صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۲۹۹۸

یکجانبه گرایی آمریکایی پس از 11 سپتامبر / علی حاجی نژاد


 11 سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ سیاسی جهان به شمار می رود. 9 روز پس از این حادثه، جرج بوش در سخنرانی خود خطاب به کنگره، قصدش را مبنی بر استفاده از تمامی امکانات برای شکست دادن تروریسم و دولتهای حامی و پناه دهنده به تروریستها آشکارا بیان کرد.

این سخنرانی جهت گیری سیاست خارجی و امنیتی آمریکا را پس از این حادثه مشخص کرد و با دکترین ترومن و اتخاذ استراتژی سد نفوذ «جرج کنان» در دوره جنگ سرد، قابل مقایسه بود.

ترومن، همانند ژئوپلیتیسین های امپریالیستی قبل از جنگ سرد، برداشت خداگونه جهانی داشت و با استفاده از کلیشه های اختصاری «جهان آزاد» و «جهان به اسارت در آمده» درصدد ایجاد مفهوم سیاه و سفید در سیاست های بین المللی بود. وی از این مسیر در پی مشروعیت بخشیدن به دموکراسی تحمیلی آمریکایی بود. نقطه اوج اظهارات ترومن این بود: «در شرایط کنونی، تقریباً هر ملتی باید میان راههای زندگی یکی را انتخاب کند، که به هر حال انتخابی آزادانه نیست بلکه تلاشی است برای انتخاب بین دو راه زندگی یعنی آزادی در مقابل استبداد

اظهارنظر بوش پس از 11 سپتامبر مبنی بر اینکه «هر که با ما نیست علیه ماست» نیز در راستای توجیه سیاستهای یکجانبه گرایانه آمریکا در دوره پس از جنگ سرد ارزیابی می شود.

حادثه 11 سپتامبر سبب شد، نومحافظه کاران یک بار دیگر (پس از دوران ریگان) نقش پررنگی در سیاست خارجی آمریکا ایفا کنند. افراد این گروه معتقدند که ایالات متحده به جهت آنکه مظهر خیردر دنیا محسوب می شود با کشورهای یاغی و یا مظهر شر باید به شدت برخورد کند. نومحافظه کاران که از آنها به نام گروه بازها نیز نام برده می شود، همانند ترومن مدعی هستند «دنیا دو راه بیشتر ندارد، یا زیر سلطه کامل آمریکا قرار گیرد و یا اینکه دچار هرج و مرج و آشوب شود. ارزشهای جهانی در نظر این گروه همان منافع آمریکاست که می باید برای حفظ این منافع از آن ارزشها دفاع کرد.» در واقع، دولت بوش با این اظهارات در پی حذف هرگونه حد و مرز جغرافیایی در سیاست خارجی آمریکا بود.

11 سپتامبر و جنگ جهانی چهارم

نومحافظه کاران پس از حادثه 11 سپتامبر عملیات روانی گسترده ای را علیه جهان اسلام به راه انداختند. نومحافظه کاران با تقسیم جهان به خیر و شر، رسالت آمریکا را در دوران جدید، ترویج مظاهر خیر و به ویژه دموکراسی لیبرال و صدور آن به کشورهای خاورمیانه و اسلامی از جمله ایران می دانند. این گروه که رابطه نزدیکی با حزب لیکود اسراییل و محافل صهیونیستی دارند، معتقدند که منشأ تروریسم در جهان، اسلام است و آمریکا باید فرهنگ منطقه را متناسب با الگوها و ارزشهای غربی اصلاح کند و همچنین استفاده هم زمان از ارتش و سیاست و تلاش برای ترویج دموکراسی از نوع آمریکایی، پیشنهاد شده است. البته این نکته ناگفته نماند که ایالات متحده همواره در پی آن است، با بزرگنمایی خطر اسلام (بنیادگرایی اسلامی)، به ویژه با گوشزد کردن مداوم حادثه 11 سپتامبر و نسبت دادن آن به مسلمانان، آن را جایگزین خطر شوروی کرده و بر این اساس، عملکرد خود در مناطق مختلف جهان را مشروعیت بخشد. براساس این تفکر، حمله به افغانستان محقق شد و دکترین «جنگ پیش دستانه» در استراتژی تیم جرج بوش اهمیت فوق العاده ای پیدا کرد و با تهاجم پنتاگون به عراق و اشغال این کشور زنجیره یکجانبه گرایی آمریکا تکمیل شد.

به نظر این گروه، سیاستهای کلینتون، کارتر و امثال آنها و یا شیوه های دیپلماتیک کسانی مانند کسینجر، فقط به اتلاف وقت می انجامد و نمی تواند منافع آمریکا را حفظ کند، در مقابل سیاستهای افرادی همچون ریگان که زمان را از دست نمی داد و با هر وسیله ای حتی جنگ از منافع آمریکا دفاع می کرد قابل پیروی است.

به اعتقاد این افراد، دموکراسی آمریکایی که خیر مطلق محسوب می شود، همیشه در معرض آسیب و حمله است. از نظر آنها، زمانی اتحاد شوروی، دشمن این خیر محسوب می شد و امروزه اسلام بنیادگرا آن را مورد تهدید قرار می دهد. آنها مدعی هستند که وضع کنونی قابل دوام نیست و اگر آمریکا ابتکار عمل را به دست نگیرد، غافلگیر می شود.

یک ماه پس از حوادث 11 سپتامبر، فوکویاما، استراتژیست آمریکایی در روزنامه گاردین با تقسیم جهان به دو قطب «مدرن» و «واپس گرا»، جواز اقدام نظامی علیه جهان اسلام را صادر کرد. وی در مقاله خود تأکید کرد: «به جز ترکیه که در میان کشورهای اسلامی نمره قبولی گرفته است، دیگران در مقابل مدرنیته مقاومت می کنند. آمریکا برای شکستن این مقاومت می تواند از توان خود استفاده کند

او در ادامه مدعی شد: «اسلام تنها نظام فرهنگی است که مدرنیته را تهدید می کند

ویلیام کوهن، وزیر جنگ اسبق آمریکا نیز برای اولین بار پس از حادثه 11 سپتامبر، عبارت جنگ جهانی چهارم را به کار برد. به نظر وی، جنگ سوم جهانی، همان جنگ سرد است که با پیروزی آمریکا پایان یافت و جنگ جهانی چهارم، جنگ آمریکا و متحدان آن با اسلام است.

به گمان «کوهن» این جنگ که همان جنگ ادیان است، در واقع دورنمایی هانتینگتونی از فردای جهان را به تصویر می کشد.

همچنین جیمز وولسی، رئیس اسبق سازمان سیا تأکید کرد که جنگ جهانی چهارم با جنگ عراق شروع شده است.

وی اذعان داشت: «در این جنگ ریشه برخی از رژیمهای عربی را باید در منطقه خشکانید تا اسلام نتواند در آنجا رشد و نمو بیابد. در این میان عراق، نه بدترین رژیم بوده و نه بیشترین حمایت را از تروریسم به عمل آورده است. عراق ساده ترین هدف در این میان بود

لابی صهیونیسم که رابطه بسیار نزدیکی با نومحافظه کاران آمریکایی دارد، معتقدند که اسلام، دشمن مسیحیان و یهودیان است و باید از گسترش آن در جامعه آمریکا جلوگیری کرد. از دیدگاه آنها، اسلام مروج خشونت، تجاوز و شرارت است.

برخی فیلمهایی که درخصوص اسلام یا پیروان آن دین در ایالات متحده ساخته شده، نشانه تلاش و نفوذ روزافزون صهیونیستها برای منفی جلوه دادن اسلام است.

برای مثال، در فیلم «محاصره» که در سال 1998 میلادی توسط شرکت «فوکس قرن بیستم» ساخته شد، مسلمانان به عنوان نماد تروریسم و خشونت معرفی شده اند، به گونه ای که هر حادثه تروریستی که در آمریکا رخ دهد، مسلمانان در مظان اتهام قرار گرفته و دستگیر می شوند.گفته می شود این فیلم در راستای آمادگی افکار عمومی آمریکاییان، برای پذیرش عاملیت القاعده در انفجارهای 11 سپتامبر نقش داشت و به مردم آمریکا تلقین کرد که وقوع حوادث 11 سپتامبر تنها از مسلمانان بر می آید؛ زیرا آنها به صورت ذاتی با آمریکاییان و یهودیان دشمن هستند.

به بیانی، دولت بوش پس از 11 سپتامبر دیدگاه نظری ساموئل هانتینگتون با عنوان «برخورد تمدنها» را به عنوان پارادایم مسلط در تصمیم گیریهای دولت آمریکا تبدیل کرد.

تأثیر تفکر هانتینگتون در گفتمان دشمن سازی واشنگتن سبب شد که جرج بوش در روزهای اولیه پس از ماجرای 11 سپتامبر در خطابه ای با دستپاچگی و بی توجهی به بار سنگین کلماتی که بر زبان می آورد، از واژه Crusade در اعلان جنگ علیه ترریسم استفاده کند.

این واژه نخستین بار در جنگهای صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان به کار برده شد و با اینکه علاوه بر جنگهای صلیبی، معانی مترادف دیگری نظیر مجاهدت و مبارزه نیز دارد در برخی کشورهای اسلامی همان معنای جنگ صلیبی را دارد. البته هر چند بوش بعدها تحت تأثیر واکنشهای منفی این خطابه، گفتار خود را اصلاح کرد اما بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند آن گفتار، درونمایه سیاستهای آمریکاییها در قرن بیست و یکم را ترسیم می کرد.

با این همه ایالات متحده پس از جنگ سرد به دنبال تعریف دشمنی دیگر به جای نظام کمونیسم بود و در این میان بنیادگرایی اسلامی و از سوی دیگر، برخی کشورهای مستقل منطقه همچون ایران را دشمن به حساب آورد و نیز به شیوه های جدیدی برای مداخله جویی در دنیای پس از جنگ سرد روی آورد که از مهمترین آنها مسأله تروریسم، حقوق بشر، آزادسازیهای مختلف درون کشورها (به ویژه آزادسازی اقتصادی و سیاسی) و نیز مسأله سلاحهای کشتار جمعی و سلاحهای هسته ای بود.

هم اکنون در نتیجه تبلیغ سیاستهای ضد اسلامی غرب پس از حادثه 11 سپتامبر، تغییر مهمی در افکار عمومی آمریکا در قبال اسلام شاهد هستیم، به گونه ای که اصطلاح «بنیادگرایی اسلامی» به عنوان یک تهدید مهم برای منافع آمریکا، به میزان 61 درصد رسید و آن را در ردیف هفتمین تهدید از میان بیست تهدید طبقه بندی شده قرار داد. 76 درصد هم به تشدید قوانین مهاجرتی آمریکا به معنای ایجاد محدودیت برای مهاجران عرب و مسلمان به آمریکا باور دارند. در عین حال، گروه بزرگی از آمریکاییها مفهوم برخورد تمدنها را رد می کنند.

تنها 27 درصد این ایده را که - آداب و سنن سیاسی، اجتماعی و مذهبی مسلمانان با روشهای غربی ناسازگار و منازعه خشونت بار میان دو تمدن اجتناب ناپذیر است - تأیید می کنند. از سوی دیگر؛ 66 درصد باور دارند که ما می توانیم زمینه ای مشترک با مسلمانان پیدا کنیم و برخورد تمدنها نیز گریزناپذیر نیست.

 

11 سپتامبر و عملیات روانی آمریکا علیه ایران

نومحافظه کاران، اسلام سیاسی را از مهمترین دشمنان ایالات متحده می دانند و در پی آن، معتقدند که نمایندگی این تفکر برعهده جمهوری اسلامی ایران است.

در واقع، ترس از الگو قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران و گسترش اندیشه های حکومت دینی از دیگر محورهایی است که در استراتژی امنیت ملی آمریکا (که توسط نومحافظه کاران تهیه شده) به عنوان یک خطر اصلی محسوب شده است.

از این رو، بهترین وضعیت برای نومحافظه کاران تغییر حکومت دینی و یا تغییر ماهیت آن نظام در فاصله زمانی پیش از 2025 میلادی است. آنها پس از ناکامی در عراق معتقدند که فروپاشی رژیم باید از درون و توسط مردم رخ دهد، پس استراتژی دیپلماسی عمومی را برگزیده اند.

از دیدگاه آنها بیشترین هجمه روانی علیه نظام را باید از طریق حمایت از رسانه های مخالف و اپوزیسیون رژیم عملی کرد تا افکار عمومی درون کشور از رژیم رویگردان شده و فروپاشی از درون رخ دهد، به گونه ای که نقش عنصر خارجی (ایالات متحده) تنها باید حمایت و پشتیبانی از اپوزیسیون با ترسیم چهره منفی از نظام باشد. شاید در همین راستا بود که بوش ایران را در فهرست محور شرارت قرار داد.

به هر حال، همان گونه که حمدی الحجار، عضو پیشین در مؤسسه جهانی تحقیقات استراتژیک لندن، اشاره می کند؛ نزاع کنونی، نزاع میان منافع مادی و اخلاق انسانی - که در رگهای مردم مسلمان در جریان دارد - است. امروزه اخلاق مادی با سلاح پشتیبانی می شود و اخلاق انسانی با پویایی دینی و روحانی، بنابراین، توافق بین این دو محال است.

ساموئل هانتینگتون در پرداخت نظریه برخورد تمدنها خطا نکرد، زیرا جامعه اش را از خطر برخورد تمدنها آگاه کرد. امروزه، آمریکا آمادگی دارد تا هزاران عراقی، افغانی و دیگر مسلمانان بی گناه را برای رسیدن به منافعش بکشد؛ همچنان که با تحریم اقتصادی این کشورها و دیگر کشورهای مسلمان این کار را کرده است.

مسلمانان زمانی هویت خود را گم کرده اند که اکسیر وجود خود، یعنی احساس سرنوشت مشترک را از یاد برده اند، امری که غربی ها دنبال آن بودند و مسلمانان سستی ورزیدند، در حالی که نیروی واقعی مسلمانان، هویت مشترک بود و اکنون باید هویت مشترک اسلامی و ملی را دوباره بسازند.

به زعم حمدی الحجار، اکنون که دانستیم بیماریهای سیاسی ما چیست، باید ببینیم که دارو و درمان کدام است. نخستین درمان این است که ملی فکر کنیم. جرج بوش درباره ملل عرب گفته است: «اینها ملتهایی هستند که به استقلال رسیده اند، اما در دوران استقلال، رهبران آنها برای مردمشان چیزی به ارمغان نیاورده اند و تنها وجود خود را تکرار کرده اند.» او درست می گوید، اما گویی طوری ما را وصف کرده است تا بهانه ای برای استعمار کردن ما پیدا کند. بنابراین آنها می خواهند به ما یاد بدهند که چگونه توسعه پیدا کنیم و در این راستا، برنامه مشارکت آمریکایی را برای رشد دولتهای خاورمیانه طرح می کنند. از این رو، باید خودمان و روشهای رفتاری مان را به طریق سلبی و ایجابی نقد کنیم و این، نخستین گام برای آزادی و پویایی اصلاح و توسعه است. توجهات سلبی و ایجابی در ترازوی نقد ذاتی می تواند ما را به سوی اصلاح، توسعه و رویارویی با چالشهای استعمار آمریکایی رهنمون کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات