
بسم الله الرحمن الرحیم
بیست و هفت سال پیش در چنین ایامی هنگامی که هواپیماهای جنگی رژیم بعثی عراق تعدادی از فرودگاه های کشور از جمله فرودگاه مهرآباد تهران را مورد هجوم و بمباران قرار دادند، آنهایی که سن و سالی را پشت سر گذاشته و تجربه اندوخته و سرد گرم دنیا را چشیده و از آثار مخرب جنگ در دیگر کشورها مطلع بودند، بیش از دیگران به ویژه جوانان پرشور و انقلابی احساس نگرانی کردند. آنچه که بر این نگرانی دامن می زد وضعیت درهم ریخته کشور و برهم خوردن سامانه ارتش و فقدان تجهیزات و نیروی انسانی کارآمد برای مقابله با تجاوزی بود که شاکله اولیه آن خبر از گسترده بودن ابعاد این تهاجم می داد. شیوع این نگرانی می توانست روحیه آسیب دیده مردم را درهم بشکند و دشمن را زودتر به اهداف پلیدش برساند. از این رو حضرت امام(ره) در اولین واکنش خود برای خنثی کردن این اقدام روانی دشمن فرمودند «یک دزدی آمده است یک سنگی انداخته و فرار کرده رفته است.» چون تهاجم دشمن بعثی به ایران مقطعی و هشدار آمیز نبود و بلکه براساس یک طرح و برنامه مفصل که هدف آن نابودی انقلاب اسلامی بود، صورت گرفت، دیگر جای مماشات و درنگ نبود و می بایست در مقایسه با گستره و حجم تهاجم دشمن راهبرد جمهوری اسلامی که با انتخاب یکی از دو راه پیش رو تعیین می شد، مشخص می گردید. دو راه پیش روی ایران عبارت بود از تسلیم و گردن نهادن به خواسته صدام که همان خواسته دیکته شده استکبار به وی بود و یا مقاومت و مقابله با تجاوز و تادیب دشمن بعثی. با اینکه شرایط جمهوری اسلامی به هیچ وجه پذیرای یک جنگ سنگین و تمام عیار نبود اما چون راه دیگر هم، به نابودی و سرنگونی نظام و انقلاب منجر می شد، ایران از سر ناچاری و برای حفظ تمامیت ارضی و کیان خود راه دوم را برگزید و بدین وسیله انقلاب نوپا پیش از آنکه بتواند خود را سروسامان بدهد و برای بازسازی خرابی های نظام سیاه گذشته برنامه ریزی و اقدام کند اسیر جنگ ناخواسته و تحمیلی شد. پرخطرترین راه برای انقلاب همین راهی بود که استکبار جهانی به عنوان تنها راه پیش روی ایران قرارداد. استکبار یقین داشت که ایران در میانه این راه در ورطه هلاکت و نیستی قرار خواهد گرفت و ظواهر امر در ایران هم به غیر از این را نشان نمی داد. آنچه که دشمن از آن غافل بود قدرت روحی و نافذ حضرت امام(ره) بود که یک تنه در برابر همه دشمنان متحد شده ایستاد بدون آنکه خم به ابرو بیاورد. قدرت روحی و نافذ حضرت امام ،وجود مستعد و سراپا شور مردم ایران را به تلاطم درآورد آنگونه که آنها در خود قدرت نابودی تمام ارتش استکبار را به عینه مشاهده می کردند و تنها در انتظار رخصت ولی امر خود بودند. با کوچکترین اشاره حضرت امام(ره) جبهه ها مملو از جوانان جان برکف و عاشق شهادت می شد و با دستور حمله همچون صاعقه بر سر نیروهای ارتش بعثی فرود می آمدند. ایستادگی و مقاومت مردم ایران در کنار رهبر کبیر خود جبهه شکست ناپذیری را ایجاد کرد که هیچ قدرتی توان شکستن آن را نداشت و این ایستادگی در نهایت منجر به شکست استکبار و اذنابش شد و همه مردم دنیا به وضوح دیدند که چگونه یک مرد وارسته الهی به تنهایی می تواند در برابر همه بایستد و پیروز شود.