سیامک باقری
آمریکا و متحدین غربی آن پس از اجلاس وین در خصوص نحوه تأمین سوخت هسته ای نیروگاه تحقیقاتی تهران، سیاست غیرمنطقی و فریب کارانه ای را پیش گرفته و اصرار دارند که جمهوری اسلامی ایران پیش نویس پیشنهادی آنها را بدون هر گونه تغییری بپذیرد. نکته اساسی این پیش نویس مبتنی بر این امر است که ایران تمام اورانیوم غنی شده سه و نیم درصد خود را به آنها تحویل داده و پس از غنی سازی آن به غنای 20 درصد و تبدیلش به میله های سوخت به اندازه نیاز نیروگاه هسته ای تهران به جمهوری اسلامی ایران برگردانده شود. این اصرار غیرمعقولانه در حالی است که ایران معتقد است که اولاً آژانس طبق اساسنامه خود موظف به تأمین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران است ثانیاً با این وجود تهران آماده است که سوخت با غنای 20 درصد برای این راکتور را با قیمت مناسب خریداری نماید یا سوخت خود را در قبال سوخت 20 درصد آماده شده به صورت معامله پایاپای معاوضه نماید.
علیرغم پیشنهاد منطقی و منصفانه جمهوری اسلامی ایران، آمریکا مسیر دیگری را که مشابه تفکرات و رفتارهای نومحافظه کاران دوره بوش است، انتخاب کرده و تهدید نمود که در صورت عدم پذیرش پیش نویس ارائه شده، آنها ایران را تحریم بیشتری خواهند کرد.
آمریکایی ها برای اینکه ایران را وادار به تمکین سیاست های جدید خود نمایند در طی دو سه هفته اخیر دست به اقداماتی زده که قابل توجه است. یکی از این اقدامات همراه سازی چین و روسیه با سیاست جدید آنها است... اوباما برای اینکه این سیاست با موفقیت همراه شود، سعی نمود امتیازات قابل توجهی را به چینی ها و روس ها بدهد. لذا در سفر خود به چین حاضر به نادیده گرفتن حمایت های سابق خود از تایوان و مسئله «دالایاما» شده و تأکید به چین واحد داشته است. به همین ترتیب آمریکایی ها با چشم پوشی نسبت به سپر دفاع موشکی سعی در جلب نظر روس ها نیز بوده اند. هر چند موارد ذکر شده اقدامات آشکار آمریکا محسوب می شود اما به نظر می رسد که در کنار این مباحث، دیپلماسی پنهانی نیز بین آمریکا و چین و روسیه نیز وجود داشته باشد. با این حال پس از چنین رخدادهایی، خبر نشست گروه 1+5 در مقر سازمان ملل مطرح شد. هر چند روس ها و چینی ها مدعی شده اند که در این نشست موضوع تحریم ایران مطرح نیست لکن به نظر می رسد که آمریکا، انگلیس و فرانسه که طی روزهای اخیر مکرراً سخن از تحریم مضاعف ایران به میان آورده اند، سعی دارند که نشست 1+5 به سمت موضع قاطع علیه ایران در صورت عدم پذیرش خواسته های آنها متمایل گردد. در واقع دومین اقدام آمریکا برای اعمال اراده خود بر تهران، فعال کردن مجدد گروه 1+5 و متعاقباً توجیه و احیای نقش شورای امنیت برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی ایران است. البته این واقعیت را نباید نادیده گرفت که پرونده هسته ای ایران در شورای حکام آژانس براساس دو سه گزارش اخیر البرادعی موقعیت متفاوتی پیدا کرده و دیدگاه های بازگشت پرونده ایران از شورای امنیت به آژانس تقویت گردید. از این رو، فعال نمودن شورای امنیت یا گروه 1+5 در آستانه نشست جدید شورای حکام آن هم با توجه به گزارش اخیر البرادعی می تواند با این انگیزه صورت گرفته باشد که موضوع هسته ای ایران در آژانس به سمت عادی شدن متمایل نگردد.
در کنار دو اقدام ذکر شده، اقدام سومی نیز در کنار آنها از سوی آمریکایی ها دنبال شد که بسیار قابل تأمل است. مقامات کاخ سفید به موازات کاربرد ادبیات ارعابی و تهدیدکننده، سخن از آمادگی این کشور برای برقراری رابطه با تهران را نیز به میان آورده اند. در ظاهر امر، رفتارهای تناقض آمیز به نظر می آید لکن این نوع اقدامات ناشی از راهبرد جدید آمریکا است. دمکرات ها از ابتدای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده بودند که دیپلماسی آنها در برخورد با ایران، دیپلماسی هوشمند است. از نظر آنها دیپلماسی هوشمند بر دو پایه استوار است. روش ها و ابزارهای سخت و نیمه سخت و روش ها و ابزارهای نرم، بدین سان به کارگیری همزمان دو پایه دیپلماسی هوشمند با این هدف صورت می گیرد که ایران در خصوص برنامه هسته اش «مهار» گردد. از آنجایی که توقف برنامه هسته ای ایران غیرممکن است آنها را به این نتیجه رساند که به بهانه تأمین سوخت مورد نیاز ایران در خصوص راکتور تحقیقاتی تهران، تمام اورانیوم های غنی شده از ایران را تخلیه کرده و سپس در زمان ارائه اورانیوم با غنای 20 درصد، پیش شرط های جدیدی را پیش روی ایران قرار داد و از این طریق «سیاست محدودسازی» برنامه هسته ای ایران را عملی سازند. به زعم آنها، ایران به خاطر نیاز ضروری به اورانیوم با غنای 20 درصد از یک سو و نداشتن اورانیوم لازم برای تبدیل آن به اورانیوم با غنای مورد نیاز باعث خواهد شد که به خواسته های آنها تن دهد. از همین رو است که آمریکایی ها و متحدین غربی اش اصرار بسیار زیاد دارند که ایران پیشنهاد آنها را بدون کم و کاستی عمل نماید و جمهوری اسلامی ایران نیز به جهت تجربه های گذشته و غیر صادقانه بودن و غیرمنطقی بودن پیشنهادهای آنها موضوع عدم اعتماد ایران به غرب را مطرح ساخته و تأکید بر خرید اورانیوم یا معامله پایاپای به صورت همزمان داشته است.
فارغ از جدال های موجود و اقدامات آمریکا و متحدین اروپاییاش و با توجه به روندی که موضوع هسته ای ایران از سال 1382 تاکنون طی کرده، غرب باید یکی از سه گزینه زیر را بپذیرد:
1- اورانیوم با غنای 20 درصد را به ایران بفروشد.
2- یا معامله پایاپای به صورت همزمان داشته باشند.
3- ایران خودش اورانیوم مورد نیازش را تأمین نماید، زیرا در غیر دو صورت فوق، ایران چاره ای جز تأمین سوخت هسته ای نیروگاه تحقیقاتی تهران از طریق فناوری خود نخواهد داشت.
با این نگاه آمریکا و متحدین غربی آن در صورت رد درخواست ایران و اصرار بر خواسته های غیرمنطقی و غیر حقوقی خود، فرصتی طلایی را که جمهوری اسلامی ایران در اختیار آنها قرار داده از دست خواهند داد. زیرا تجربه تاکنون نشان داده است که ایران علیرغم تحریم ها و تهدیدات آنها برنامه های هسته ای خود را در محدود صلح آمیز پیش برد و آنان نیز در هر مرحله به ناچار به پذیرش ان شده اند. در این مرحله نیز اگر همان سیاست و همان روش تأکید شود بدون تردید همان نتیجه گذشته را خواهد دید.