صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۴:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۲۹۵۱

11 سپتامبر؛ توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی


اشاره:

درست پس از حادثه مشکوک 11 سپتامبر بود که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا با دستاویز قراردادن این حادثه جنگ به اصطلاح برضد تروریسم را براى از بین بردن مخالفان خود در جهان آغاز کرد و دو جنگ ویرانگر را در عراق و افغانستان به راه انداخت. اما از آن زمان نه تنها حوادث تروریستى مهار نشده‌اند بلکه به سبب سیاست‌هاى یکجانبه‌گرایانه و مستبدانه کاخ سفید این حوادث حتى دامنگیر کشورهاى اروپایى نیز شده است. به مناسبت ششمین سال حادثه 11 سپتامبر با دو تن از کارشناسان مسائل خاورمیانه به گفتگو نشستیم.

پس از گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر هنوز شک و شبهه‌هاى فراوانى در خصوص عوامل این حادثه وجود دارد. به نظر شما آیا این حادثه مى‌تواند صرفا منشاء بیرونى داشته باشد یا اینکه عوامل داخلى نیز در آن دخیل بوده‌اند؟

صفاتاج: حادثه 11 سپتامبر از همان ابتداى رخ دادنش مورد شک و تردید قرار گرفت و این سوال در اذهان شکل گرفت که چه کسانى طراحى این عملیات را بر عهده داشتند و چه کسانى مجریان آن بودند. بعد از این حادثه برخى از محققان فرانسوى و حتى آمریکایى به این حادثه با شک و تردید برخورد کردند و حتى اعلام کردند که ممکن است این حادثه توسط گروه القاعده صورت گرفته باشد. به لحاظ گستردگى عملیات نیاز به دسترسى به اطلاعات سری، امرى ضرورى بوده که دسترسى به این اطلاعات کار هر گروه و دسته‌اى نیست. بى‌شک بدون دخالت مسئولان آمریکایى و مقامات امنیتى این کشور انجام این عملیات امکان پذیر نبود. به این لحاظ از همان ابتدا به خود دولتمردان آمریکایى سوءظن وجود داشت. اما ما شاهد بودیم که جرج بوش به محض وقوع حادثه انگشت اتهام را به سوى ایران و جهان اسلام مى‌گیرد. حتى جرج بوش بر روى ویرانه‌هاى برج‌هاى دوقلو گفت که جهان اسلام و نیروهاى اسلام‌گرا مسبب این حادثه‌اند و از جنگ صلیبى سخن به میان آورد.

به نظر شما قصد جرج بوش از این داورى زودهنگام و یک طرفه چه بود؟

صفاتاج: به نظر من از ابتدا آمریکایى‌ها قصد داشتند که جهان اسلام را متهم به عملیات تروریستى بکنند و به دنبال این اتهام یکسرى فعالیت‌هاى نامشروع و غیرقانونى خود را انجام دهند و به بهانه حادثه 11 سپتامبر آن را توجیه کنند. آنها قبل از هرگونه تحقیق و پژوهشى این نتیجه‌گیرى را مى‌کنند که خود نشان از برنامه‌ریزى قبلى آنهاست. اتفاقا کشورهایى که در معرض اتهام قرار گرفتند عمدتا کشورهایى بودند که گرایشات ضدصهیونیستى داشتند. بعد از حادثه و در خلال چند سال گذشته تغییرات زیادى صورت گرفته و گزارشات فراوانى ارائه گردیده است. کمیسیون 11 سپتامبر ایالات متحده آمریکا گزارشاتى را ارائه کرده که در آنها به گونه‌اى قضاوت کرده و گزارش را تنظیم کرده که عملا اتهام را متوجه کشورهاى اسلامى مى‌کند و دولت بوش را در این زمینه تبرئه مى‌کند اما اگر ما دقتى در این گزارش داشته باشیم متوجه مى‌شویم که بخشى از جریان‌هاى منتسب به حاکمان آمریکا و عوامل دستگاه‌هاى امنیتى آمریکا در این حادثه سهل‌انگارى کرده‌اند. بنابراین پس از حادثه 11 سپتامبر آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم در افغانستان حضور پیدا کرد و حکومت طالبان را که دست پرورده خود آنان بود ساقط کرد.

هدف اصلى و نهایى عوامل 11 سپتامبر را چه مى‌دانید؟

صفاتاج: به تعبیر برخى از نظریه‌پردازان سیاسى اولین گام و مرحله براى حضور دائم آمریکا در منطقه حادثه 11 سپتامبر بود که از اشغال افغانستان آغاز شد. آنها به بهانه سرنگونى طالبان به افغانستان آمدند اما پس از گذشت 6 سال هنوز خبرى از دستگیرى بن لادن یا ملاعمر نیست. در صحبت‌هاى مقامات آمریکایى کاملا این نکته قابل فهم است که آنها براى بعد از 11 سپتامبر برنامه‌هاى کلان بسیارى بخصوص در منطقه خاورمیانه داشته اند. لذا به نظر من 11 سپتامبر یک حادثه تصنعى براى ایجاد بسترهاى لازم جهت حضور مستمر آمریکا در منطقه خاورمیانه بویژه منطقه خلیج فارس و بهره‌مندى از ثروت‌هاى عظیم نفتى این منطقه بوده است. با توجه به آمارهاى موجود نفت آمریکا و به طور کلى غرب به گونه‌اى فزاینده رو به پایان است و معناى این وضعیت این است که هر کس در غرب یا در هزاره سوم میلادى نفت داشته باشد حاکمیت و فرمانروایى جهان را در دست خواهد داشت.

شما به بحث طراح و مجرى در حادثه 11 سپتامبر اشاره کردید. به نظر شما طراح و مجرى چه کسانى بودند؟

صفاتاج: نفت و انرژى مهمترین و اصلى‌ترین هدف براى حوادث و رخدادهاى چند ساله گذشته در دنیا بوده که با حادثه 11 سپتامبر در آمریکا آغاز شد و قرار بود بعد از اشغال افغانستان و عراق و سرکوب کردن جنبش حزب‌الله و تغییر ساختار برخى کشورهاى منطقه در نهایت سرنگونى نظام جمهورى اسلامى را به مرحله اجرا بگذارند که عملا در این روند ناکام ماند. حوادثى که بعد از 11 سپتامبر روى داد این معنا را دارند که حادثه 11سپتامبر پیش از آن که کار یک گروه تروریستى باشد مى‌تواند کار دقیق و برنامه‌ریزى شده‌اى باشد که توسط آمریکا و صهیونیست‌ها طراحى شده و به دست عناصر القاعده به اجرا درآمده است.

با گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر مهمترین اثر و پیامد آن را در خاورمیانه چه مى‌دانید؟

ساجدی: در نگاه اول متاسفانه حادثه 11 سپتامبر سبب شد که پاى آمریکا به منطقه خاورمیانه و نقاط پیرامون آن بازتر شود. این حادثه باعث شد تا خودآمریکایى‌ها و افکار عمومى جهان این حق را به آمریکا بدهند که هرکارى که لازم مى‌دانند در خصوص کشورهاى منطقه بخصوص فلسطین و لبنان انجام دهد. بنابراین زمانى که آمریکایى‌ها به افغانستان حمله کردند نه تنها با مخالفتى از سوى افکار عمومى روبرو نشدند بلکه مشوق‌ها و همکارى‌هاى زیادى با آنها مى‌شد. در مورد عراق آمریکایى‌ها بااستفاده از همدلى افکار عمومى جهان با مردم آمریکا در خصوص حادثه 11 سپتامبر بدون آنکه مدرک قابل قبولى را عرضه کنند مبنى بر وجود سلاح کشتار جمعى در عراق یا ارتباط رژیم صدام با سازمان القاعده دست به حمله زدند که تاکنون ادامه دارد و در واقع نقشه سیاسى خاورمیانه در حال تغییر دادن است و در مصالح بسیارى از کشورهاى منطقه تاثیرگذاشته است. در واقع این حادثه سبب شد که آمریکایى‌ها خط کشى جدیدى در جهان بکنند. یعنى زمانى در جریان جنگ سرد کسانى بودند که در اردوگاه آمریکاقرارداشتند و عده‌اى هم در اردوگاه شرق قرارداشتند و دولت‌هایى هم مى‌توانستند در هیچ یک از این اردوگاه‌ها قرار نگیرند که غیر متعهدها را شکل دادند اما بعد از حادثه 11 سپتامبر آمریکا سیاستى را اعمال کرد و گفت یا کسى با ما هست یا برماست. یعنى یا باید در اردوگاه آمریکا قرار بگیرد یا به طور مشخص در جبهه ضد آمریکایى قرار بگیرد و توسط آمریکا و متحدانش ضربه بخورد. آمریکایى‌ها از این سیاست در خاورمیانه به خوبى استفاده کردند.

به طور مشخص تاثیرات حادثه 11 سپتامبر بر تحولات فلسطین چه بود؟

ساجدی: به نظر من از بزرگترین ضربه‌هایى که یازده سپتامبر بر خاورمیانه وارد آورد، مسئله فلسطین بود. اسرائیلى‌ها به راحتى توانستند دست به اقداماتى بزنند که بدون رخ دادن حادثه 11‌سپتامبر هرگز امکان انجام آن اقدامات برایشان وجود نداشت. مثل کشتن یاسرعرفات یا حمله به جنین و یا حمله به شهر نابلس و سایر جنایات دیگرى که انجام دادند و حتى مذاکرات صلح خاورمیانه را طورى به هم زدند که در آینده به نظر نمى‌رسد هیچ مذاکره‌اى بتواند براى تحقق صلح در خاورمیانه صورت بگیرد حتى اگر آمریکا در آن نقش موثرى داشته باشد.

نقش حادثه 11 سپتامبر در پیاده‌سازى طرح خاورمیانه بزرگ را چطور ارزیابى مى‌کنید واساسا چه ارتباطى را بین این دو قائل هستید؟

ساجدی: طرح خاورمیانه بزرگ یکى از نتایج 11 سپتامبر بود. اگرچه آمریکایى‌ها از زمان حمله صدام حسین به کویت درصدد این بودند که خاورمیانه جدیدى را شکل بدهند ولى در زمان کلینتون این طرح با مکث بیشترى روبرو شد و دولت دموکرات‌ها در آمریکا سعى مى‌کرد که عوامل دیگرى را هم در خاورمیانه در نظر بگیرد و ابتدا قضیه فلسطین را به گونه‌اى حل و فصل کند و یا میان سوریه و اسرائیل صلح را برقرار کند. ولى زمانى که حادثه 11 سپتامبر اتفاق افتاد، آمریکایى‌ها در پى این آمدند که خاورمیانه جدیدى را تشکیل بدهند و همه مسائل آن را یکپارچه یا همراه با هم حل کنند. بنابراین مسئله فلسطین را از اولویت کارى خود برخلاف دموکرات‌ها خارج کردند و حضور نظامى خود را در منطقه به شدت تقویت کردند. متاسفانه از آثار حادثه 11 سپتامبر این است که ارتش آمریکا در بیشتر کشورهاى خاورمیانه داراى پایگاه نظامى رسمى یا شبه رسمى است.

یکى از متهمان اصلى حادثه 11 سپتامبر گروهک القاعده بود که آمریکا به بهانه‌ نابودى این گروهک به افغانستان حمله کرد. اما با گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر هنوز آمریکایى‌ها موفق به دستگیرى بن‌لادن یا ملاعمر نشده‌اند و ما شاهد نیرومند شدن دوباره آنها در افغانستان هستیم. این موضوع را چطور تحلیل مى‌کنید؟

ساجدی:‌به نظر من این موضوع دلالت بر این واقعیت دارد که آمریکا ضعیف‌تر از آن است که در تبلیغات مى‌نمایاند. در واقع نوار جدیدى که از بن لادن پخش شده گرچه از نظر محتوا مطلب تازه‌اى ندارد اما این پیام را براى آمریکایى‌ها دارد که پس از گذشت 6 سال همچنان مى‌تواند صحبت کند و بخشى از افکار عمومى جهان را به سوى خود جلب کند. متاسفانه سیاستى که آمریکا بعد از 11‌سپتامبر در پیش گرفته سبب شده که سازمان القاعده یا گروه‌هاى تندروى مشابه طرفدارانى را در میان جوانان عرب پیدا کنند. غائله اردوگاه فلسطینى نهرالبارد و ظهور گروهک فتح الاسلام آخرین نمونه‌اى از این واقعیت بود. بعید هم نیست که چنین حادثه‌اى در لبنان یا در کشورهاى دیگر تکرار شود. وزارت خارجه آمریکا طى گزارشى اعلام کرده که حملات تروریستى علیه آمریکا در سطح دنیا افزایش یافته است. یعنى سیاست‌هاى غلط آمریکا هم سبب ناامنى در جهان شده و هم آنچنان ناکارآمد بوده که نتوانسته مشکلى از مشکلات افغانستان و یا عراق را حل کند. مسئله اصلى مسئله تامین منافع آمریکاست که واشنگتن در تحصیل آن شکست خورده است. 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات