صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۳۱۳۹

بوش یا پترائوس /حامد رشیدی


گزارش اخیر پترائوس در مورد بحران عراق بر دو پایه استوار شده بود:یکى “پیشرفت نامتوازن کاخ سفید”ودیگری”تکیه بر استراتژیهاى بلند مدت”.مخالفان حزب جمهوریخواه معتقدند که گزارش فرمانده نیروهاى آمریکایى در عراق غیر مستند و اغراق آمیز است،زیرا اساسا سخن گفتن از استراتژیهاى بلندمدت در بغداد معنایى ندارد.روزنامه واشنگتن پست در تحلیل خود از سخنان پترائوس به نکات مهمى اشاره کرده است:

“اگر نوشته‌هاى روزنامه‌ها را باور کرده‌اید، “جرج بوش” تلویزیون ظاهر مى‌شود تا اعلام کند طرح ژنرال پتریوس براى عراق طرح وى نیز خواهد بود، اما در واقع این طرح، طرح خود بوش است.”

افرادى مانند “جان بولتن” در کاخ سفید و دولت آمریکا تلاش خواهند تا مشکلات رییس جمهورى آمریکا به حال کنونى خود باقى بماند. نکته اصلى در طرح ژنرال پتریوس این است که جنگ را از مقوله‌اى جدا از رییس جمهور ارایه دهد چرا که اگر این جنگ رییس جمهورى آمریکا بود کسى خواستار ادامه آن نبود.

68درصد از شرکت‌کنندگان در نظرسنجى شبکه خبرى سى‌بى‌اس آمریکا و روزنامه “نیویورک تایمز” در پاسخ به این سوال که آنها به چه کسى براى حل مشکل جنگ عراق اعتماد دارند، اینگونه پاسخ دادند که به فرماندهان نظامى اعتماد دارند، 21درصد کنگره را انتخاب کرده و تنها پنج درصد گفتند که به دولت بوش درباره حل موفقیت‌آمیز جنگ عراق اعتماد دارند. تنها پنج درصد به رئیس جمهور بوش در بیرون آوردن آمریکا از جنگ عراق اعتماد دارند و دولت بوش نیز این امر را مى‌داند و به همین دلیل است که موضوع ژنرال پتریوس و طرح وى را پیش کشیده است و بى‌جهت نبود که رئیس جمهور در ماه گذشته هر زمانى که درباره جنگ عراق سخن مى‌گفت به این ژنرال اشاره مى‌کرد و از وى به عنوانى فردى با هوش راهبردى و بااخلاق نام مى‌برد.

در اینجا روزنامه واشنگتن پست به نکته اى بسیار مهم اشاره نموده است:سوء استفاده کاخ سفید از اعتماد افکار عمومى آمریکا نسبت به ارتش ایالات متحده.این اعتماد معلول ناتوانى کاخ سفید در تشریح بحران عراق از منظرى واقع بینانه است.بوش پسر و نومحافظه کاران از ابتداى سال 2000 میلادى افکارعمومى آمریکا را فریب داده اند. در جریان رقابتهاى ریاست جمهورى سال 2004 ،دیک چنى با وعده هاى دروغین خود توانست تیم دونفره “کری-ادواردز”را مغلوب سازد.اما از همان ابتداى اشغال عراق بسیارى از مقامات ارتش آمریکا مخالفت خود را با استراتژى بوش اعلام کردند.حتى کالین پاول به عنوان وزیر امور خارجه وقت دولت بوش در زمان اشغال عراق سیاستهاى کاخ سفید و نومحافظه کاران را مورد انتقاد قرار داده است. در جلسه اخیر فرماندهان ارشد نظامى آمریکا با رئیس جمهور آمریکا ،آنها بر ناکارآمدى طرحهاى کاخ سفید در عراق تاکید نمودند.از این رو مردم آمریکا نسبت به بوش و همراهانش اعتمادى نداشته و در مقابل،فرماندهان نظامى خود را افرادى قابل اعتماد مى دانند.البته نه افرادى مانند پترائوس.!

“دیوید پترائوس”فردى است که به عنوان فرمانده نظامیان آمریکایى در بغداد و زیر نظر کاخ سفید مشغول به فعالیت است.پیوند موجود میان پترائوس و نومحافظه کاران باعث سلب اعتماد افکارعمومى آمریکا نسبت به وى شده است.پترائوس از سوى بوش و چنى وظیفه دارد تا استراتژیهاى تیم دوازده نفره نومحافظه کاران را از قول خود بیان کند و به این وسیله بر در صد حمایت افکار عمومى نسبت به آنها بیافزاید،اما افرادى مانند”زلماى خلیل زاد”،”رایان راکر”،”پل برمر”و”دیوید پترائوس”هیچگاه از سوى ملت آمریکا مورد اعتماد بوده اند.هر چند پترائوس فردى نظامى است اما جزئى از شبکه نومحافظه کاران محسوب مى شود،از این رو نمى توان انتظار داشت اظهارات وى هماند اظهارات کالین پاول و دیگر جمهوریخواهان سنتى مورد استناد قرار گیرد.مخالفت افکار عمومى آمریکا با گزارش اخیر پترائوس این مسئله را به طور کامل اثبات نموده است.

مسئله قابل تامل بعدى ،عدم اعتماد افکار عمومى آمریکا نسبت به کنگره این کشور است.پیش بینى مى شد با پیروزى دموکراتها در انتخابات میاندوره‌اى مجلس نمایندگان و سنااین اعتماد از دست رفته در زمان سیطره جمهوریخواهان بازگردد.اما پس از حضور دموکراتها شاهد کاهش این اعتماد بودیم.البته دلیل این مسئله واضح است:

دموکراتهاى کنگره با تصویب بودجه پیشنهادى بوش در عراق و همراهى با جمهوریخواهان در راستاى ضعف دولت نورى المالکى نشان داده اند که انتقادات آنها از جنگ عراق صرفا جنبه اى تبلیغاتى داشته و جهت پیروزى آنها در انتخابات ریاست جمهورى سال 2008 طراحى شده است.حضور افرادى مانند “جوزف لیبرمن”در حزب دموکرات این روند را تشدید نموده است.امروزه بر همگان مشخص است که استراتژیهاى کلان دو حزب اصلى آمریکا مغایرتى با یکدیگر ندارند،حال آنکه جهت حل و فصل بحران عراق توسط حزب مخالف بوش،باید این مغایرت وجود داشته باشد.هرچند دموکراتها دعا مى کنند که با گذشت زمان مى توان نسبت به حل بحران عراق امیدوار بود،اما ملت آمریکا در انتظار واکنش صریح و فورى دموکراتها نسبت به سیاستهاى بوش پسر هستند.واکنشى که حداقل تاکنون صورت نگرفته و تنها برخى مخالفتهاى سطحى و اولیه را شامل شده است.

در چنین شرایطى که وزن دموکراتها و جمهوریخواهان در ایالات متحده آمریکا کاهش یافته است،مردم این کشور سعى دارند حقایق عراق را از زبان فرماندهان نظامى مخالف بوش بشنوند.از این رو مى توان به صراحت گفت که گزارش افرادى مانند پترائوس که خود در زمره نومحافظه کاران تعریف مى شود تاثیرى در پاکسازى چهره بوش پسر نخواهد داشت.حتى روزنامه واشنگتن پست اعلام خروج 30000 نیروى آمریکایى از بغداد را حربه اى انتخاباتى جهت افزایش اقبال جمهوریخواهان در انتخابات سال 2008 مى دانند.واشنگتن پست این مسئله را باتعبیرى گویا بیان نموده است:

“براى بوش و حزبش، پترائوس یک پیام‌رسان است و پیام مورد نظر این است که این جنگ اکنون “جنگ پترائوس و نه بوش” است. این امر به نامزدهاى ریاست جمهورى حزب جمهوریخواه کمک مى‌کند از رئیس جمهور دور نشوند و این جنگ را جنگ وى نخوانند و به عبارتى دقیقتر پترائوس به جمهوریخواهان فرصت داد تا بدون ذکر نام بوش به دموکرات‌ها بتازند.”

آنچه مسلم است اینکه انتشار گزارش کراکر و پترائوس تاثیرى در محبوبیت بوش و نومحافظه کاران نخواهد داشت.به عبارت دیگر،نسبتهاى بیان شده در خصوص کنگره،کاخ سفید و فرماندهان نظامى آمریکا همچنان برقرار خواهد بود.البته در این میان کنگره مى توان با ایستادگى کامل در مقابل سیاستهاى رئیس جمهور آمریکا میزان اعتماد عمومى شهروندان نسبت به خود را افزایش دهد.پترائوس سعى نموده است نسبت میان فرماندهان نظامى و استراتژیستهاى سیاسى را به سود بوش و همراهانش تغییر دهد و بر محبوبیت کاخ سفید بیفزاید.تلاشى که تاکنون ناکام مانده است.انعکاس گسترده حقایق جنگ عراق سبب شده است تا نومحافظه کاران قدرت شانتاژسیاسى و رسانه اى خود را به طور کامل از دست بدهند و به سیاستهاى شکست خورده خود ادامه دهند.مسلما این روند در کوتاه مدت نیز پاسخگو نخواهد بود.بوش نمى تواند استراتژیهاى خود را از زبان فرمانده اى مانند “دیوید پترائوس”بیان کند.زیرا دموکراتها و افکارعمومى آمریکا نسبت به ارتباط نزدیک رئیس جمهور و فرمانده نظامیان آمریکایى در بغداد آگاه هستند.گزارش پترائوس را مى توان آخرین تلاش کاخ سفید جهت فریب افکارعمومى دانست.تلاشى که در نهایت به سقوط نومحافظه کاران افراطى و اعلام شکست واشنگتن در عراق ختم خواهد شد.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات