صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۳۱۲۳۹

تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی، سراب انگلیسی


بصیرت: «تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی»، نامی است که این روز‎ها ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول کرده و مدام از آن می گویند؛ اما به‎راستی، این پدیده رسانه‎ای را چگونه می توان تحلیل کرد؟
«تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی»، نامی است که این روز‎ها ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول کرده و مدام از آن می گویند؛ اما به‎راستی، این پدیده رسانه‎ای را چگونه می توان تحلیل کرد؟
گروهی از سر شوق، آن را تنها رسانه مستقل و حرفه‎ای فارسی زبان می دانند که خلا اطلاع رسانی را در این منطقه زبانی پر کرده است. گروهی دیگر نیز آن را توطئه‎ای می دانند که باید به نبرد مستقیم با آن پرداخت. اما این تلویزیون را چه می‎توان دانست؟ این یا آن یا هیچ‎یک؟
نگاهی موشکافانه به این شبکه تلویزیونی که هنوز سال نخست فعالیت خود را پشت سر نگذاشته، نشان می دهد که با فراز و فرود‎هایی مواجه بوده که قابل تامل است؛ اما خواسته یا ناخواسته، این شبکه چون سایر بخش ‎های بنگاه خبرپراکنی انگلیس، بودجه خود را مستقیما از وزارت امور خارجه دریافت می کند. این شائبه‎ای است که سال هاست، پیش روی این رسانه قرار دارد و هرگز نتوانسته پاسخی در خور داشته باشد.
این‎جاست که می‎توان گام ‎های بی‎بی‎سی را نه در راستای اهداف آزادی خواهانه و مدرن دانست و همواره نگاهی مشکوک، ما را همراهی می کند. یا آن‎جا که بی‎بی‎سی را می توان به صورت رایگان در منطقه فارسی زبان قاره کهن دید؛ اما شهروندان بریتانیایی که این شبکه محصول مالیات ‎های آن‎ها است، باید پول پرداخت کرده و برنامه‎ها را تماشا کنند!
آری، در چنین فضایی است که به نظر می رسد باید به بازبینی و تعریف از بی‎بی‎سی فارسی پرداخت. در این نقطه است که جهت گیری ‎های این شبکه که در راستای محل دریافتی بودجه آن است، بیش از پیش آشکار می شود. و البته افولی که این شبکه، در ایام اخیر داشته است. دلیل این افول چیست؟
غیبت این رسانه در مهم ترین حوزه پوششی اش که ایران است. این افتراق باعث شده تا روند تحولات و تحلیل مربوط به آن‎ها، آن‎گونه که باید دریافت نشده و در برخی موارد نیز به انگاره سازی منتهی شود. البته رویکرد این شبکه به روزنامه نگاری شهروندی را می‎توان در راستای ترمیم این خلا دانست که اگرچه در اوایل با اقبالی مواجه بود؛ اما اکنون دیگر تب و تاب گذشته را ندارد. این را هم باید در غیرمستند بودن این مدل ارتباطی، تفسیر‎های غیر واقع براساس این مدل، عدم اقبال ایرانیان به این مدل و... جست‎وجو کرد.
این‎ها همه یک طرف، اما به‎راستی، بی‎بی‎سی آن چیزی هست که به ما نشان داده می شود؟ با این میزان اقبال و اثرگذاری؟ به نظر می رسد پاسخ می‎تواند منفی باشد. یعنی، در اثرگذاری و دربرگیری این شبکه بزرگ نمایی صورت گرفته و تلاش شده تا در این راستا، راستی نمایی صورت گیرد؛ در حالی‎که چنین نیست. اتفاقی که در نظرسنجی که در شهر تهران، به‎عنوان مرکز تحولات سیاسی ایران، صورت گرفته، کاملا مبرهن است. در افکارسنجی که در اوایل تابستان سال جاری صورت گرفت، فقط سی‎وپنج درصد شهروندان تهرانی از تلویزیون ‎های ماهوار‎های (اعم از بی‎بی‎سی یا غیر آن) به‎عنوان منبع خبری بهره می‎برند. در این بین، فقط چهل‎وپنج درصد آن‎ها به اخبار ارسالی اعتماد دارند.
هجده درصد نیز اصلا اعتمادی ندارند. اما بازتاب این سئوالات در انتهای ماه پیش چه بود؟ این بهره‎مندی به بیست‎وپنج درصد کاهش یافته است. اکنون، فقط سی‎وپنج درصد تهرانی‎ها اعتماد خود را حفظ کرده‎اند و هجده درصد سابق هم همچنان بی اعتماد هستند.
به نظر می رسد پروژه تلویزیون فارسی بی‎بی‎سی که با تبلیغات فراوان آغاز شد و ادامه نیز یافت، اکنون با چالش ‎های جدی مواجه شده که تداوم حیاتش را به مخاطره ‎انداخته است. به‎راستی، مدیران این رسانه با چالش ‎های پیش رو چه خواهند کرد؟
نویسنده:بهمن جمالی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات