بخش سیاسى خارجى
تجمع اعتراض آمیز بیش از صدهزار شهروندآمریکایى دراعتراض به سیاستهاى بوش ونومحافظهکاران رامىتوان به عنوان “نقطه آغاز بیدارى “ درآمریکا مورد تجزیه وتحلیل قرار داد. جمهوریخواهان افراطى پس از پیروزى درانتخابات ریاست جمهورى سالهاى 2000 و 2004 به سوى “ ایزوله نمودن افکار عمومى “ درمیان تاکتیکهاى تبلیغاتى ورسانهاى خود گام برداشتند. اما اکنون جمهوریخواهان به مرحلهاى رسیدهاندکه” استیضاح” و “برکنارى بوش “ تنها فاکتور نجات دهنده آنها از بحران عراق محسوب مىشود.
1- اخیرا مقام معظم رهبرى درخطبههاى نماز جمعه تهران بحث “ استیضاح آمریکا“ را به صورتى علنى وشجاعانه مطرح نمودند. استیضاح آمریکا به علت جنایات متعددکاخ سفید یکى از اصلىترین مطالبات جهان اسلام محسوب مىشود . جنایات واشنگتن دربغداد ، فلسطین، لبنان ، افغانستان و ... از سوى جریان سلطه قابل کتمان نبوده و نخواهد بود. ملتهاى مسلمان پس ازپیروزى انقلاب اسلامى ایران “ بیدار “ و “آگاه” شدهاند. بازخورداین “ افزایش آگاهى “ همان “ کاهش قدرت مانور جریان سلطه “ است. رابطه میان” رشد بیدارى اسلامی” و”استیصال جریان سلطه” رابطهاى است که هرلحظه درجهان اسلام عینىتر مىشود . اماطرح مسئله “ استیضاح بوش “ درآمریکا با توجه به بافت سیاسى فشرده و ساکن این کشور جاى بسى سوال دارد.
2- “نیکسون” تنها سیاستمدار آمریکایى است که به دنبال رسوایى واترگیت مجبور شد از سمت خود استعفا دهد. غیر از این مورد، واژه “اعتراض” علیه سیاستمداران آمریکایى دامنه محدودى داشته است. اعتراضهاى وارده علیه روساى جمهور آمریکا در هر دوره مقید به نوع خطاهاى آنها بوده وتلورانس آن بین “اعتراض ساده” و “بازخواست عمومى منتهى به حفظ رئیس جمهور” در حرکت و تغییر بوده است
از این رو حضور گسترده مخالفان جنگ عراق در اطراف کاخ سفید و کنگره نوعى “سنت شکنى علنی” در اعتراض شهروندان آمریکایى نسبت به سیاستمداران خود محسوب مىشود.
3- اگر بخواهیم تظاهرات بىسابقه ملت آمریکا علیه سیاستهاى جنگ طلبانه بوش را با مطالبه “استیضاح بوش” توسط ملل اسلامى تلفیق نماییم، آنچه حاصل مىشود فهم مشترک ملتها از ستم جهانی، است. نفوذ گفتمان ایران و دیگر کشورها و جریانهاى پویاى خاورمیانه مانند حزب الله لبنان و حماس این فهم مشترک منطقهاى و اسلامى را به آن سوى مرزهاى خاورمیانه گسترش داده است. ملت آمریکا به علت ارتباطات و سیع و گستردهاى که میان آزادیخواهان جهان به وجود آمده است، در برابر رئیس جمهور خود قرار گرفتهاند. در این جا “ملیت” مرزهاى جغرافیایی” و “بافت نظام بینالملل” اصالتى ندارند و تنها “فهم مشترک از ستم جهانی” است که مقابله با جریان سلطه را به عینیت مىرساند.
4 - کاخ سفید وکنگره آمریکا پس ازحادثه 11 سپتامبر 2001 توانستند بااستناد به لابى صهیونیسم افکار عمومى آمریکا را به سوى پذیرش “ دخالت نظامى درخاورمیانه” متمایل سازند. اما اکنون همان افراد فریبخورده با چهرههایى خشمگینانه درمقابل کاخ سفیدوکنگره تجمع نموده ونفرت خودرا از افرادى مانند بوش ، دیک چنى ورایس اعلام مىکنند . چهره کنگره آمریکا نیز علىرغم پیروزى دموکراتها درانتخابات میاندورهاى مجلس نمایندگان وسنا مخدوش شده است.
تصویب بودجه درخواستى بوش درجنگ عراق سبب نارضایتى ملت آمریکا از دموکراتهاى مدعى شده است. هم اکنون دوحزب اصلى آمریکا چارهاى جز کرنش دربرابر بیدارى ملت خود ندارند.