مجلس خبرگان رهبری، عالىترین نهاد در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران است که سه وظیفه مهم شناسایی، انتخاب و نظارت بر رهبرى را عهدهدار مىباشد. اعضاى این نهاد، عالمانى متعهد و متقى هستند که از سوى ملت شریف و مومن ایران برگزیده مىشوند. به همان میزان که رهبرى در نظام اسلامى جایگاهى رفیع و بلند دارد مجلس خبرگان رهبرى نیز که وظیفهاش در ارتباط با رهبرى است، مهم و ارزشمند است. در پى بیمارى و کسالت شدید فقیه پارسا و متقى مرحوم حضرت آیت الله مشکینى (ره) رسانه هاى بیگانه و به تبع آنها برخى از نشریات داخلى مطالب و تحلیلهایى را پیرامون جانشین ریاست مجلس خبرگان بیان کردند که منافى شأن و منزلت مجلس و فقهاى بزرگوار خبرگان رهبرى بود. برخى از این رسانههاى اصلاحطلب تلاش کردند تحت لواى تحلیلهاى خود ساخته و غیر مستند، از شرایط حاکم بر مجلس خبرگان رهبری، منویات و آمال دیرینه را به افکار عمومى القا کنند. آقاى محمد قوچانى در ستون بىویرایش روزنامه اعتماد ملى (1) در نوشتارى تحت عنوان «رقابت عرفى در مجلس قدسی» به زعم خویش، پشت پرده انتخاب جناب آقاى هاشمى رفسنجانى را به ریاست مجلس خبرگان رهبرى تحلیل کرده است. ایشان مىنویسند: «سرانجام مجلس خبرگان رهبری- قدسىترین جمع سیاسى در جمهورى اسلامی- هم عرفى شد. سالها پس از اجماع روحانیان عالى مقام ایالات و ولایات بر سر ریاست یک معلم «اخلاق» حوزه علمیه قم (ـ[حضرت] آیت الله مشکینى [ره)] شیوه انتخاب مجلس خبرگان دگرگون شد و رئیس جدید نه بر اساس اجماع که بر مبناى رقابت سیاسى میان دو جناح سیاسى انتخاب شد و جناحبندى به عنوان رکن اصلى توسعه سیاسى به مجلس خبرگان رهبرى هم راه یافت، آن هم نه از ناحیه جناحى که اصلاحطلب خوانده مىشود که از سوى کسانى که خویش را اصولگرا مىخوانند ... مجلسى که سعى بسیار شد از رقابتهاى سیاسى دور ماند و اکنون در مرکز رقابتهاى سیاسى قرار دارد. مجلسى که سعى بسیار شد فراکسیونى در آن شکل نگیرد و اکنون حداقل دو فراکسیون دارد....»
از آقاى قوچانى باید پرسید چه کسى ادعا کرده است که مجلس خبرگان قدسى است؟ به علاوه، قدسى بودن به چه معنایى است؟ اگر منظور ایشان از قدسى بودن، قداست موضوع مورد رسیدگى خبرگان باشد یعنى قداست ولایت فقیه که در آن مجمع فقهاى عالى مقام مورد ملاحظه و بررسى قرار مىگیرد، آنگاه این قداست هیچ منافاتى با فراکسیونى شدن و امورى از این دست ندارد. طبیعى است که مجلس خبرگان رهبری، به لحاظ ساز و کار پرداختن به موضوع قدسى خویش یعنى ولایت فقیه، از قواعد انسانى تبعیت کند. پس تعارض میان قدسى و عرفى چیست؟
اگر قدسى و عرفى را براساس ورود نص یا عدم ورود نص لحاظ کنیم، مثلا نماز جماعت را قدسى بدانیم، چون نصى بر آن وارد شده است ولى گردهمایىهاى دیگر را عرفی، آنگاه شوراى خبرگان، اصالتا امرى قدسى بدین معنا نیست و تبعیت آن از ساز و کارها و قواعد انسانى کاملا طبیعى و بدون تعارض است.
یک ملاک دیگر را نیز مىتوانیم براى قدسى و عرفى بودن لحاظ کنیم و آن مسئله نیت است. بر اساس معارف و آموزههاى دینى یک فعل عادى مثل نوشیدن آب بر اساس قصد و نیت مىتواند قدسى یا عرفى باشد. بر این اساس، رقابت هاى سیاسى را بدون توجه به نیت و انگیزه نمىتوان پیشاپیش، عرفى دانست.
اما از زاویه دیگرى نیز مىتوان رویکرد نویسنده محترم و سایر رسانه ها و فعالان اصلاحطلب را پیرامون ریاست جناب آقاى هاشمى رفسنجانى بر مجلس خبرگان رهبرى ارزیابى کرد.
اول: واکنش رسانه هاى دوم خردادى که با تیترهایى همچون «پیروزى هاشمى در یک رقابت نفس گیر» (2)، «پیروزى اعتدالگرایى بر رادیکالیسم» (3)، «واکنش حامیان دولت به ریاست هاشمی» (4) کاشف از تنگ نظرى سیاسى و حزبى مىباشد، زیرا به مجلس خبرگان رهبرى همان گونه نگاه کردهاند که به نهادهاى رقابتى دیگر. آنان به این نکته دقت نداشته و ندارند که مجلس خبرگان، اساسا در قالب دعواها و جنگ قدرت نمىگنجد.
دوم: انتخاب جناب آقاى هاشمى رفسنجانى به ریاست مجلس خبرگان رهبری، امرى بعید و دور از ذهن یاران و عاشقان انقلاب اسلامى نبود. «هاشمى رفسنجانی» یار دیرین انقلاب، امام و رهبرى که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنهای، «مردى بزرگ از فرزندان اسلام و حواریین امام عظیم الشان (ره)، عالمى مجاهد و فقیهى اسلامشناس و سیاستمدارى هوشمند و مدیرى درد آشنا و دلسوز» (5) است. ایشان از شایستگى لازم براى ریاست مجلس خبرگان رهبرى برخوردار است که این مهم از نگاه تیزبین و هوشمند فقهاى معظم خبرگان رهبرى که تبلور تقوا و عدالت هستند پنهان نماند. ایشان به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «از لحاظ درسهاى حوزهاى یک مجتهد و از لحاظ تفکرات اسلامی، یک متفکر سطح بالا با سوابق فراوان است.» (6)
سوم: با توجه به رویکرد خلاف اخلاق وغیر منصفانه فعالان سیاسى و رسانههاى اصلاحطلب در دوران اصلاحات نسبت به جناب آقاى هاشمى رفسنجانى و حتى رویکرد اصلاحطلبان در ایام اولین مرحله انتخابات ریاست جمهورى سال 84 نسبت به ایشان که به تعبیر آقاى صادق زیبا کلام، «یک جریان تندرو و رادیکال در جبهه دوم خرداد شروع به تخریب چهره آقاى هاشمى کرد به این شکل که در مطالب مختلف، تلویحا هاشمى را پشت پرده قتلهاى زنجیرهای، عامل تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر یا عامل فساد اقتصادى و نابرابرى هاى اجتماعى و ... نشان مىدادند... در روزهاى پایانى رقابتهاى انتخاباتى اخیر ریاست جمهورى [84... ] هنوز هم مخالفتهایى با آقاى هاشمى رفسنجانى در درون برخى از چهرههاى سرشناس دوم خردادى بود. به عنوان مثال آقایان کروبی، محتشمی، موسوى خوئینىها و دیگران» (7) و چرخش ناگهانى اصلاحطلبان به سوى جناب آقاى هاشمى رفسنجانی، کاشف از فقدان نیروى موثر، سابقهدار، با تجربه و معتدل در میان اصلاحطلبان است که مجبور شدهاند چرخشى ظاهرى به جانب جناب آقاى هاشمى رفسنجانى داشته باشند تا بلکه بتوانند به حیات خود ادامه دهند. ماهیت این رویکرد اصلاحطلبان در اظهارات آقاى سید محمد على ابطحى تجلى پیدا کرده است که در گفتگو با جهان نیوز در پاسخ به این سوال که بالاخره آقاى هاشمى محور اصلاحات است یا خیر بیان مىکند: «آقاى هاشمى هیچ وقت محور اصلاحات نبوده است [و پیرامون مثلث هاشمی، خاتمى و کروبى بیان مىکند] این یکنوع عملگرایى است از سوى اصلاحطلبان، به این معنا که آقاى هاشمى یک شخصیت بسیار قدرتمند در ساختار قدرت کشور است و رفتار آقاى احمدىنژاد به گونهاى بوده که آقاى هاشمى را در مقابل خودش قرار داده، خوب، طبیعتا اینجا فرصت بسیار خوبى براى اصلاحطلبان فراهم شده که از این موقعیت و پتانسیل آقاى هاشمى استفاده کنند... این براساس سیاست عملگرایانه است که اصلاحطلبها الان از آقاى هاشمى حمایت مىکنند و من کاملا با این نوع سیاست عملگرایى موافقم و معتقدم در مقطع کنونى نباید هیچ اصلاحطلبى با آقاى هاشمى برخورد تقابلى داشته باشد... من معتقدم سیاست هیچ چیز ثابتى ندارد» (8) که البته سیاست عملگرایانه یا منفعت طلبانه اصلاحطلبان از نگاه تیزبین و هوشمند جناب آقاى هاشمى رفسنجانى پنهان نمانده است و صراحتا در دیدار سران با ایشان به کسانى که در جریان انتخابات مجلس ششم با تخلف، مانع از ورود او به خانه ملت شدند توصیه کرد گذشته را فراموش نکنند و با کارنامهاى که دارند داعیهدار سلامت انتخابات نشوند.»(9)
امید است فعالان سیاسى از گذشته درس بگیرند و با درایت و هوشمندى و توام با رعایت اخلاق و تقوا به رقابت سیاسى بپردازند.
پىنوشتها:
1- روزنامه اعتماد ملی، چهارشنبه 14/6/86، شماره 453، ص 16 .
2- کارگزاران سازندگی.
3- روزنامه اعتماد، پنجشنبه 15/6/86، ش 1484، ص1.
4- کارگزاران سازندگی، پنجشنبه 15/6/86، ش 384، ص2 .
5- 21 مرداد86 .
6- 15/3/69 .
7- ماهنامه سیاسی- فرهنگى آواى آزاد، اردیبهشت85.
8- کیهان، یکشنبه 4/6/86، شماره 18884، ص 2 .
9- جام جم، دوشنبه 11/4/86، شماره 2037، ص 2 .