بصیرت:ایثار و مقاومت شجاعانه بسیجیان در دفاع مقدس، کمک به بازسازی مناطق جنگ زده و امداد رسانی به محرومان جامعه ، روشنگریهای فرهنگی و سیاسی در بین مردم و مقابله با جریانات منحرف فرهنگی وسیاسی ،مشارکت در تأمین امنیت اجتماعی و همیاری در فعالیت های سالم سازی جامعه نظیر مقابله با اعتیاد و ... همگی دستاوردهای ارزشمندی است که شرح و تفصیل آنها مجال دیگری می طلبد. اما آنچه در این میان بدیهی است اینکه فعالیت بسیج در این زمینه ها مبتنی بر همان ویژگی های اصیل خود نظیر ولایت مداری، اخلاق محوری، معنویت، مردم داری و... سبب شده تا بسیج به عنوان پدیده ای با تأثیرگذاری مطلوب در سطح جامعه شناخته شود که وجود آن بویژه در مقوله تأمین امنیت لازم احساس می شود.
این مقبولیت اجتماعی و تأثیرگذاری مطلوب بسیج، در سالهای حاکمیت جریان اصلاح طلب و نیز شرایط کنونی بعد از انتخابات ریاست جمهوری، به سبب تبلیغات منفی برخی از این جریانات و حملات مستمر و مداوم ضد انقلاب خارجنشین علیه بسیج، در سطح جامعه با چالش هایی مواجه شده است که اساس آن دور کردن اذهان مردم از مطلوبیت های بسیج و غیر ملزم جلوه دادن آن است. این مساله که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی برخی اصلاح طلبان مطرح می شد، در رفتارهای اپوزیسیونی آنها بعد از انتخابات دهم نیز بار دیگر خود را نشان داد.
بنابراین سوال مطرح این است که بسیج چه تدابیری را جهت حفظ مقبولیت و تأثیرگذاری خود در سطح جامعه و مقابله با مخالفان باید عملیاتی کند؟
اما جهت پاسخ به این سؤال ابتدا باید به بررسی وضعیت و جایگاه کنونی بسیج در سطح جامعه و نیز ماهیت مخالفت ها با آن پرداخت تا ترسیم تدابیر روشن تر شود.
الف ) جایگاه کنونی بسیج در جامعه
از زمانی که مفهوم بسیج در جامعه ایران عینیت یافته است، صرفا به افراد سازماندهی شده در پایگاههای مقاومت بسیج محدود نبوده بلکه تمامی افرادی که به ارزش های انقلاب و راه امام خمینی (ره) دلبستگی داشته و مدافع این ارزشها و معتقد به اندیشه ولایت فقیه بوده اند نیز در اجتماع بسیجیان به عنوان فرد بسیجی مطرح و شناخته می شدند. به عبارت دیگر تفکر بسیجی که همان ولایت مداری، معنویت، اخلاق محوری، شهادت طلبی و... است، ماهیت بخش مفهوم بسیج می باشد. برهمین اساس مقام معظم رهبری هر کسی را که دلبسته ی آرمانهای انقلاب، امام خمینی (ه) و شهدا باشد بسیجی می دانند.
از این رو در شناخت جایگاه بسیج در جامعه، باید این مفهوم را مورد نظر داشت. براین مبنا بسیاری از تحولات سیاسی سالهای اخیر وامدار بسیج و بسیجیان است .
بعد از پایان جنگ تحمیلی با توجه به نقش ویژه بسیج در دفاع مقدس و ایثارگری ها و شهادت طلبی های نیروهای بسیجی در جنگ 8 ساله ، تنها نیرویی که ارزش های دفاع مقدس و آرمانهای شهدا را در سطح جامعه می توانست زنده نگه دارد بسیج بود. در شرایطی که مسئولان اجرایی مشغول بازسازی کشور و عملیاتی کردن طرح های عمرانی بودند، آرام آرام مدیریت اجرایی کشور به سوی عملیاتی کردن دیدگاههای توسعه مبتنی بر سرمایه داری حرکت کرد و مجالی برای فکر کردن به توسعه اسلامی - ایرانی با اولویت عدالت گستری باقی نگذاشت. در این شرایط فرهنگ مدیریتی و بوروکراسی اداری کشور هم به اندیشه های کسب سود بیشتر و منفعت محوری روی آورد و جریانی سرمایه دار که آرمانهای انقلاب و شهدا را اولویت اساسی خود نمی دانست، توانست در قدرت سیاسی جای پا بازکرده و به صورت ساختاری اقتصاد، سیاست و حتی فرهنگ کشور را در راستای ارزش های مورد نظر خود مدیریت نماید. این ارزش ها از لحاظ اقتصادی طرفدار سرمایه داری، از لحاظ سیاسی خواهان تجدید نظر در اصول انقلاب و از لحاظ فرهنگی گرایش به لیبرالیسم داشت . سلطه این جریان بر منابع اقتصادی و جریان سازی سیاسی – فرهنگی آن در طول سالهای بعد از جنگ سبب شد تا درسال 1376 دو قوه مهم کشور، یعنی اجرایی و مقننه را به دست گیرد و مدیریت اجرایی کشور را به صورت همه جانبه در راستای همان ارزش های ذکر شده هدایت کند.
این جریان که به عنوان جریان اصلاحات و با مشارکت احزاب و گروههایی نظیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی، حزب مشارکت، همبستگی، مردم سالاری و ... شکل گرفت، با برخورداری از ابزارهای قدرت فراوان به عملیاتی کردن ارزش های خود که بخشی از آنها بیگانه با ارزش های انقلاب و شهدا بود می پرداخت و در مقابل هم بسیج و بسیجیان قرار داشتند که بنا برخواسته های ذاتی خود می بایست ارزش های اصیل انقلاب اسلامی و آرمانهای حضرت امام (ره) و شهدا را زنده و پویا نگه دارند.
در شرایطی که بسیج از قدرت اقتصادی و سیاسی برخوردارنبود، با فعالیت درسطح اجتماعی و بزرگداشت یاد شهدا، حضوردر مراسم های انقلابی و تبلیغ و ترویج ارزش های انقلاب، مقابله فکری با جریانات فکری مخالف و روشنگری میان مردم در مورد ماهیت اصلی جریان اصلاحات و نیز زنده کردن سیاست علوی مبنی بر مبارزه با بی عدالتی ، فساد و فقر توانست در مقابل اندیشه های انحرافی و لیبرالی قد علم کرده و در این مبارزه خود را بازیابی و قدرتمند سازد.
این تکاپو و مقابله بسیج در سطوح فکری و فرهنگی ، سبب شد تا جریانات فکری- سیاسی مخالف که در لابه لای جریان اصلاحات پنهان شده بودند، به چالش کشیده شوند و درنتیجه عرصه مبارزه خود را از سطح اجتماع به سطح سیاست ارتقاء دهند.
بسیجیان و آنان که در چارچوب تفکر بسیجی هویت می یافتند،حلقه های فکری – فرهنگی خود را که عمدتا در فضای مجالس مذهبی و مساجد نیز قرار داشت، به جریان فکری – فرهنگی طرفدار عملیاتی شدن اصلاحات واقعی مورد نظر مقام معظم رهبری یعنی مقابله با فقر، فساد و تبعیض پیوند زدند. به عبارت دیگر زمینه سازی های فکری-فرهنگی تفکر بسیجی در عرصه اجتماع و مقابله نظری بسیجیان با اندیشه های اقتصادی جناح راست و اندیشه های سیاسی – فرهنگی منحرفانه جبهه دوم خرداد از یک سو و از سوی دیگر مردمی بودن بسیج و توجه آن به نیازها و باورهای حقیقی مردم که جریانات اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی حاکم توجهی به آنها نداشتند، سبب شد تا بستر شکل گیری یک جریان سیاسی جدیدی درکشور فراهم آید که از لحاظ اقتصادی با جناح راست و کارگزاران و از لحاظ سیاسی و فرهنگی با اصلاح طلبان اختلاف عمیق و جدی داشت. این جریان همان گونه که گذشت خواهان مقابله با اشرافیت و ترویج عدالت بود و در قالب گروههایی نظیر آبادگران ایران اسلامی وجمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی قد علم کرد.
این جریان نوظهور با پرچم داری اندیشه رهبری در مورد مقابله با فقر، فساد و تبعیض و رسیدگی به حال محرومان جامعه توانست در انتخابات شوراها و مجلس هفتم پیروز شود و جریان اصلاحات را به حاشیه راند این گروههای انقلابی که خود را با مفهوم اصولگرایی معرفی می کردند در شوراها و مجلس هفتم عملکرد منطقی از خود نشان داده و مدیریت و منابع کشور را از مسیر عملیاتی کردن اندیشه های مبهم و وارداتی اصلاحات به سوی رفع محرومیت ها، گسترش عدالت، توسعه بومی، توسعه علمی و پاسداشت ارزش های اسلامی و انقلابی هدایت کردند . مجموعه این عملکردها به شکسته شدن فضای کاذب حمایت از اصلاحات در بین جامعه و واقف شدن مردم به ناکارآمدی اصلاح طلبان و دور بودن ارزش های آنها از نیازهای واقعی مردم انجامید و سبب افزایش مقبولیت و حمایت مردمی از اصولگرایی و بسیج شد. بنابراین اوج این حمایت در انتخابات نهم ریاست جمهوری با انتخاب دکتر احمدی نژاد رقم خورد. احمدی نژاد که با شعار عدالت گستری، ساده زیستی، مقابله با ویژه خواری، کاهش فاصله طبقاتی و مقابله با فقر و فساد وارد انتخابات شد، توانست جریانی که بیشتر ابزارهای قدرت را در دست داشت کنار زند. آنچه احمدی نژاد در طول ریاست جمهوری خود دنبال نمود در واقع رفتار کردن در چارچوب همان تفکر بسیجی است که هر چند در بردارنده تمامی جوانب تفکر اصیل بسیجی نیست؛ اما همین رویکرد بسیجی در مدیریت کشور به معنای رسیدگی به حال محرومان، تامین نیازهای واقعی مردم، مقابله با تجمل گرایی و اشرافیت، پاسداشت آرمانهای انقلاب وشهدا، مقابله با سلطه گری در سطح بین المللی و... توانست بار دیگر حمایت توده های مردم را از احمدی نژاد سبب شود و وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز به پیروزی قاطع دست یابد.
بنابراین در شرایط کنونی کشور، بسیج نقش ایجادکنندگی دارد. بسیج وتفکر بسیجی سبب شده تا تفکر ورفتار اصول گرایی رشد و به قدرت راه یابد واندیشه عدالت طلبی به ساختار نظام سیاسی کشور وارد شده و طرفداران سرمایه داری، اشرافیت و اصلاحات لیبرالی به حاشیه رانده شوند. خلق چنین شرایطی توسط بسیج وتفکر بسیجی وهمراهی واستقبال مردم از این تفکر، در نقطه مقابل خود افزایش وپیچیده شدن میزان ونوع مخالفت ها با بسیج را به همراه داشت. از این رو شناخت این مخالفت ها جهت استمرار اندیشه بسیجی امری لازم وضروری است.
ب) ماهیت مخالفت ها با تفکر بسیجی وتدابیر لازم
رصد کردن نمودار فعالیت های بسیج در عرصه های مختلف کشور گویای این است که مخالفان تفکر بسیجی نوعی دگردیسی را از سالهای بعد از جنگ تحمیلی تا کنون داشته اند. زمانیکه تفکر بسیجی مقابله با اندیشه های انحرافی در حوزه سیاست وفرهنگ را دنبال می کرد، طیف مخالفان آن را بیشتر اصلاح طلبان رادیکال و متفکرین وابسته به لیبرال دموکراسی تشکیل می دادند. این مخالفان در سالهای حاکمیت جریان اصلاح طلب اوج مخالفت نظری و عملی با بسیج را نشان داده و در غائله 18 تیر 1378 سعی کردند تا وجهه بسیج را تخریب نمایند. مخالفان با شبه نظامی خواندن بسیج سعی داشتند تا دامنه افراد بسیجی را به نیروهای سازماندهی شده از سوی نظام محدود کرده واندیشه های آن را تفکری خشونت آمیز جلوه دهند. اما با تلاش حلقه ها و جریانات فکری بسیج و روشنگری های آنان در سطح جامعه، عرصه سیاسی کشور به نفع حاکمیت تفکر بسیجی رقم خورد.
با رسوخ این تفکر به عرصه مدیریت کلان کشور و مقابله با انحصارات اقتصادی و باندهای ثروت، طیف سرمایه دار نیز، تفکر بسیجی در مورد مقابله با اشرافیت وسرمایه داری را برنتافته و همسو با مخالفان قبلی وارد عمل شدند. نمود بارز رفتار آنها در مقابله با تفکر بسیجی، جنگ روانی گسترده علیه دولت احمدی نژاد و تبلیغات منفی لجام گسیخته علیه طرح های اقتصادی و نگاه معیشتی دولت بود. این حملات علیه دولت نهم که برآیند تفکر بسیجی بود تا آنجا پیش رفت که انتخابات باشکوه ریاست جمهوری دهم را به چالش کشید و غائله ها و آشوب های خیابانی را در مخالفت با انتخابات و نامشروع دانستن آن به راه انداخت. این مخالفت های بی بنیاد و برخاسته از زمینه سازیهای فکری و فرهنگی ضد انقلاب سبب شد تا در فضای قانون شکنی های اصلاح طلبان ومخالفان تفکر بسیجی، حملات علیه بسیج افزایش یافته وحتی با حمله به یک پایگاه بسیج نمود عینی و خشونت باری به خود گیرد.حمله به پایگاه بسیج در حالیکه اقدام بارز ضد امنیتی و مقابله عملی با نظام محسوب می شد؛ اما هیچ یک از جریانات اصلاح طلب این کار را محکوم نکرده وحتی بسیج را به انتقاد گرفتند.
بنابراین ماهیت مخالفت ها با تفکر بسیجی را در حال حاضر جریانات سرمایه دار واصلاح طلبان رادیکال تشکیل داده و در شرایط کنونی منافع هر دو گروه با هم منطبق شده و تفکر بسیجی را نقطه هدف مشترک خود می دانند.
در چنین شرایطی بسیجیان با شناخت ماهیت مخالفت ها، می بایست تدابیر جدی برای حفظ دستاوردهای فکری، فرهنگی و سیاسی بسیج در طول سالیان گذشته و خنثی نمودن تهدیدات جریان مخالف داشته باشند. در ذیل به برخی از این تدابیر اشاره می شود:
1- یکی از مهم ترین بایسته های بسیج تقویت معنویت و اخلاق اسلامی است. به عبارت دیگر بسیج باید همواره با پرچم معنویت گرایی و انقلابی بودن در سطح جامعه شناخته شود و همراهی وی با برخی جریانات سیاسی و شخصیت های مطرح نیز بر اساس میزان همراهی آنها با ارزش های اسلامی و انقلابی باشد و این مساله مقدم بر مصالح سیاسی است.
2- تحلیل تهدیدات داخلی وخارجی علیه بسیج حاکی از آن است که مهمترین مشخصه این تهدیدات تبلیغات منفی و جنگ روانی جهت خدشه دار کردن وجهه مردمی بسیج است. از سوی دیگر بنا به فرموده مقام معظم رهبری، مهم ترین تهدید نظام در حال حاضر جنگ نرم است. از این رو شناخت ابعاد و ویژگی های تهدید نرم وچگونگی و زمینه های تاثیرگذاری آن، گام اولیه خنثی سازی این نوع از تهدیدات است. در واقع محتوای اصلی جنگ نرم از بین بردن آرمان ها و ارزش های اسلامی وانقلابی مردم و تخریب اعتماد مردم به نهادهای نظام و از جمله بسیج است؛ از این رو کارساز ترین حربه علیه آن افزایش بصیرت و بینش سیاسی مبتنی بر بیانات و مواضع مقام معظم رهبری است.
3- علاوه بر هوشیاری وبصیرت، گسترش حلقه های فکری در محیط های علمی و مذهبی جهت تحقیق در منابع اسلامی به منظور ارائه نظریات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی مبتنی بر معارف اسلامی ومتناسب با شرایط سیاسی- اجتماعی کشور نیز گام اساسی وبنیادی در به حاشیه راندن اندیشه های لیبرالی که از سوی روشنفکران داخلی مطرح می شود، محسوب می گردد. نباید فراموش کرد که رهبر معظم انقلاب نسبت به وضعیت علوم انسانی کشور ناراضی بوده و خواهان بومی سازی آن بر اساس باورهای اسلامی و ویژگیهای جامعه ایرانی هستند. از این رو شایسته است که بسیجیان دست برتر را در این جهاد علمی داشته باشند. این اقدام علاوه بر اینکه به صورت پایه ای راه تهدیدات نرم را مسدود می کند به دفع شبهه پراکنی های تئوریک نیز کمک می کند.
4- یکی از مهمترین خواسته های مقام معظم رهبری از نخبگان، طراحی الگوی توسعه اسلامی- ایرانی است. در حقیقت بسیاری از چالش های سیاسی جامعه که برای بسیج تهدید زا است ناشی از مدل های توسعه غیر بومی است که در دوره های گذشته در کشور دنبال شده است. رشد سرمایه داری و شکاف طبقاتی که منجر به جبهه گیری در مقابل عدالت گستری می شود و تفکر بسیجی را بر نمی تابد برخاسته از همین توسعه وارداتی است. از این رو گام اساسی دیگر برای ریشه کنی تهدیدات علیه نظام و تفکر بسیجی جهد علمی بسیجیان جهت تدوین الگوی توسعه بر اساس مقتضیات اسلام و ویژگی های ایران می باشد. در واقع آنچه رهبر معظم انقلاب با عنوان « پیشرفت همراه با عدالت» برای دهه چهارم انقلاب مطرح فرمودند در همین راستا می باشد.
5- سایر ماموریت های بسیج همچون بزرگداشت آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی، تبلیغ ارزش های اسلامی- انقلابی، حضور در مراسم انقلابی، کمک رسانی به محرومین جامعه در قالب اردوهای جهادی و... چنانچه با جدیت و با همان هویت اصیل بسیجی دنبال شود، می تواند سرزندگی و پویایی بسیج را در جامعه حفظ کرده و مقبولیت مردمی آن را افزایش دهد.