مرتضى صفار هرندى
پس از آن که محمد خاتمی در دوم خرداد 1376 در یک فضای پوپولیستی به عنوان منتقد وضع موجود به ریاست جمهوری رسید، حلقه اول اطرافیان او جای خالی یک حزب بزرگ سیاسی را برای پیگیری برنامه های سیاسی خود احساس کردند. یک سال و نیم پس از آن، یعنی در دی ماه 1377 حزبی به نام «جبهه مشارکت ایران اسلامی» را تأسیس کردند، اما جمعی که این حزب را تشکیل دادند و نیز ایده های آنان در یک فرآیند حداقل ده ساله شکل گرفته بود.
موسسه کیهان به سرپرستی سیدمحمد خاتمی در دهه 1360 یک محفل فرهنگی برای اعضای جناح موسوم به چپ بود. در کنار این مجموعه، محافلی مثل دفتر تبلیغات اسلامی قم و مجموعه های وابسته به بیت منتظری به تدریج، شرایط نزدیکی بین اعضای این جناح با نهضت آزادی و شاخه های منشعب از آن را فراهم ساخته بودند. در قوه قضاییه نیز موسوی خوئینی دادستان وقت کل کشور با سپردن مسئولیت واحد مطالبات و تحقیقات اجتماعی دادستانی به عباس عبدی، پاتوق دیگری را برای این جریان فراهم ساخته بود. در همان دوره با تأسیس وزارت اطلاعات، برخی از اعضای اطلاعات نخست وزیری مثل سعیدحجاریان و ... با قرار گرفتن در مراتب بالای این دستگاه امنیتی، در جریان بررسی جریان های سیاسی و درگیری با احزاب ضد انقلاب و مخالف به کسب تجربه سیاسی مشغول بودند. تمام این مجموعه ها به صورتی غیر رسمی در متن و حاشیه دولت میرحسین موسوی ارتباطی دائمی با یکدیگر داشتند. کیهان فرهنگی در نیمه دوم دهه شصت مرکزی بود که بومی سازی اندیشه های غربگرایانه و مقبولیت سازی برای این تفکرات را از طریق طرح نظرات به ظاهر درون دینی افرادی مثل محمد مجتهد شبستری و عبدالکریم سروش آغاز کرده بود. جدا شدن سیدمحمدخاتمی از سرپرستی موسسه کیهان و بروز اختلاف فکری مدیریت جدید موسسه کیهان و دست اندرکاران کیهان فرهنگی باعث جدا شدن آنان از این موسسه شد. این دوره ای است که می توان از آن به عنوان دوره پایه گذاری اندیشه های راست گرایانه لیبرال در جناح موسوم به چپ یاد کرد و حلقه کیهان فرهنگی نقش محوری در این رویکرد داشت. آنان در اواخر سال 1369 مجله کیان را راه اندازی کردند. در همین دوره قرارگرفتن سید محمد موسوی خوئینی ها در مسئولیت ریاست مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، این مرکز نوبنیاد را نیز به مجموعه ای برای تئوری پردازی های اعضای جناح موسوم به چپ تبدیل کرده بود. معاونت سیاسی این مرکز در اختیار افرادی مثل حجاریان، علوی تبار، عبدی، سازگارا، تاج زاده، آرمین، امین زاده، بهزادنبوی، آغاجری و مجید محمدی قرار گرفته بود تا پروژه هایی را برای موضوع «توسعه سیاسی» پیگیری کنند. آنها به شدت تأثیر پذیرفته از فضای گفتمانی جامعه مدنی بودند که از زمان فروپاشی بلوک سوسیالیسم توسط اندیشمندانی مثل جان کین (نظریه پرداز سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس) و ... باز تولید شده و در مراکز تحقیقاتی ایرانیان مقیم خارج مثل بنیاد مطالعات ایران ( به ریاست اشرف، خواهر شاه مقبور) توسط روشنفکرانی مثل داریوش شایگان و مدتی بعد رامین جهانبگلو و ... مورد توجه قرار گرفته بود، در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری این پروژه توسط افرادی مثل حسین بشیریه هدایت می شد. به اصطلاح چپ های سابق مثل حجاریان، اصغرزاده، تاج زاده، امین زاده و ... در این دوره در تکاپوی یافتن پاسخ به سوال های خود در این زمینه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و در مکتب افرادی مثل حسین بشیریه، سیدجواد طباطبایی، نقیب زاده و ... زانوی شاگردی به زمین زده بودند. در این دوره تعقیب گفتمان «جامعه مدنی» در بین طیف های ضد انقلاب گستره ای از وابستگان رژیم سلطنت تا مارکسیست های سرخورده فدایی خلق در نشریه «کار» را در برگرفته بود. با کنار رفتن محمد خاتمی از مسئولیت وزارت ارشاد وی عزم راه اندازی نشریه ای به نام «آیین» کرده بود. اگر چه این نشریه در آن زمان منتشر نشد، اما حلقه جدیدی به همین نام را شکل بخشید. در سال 1369 موسوی خوئینی روزنامه سلام را راه اندازی کرد. کار «سلام» به سطح عمومی آوردن دستاوردهای این پاتوق ها بود. از سوی دیگر به دنبال تحولات پس از سال 1368، جناح موسوم به چپ در کنار اقبال اعضایش به ادامه تحصیل عمدتاً در رشته های علوم انسانی در دانشگاه های داخل، با استفاده از امکان وزارت آموزش عالی دوره مصطفی معین و اعزام افراد همراه به دانشگاه های خارج کشور، به کادر سازی برای آینده مشغول شد. در خلال این مدت تلاش برای در اختیار گرفتن انجمن های اسلامی دانشجویان داخل و خارج کشور و گستردن سایه هژمونی فکری تجدیدنظرطلبی در دین توسط افرادی مثل سروش، نسل جدیدی را برای آینده برنامه های سیاسی این جناح مهیا می ساخت. در داخل نیز عملیات سیاسی توسط اتاق فکر سازمان باز تأسیس شده مجاهدین انقلاب و با استفاده از امکانات کارگزاران دولت سازندگی به صورت آهسته و پیوسته در حال تعقیب بود. بدین ترتیب تأسیس حزبی به نام جبهه مشارکت ایران اسلامی در سال 1377 از یک پشتوانه مطالعاتی و نیز کادرسازی چندین ساله برخوردار بود.
این حزب در بدو تأسیس، موفقیت خود را در نفی رقیب از طریق دادن نسبت هایی مثل «قرائت خشونت گرا و استبدادی» از اسلام و انقلاب با استفاده از حوادث مرموزی مثل قتل های زنجیره ای و ... یافته بود. در این مسیر نظراتی مثل نفی احکام اسلامی قصاص و حتی زیر سوال بردن سیره پیامبر اعظم (ص) به عنوان عامل بروز خشونت در کربلای سال 61 هجری و ... در ارگان های غیررسمی حزب مشارکت منتشر شد. مشارکت همچنین تلاش کرد با مشارکت در هیجان آلوده کردن فضای اجتماعی و خلق حوادثی مثل آنچه در تیرماه 1378 رخ داد، به امتیازگیری براساس نظریه حجاریان (فشار از پایین و چانه زنی از بالا) در زمینه ایجاد تغییرات در نظام سیاسی بپردازد.
حزب مشارکت اولین خیز را برای فتح قوه قضاییه با شعار پوپولیستی «ایران برای همه ایرانیان» با موفقیت برداشت. این شعار به پشتوانه تبلیغاتی انتخاب شده بود که رقیب را به انحصارطلبی و حذف افراد دارای نظرات متفاوت با خود متهم می ساخت. آنها در مطبوعات خود حتی نظرات فقهی مراجع تقلید را تفسیر رسمی از دین می خواندند و سعی داشتند به تدریج اندیشه پلورالیسم دینی و نسبیت معرفت دینی را در سطوح عامه مردم نیز ترویج کنند. پذیرش اکثریت به عنوان شرط حقانیت برداشت از دین از دیگر گزاره هایی بود که در مطبوعات همسو با این حزب مورد تبلیغ قرار می گرفت. همین رویکرد (شعار ایران برای همه ایرانیان) بود که حزب حاکم آلمان را به تشکیل کنفرانس برلین با حضور حامیان خاتمی از طرفی و گروه های ضد انقلاب از سوی دیگر برای ایجاد تغییرات بنیادین در نظام سیاسی ایران برگزار کند.
در انتخابات مجلس ششم محمدرضا به پشتوانه شهرت برادرش سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت به عنوان ویترین اصلی تبلیغات پوپولیستی حزب مشارکت و قرار گرفتن در صدر لیست انتخاباتی این حزب توانست بالاترین رأی مردم تهران را به خود اختصاص دهد. مشارکت به رغم در اختیار داشتن رجال سیاسی مجرب تر و توانمندتر با تعیین محمدرضا خاتمی به عنوان دبیرکل و حتی تلاش برای رساندن وی به ریاست مجلس سعی داشت توجه مردم را بیش از پیش به خود جلب کند.
با شروع به کار مجلس ششم موضوعات صرفاً سیاسی مثل پیوستن به کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، تغییر قانون مطبوعات و... در رأس برنامه های قانونگذاری این حزب قرار گرفته بود. حتی زمانی که زمزمه هایی از مطالبات اقتصادی در میان مردم بروز کرد برخی از اعضای حزب مشارکت مثل علی مزروعی و... رأی مردم را به خاطر نظرات سیاسی این حزب دانستند و این مطالبات را با تعابیری مثل لشکر قابلمه به دست، ایستادن مردم در صف مرگ موش و... مورد استهزا قرار دادند.
پس از برخورد کردن لوایح مغایر با شرع مثل الحاق ایران به کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان و تغییر قانون اساسی و... به مانع بزرگ مرجعیت تقلید و مقام ولایت فقیه، حزب مشارکت سعی کرد اهداف سیاسی را از طرق دیگری مثل لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور و نیز تغییر قانون انتخابات تعقیب کند. اما بی اعتنایی به مطالبات واقعی مردم و محروم شدن حزب مشارکت و دیگر احزاب حامی خاتمی از حمایت مردمی سبب شده بود که چنین اقداماتی نیز راه به جایی نبرد.
نظریه پردازان حزب مشارکت در این دوره دائما از بن بست سخن می گفتند. بن بستی که به ریزش برخی از اعضا مثل عباس عبدی منجر شد. اقداماتی مثل تشکیل «مرکز توانمندسازی سازمان های جامعه مدنی» در وزارت کشور و انتقال تجربیات بنیاد سوروس توسط «کیان تاجبخش» در کارگاه های آموزشی این مرکز نیز نتوانسته بود این بن بست را بگشاید. برخی از محققین سفرهای اندیشمندان سیاسی غربی مثل جان کین، یورگن هابرماس، ریچارد رورتی و... در اولین سال های دهه هشتاد را تلاش هایی در جهت حل این مشکل می دانند. تلاش هایی مثل تحصن نمایندگان فراکسیون مشارکت در مجلس ششم و همراهی ملی مذهبی ها و... با آنها نیز نتوانست استمرار دومینوی شکست های انتخاباتی پس از انتخابات دومین دوره شوراها، هفتمین دوره مجلس و نهمین دوره ریاست جمهوری شود. حتی حمایت جبهه مشارکت از نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی - که اندکی قبل آماج حملات تخریبی مطبوعات این حزب قرار داشت - و نیز اقداماتی مثل همراهی نیمه آشکار این حزب با اعتصاب های صنفی معلمان، شرکت واحد اتوبوسرانی و... نتوانست از آنچه در سال 1384 رخ داد جلوگیری کند. حزب مشارکت در این انتخابات ابتدا ایده جبهه دموکراسی خواهی را در قالب نامزدی مصطفی معین طراحی کرد.
اما عدم موفقیت معین در انتخابات، اجماع اعضای این حزب برای ادامه چنین راهی را عملاً منتفی می ساخت. آنها از زمان انتخابات مجلس هشتم شکل بخشیدن به «سازمان رأی» را با الهام گرفتن از شبکه های گلدکوئیستی آغاز کردند و در انتخابات ریاست جمهوری دهم آن را در قالب «ستاد صیانت از آرا» به صورت جدی به مرحله اجرا گذاشتند. این شبکه در شورش های پس از انتخابات سیدمحمد خاتمی حمایت کرد و با نامزدی میرحسین موسوی و انصراف خاتمی نقش پشتیبان وی را برعهده گرفت.