صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۲۹۵۰۹

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش سی و سوم)

على اسماعیلى اشاره: اگر چه کتاب معروف «تاریخ جهانگشا»ی جوینی بیشتر شرح احوالات حکمرانان مغول می باشد، ولی در فحوای آن می توان، دیدگاه های جوینی را درخصوص حکومت و دولت به دست آورد. بسیاری نظرات و دیدگاه های سیاسی جوینی درخصوص ظهور و سقوط حکومت ها را با نظرات ابن خلدون یکی می دانند. جوینی در تاریخ جهانگشای خود دلایلی برای سقوط حکومت ایران نام می برد، که با تعمیم کلی آن به همه حکومت ها، می توان دیدگاه وی را درباره سقوط یک حکومت، استخراج کرد. ایشان در خصوص سقوط حکومت ایران در زمان حمله مغول، به این موارد اشاره می کند:

1- بی‌خردی فرمانروایان ایران
عطاءالملک جوینی درباره سستی ارکان حکومت درایران از رسوخ سفاهت و بی خردی در رگ و پی آخرین شاه خوارزمشاهی، نکات مهمی را آورده و توصیفی از اوضاع عمومی ایران، همزمان با یورش مغولان آورده است.
جوینی درخصوص بی خردی فرمانروایان چنین می گوید:«[بی خردی حکمرانان] جهانی را ویران و عالمی را پریشان و خلقی را بی خانمان می کند.»
و در نادانی حکمرانان خوارزمشاهی می گوید: «برای هر قطره ای از خون که آنان ریختند، جیحونی روان شد و قصاص هر تار مویی، صدهزاران، بر سر هو کویی، گویی گردان گشت و بدل (به جای) هر یک دینار، هزار قنطار پرداخت شد.»
2- وجود روحیه تسلیم در نخبگان جامعه
ایشان این روحیه نخبگان و بی خردی فرمانروایان را در ویرانی ایران بسیار موثر می داند و معتقد است که پیوند روحیه تسلیم در نخبگان و نادانی حکمرانان، فاجعه ای عظیم بر ایران و ایرانی وارد نمود که این فاجعه عظیم را درجمله ای زیبا، اینچنین بیان می کند که:«[مغولان] آمدند و کندند و سوختند و کشته و بردند و رفتند.» اگر چه نرفتند بلکه ماندند و دوره دیگری از تاریخ ایران را آغاز کردند که ویژگی مهم و اساسی آن، زوال فرهنگ عقلانی ایرانی و تعطیلی اندیشه زاینده ایرانیان بود و زور و ظاهر شریعت و تفکر صوفیانه برجامعه آن دوران ایران حکمفرما شد. بسیاری رواج صوفیگری را در ایران، در پی حمله مغول و سرخوردگی ایرانیان از شکست در برابر این مهاجمان وحشی می دانند.
3- تقدیر و قضا و قدر
مانند بسیاری دیگر از بزرگان گذشته، ایشان دراین خصوص، در کتاب تاریخ جهانگشای خود می گوید:« تقدیر با تدبیر برنیاید» و معتقد است که با عقل و اندیشه هم نمی توان تقدیر یک حکومت یا جامعه را تغییر داد: فلذا به موضوع تقدیر، سرنوشت، زمانه، اقبال و قضا و قدر برای ظهور و سقوط ملت ها و حکومت ها به شدت اعتقاد دارد و مدعی است که به وجود آمدن یک حکومت و دولت و یا سقوط آن بستگی کاملی به قضا و تقدیر دارد. به زبان دیگر می توان گفت که ایشان به عامل جبر تقدیردر تغییر حکومت ها به عنوان عاملی مهم و اساسی معتقد است.
سرانجام این دانشمند عالی مقام، سیاستمدار ماهر و مولف توانای ایرانی در سال 681 هجری درگذشت، در حالی که نامی نیک از خود در حفظ فرهنگ ایرانی برای تاریخ ایران به یادگار نهاده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات