به راستى نقش یک سازمان بین المللى در معادلات نظام بین الملل چگونه ترسیم مىشود؟دلیل ناکارآمدى این سازمانها در دنیاى امروز چیست؟چرا سازمان ملل متحد به محلى جهت نقض حقوق بشر و مانور جریانهاى سلطه تبدیل شده است؟
واقعیت امر این است که جریانهاى سلطه در بدنه سازمان ملل متحد نفوذ کرده اند.شوراى امنیت سازمان ملل متحد متشکل از پنج عضو دائم که آمریا،روسیه،چین،فرانسه و انگلستان هستندتاکنون نتوانسته اند در راستاى استیفاى حقوق حقه ملتها گام بردارند.ایالات متحده آمریکا خود به عنوان اصلى ترین جریان مولد تروریسم در آن سوى آتلانتیک با دخالت در امورداخلى سایر کشورها سعى دارد دامنه سلطه خود در نظام تک قطبى بوجود آمده پس از سقوط کمونیسم را گسترش دهد.کاخ سفید بیشترین کمکهاى مالى را به سازمان ملل متحد مى کند و در عوض با حضور در شوراى امنیت به حمایت از لابى صهیونیسم مى پردازد.نقش مخرب آمریکا در وتوى قطعنامه هاى ضذ صهیونیستى شوراى امنیت نیازى به اثبات ندارد.در مواردى مانند کشتار قانا،بحران بالکان و...آمریکا با هوچیگرى در شوراى امنیت سازمان ملل متحد از ریخته شدن خون هزاران انسان بیگناه حمایت کرد.دیگر مشورهاى عضو شوراى امنیت سازمان ملل متحد نیز بدون در نظر گرفتن صالح ملتها و دولتهاى آگاه و تحت ستم به تحکیم مناسبات پشت پرده خود بایکدیگر مى نگرند و بیشتر اوقات در راستاى تقویت آمریکا گام بر مى دارند.
کشور انگلستان به عنوان راهبردى ترین شریک آمریکا هیچگاه مواضع خود را در مغایرت با خواست واشنگتن تعریف ننموده است.مقامات بریتانیایى خواهان همراهاى با سیاستهاى سلطه طلبانه آمریکا در نظام بین الملل هستند.قبلا انگلستان خود مظهر استعمار بوده و بنابر این سبقه تاریخی،روح درندگى و توحش در میان مقامات انگلیسى نمودى مشخص دارد.لندن ،در طول سالهاى اخیر، در کشتار بسیارى از انسانهاى بیگناه در عراق ،لبنان، فلسطین و افغانستان دست داشته است.نکته جالب توجه اینکه “تونى بلر” یکى از جنایتکاران جنگى جهان در ابتداى هزاره سوم به عنوان نماینده کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه انتخاب شده است.چنسن انتخاب وقیحانه و مضحکانه اى تنها در چارچوب بافت ناهمگون و غلط سازمانهاى بین المللى فعلى قابل توجیه است.
فرانسه قبل از ورود به هزاره سوم سعى داشت در ظاهر نقش یک کشور میانجى را در معادلات نظام بین الملل ایفا کند.این در حالى بود که فرانسه خود جزئى از جریان سلطه بوده و خواهد بود.پس از سال 2000 میلادى نقاب از چهره تزئین شده پاریس بداشته شده است.چهره کریه فرانسه در جریان جنگ 33 روزه رزمندگان حزب الله لبنان و اسرائیل بیش از پیش نمایان شد.پاریس سعى داشت این جنگ را به سود تل آویو به پایان رساند،اما این هدف شوم کاخ الیزه تحقق نیافت . هم اکنون نیز فرانسه سعى دارد ضمن ابراز مخالفت با برنامه هاى هسته اى صلح آمیز ایران و دخالت در امور داخلى لبنان و خاورمیانه مناسبات خود و آمریکا را نزدیکتر نماید.
چین و روسیه نیز طى سالهاى اخیر نقش دو کشور ساکن را در شوراى امنیت سازمان ملل متحد ایفا نموده اند.این در حالیست که انتظار ملتهاى جهان از این دو کشور بسیار بالاست.متاسفانه مسکو و پکن در مواردى حساس جریان سلطه را تقویت نموده و با سیاستهاى آمریکا و اروپا همراهى نموده اند.البته مقامات کاخ سفید نیز پاسخ این همکاریهاى را با تقویت مخالفان پکن در تایوان و طرح مسئله استقرار سیستم دفاع ضدموشکى آمریکا در اروپا داده است.هم اکنون روسیه و چین نیز از سوى واشنگتن مورد تهدید قرار گرفته است.آمریکا به عنوان نماد اصلى جریان سلطه به هیچ کشورى رحم نمى کند،حتى کشورهایى که در مقاطعى با سیاستهاى واشنگتن همراه بوده اند !