صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۳۰۲۶۰

طرح مذاکره، طرحی فریب کارانه :علی حسن حیدری

همراه با جنگ روانی از سوی کارگردانان دیپلماسی کاخ سفید، باعث ایجاد این وضعیت مبهم شده است.

بصیرت:در حالیکه باراک اوباما مساله مذاکره با ایران را به عنوان یکی از شعارهای تبلیغاتی خود همواره مطرح می کرد و دم از سیاسیت تغییر می زد و خواهان برقراری رابطه بدون قید وشرط با ایران بود؛ اما از همان آغاز ریاست جمهوری وی، مساله مذاکره با ایران در کنار تهدید، تحریم و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی مطرح بوده است؛ تا جائیکه طی یک ماهه ی اخیر هم شاهد دخالت های آشکار آمریکائیها در اوضاع ایران و حمایت از ناآرامی های ایران بودیم وهم طی هفته های اخیر اخباری مبنی بر فراهم شدن زمینه های مذاکره ایران با آمریکا در رسانه ها منتشر شد.
در این میان مقام معظم رهبری طی بیاناتی در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان در 12 آبان به صراحت مساله مذاکره با آمریکا را رد کرده و آن را در همان قالب رابطه گرگ ومیش تشبیه کردند. ایشان در این باره فرمودند: «صورت قضیه این است که بیائید مذاکره کنیم؛ اما در کنار مذاکره، تهدید؛ که اگر مذاکره به این نتیجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنین و چنان! این شد مذاکره؟! این همان رابطه‌ى گرگ و میش است که امام گفت: رابطه‌ى گرگ و میش را ما نمیخواهیم.»
در این نوشتار جهت روشن شدن بیشتر مساله رابطه ایران و آمریکا، به رفتار آمریکائیها به هنگام طرح موضوع مذاکره با ایران در طول سه دهه انقلاب می پردازیم:
ماهیت سیاست تغییر و مذاکره آمریکا
مقامات آمریکایی از اول انقلاب به بهانه های مختلف موضوع مذاکره با جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار داده اند؛ اما همواره مذاکره را در سایه تهدید و از موضع قدرت تعقیب کرده اند.
1- طرح مذاکره با دولت موقت: این طرح در زمان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و از سوی این کشور برای آزادی گروگانهای آمریکایی مطرح شد. در 11 آبان 59 مجلس شورای اسلامی آزادی گروگانها را با شرایط زیر پذیرفت.
- رفع انسداد از دارایی های ایران؛
- ختم دعاوی حقوقی علیه ایران؛
- بازگرداندن اموال شاه و خانواده او به ایران؛
- پذیرفتن عدم دخالت در امور داخلی ایران.
این شروط که در بیانیه الجزایر منعکس شد هیچ گاه از سوی آمریکا عملی نشد.کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا تحریم تجاری علیه ایران را اعلام و روابط دیپلماتیک با دولت موقت را قطع کرد.
2- درخواست مذاکره با سفر مک فارلین به ایران: در دوران جنگ عراق علیه ایران با اینکه آمریکا شدیداً از عراق حمایت می کرد؛ اما قصد داشت در یک اقدام فریبکارانه موضوع مذاکره با ایران را نیزدنبال کند. هدف آمریکا این بود تا از نفوذ ایران جهت نجات گروگان های خود در لبنان استفاده کند و در مقابل سلاح مورد نیاز ایران را تامین کند. اما در واقع نیت واقعی آمریکا این بود که با پول حاصل از فروش سلاحهای اسرائیلی به ایران، به ضد انقلاب نیکاراگوئه کمک کند و دست آخر هم با تبلیغات گسترده این کمک به ضد انقلاب را به ایران متصل کند. در این راستا مک فارلین، نماینده آمریکا به ایران سفر کرد و خواستار مذاکره وهمکاری ایران بود. این در حالی بود که آمریکا صریحاً از صدام حمایت می کرد و قصد بهره برداری تبلیغاتی از این مساله در چارچوب عملیاتی روانی علیه ایران را داشت؛ اما با پیش دستی مقامهای کشورمان و اعلام ترفند های آمریکا به مردم این طرح فریبکارانه خنثی شد.
3- درخواست مذاکره در دوره ی کلینتون: این دوره که مقارن با دوره آقای هاشمی رفسنجانی بود با تمام تبلیغاتی که در مورد اعتقاد دموکرات ها به مذاکره و تبلیغ تمایل آنها به گفتگو با ایران می شد؛ اما همه این تبلیغات در چارچوب سیاست هویچ و چماق بود به گونه ای که دو قانون تحریم سنگین با عناوین ایلسا ( 1370) و داماتو (1375) علیه کشورمان تصویب و به امضای کلینتون رسید.
4- استقبال از سیاست های تنش زدایی خاتمی و تشویق به مذاکره: در دور ریاست جمهوری آقای خاتمی با وجود اینکه سیاست های تنش زدایی با غرب دنبال می شد وامتیازهای زیادی بویژه در مساله هسته ای به غرب داده شد وبا وجود اینکه آمریکاییها با تمام وجود از سیاست های خاتمی استقبال می کردند و او را به پیگیری اهداف سیاسی جریان دوم خرداد تشویق می نمودند؛‌اما نقطه اوج تغییر رفتارآنها، تغییر ادبیات در قبال ایران آن هم تنها عذرخواهی آلبرایت از کودتای 28 مرداد بود. این تغییر ادبیات محدود هم با روی کارآمدن جمهوریخواهان وتیم جنگ طلب بوش به پایان رسید تا جائیکه، بوش طی سخنرانی بعد از حادثه مشکوک 11 سپتامبر، ایران را به محور شرارت معرفی کرد و تحریم های گذشته باردیگر علیه ایران تمدید شد.
علاوه بر آن، لشکر کشی آمریکا به نزدیکی مرزهای ایران سبب ناامن شدن منطقه شد و ایران هم همواره در معرض تهدید به حمله تمام عیار قرار گرفت.
5- درخواست جدی وگسترده مذاکره در دوران آقای احمدی نژاد: اوج تغییر لحن دیپلماتیک آمریکا در قبال ایران، دردوره احمدی نژاد بود. در این دوره به سبب مشکلات گسترده آمریکا در عراق و از آن طرف قدرتمند شدن جمهوری اسلامی در منطقه و نفوذ معنوی آن در عراق، آمریکائیها تنها راه برون رفت از مشکلات عراق را درخواست کمک از ایران تشخیص دادند. درخواست های مکرر آمریکا از ایران و توجه ایران به حل مشکلات مسلمانان عراق باعث شد تا ایران و آمریکا سه بار بر سر مسئله عراق در بغداد با هم دیدار و مذاکره کنند.
در مرحله دیگر پیشرفت برنامه ی هسته ای ایران و موفقیت در عرصه دیپلماسی با وجود کارشکنی های گسترده آمریکا باعث شد تا غرب تنها راه حل مساله ایران را مذاکره و گفتگو بداند. مقامات غربی چندین بار براین مساله تاکید کرده و اعمال تحریم علیه ایران را در این راه بی نتیجه دانسته اند. بر همین اساس نماینده آمریکا در مذاکرت ژنو با نماینده ایران پیرامون مسائل هسته ای مذاکره کرد.
در همین چارچوب ادامه مسیر رو به جلو ایران در مساله هسته ای سبب شد تا در روزهای اخیر نیز نمایندگان آمریکا در اجلاس وین و در چارچوب گروه 1+5 با نمایندگان ایران بر سر میز مذاکره حاضر شوند.
اگر چه این مذاکرات از موضع اقتدار سیاسی و درایت مثبت دیپلماتیک صورت گرفت اما نشان داد که آمریکایی ها بر اصول راهبردی خود در مواجهه با جمهوری اسلامی پایدارند و مذاکره را ابزاری می دانند که در فرآیند رسیدن به اهداف پنهانی خود از آن بهره می گیرند. تحلیل آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا از سیاست خارجی اوباما این نکته را تایید می کند. آلبرایت معتقد است اوباما با در پیش گرفتن دیپلماسی هوشمندانه در قبال ایران موفقیت بزرگی کسب خواهد کرد. روشن است که منظور از دیپلماسی هوشمندانه، اعمال روش های فریبکارانه است که اهداف واقعی را پنهان می کند. یکی از این روش ها تاکید جدی بر مذاکره وحتی عملیاتی کردن آن است. اینکه آمریکائیها تهدید را همواره در کنار مذاکره مطرح می کنند نیز به این جهت است که ایران را همواره در سطح بین المللی کشوری نا مطمئن جلوه داده تا اقبال مثبتی به سوی آن در سطح جهانی به وجود نیاید.
اما مهم ترین شاخصه ایکه شعار تغییر اوباما و درخواست مذاکره با ایران را طرحی فریب کارانه می داند، تداوم تحریم ها علیه ایران است. نگاهی به گاهشمار تحریم های ضد ایرانی با امضای اوباما به اثبات مساله کمک کند:
- در فرورین 88 اوباما تحریم های آمریکا علیه جمهوری اسلامی را تمدید کرد.
- وزارت خزانه داری دولت اوباما در ماه مارس 2009، یازده شرکت مرتبط با بانک ملی ایران را به دلیل همکاری با برنامه هسته ای و موشکی ایران تحریم کرد. به بیان اوباما کلیه تحریم های دولتهای گذشته علیه ایران تأیید و ادامه داد.
- در 27 جولای 2009 یعنی مرداد ماه سال جاری سنای آمریکا 55 میلیون دلار برای کمک به مخالفان ایران و بعضی جریانات معتقد به براندازی اختصاص داد. دولت آمریکا افزون براین مبلغ سالانه 75 میلیون دلار برای زمینه سازی و حمایت از اقدامات جریانهای مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران اختصاص می دهد که در دولت اوباما نیز ادامه یافته است.
- در 29 اکتبر 2009 یعنی مهر ماه جاری کمیته بانکداری سنا و کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم شرکت هایی که به ایران بنزین صادر می کنند را به تصویب رساندند. براساس این لایحه -که قانون سال 1996 تحریم ایران را گسترش داده است - شرکت های خارجی که بیش از 20 میلیون دلار در صنایع نفت و گاز ایران سرمایه گذاری کنند مشمول تحریم آمریکا می شوند.
- در 28 اکتبر 2009 یعنی آبان سال جاری ،‌کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا ، در لایحه بودجه 2010، پنتاگون را موظف کرد تا برآوردی از استراتژی امنیتی و نظامی ایران به کنگره ارائه و راههای مقابله با دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران بویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را طراحی کنند. متن کامل این بخش از لایحه 2010 نیز با امضای اوباما به قانون تبدیل شد.
علاوه بر موارد فوق، طی روزهای بعد از انتخابات نشانه های آشکار و بارزی از مداخله گری آمریکائیها و رسانه های وابسته به آنها در اوضاع ایران مشاهده شد. اساساً طی این مدت آمریکائیها به همراه انگلیس جنگ نرم گسترده ای را علیه ایران به راه انداختند. شبکه BBC فارسی انگلیس و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا با تهییج مردم ودعوت آنها به شورش علیه نظام وحتی آدرس دادن محل های درگیری و هدایت افراد جهت ایجاد اغتشاش بر اساس دستورات نظریه پرداز انقلاب رنگی، جین شارپ، با تمام قوا علیه نظام اسلامی وارد عمل شده و بعد از اینکه نتیجه ای نگرفتند زمزمه های مذاکره را مطرح کردند. طبق اعترافات نویسندگان آمریکایی در روزنامه واشنگتن پست، دولت آمریکا حمایت های مالی زیادی از سایت های ارتباطات اجتماعی نظیر فیس بوک، توییتر و یوتیوب داشته اند تا این سایت ها از طریق ارتباط با افراد وتشکیل شبکه های اجتماعی مجازی آنها را جهت اعمال فشار اجتماعی وسیاسی به ایران بسیج کنند. حتی یکی از این سایت ها که قصد داشت جهت انجام تعمیرات فنی مدتی فعالیت های خود را تعطیل کند با اخطار دولت آمریکا مواجه شد تا در زمان انتخابات ایران فعالیت خود را ادامه داده و تعمیرات مورد نظر را به بعد موکول کند.
از سوی دیگر اخبار و اطلاعاتی از تلاش های مرموزانه کاخ سفید در کشورهای منطقه علیه جمهوری اسلامی به گوش می رسد. بر مبنای برخی گزارشات اظهارات صریح مقام های آمریکا نشان می دهد حمایت علنی از اصلاح طلبان غربگرا در دستور کار هرگونه راهبرد آینده آمریکا درباره ایران قرار دارد. بر مبنای یکی از این گزارش ها، «آدام ارلی» سفیر آمریکا در بحرین که پیش از این و در دوران ریاست جمهوری جرج بوش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بوده است در جلسه ای با برخی از مسئولان کشورهای عربی در منامه تاکید کرده که آمریکا قصد دارد در ماه های آینده حمایت خود از اصلاح طلبان در ایران را «رسمی و علنی» کند.
ارلی در این جلسه که به تشریح راهبرد تدوین شده دولت اوباما درباره ایران اختصاص داشته، گفته است: «کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات ایران و 1+5 نحوه حمایت از «رهبران معارض جدید» در ایران را پیگیری می کند». وی در این سخنان که پیش از اول اکتبر 2009 و برگزاری مذاکرات ژنو بیان شده تصریح کرده است: «تحت هر شرایطی حمایت از اصلاح طلبان در ایران جزو گزینه های اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهیم کرد». این مقام آمریکایی تصریح کرده که چنانچه مذاکرات ژنو به نتیجه نرسد اقدامات عملی آمریکا در زمینه فوق شدت خواهد گرفت.
این نشانه های رفتاری که به وضوح ثابت می کند سیاست تغییر اوباما و پالس های گاه مثبت آنها یک تاکتیک فریبکارانه است، در بیانات اخیر مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است.همان روزهایی که شعارهای تبلیغاتی اوباما مبنی بر "تغییر" و مذاکره با ایران در رسانه ها به شدت تبلیغ می شد، رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومی با مردم در مشهد(1/1/88) فرمودند: «یک وقت بگویند ما میخواهیم سیاست خودمان را تغییر دهیم، اما هدفها را عوض نمیکنیم، تاکتیکها را عوض میکنیم؛ این تغییر، تغییر نیست؛ این خدعه است.»
معظم له در همان موقع شاخص روشنی را برای سنجش حقیقت شعارهای دولتمردان جدید آمریکا معین کردند وآن اینکه چنانچه رفتارآمریکائیها مبتنی بر حرکت در مسیر هدف های سابق باشد، شعار تغییر آنها هم تاکتیکی فریب کارانه است. مطالعه موارد فوق ثابت می کند که رفتار آمریکائیها کماکان در مسیر همان هدف های سابق یعنی ریشه کنی نظام اسلامی و از بین بردن هویت اسلامی مردم ایران بوده و هست.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات