صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۳۰۶۳۸

جشن عزت و شکوفایی دینی:احمد صادقی


بسم الله الرحمن الرحیم

جشن عزت و شکوفایی دینی

بی­کمالی­های انسان از سخن پیدا شود       پسته بی­مغز چون لب واکند رسوا شود

دروغ­ وقتی آشکار می­شه، دروغگو مفتضح می­شه.

جانیان در لباسهای سبز به جان و مال و ناموس و آبروی مردم رحم نکردند. و جهانیان (غربیان) لذت می­بردند از حرکات مستانه­ی عروسک­های دست­تراش خود.

و چشم روزگار فاش نگریست که مشتی خائن و دروغگو چه به سر این ملّت عزیز که نیاورند.

شیطان خندید آنگاه که فضیلت در شما سبزپوشان به خواب رفت.

آقای سروش یا نمی­دانم آقای سورس این که تو گفتی و نوشتی به ضعف همت و رأی؟

ز کنج خرابه­های سیا    وصال پناهندگی­ ترسمت ندهد

که خفته­ای تو در آغوش یک همجنس باز

درین چند سال تساهل و تسامح همه آدم شوند و صاحب­نظر همچون تو، و من از شما متشکرم که ماهیتتان را برملا ساخته­ای دروغ­گویی­یتان را ثابت کرده­ای و وابستگی­یتان را آشکار.

گوشهای شما چندان از دیکته­های سرویس­های جاسوسی موساد و سیا کاگِ بِ پر و سنگین شده است که جایی برای صدای رسای مردم و هموطنان خود ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم، شما گفتید که «از صبر خدا درشگفتید» اما می­دانستم که:

لطف حق با تو مداراها ­کند        چونکه از حد بگذرد رسوا کند

باور کنید در این چند سال خبری از شما نشنیدیم که بوی ایمان دهد بوی علم دهد. نشنیدم که سخنی از دین بگویید از دیانت بگویید. ننگ بر شما که نکبت و ذلت و وابستگی و دلبستگی­ها به دنیای پوچ، پوچتان کرده.

شادم که هر چه خیرخواهان نصیحتتان کردند طرفی نبستید و دامن شیطان بگرفتید. خواستید آبروی خدا برود، اما آبروی خود را بردید، به دین و دیانت پشت کردید تا دنیا به شما رو کند به قرآن و انبیاء پشت کردید تا انگلیس و آمریکا به شما رو کند. طریقت و شریعت و حقیقت را مچاله کردید تا ردای استادیاری دانشگاههای درجه سه و چهار انگلیس و آمریکا به تنتان کند. اما خدا نخواست تا تو با آبرویی که از این نظام مقدس جمهوری اسلامی بدست آورده­ای، از این دنیا بروی. خواست تا رسوایت کند. دلهای سوخته علماء و خون­ریخته شده­ی شهدای انقلاب اسلامی و افکار بلند و پاک و صادق مردم عزیز ایران زمین نگذاشتند تا تو با زبانی فروخته شده به دشمنانشان با قلمی هدیه گرفته شده از قاتلانشان هر چه می­خواهی دروغ بگویی و لاف دین­داری بزنی دروغ­هایت را بر ملا کردند و مفتضحت نمودند. و البته جهانیان (غربیان) تو را دیدند و خندیدند.

آقای سروش و یا نمی­دانم آقای رشدی

می­دانم که روزهای تلخ و سختی را می­گذرانید، خطا کرده­اید، خطایی سخت و تدبیر این خطا را ائمه­ی دوازده­گانه­ی معصوم ما (:) به تو نشان داده بودند.

گفتند: که آزادی یعنی رها شدن از قید شهوت، از حیوانیت و سبعیت. و آن را برای رسیدن به خدا به کار گیرید. این­را که می خواهید؟!!! چرا در دام شهوت افتاده­اید؟ چرا در میان مشتی خود فروخته­ی دین فروش و وطن­فروش مستانه سخن از آزادی بی قید و بند می­زنید.

چرا به حیله و ترفند، سخنانی را که آنها به شما دیکته می­کنند، متزوّرانه قِی می­کنید؟!

دین را، مردم را، وطن را، ناصحان را، عالمان را، معلمان را، نویسندگان را .... به چه قیمتی فروختید؟

مردم به چه زبانی حکایت خود را آشکار کنند؟! چگونه می­خواهی بفهمی ندای زیبا و رسای مردم راکد دینشان را انقلابشان را، مالشان را، رهبر عزیز و فرزانه و عالمشان را دوست دارند و تا پای جان بر سر همه آرمان­هایشان ایستاده­اند. می­خواهید نور خدا را با دهانهایتان اطفاء کنید؟ آری نور خدا خاموش­نشدنی است.

اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه­ای افتاده­اید و قربانی مطامع کسانی شده­اید که گستاخانه و آشکار با دین و دنیای هموطنانت، همکیشانت، می­جنگند و دستشان به خون جوانان غیور این وطن آلوده شده.

گمان می­کنید با خواندن دستورالعملها و گوش سپردن به مشاوران سازمان­های جاسوسی و نژادپرستی آمریکایی و انگلیسی دنیای کامل و جامعی را به چنگ می­آورید.

امّا هم انتخاب خاتمی و هم انتخاب احمدی­نژاد به شما نموده باشد که افیون وعده­های استبداد و افسون استکبار، عقل و دین را از شما ستانده است.

اینک برای جبران این خسارات ناشی از جهل و ناشی از شهوت دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می­زیند شاید با زدن افترا و تهمت جلب­نظری می­کنید.

قرآن را که سخن خدا نداشتن کم بود، دست به فحّاشی و اتّهام بردید، صراط­های مستقیمتان بس نبود تجاوز به حریم ولایت فقیه که امتداد راه انبیاءست را بر آن افزودید. دروغ و دغل و فریب هنوز کم بود که تهمت­های تجاوز به زندانیان و قتل را هم بر آن اضافه کردید. به هیچ کس و هیچ­چیز امان ندادید و همه را از دم تیغ تهمتهایتان گذراندید. عاقبت هم سری به ادارات پناهندگی زدید شاید دستمزدی بگیرید و به ریش خود بخندید و ریش خود را در لجن­زار فرو برید و سپس با ماشین ریش­تراشی ریشتان را بتراشید و بگویید باد برد. خیلی­ها سعودت را می­خواستند و سقوطت را نظاره کردند.

مگر سبزها را نمی­بینی که چگونه و بر همه چیز می­تازند و همچون مغولان حمله­ور می­شوند و حال که صف مردم از اغتشاشگران کاملاً جدا شده و مردم خود به دفاع از آرمان­های خود ایستاده­اند باز هم دورغ می­گویی و تهمت می­زنی؟!

تا اینکه گفتی: همچون عیسی بر صلیب گله کرده­ای که: خدایا چرا ما را رها کرده­ای؟ گویی کلمات تحریف   شده­ی انجیل را تکرار می­کنی. این سخنان توست نه عیسی (علیه السلام) که در کاغذ نوشته شد. دانستم که از خدا دست کشیده­ای و دست به دامن شیطان گذاشته­ای و مگر می­شود خدای مهربان بندگانش را رها کند.

آری این اقرار توست که ناآگاهانه بیان کردی و آگاهان آشکارا دیدند که راههای هدایت را به خود بسته­ای و فریاد می­زنی خدا تو را رها کرده.

آقای عبدالکریم یا نمی­دانم آقای عبدالسیا

می­خواهم به شما بگویم دفتر ایام  ورق خورده است و بخت از شما برگشته است. دینتان به یغما رفته است و طشت رسواییتان از بام کاخ سفید افتاده است کشف عورت شده­اید، خدا از شما روگردان شده، و بر دلتان مهر زده.

آن گستاخی­ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می­کردید فاش شده است. آه مادران شهید و جگر تفتیده­ی پدران شهید و نفسهای سوخته­ی ایثارگران و جانبازان و آزادگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است.

ایران اسلامی سی سال است که آن ایران سیاه و ویران نیست. جمهوریت و اسلامیت این انقلاب پربرکت به عنایت و اجابت در سیاهی جور طاغوتیان شرق و غرب پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه طاغوتیان بشورند سال­ها اعوان و انصار دشمنان قسم خورده­ی این ملک زیر چتر حمایت آمریکا و انگلیس چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتاده­اند و می­خواهند امنیت و عدالت و دین و انقلاب و ولایت فقیه را از مردم بربایند. دهانشان را باز کردند عزّتشان را فروختند و راحتشان را از آنان طلب کردند. عربده زنان به جان مردم ایران زمین افتادند زهر کینه و دشمنیشان­را ریختند و چون قومی وحشی حقوق مردم را پایمال کردند و جانشان را ستاندند و حرمتشان را شکستند و دینشان را به سخره گرفتند و آرمانشان را وارونه کردند و با و کارخانه­ی (ایسم­) تراشی تراشیدند و به نام دین خرافه فروختند و کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند و خیانت‌ها نمودند، و دانشگاه‌ها را به سمت جهل سوق دادند و دجالی چون ماهواره هوا کردند و درس غلامی و سرسپردگی به آمریکا دادند.نظر حرام نمودند و خون خلق حلال،اجتماعات دروغین برپا کردند و لاف‌زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه­چاک نظام آمریکایی­اند در کوچه­ها و خبابان­ها از قتل و تعدّی و ضرب و شتم و جرح آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند و علمِ جهل و تعصّب برافراشتند، شهدای رنگارنگ دروغین درست کردند و مظلوم نمایی نمودند و معرکه‌ای برپا نمودند و جمعی را بدنبال خود کشیدند و سخنان مضحک بر زبانشان جاری ساختند و داد و بیداد کردند و عربده­ها سردادند، گویی نظام ما،نظامی است بی‌پایه و سست و بی‌مدافع، این مکرهای سرد و رندی‌های واژگونه و زیرکی‌های ابلهانه،ستم‌های آشکار و نهان و تزویرهای گران و حقّ‌کشی‌ها و آدم کشی‌ها، اتهام تقلب­زدنها و تخلّف‌های پرعفونت،آتشی در وجدان مردم با غیرت و ولایتی ما افروخت که کاشانه‌ی،افکار پوچشان را در هم کوفت.

این غیرت دینی و دینداری ولایی مردم بود که همه بافته­های بی­ارزششان را رشته کرد و بناهای فکری سست­تر از خانه­های عنکبوتی­شان را متلاشی کرد. و دروغ­گویان سراسیمه به خود پیچیدند. ولی ما صدای شعارهای زنده و ابدی و عاشقانه مردم را که در فضا پیچیده بود شنیدیم که: ای رهبر آزاده آماده­ایم آماده، شنیدیم که صدای رهبری عالم و شجاع و فرزانه را که امید برای دوستان خدا بود و مرگ برای دشمنان خدا و ننگ برای عمله­های شیطان .

آقای عبد السیا سورس

بارها آگاهان، عمله­های شیطان را به زبان ساده، موعظه کرده­اند که:

ترسم نرسی به لندن ای اخراجی              این ره که تو می­ری به هیچستان است

جنبش سبز اموی نابود و منهدم گشتند و به اذن خدا جنبش سبز علوی بیشتر از قبل ثمردهی خواهد کرد. جنبشی که محصول سی سال جهاد فرهنگی و دردمندانه دلسوزان و ثمره خون پاک شهیدان است. بیهوده می­کوشیدند با شارلاتانیزم و هوچی­گری و فرافکنی و دروغ­پراکنی به سبک گوساله­پرستان سامری آن را درهم بشکنید. خود را مگر بشکنید.

این نه آن شیر است کز وی جان بری               یا ز پنجه قهر او ایمان بری

ثابت شدن همه دروغ­­هایتان همه فریب­کاریتان همه وابستگی­یتان بزرگترین دستاورد حماسه غیرت بر بی­غیرتی بود و شیر بیدار شجاعت و مقاومت را بیدارتر کرد.

نه تطاول همپیمانان، نه وحدت بیگانگان، نه بوق یکنواخت رسانه­های بی­آبرو نه دورغ نه تزویر، نه ریا، نه تکیه به غرب و نه حمله بر ولایت، هیچ کدام قامت ملت مقاوم ایران اسلامی را خم نخواهد کرد استبداد و استکبار شما رسوای عالم شده است و این وعده خداست که «ألا إنَّ حزبَ الله هُم الغالبونَ» برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین­تر از این ندارد که همه مکرهای شما نقش بر آب شد همه امید کاذب شما را به یأس تبدیل کرد هر چه می­توانستید کردید و هیچ نیاندوختید. دانشگاهی که می­خواستید به پابوس عقاید پوچ شما بیاید اکنون به دشمنی آگاهانه با شما می­پردازد. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آیینی، رمضان، محرم، حج و روزه همه در برابر شما صف کشیده­اند تا رشیدی جهل را نابود سازند ما نسل کامکاری هستیم، ما زوال شما را سی سال است به جشن نشسته­ایم و نفسهای آخرتان را نیز به چشم و گوش خود می­بینیم و می­شنویم.

ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید، و قدرش را ندانستید و اکنون می­خواهید از آن برای شهوت­رانی و سبعیت خود سوء استفاده کنید.

شما آزادی را بوالهوسی و اباهی­گری و لاابالی روشی می­دانید، و نداستید که شفای امراض مهلک نفسانی شما در این خجسته آزادی قرآنی است. بی­همت به دنبال آزادی­های غربی می­گردید. اگر به دنبال آزادی قرآنی می­گشتید به فساد روی نمی­آوردید، گستاخانه فساد نمی­کردید، نمی­گذاشتید که شیطان شما را در بند اسارت خویش بگیرد و شما را عروسک خیمه­شب­بازی خود کند.

فرق دارد آدمی با آدمک                 آدمی آن باشد آید از محک ن

می­گذاشتید سخن راستین مردم را که دما دم از ولایت و دین و قرآن و آزادی قرآنی است به گوشتان برسد تا مستیِ­بی­خبری از سرتان بپرد.

این­ها صدای ملت شریف و عزیز ایران اسلامی است  چه باک که گوش­هایتان را بازکنید و شما نیز با آنان همراهی کنید. ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد. همان که شما آن­را بازیچه مطامع خود قرار داده­اید. و به نام آن درس بی­هویتی و سرسپردگی به دانشجویانتان دادید و نداستید که عزت و آزادی با ایمان راستین همپیمانند. و خود رأیی جاهلانه، سرسپردگی می­آورد و شهرت­پرستی هم دین و هم آزادیتان را می­رباید.

سخن گفتن بدون هیچ وابستگی افتخار دارد نه قِی کردن افکار پوچ دیگران.

با خود می­گویم برای که این­ها را می­نویسم؟ برای کسی که وقت از او برگشته و آب از سرش گذشته و تشنه در سراب مانده و خیمه بر خراب زده، و چشم نجاتش بسته و ستون دینش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوایی­اش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می­آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم: «وَ إذا قَالت أمةٌ منهم لم تعظون قوماً الله مهلکهم أو معذّبهم عذاباً شدیداً قالوا معذرة إلی ربکم و لعلهم یتقون، آنان پرسیدند: چرا کسانی را موعظه می­کنید که خدا قطعاً هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه­گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد.» سوره اعراف ، آیه 164

بار خدایا تو گواه باش، من که درد دین داشته­ام و درس دین خوانده­ام، از بیداد این اشخاص کفرآیین برائت میجویم. و اگر عمری را به خطا و سهو سپری ­کردم از تو پوزش و آمرزش می­طلبم.

ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه­های مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و طواف کنندگان بیت الله الحرام و عابدان و صالحان همراه کن.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان        تا سیه­روی شود آنکه در او غش باشد

                                                                                                 ذی القعده الحرام 1430 قمری

                                                   آبان 1388 شمسی

                                                 احمد  صادقی

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات