علم» و«توسعه منابع انسانی» که زیربناییترین لوازم توسعه همه جانبه میباشد در اینجا تأمین میشود. لذا از نگاه برنامهریزی و بودجهای یعنی سازمان مدیریت تا نگاه قانونگذاری یعنی مجلس باید این تغییر رویکرد بصورت ملموس مشاهده گردد.
ضرورت دیگر فرهنگ سازی عمومی است بسیاری از حساسیتها و استرسهای بیمورد در خانوادههای ایرانی ناشی از عدم فرهنگ سازی لازم برای عدم توجه به مقوله مدرک گرایی است. مدرکگرایی اگر چه به عنوان یک بیماری مزمن در این نوشتار قلمداد شد متأسفانه یکی از مراکزی که میتوانست این معضل اجتماعی را مداوا نماید خود نیز خواسته یا ناخواسته به آن مبتلا شده است حوزههای علمیه که شکوفاترین مراکز علمی و اسلامی ما هستند و پیشرفت حوزه علوم انسانی مربوط به این بخش از مراکز تولید علم بوده است به نوعی دچار این معضل شده است به گونهای که اگر لفظ«دکتر» در پیشوند برخی از این عزیزان به کارگیری نشود شاید احساس کم خودبینی و کسر شأن نمایند. در حالی که انتظار میرفت طلاب جوان ما به تأسی از بزرگان حوزههای علمیه عمل میکردند و حداقل در بخش فرهنگ سازی در بعد فرهنگ عمومی به مداوای این معضل میپرداختند. شرایط جامعه امروزی ما اقتضای آن دارد که در یک بسیج عمومی اعم از مدیران، مسئولین و متولیان امر آموزش و همچنین آحاد مردم به یک باور اساسی برسند و آن اینکه«ما میتوانیم» در سایه این خودباوری و توانستن است که کارآفرینی، تولید علم و در نهایت جنبش نرمافزاری مسیر رو به رشد خود را طی میکند.
«اگر نهضت عدالتخواهی مطرح میشود، یا اگر نهضت نرمافزاری و تولید علم به عنوان یک جنبش عمومی مطرح میشود. یا اگر نهضت آزاداندیشی مطرح میشود. برای این است که همه مسئولان و همه آحاد ملت احساس کنند که در این جهت مسئولیت دارند».(1)
از جمله خواستههای رهبر معظم انقلاب از دانشگاهها قرار دادن یک جنبش نرمافزاری همه جانبه و عمیق در اختیار کشور، پر کردن دره علمی و نگاه سازنده و مبتکرانه در زمینه علم و نهضت نرم افزاری است.
از دیگر خواستههای ایشان این است که اگر مرزهای علم را بشکانیم و همت کنیم«میتوانیم تا بیست سال دیگر تا سی سال دیگر کاری کنیم که وقتی نام آوران عرصهی علم و فن آوری را در دنیا نام میآورند، ایرانیان و کشور ما درصدر قرار بگیرد».(2)
در فرازی دیگر میفرمایند«میتوانیم به دنیای پیشرفته برسیم، میتوانیم مرز علم را بشکنیم و جلوتر هم برویم. یعنی ما دنیا را لااقل در بخشهایی محتاج علم خودمان کنیم».(3)
نتیجه
تولید علم نیازمند عزم ملی است و عزم ملی نیازمند یک باور ملی است که امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب فراروی ما قرار دادهاند. قطعاً متولیان و مسئولینی که نگاه به بیرون دارند و کعبه آمال و آرزوهای ترقی و پیشرفت را در مسیر غرب جستجو میکنند خود از مهمترین موانع تولید علم میباشند. لذا آسیب شناسی این فرآیند از ضروریترین نیازهای امروز ماست. کسانی که با سیاستهای غلط خویش مهاجرت بی رویه نخبگان را به همراه عطش مدرک گرایی دامن زده و امروز نیز تولید علم در ایران را در هالهای از ابهام قرار میدهند.
«اخبار فرهنگی»
40 مأمور آسمانی دستگیر شدند
یک باند نسبتاً بزرگ که ادعای مأموریت آسمانی برای امام عصر(عج) را داشتند، دستگیر شدند. این باند که از سوی یک استاد دانشگاه در آمریکا مورد حمایت و برنامهریزی قرار میگرفت به اتهام سوءاستفاده و کلاهبرداری از طریق ادعای ارتباط با امام زمان(عج) در منطقه کلاردشت دستگیر شدند. براساس این گزارش یک زن اهل تهران با هدایت فردی به نام دکتر(ج) از اساتید دانشگاهی در آمریکا، اقدام به برگزاری کلاسهای متعددی مینموده تا با بهرهگیری از عقاید مردم بویژه زنان آنچه مأموریت آسمانی خود برای امام زمان(عج) بوده را ترویج نماید. این زن 51 ساله با گسترانیدن سفرههای متعدد در این شهر و روستاهای اطراف، جمع زیادی از زنان را گرد خود جمع میکرد. این مدعی از میان مریدان خود 40 نفر را به عنوان سفیر برای ترویج آنچه که از آن مأموریت نازل شده از سوی فرشتگان بوده برگزیده و به آنها مأموریت میدهد تا به شهرهای مختلف برای ترویج این مأموریت اعزام شوند.
ادعای عضو مرکز شیعه شناسی سازمان سیا: تا سال 2010 دوران مرجعیت و تشیع پایان مییابد
سازمان سیا انتشار گسترده کتابی به قلم«مانیکل برانت» عضو سابق بخش شیعهشناسی این سازمان را که به چگونگی راهکارهای براندازی تشیع میپردازد، در دستور کار خود قرار داده است. در این کتاب مراحل اجرایی پروژه مقابله با تشیع در سه مرحله، جمع آوری اطلاعات، اهداف کوتاه مدت شامل تبلیغ علیه شیعه و راهاندازی آرشیوهای بزرگ شیعه و سنی و اهداف بلند مدت طراحی شده است. نویسنده کتاب با ارائه مصادیق و مستندات فراوان تأکید دارد که مراجع شیعه به عنوان سرچشمه اصلی قدرت این مذهب هستند و باید در پشت پرده به برخورد با آنان پرداخت. وی در کتاب خود از جمله راهکارهای جدایی مراجع از شیعیان را تحریک مخالفان شیعی، گسترش شایعه کافر بودن شیعه، تحریک افراد کم سواد علیه فرهنگ شیعی و گشودن یک جبهه تمام عیار علیه مراجع دینی تشیع عنوان کرده است.
«مانیکل برانت» در کتاب خود با طرح این ادعا که در صورت به کار گرفتن راهکارهای مورد اشاره تا سال 2010 دوران مرجعیت و تشیع پایان مییابد به راهکارهای انحراف در مراسم عزاداری امام حسین(ع) اشاره کرده و از ترویج خرافات در عزاداریها، نفوذ مداحان دارای عقاید سست و کم سواد در هیأتهای مذهبی و کمک مالی به گروهی از شیعیان که با عقاید خود بنیانهای فکری تشیع را منهدم کنند و القای تشیع به عنوان یک گروه توهم پرست و جاهل به عنوان راهکار نام برده است.
برگزاری جلسات ویژه پیشگویی از آینده
فردی به نام«ح.م» رئیس گروه«خدامداران» که در یکی از مدارس تهران نیز تدریس دارد، جلساتی ویژه پیشگویی از آینده برگزار میکند. وی در این جلسات که گروهی از جوانان نیز شرکت میکنند ادعا میکند: «چپ و راست نمیتوانند منافع کشور را بین خود تقسیم کنند؛ یکی از جناح راست یا چپ قصد ترور گروه دیگر را دارد که ناموفق میماند و با چوب و چماق به جان هم میافتند. در این فرصت همه گروهها و اندیشهها فرصت بیان نظرات خود را مییابند و این زمینهای است که خدا فراهم میکند. بعد مسئولان رفراندوم میگذارند و از آنجا که چپ و راست نتوانستند مدیریت کنند مردم به خدامحوران رأی میدهند و روحانیت ضعیف میشود». وی ادعا میکند: «انگلیس یک شبه ایران را میگیرد چون 200 سال است که افراد خود را در ایران پرورش میدهد. موحدین پس از یک هفته آنها را شکست میدهند و آمریکا حمله میکند که شکست میخورد.
در سال 2030 ایران ابرقدرت جهان میشود و پیشگویی نوستر آداموس درست از آب در میآید. آمریکا دوباره حمله میکند و ایران را در هم میکوبد. سپس زلزله 8 ریشتری میآید و تنها یک نفر زنده میماند». وی همچنین مدعی است: «اسلام در سه قسم فرهنگی، ایدئولوژی و دینی مطرح است. از بعد اسلام فرهنگی میتوان دروغ هم گفت و هر کس زرنگتر است موفق میشود. اسلام ایدئولوژی هم یعنی خروش علیه ستم که انقلابیون از این گروه هستند. اسلام دینی یعنی تسلیم محض خدا بودن مانند پیامبر و حضرت زهرا(س)» وی که خود را رهبر گروه خدامداران میداند معتقد است که این گروه در آینده سرنوشت ایران را به دست خواهد گرفت. او قبلاً نیز ادعا کرده بود در سازماندهی اعتراضات معلمان نقش اساسی داشته است.
آموزش روشهای تبلیغ به جوانان بهایی
در جلسه«پیام جوانان» فرقه ضاله بهائیت در یاسوج، ناظم جلسه ضمن آموزش شیوههای تبلیغ به جوانان و نوجوانان شرکت کننده از آنان خواسته است به صورت آشکارا، مستقیم و غیرمستقیم و از طریق ارتباطات خانوادگی به تبلیغ بهائیت بپردازند. در این جلسه به حاضرین در جلسه تأکید شد که با اخلاق و رفتار خود سعی در جذب افراد کنید، علاقمندان به بهائیت را مستقیم به جلسات دعا دعوت کنید، در مورد بهائیت با مردم صحبت کنید و افرادی را که آمادگی درک پذیرش دارند، دعوت به بهائیت کنید. رفت و آمد خانوادگی و دوستی با کسانی که با آنان در ارتباط هستید برقرار کنید. گفتنی است فعالیت فرقه ضاله بهائیت در بین جوانان استان کهکیلویه و بویراحمد افزایش یافته است.