صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۳۳۱۶۵

بازکاوی مدیریت خردورزانه در فضای ناپیدای جنگ


جواد صحرایی‌رستمی
آن گاه که صحبت از خلاقیت ها و تدابیر به کار رفته از سوی مدیریت جنگ در طول سال های دفاع مقدس می شود، به یک باره ذهن ها معطوف به آن دسته از تدابیری می شود که صرفاً صبغه نظامی داشته و در جریان مستقیم و آشکار جنگ پیدایی داشته است.
به نظر بنده این امر ضمن مکتوم گذاردن واقعیت های عمیق آن مقطع طلایی، نادیده انگاشتن سهم تلاش گرانی است که سال های مدیدی در فضای غیرمستقیم جنگ، در کمال گمنامی و با مشقات و خون دل خوردن های فراوان، موفقیت ها و کامیابی هایی را برای کشور رقم زده اند.
شاید در این مجال، آوردن دو نمونه تاریخی از مجموعه تلاش هایی که در فضای ناپیدای جنگ صورت گرفته، به درک حقیقتی که از آن سخن به میان آمده است، کمک نماید:
ـ حضور مدبرانه و ژرف اندیشانه بخشی از مدیریت جنگ در منطقه کردستان، جلوه ای از مدیریت تعقل گرا و خردورزانه جنگ است که مع الاسف در جریان تاریخ نگاری و تاریخ روایی دفاع مقدس، شرح این حقیقت همچنان در هاله ای از غفلت به سر می برد و از این رو رمزگشایی مولفه های خرد ورزانه در چنین فضایی را با مشکلاتی روبرو ساخته است.
به طور مثال در فرازی از این مدیریت، سازمان سپاه همزمان با نقش آفرینی غالب و متعارف خود در مواجهه مستقیم با عوامل تهدیدزای منطقه کردستان و آذربایجان غربی، با ساز و کار فرهنگی وارد صحنه شده و تلاش های بینش مندانه، توأم با ملاحظات روانشناسانه را سامان داده است تا نقش ایادی استکبار در منطقه ناکام مانده و یا آن که به حداقل برسد.
همان طور که واقفید احزاب منحله کومله و دمکرات با داعیه حمایت از مردم کرد و رهانیدن آن ها از ظلم، جور، استضعاف و تلاش در جهت رفع تبعیض های موجود!! پا به عرصه گذارده و با شعارهای رنگین و خوش و خط و خال خود توانستند چند صباحی، جمعیتی از مردم را نیز همراه و هم ساز خود کنند.
ناگفته نماند بسیاری از آن چه تحت عنوان «منشور حمایت از خلق مستضعف کرد» از سوی آنان تبلیغ می شده، تنها جنبه شعارگونه داشته و این ادعای پرطمطراق، تنها دستاویزی برای آنان جهت فریب افکار مردم آن خطه و در نهایت، آسیب زدن به کشور بوده است تا در سایه آن، دل حمایت گران خود را برای چند صباحی، راضی و خشنود نگاه دارند.
مدیریت آگاه و هوشمندانه وقت جنگ، با تحلیل و ارزیابی شرایط و موقعیت های مختلف، پا به عرصه نهاده و سنگ بنای بسیاری از اقدامات مثبت همسو با حفظ شرافت ملت کرد را به معنای واقعی کلمه بنا گذارد که می توان به اقداماتی همچون: رونق اقتصادی و آبادانی شهرهای تحت پوشش، تقویت مراکز آموزشی، ارج نهادن به قابلیت های بومی و بسترسازی در جهت احیا و تقویت سنن کهن آن مناطق اشاره کرد.
سرانجام این مدیریت توانست طی زمانی مشخص، اعتماد خیل عظیم مردم زحمت کش کردستان را چنان به خود جلب نماید که در نهایت، گروهک های معلوم الحال که موقعیت خود را در خطر دیدند، با مشاهده جایگاه تضعیف شده خویش در میان مردم منطقه، به حضور حداقلی و فرمایشی خود در آن خطه بسنده کنند، به دیگر سخن سپاه پاسداران در تحلیل اوضاع و احوال اجتماعی و روانی مردم منطقه، به این حقیقت بلند دست یافته بود که در سایه اعتمادسازی و جلب حمایت مردم، خواهد توانست حمایت های مردمی از گروهک ها را به حداقل رسانده و در نهایت با کمرنگ کردن نقش این کانون حمایتی، طومار فریب کاری و سرسپردگی آن ها را در منطقه برای مدت طولانی، بسته نگاه دارد.
از دیگر نمونه های مدیریت تعقل گرا و البته مبتنی بر آموزه های دینی در طول هشت سال دفاع مقدس که در فضای پنهان جنگ به وقوع پیوسته و کم تر بر سر زبان ها مانده است، مدیریتی است که از دل دوران اسارت - به عنوان بخشی از تاریخ جنگ- سر برآورده است که مظهر بسیار روشن این مدیریت، شخصیت شخیص و مدیریت توانایی همچون مرحوم ابوترابی است که آثار بارز و مشخص آن، ظهور و بروز جمعیتی از آزادگانی است که پس از فراغت از مضایق اسارت، با حضور ثمربخش خود در عرصه های گوناگون جامعه، بر مدیریت ژرف اندیش و آینده نگر او صحه گذاردند و این امر مهم را نیز به اثبات رساندند که مدیریت منطقی و هدف مند و دور از احساس های گذرای مرحوم ابوترابی، چه ثروت های بزرگی را عاید کشور نموده است.
به طور مثال در اسارت، طیف ها، قومیت ها و گروه های مختلفی حضور داشتند، از کرد، لر، گیلک و فارس گرفته تا اقوام دیگر. حتی از غیرنظامی ها هم آن جا بودند. قاچاقچی ها و مرزنشینان هم حضور داشتند. همچنین افرادی وجود داشتند که فریب خورده بودند و در مقطعی، مراوداتی را با منافقین و حزب بعث برقرار کرده بودند و بعد از مدتی که میان آن ها اختلافاتی آشکار شد و به اصطلاح، مهره سوخته عراقی ها به حساب آمدند، مجدد به اردوگاه بازگردانده شدند.
یکی از دوستان همشهری که یک دهه را در اسارت گاه های عراقی ها به سر برده، طی گفتگویی که بنده با ایشان در این زمینه داشته ام، به موارد ظریفی اشاره کردند که کم تر در جایی یا کتابی که از آزادگان به چاپ رسیده، شنیده یا دیده ام.
او در خصوص ویژگی های منحصر به فرد رأس مدیریتی اردوگاه ها (مرحوم ابوترابی) اذعان داشته است که با وجود تنوع گروهی، قومیتی، فکری و عاطفی، مدیریت در اسارت بسیار مشکل بود و نیاز به تدبیر فراوان و عمیقی داشت که شخص مرحوم ابوترابی، از عهده آن کار سنگین و طاقت فرسا به خوبی برمی آمدند و از این رو همواره مورد تحسین اسرا بودند. این دوست عزیز اشاره ای لطیف، قریب به این مضمون داشته است:
«اگر بخواهیم به طور خیلی ساده و قابل فهم، تبیینی از وجوه مدیریتی مرحوم ابوترابی در مقاطع مختلف اسارت داشته باشیم، می توان ایشان را حکم پدر خانواده ای فرض کرد که با دقت و درایت هر چه تمام، بر مسایل احاطه داشته و بر مشکلات بوجود آمده فرزندان خود فائق می آمدند.»
در بسیاری از مواقع، آزادگان در خصوص مسایل مذهبی، اجتماعی و حتی خانوادگی و ... با حاج آقا مشورت می کردند و ایشان نیز با متانت، راهنمایی های لازم و البته روان شناسانه را انجام می دادند.
نکته جالب توجه در این مشاوره ها آن بود که ایشان، فراخور اقلیم زیستی هر یک از اسرا و متناسب با ظرفیت های فکری و عقیدتی آنان، راه به حریم جان و روان اسرا می برد و سپس مبادرت به راهنمایی می کرد. بعضی ها را در خصوص تماشای تلویزیون منع می کرد، برای بعضی ها نیز شرط و شروطی قائل می شد: مثل تنها نگاه کردن به بخش فارسی زبان تلویزیون و برای بعضی ها نیز اصلاً منعی قائل نبودند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات