صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۳۰۸۸

می توان میانبر زد / محمد ایمانی


خداوندا! از تو می خواهم قلبم را از محبت و خشیت خویش و تصدیق کتابت و ایمان به خودت آکنده کنی و از اندوه فراق و شوق لقای خود لبریز سازی.

دعای ابوحمزه ثمالی

همه، راه «میانبر» را دوست دارند. همه دوست دارند توانگری و توانمندی شان برکت پیدا کند و سرمایه و قدرتشان مضاعف شود. همه جای دنیا، قدرت را در اجتماع و اتحاد ملت ها جست وجو می کنند و در تکاپوی آنند اما... راه میانبر کجاست؟ شیوه برکت دادن و مضاعف کردن سرمایه و قدرت کدام است؟ و اکسیر الفت و اجتماع و اتحاد را کجا می توان سراغ گرفت تا بتوان دل های پراکنده و مختلف و مخالف را گرد هم آورد؟ آیا «فرمول قدرت و زیادت» را یکجا می توان جست و به کار بست و کامروا شد؟ یا به شکل دیگری بپرسیم: چگونه می توان اراده و عمل- خواستن و انجام دادن- را با هم التقا داد و عمل را چنان پروراند و بارور کرد که به نهایت مقصود برسد؟ آیا بشر همان گونه که در کشاورزی با اصلاح ژنتیک و شیوه های مشابه، موفق به چند برابر کردن محصول شده، می تواند فرمول هایی پیدا کند که هر اراده و عمل او، پروردگی و باروری مضاعف پیدا کند و آثار آن ماندگارتر شود؟

آری در این عالم ماده، بدون آن که قواعد و سنن و فرمول های طبیعی نقض شود، قواعد و فرمول های ماورایی هم هست که مسیر را کوتاه، عمل را بارور و توانایی و توانگری را مضاعف می سازد. فرمول هایی که قبل از هرچیزی از جوهره ایمان و یقین و اخلاص برمی خیزد؛ از باور پالوده و سره. جواب هم داده است، از روزگار آدم و نوح و ابراهیم و موسی و طالوت و یوسف و عیسی- علیهم السلام- تا دوران خاتم پیامبران محمد مصطفی صلی الله علیه واله و سلم. و تا روزگار معاصر در خاورمیانه اسلامی که رویارویی های نابرابر ملت های مسلمان با طواغیت را به معرکه ای شگفت و باورنکردنی بدل کرد.

بی دلیل نبود که حامد ابوزیدها و سلمان رشدی ها و تسلیمه نسرین ها و مشابه های ایرانی آنها برای «تردید و تشکیک و حیرت افکنی و نسبیت و خرافه انگاری دین» - یا لااقل نارسا و گنگ و رازآلود و تأویل پذیری آن از سوی طواغیت عصر علم شدند. رصدخانه های اطلاعاتی و استراتژیک طواغیت باتجربه دو سه دهه اخیر، نیک پی برده بودند که اگر مسلمان ها به سلاح ایمان و یقین و عمل صالح مجهز شوند، کار تمام است. پس ایمان و یقین مسلمین آماج تردید و تشکیک و تحقیر و تمسخر و انکار و افسون انگاری قرار گرفت. ابتدا به نام سکولاریسم، لیبرالیسم و روشنفکری لائیک، و بعد که جواب نداد، به نام دروغین «روشنفکری دینی».

روشنفکری دینی عنوانی جذاب اما بی مسما بود در سایه روشن تلاقی شرق اسلامی با غرب اباحه مسلک. هم به معنویت می زد، هم به روشنفکری و ترقی و پیشرفت. می توانست برای نسل جوان و نخبه و اهل فکر جذاب باشد؛ا ینکه باید پرسید، چون و چرا کرد، چراغ عقل را به کار گرفت و کاوید. ظاهری خوش نما و پسندیده، و باطن و مقصدی خلاف مقصود. هدف، «شک» برای رسیدن «یقین» نبود که این تردید و تحقیق برای رسیدن به حق، در دین ستوده است. هدف شک بود برای شک. مقصد طراحان صرفاً شک بود وحیرت یا بالاتر از آن بدگمانی و ناامیدی و یأس نسبت به آینده و... سرانجام، اگر به رویارویی با دین منجر نشد لااقل به انزوا و انعزال و کنار کشیدن ازعرصه سیاست و تهی کردن جبهه جوان بیداری اسلامی از سرمایه های جوان امت بینجامد. شیوه، شیوه شیطان و منافقین بود در تردیدافکنی و یأس آفرینی و متحیرسازی.

بی دلیل نیست که حضرت سیدالساجدین و زین العابدین علیه السلام در سحرهای ماه مبارک رمضان زمزمه می کرد «اللهم انی اسئلک ایماناً تباشر به قلبی و یقیناً حتی اعلم أنه لن یصیبنی الا ما کتبت لی. خداوندا از تو مسئلت می کنم ایمانی که همواره در قلبم باشد و یقینی که بدانم بی تردید چیزی به من نمی رسد جز آن که تو مقرر کرده باشی». چنین ایمان و یقینی، گوهر و جوهر مسلمانی است. ائمه معصومین(ع) به طور مکرر در بسیاری از مناجات های ماه مبارک رمضان به ویژه شب های آخر و شب های قدر هم، روزه داران را توصیه کرده اند به این درخواست از پروردگار متعال «و ان تهب لی یقیناً تباشر به قلبی و ایمانا یذهب الشک عنی. خداوندا به من قلبی ببخش که همواره قرین یقین باشد و ایمانی که شک را از من بزداید و ببرد».

ایمان است که اراده انسان را قوام می بخشد و استوار می دارد. یقین است که عمل را بهره ور و بارور می سازد. ایمان است که راه ناهموار را هموار و همت را برقرار می دارد. و عمل که سرشار از یقین شد متعالی می شود، کمال می یابد، به بلوغ و اوج می رسد و مضاعف می شود. ظاهر را که می نگری جنگ است و دو طرف با هم می جنگند، اما یکی برای حق و دیگری برای انکار آن. یا می بینی هر دو قرض می دهند یکی برای ربا و دیگری قرض الحسنه، قرض به خدا. و چه راست و رسا و زیباست آیات الهی:

«مثال آنان که دارایی خویش را در راه خدا انفاق می کنند مثال دانه ای است که 7خوشه برویاند، در هر خوشه یکصد دانه و خدا برای هر کس که بخواهد، مضاعف سازد و او وسعت دهنده داناست... مثال کسی که مال خویش را برای ریا نزد مردم انفاق می کند و به خدا و روز آخرت ایمان ندارد، مثل خاک است روی سنگ سخت و صاف که رگبار به آن برسد و همه را بشوید و چیزی باقی نگذارد. آنها از کاری که کرده اند، چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند. و مثال آنان که دارایی خویش را برای به دست آوردن خشنودی الهی و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود انفاق می کنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد و باران های درشت به آن برسد و میوه اش را دو چندان سازد و اگر هم باران بسیار نبارد، قطره ای کوچک بر او ببارد تا باز ثمر دهد و خداوند به آنچه می کنید، بصیر و بیناست... شیطان شما را به فقر و فحشا - نداری و زشت کرداری- فرا می خواند و خداوند شما را به مغفرت و فضل خویش دعوت می کند و او، وسعت دهنده داناست... یمحق الله الربوا و یربی الصدقات. خداوند ربا را به تدریج نابود کند و صدقات را فزونی بخشد» (آیات 126 تا 627 سوره بقره)

اینها حقایق جاری در تاروپود تاریخ است. چنین بود که سرمایه و ثروت و قدرت نمرودها و قارون ها و فرعون ها و ابوسفیان ها هنگام سرآمد صبر و مهلت الهی، هرگز دوام و قرار نیافت و اثری نبخشید، همچنان که طواغیت روزگار ما. آیا ارتش تا بن دندان مسلح صدام به پشتوانه زرادخانه قدرت های شرقی و غربی توانست بر ملت بی پناه اما متوکل ایران چیره شود؟ ارتش افسانه ای اسرائیل چه، آیا توانست کوچک ترین رخنه ای در صف پولادین حزب الله وارد کند؟... و امروز و فردا نوبت آمریکاست، بی تردید.

اخلاص و ایمان و صبر و جهاد، قرین توفیق و پیروزی است. «یا ایهاالنبی حرّض المؤمنین علی القتال. ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین... ای پیامبر مؤمنان رابه جهاد برانگیز. اگر از شما 02 تن بردبار و صابر باشید، بر 020 تن پیروز می شوید و اگر از شما 010 نفر صابر باشید بر یکهزار نفر از آنها که کفر ورزیدند، پیروز می شوید چرا که آن قوم کافر، نمی فهمند» (انفال-56).

ستمگران و طواغیت و در رأس آنها شیطان بزرگ به خوبی این نکته را فهمیده و بنابراین با برانگیختن سپاه فرهنگی خویش به مستضعفان و ستم کشیدگان چنان القا می کنند که بدون تجهیز و تمسک به ایمان و یقین، با قدرت ها مواجه شوند که حاصل چنین مواجهه ای نیز جز تسلیم طلبی و مشیت گرایی مذموم یا حداکثر «دشمن زدگی» و «دشمن پرستی» و مسحور او شدن نیست. آنها می دانند که با فرمول های عادی و مادی غالبند پس تمام همت خویش صرف می کنند تا با انواع بیراهه ها- نسبیت، حیرت روشنفکرانه، هرمنوتیک و تفسیر برداری آزاد همه باورها، تردید و تشکیک، بدگمانی و نا امیدی به خویش- مسلمانان و مؤمنان را به مواجهه متعارف (خلع سلاح شده) وادارند. راهنمایی آنها همان فراخوان شیطانی است «الشیطان یعدکم الی الفقر والفحشاء». فراخوان به ضعف و نداری و بدکرداری.

می توان میانبر زد. عالم راه میانبر زیاد دارد. می توان به توانگری و توانمندی خویش «برکت» بخشید. می شود دل های پراکنده را به الفت و اجتماع و اتحاد رساند. اما بشرطها و شروطها. «و لو انّ اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض... و اگر اهل آبادی ها و تمدن ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، هر آینه برکت ها را از آسمان و زمین برای آنها می گشودیم اما تکذیب کردند پس ما هم به خاطر آنچه خود کسب کرده بودند، مجازاتشان کردیم» (اعراف- 69) و «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین... ای پیامبر ، خدا کسی است که با یاری خویش و مؤمنان، تو را تأیید کرد. و بین قلب های آنها الفت داد. اگر تمام آنچه را روی زمین است انفاق می کردی، نمی توانستی بین دل های آنها الفت دهی اما خداوند بین آنها الفت داد که او عزیز و حکیم است» (توبه - آیات 26 و 36).

آنکه ما را در اختلاف و آشفتگی و پراکندگی و ضعف و سردرگمی و یأس می خواهد، جزء شیطان است؟ اجداد ما آدم و حوا - به وسوسه ابلیس- یک بار سپر یقین از تن خویش گشودند و میوه ممنوعه چشیدند و شد آنچه شد. دشمن شاد شدند، چون مشورت از دشمن گرفتند، دشمن آشکار، عدوّ مبین! دیگر بار چرا باید از دشمن مشورت گرفت و گوش به نجوای او سپرد. راستی، چرا در رمضان المبارک- این شریف ترین زمان زمان ها- شیاطین در بندند و ضجه آنها بلند است؟

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات