صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۳۰۹۷

تجزیه فلسطین استراتژی رژیم صهیونیستی


  حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریکا از دولت سلام فیاض در کرانه باختری و شکسته شدن تمامی موانع موجود بر سر راه روابط این کشورها با آن از جمله از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک و پایان دادن به محاصره های اقتصادی موجود به همان اندازه که می تواند افق روشنی در حل قضیه فلسطین تلقی شود به همان اندازه می تواند برای این قضیه خطرساز و ویران کننده باشد. نباید فراموش کنیم که پیش از این همین آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی بودند که دست محمود عباس (ابومازن ) را برای هرگونه پیشبردی در قضیه فلسطین بسته بودند همین کشورها بودند که تا به امروز مسئول اصلی گرسنگی و آوارگی بسیاری از کودکان و زنان و مردان فلسطینی هستند. چه دلیل و عاملی باعث تغییر سریع موضع گیری این کشورها و اتخاذ تاکتیک های جدید در قبال قضیه فلسطین شده است این سئوالی است که فلسطینی ها و تمامی رهبران منطقه باید به آن درست بیندیشند.

روزنامه « البیان » با ارایه تحلیلی در ارزیابی اوضاع جاری در فلسطین با تیتری تحت عنوان « از توطئه غرب نسبت به فلسطین بر حذر باشیم » می نویسد : « این که آمریکا و کشورهای اروپایی به این سرعت خارق العاده از تشکیل دولت « سلام فیاض » حمایت کرده و انجام هر گونه تعامل سیاسی و اقتصادی با این دولت را در اولویت قرار داده اند امر بسیار مشکوکی است که مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصی را دنبال می کند وگرنه همین کشورها در سابق عامل بسیاری از سنگ اندازی ها بر سر راه تشکیلات خودگردان جهت برقراری توافق ملی میان احزاب و گروه های مختلف فلسطینی بودند. این کشورها همان کشورهایی هستند که با اتخاذ سیاست هایی چون تحریم اقتصادی و سیاسی علیه دولت فلسطین منجر به ایجاد شکاف میان فلسطینیان و در نهایت به راه افتادن درگیری های مسلحانه در فلسطین شدند. »

در ادامه این تحلیل آمده است : « برغم آن که تا دیروز بحران اقتصادی مردم فلسطین محلی از اعراب در سیاست های اروپا و آمریکا نداشت امروز این کشورها از تلاش گسترده خود برای فعال کردن اقتصاد فلسطین و ارایه بسیاری از خدمات اقتصادی به کارمندان فلسطینی فقط در کرانه باختری سخن گویند. هر چند سیاست های متناقض و دوگانه غرب در راس آن آمریکا نسبت به قضیه فلسطین بر همگان روشن است و دیگر هیچ کس را در منطقه یارای اعتراض به این سیاست نیست زیرا همه خسته شده اند اما این تغییر بسیار سریع در سیاست های اروپایی و آمریکایی بسیار سئوال برانگیز و شک برانگیز است . کشورهای اروپایی و آمریکا در توضیح تغییر تاکتیک ناگهانی خود نسبت به قضیه فلسطین و عادی سازی روابط خود با تشکیلات خودگردان این چنین می گویند : « مانع اصلی بر سر راه متوقف ساختن روابط دیپلماتیک و اعمال تحریم اقتصادی و سیاسی علیه فلسطین یعنی حماس منتفی شده است و دیگر دلیلی برای ادامه این تحریم و اعمال فشارها نیست » .

البیان در تحلیل خود می نویسد : « این موضع گیری کشورهای اروپایی و آمریکا نسبت به سابق بدتر و خطرناک تر است زیرا در سابق هدف اصلی این اعمال فشارها و تحریم ها به زانو درآوردن کل ملت فلسطین بود اما امروز این تهدید بزرگ تر است امروز این سیاست غرب متفاوت از سیاست های متناقض و دوگانه سابق آن نسبت به قضیه فلسطین نیست زیرا این سیاست جدید اسرائیل بیشتر در چارچوب اهداف و خواسته های جدید اسرائیل یعنی انتقال مرکزیت فلسطین به کرانه باختری و منتفی کردن و به حاشیه کشیدن نوار غزه تعریف می شود. درست در زمانی که ما هم اکنون شاهد دو دولت فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری هستیم تزیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل از جدا ساختن غزه و کرانه باختری سخن می گوید. وی در دیدار با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اروپا اظهار داشت : « باید میان نوار غزه و کرانه باختری که تحت اداره تشکیلات خودگردان است تفاوت قائل شد و تعریف مشخصی نسبت به حمایت از حاکمیت سیاسی و حاکمیت جغرافیایی داشته باشیم به طوری که من معتقدم این دو موضوع کاملا از هم جدا است و بر همین اساس وضعیت نوار غزه با کرانه باختری بسیار متفاوت است » .

در این تحلیل آمده است : « هر چند اروپایی ها به ظاهر با این استراتژی و خواست اسرائیل مخالفت کرده اند و تاکید داشته اند که نوار غزه و کرانه باختری باید تحت یک رهبریت سیاسی قرار گیرند و حتی نسبت به جداسازی سیاسی نوار غزه از کرانه باختری هشدار داده اند اما گویا تل آویو بیشتر به کمک و همکاری هم پیمان اصلی خود آمریکا در این زمینه اعتماد دارد و ایهود المرت نخست وزیر اسرائیل نیز برای فراهم ساختن زمینه لازم جهت محقق ساختن این هدف خود یعنی جداسازی نوار غزه از کرانه باختری و در نهایت محو ساختن نوار غزه از تمامی معادلات سیاسی و راه کارهای موجود برای حل بحران اسرائیل و فلسطین به واشنگتن رفت برای اثبات این موضوع یعنی استراتژی اسرائیل برای جدا ساختن نوار غزه از کرانه باختری کافی است به اظهارات محمود عباس (ابومازن ) رئیس تشکیلات خود گردان اشاره کنیم . وی در واکنش سریع نسبت به اظهارات لیونی وزیر خارجه اسرائیل طی تماس تلفنی با بوش اعلام کرد : « قضیه فلسطین قضیه واحدی است همان طور که تمامی مردم فلسطین بر تمامیت ارضی خاک خود در این قضیه تاکید دارند » . همچنین رئیس تشکیلات خودگران خطاب به بوش گفت : « باید هر چه سریعتر طرح تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی به جریان افتد و مطمئنا کشور فلسطین با تمام حاکمیت سیاسی و اقتصادی خود بر خاک نوار غزه و کرانه باختری تشکیل خواهد شد » . موضع گیری تند ابومازن نسبت به این موضوعت بی خود و بی دلیل انجام نگرفته است بلکه اساسا در این میان چیزی آن سوی درهای بسته وجو دارد که رئیس تشکیلات خود گردان از آن مطلع است .

روزنامه البیان در پایان این تحلیل خود می نویسد : « حوادث اخیر نوار غزه و اعلام تشکیل دولت اضطراری از سوی ابومازن در کرانه باختری به مثابه بزرگ ترین هدیه مجانی به اسرائیل برای محقق ساختن اهداف دیرینه اش بود به خصوص آن که اسرائیل پیش از این نسبت به وجود شکاف ها و اختلافات جدی میان فتح و حماس بارها سخن رانده بود و در حال حاضر نیز چون یک قمارباز حرفه ای در زمان مناسب قصد دارد برگه برنده نهایی را رو کند. تل آویو منتظر است تا به موقع میوه رسیده بحران حماس و فتح را بچیند. مردم فلسطین در راس آن ها مسئولان برجسته فتح و حماس چون ابومازن و مشعل هنوز هم زمان را برای جلوگیری از وقوع این حادثه تلخ در اختیار دارند. حل وفصل کردن قضیه فلسطین براساس حفظ تمامیت ارضی کشور مستقل آینده فلسطین در نوار غزه و کرانه باختری بهترین راهکار و راه حل برای این بحران است . فلسطین نباید فراموش کند که با دشمنان کینه توز و زیرکی چون تل آویو و کاخ سفید مواجه است ; پس برای پیروزی در این میدان باید زیرکتر و هوشیارتر از دشمن بود. »

نباید فراموش کنیم که پیش از این همین آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی بودند که دست محمود عباس (ابومازن ) را برای هرگونه پیشبردی در قضیه فلسطین بسته بودند همین کشورها بودند که تا به امروز مسئول اصلی گرسنگی و آوارگی بسیاری از کودکان و زنان و مردان فلسطینی هستند

این که آمریکا و کشورهای اروپایی به سرعت خارق العاده از تشکیل دولت جدید یا دولت اضطراری فلسطین استقبال کرده انجام هر گونه تعامل سیاسی و اقتصادی با آن در اولویت قرار داده اند امر بسیار مشکوکی است که مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصی را دنبال می کند

این کشورها همان کشورهایی هستند که با اتخاذ سیاست هایی چون تحریم اقتصادی و سیاسی علیه دولت فلسطین منجر به ایجاد شکاف میان فلسطینیان و در نهایت به راه افتادن درگیری های مسلحانه در فلسطین شدند

سیاست جدید اسرائیل بیشتر در چارچوب اهداف و خواسته های جدید اسرائیل یعنی انتقال مرکزیت فلسطین به کرانه باختری و منتفی کردن و به حاشیه کشیدن نوار غزه تعریف می شود

حوادث اخیر نوار غزه و اعلام تشکیل دولت اضطراری از سوی ابومازن در کرانه باختری آن هم در زمانی که دولت سابق فلسطین به ریاست هنیه در نوار غزه هم چنان فعال است به مثابه بزرگ ترین هدیه مجانی به اسرائیل برای محقق ساختن اهداف دیرینه اش بود به خصوص آن که اسرائیل پیش از این نسبت به وجود شکاف ها و اختلافات جدی میان فتح و حماس بارها سخن رانده بود

فلسطین نباید فراموش کند که با دشمنان کینه توز و زیرکی چون تل آویو و کاخ سفید مواجه است ; پس برای پیروزی در این میدان باید زیرکتر و هوشیارتر از دشمن بود

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات