مرتضى صفارهرندى
اقتضای شعار توسعه سیاسی گروه غالب در انتخابات خرداد 76 ورود احزاب و گروه های سیاسی متعدد بود. جریان پیروز و مغلوب هر یک با انگیزه ای به تأسیس حزب و گروه جدید روی آوردند. برخی از گروه ها نیز پس از قریب بیست سال انزوا توانستند از این فضا برای تجدید حیات خود بهره ببرند. حزب پان ایرانیست و حزب ملت ایران و جبهه ملی ایران از جمله گروه های با اعضای معدود و بدون پشتوانه مردمی بودند که در این دوره درصدد مطرح ساختن خود برآمدند و از یارانه شعار توسعه سیاسی برخوردار شدند. پزشک پور نماینده مجلس رژیم شاه و رهبر حزب کهنسال ولی گمنام پان ایرانیست از چند سال قبل از طریق مقاله های اعضای خود در ماهنامه هایی مثل گزارش سعی بی نتیجه ای برای مطرح شدن داشت، اما مشکل فقدان پشتوانه مردمی این حزب با دریافت مجوز از دولت خاتمی قابل حل نبود. حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری هم در تمام سال های پس از پیروزی انقلاب با انتشار اطلاعیه های تند علیه نظام ادامه حیات داده بود. در اولین ماه های دولت خاتمی برخی از عناصر منفعل و سرخورده سیاسی جبهه نیروهای حامی نظام مثل حشمت الله طبرزدی و حامیانش به داریوش فروهر نزدیک شدند، اما نوع گرایش و ادبیات فروهر سالخورده فاقد جذابیت برای جامعه سال 1376 بود. بدین ترتیب وقتی فروهر و همسرش در سال 1377 در خانه شان ترور شدند، ناظران شکی نداشتند که او به عنوان یک عنصر بی ضرر برای جمهوری اسلامی، قربانی سناریویی شده است که هدف آن ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی از طریق متهم شدن به تروریسم دولتی است. نزدیکان فروهر مثل بهرام نمازی، خسرو سیف، عبدالباقی و ... پس از قتل وی از طریق ارتباط با گروه طبرزدی و نوشتن مقاله در روزنامه های نوظهور سعی در استمرار بخشیدن به حیات حزب ملت ایران داشتند، اما در بازار تنوع گروه های سیاسی آن روز جایی برای این حزب کهنسال باقی نمانده بود. وضع جبهه ملی از این هم بدتر بود. از گروهی که روز ی بار رهبری پارلمانی نهضت ملی شدن نفت را در دست داشت چند پیرمرد به عنوان نماینده حزب ایران (علیقلی بیانی، نظام الدین موحد و ناصر فربد، رئیس ستاد مشترک ارتش در دوره دولت موقت بازرگان) و حزب مردم ایران با افرادی مثل حسین راضی باقی مانده بود که البته نسل جوان جبهه ملی دهه سی و چهل محسوب می شدند. پرویز ورجاوند که در این دوره دبیر کل جبهه ملی بود از طریق انجام مصاحبه ها و نگارش مقالاتی در روزنامه های جدید به طرح ایده های خود که چیزی فراتر از شعارهای گروه های نوپا نداشت، می پرداخت. تعداد نفرات جبهه ملی حتی در حدی نبود که این گروه بتواند لیست شناخته شده ای را برای انتخابات اولین دوره شوراها و ششمین دوره مجلس ارائه کند. اما نهضت آزادی و منشعبان از آن بواسطه استمرار ارتباط با برخی از نیروهای درون نظام به تجدید حیات خود از طریق حضور در مجامع دانشگاهی دل بسته بودند.
پس از سقوط دولت موقت، تعدادی از اعضای نهضت آزادی توانستند به اولین دوره مجلس شورای اسلامی راه یابند و حضور رسمی این افراد در دستگاه قانونگذاری تا پایان مجلس اول به صورت شکسته و بسته ادامه داشت. نهضت آزادی در خلال جنگ هشت ساله بارها در نقش مخالف ادامه این دفاع مقدس به مقابله با امام پرداخت و اولین گروه داخل کشور بود که جزوه های شدید اللحنی را علیه نظریه ولایت مطلقه فقیه در زمان امام منتشر کرد. همکاری با مجامع غربی در متهم ساختن جمهوری اسلامی به نقض حقوق بشر از دیگر اقدامات نهضت آزادی در دوران سخت دفاع مقدس و پس از آن بود. نزدیکی گروه نهضت آزادی به بیت منتظری و برخی از عناصر جناح موسوم به چپ و ایفای نقش افرادی از این گروه مثل محسن سازگارا و ... در تمایل جناح چپ به سوی راست گرایی لیبرال، در نهایت، ابراز ندامت چپ ها را در حلقه کیان از رفتارهای گذشته با نهضت آزادی به دنبال داشت. با فوت مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی به دبیر کلی نهضت آزادی رسید. او در این گروه از همراهی یاران قدیمی خود، محمد توسلی، هاشم صباغیان، ابوالفضل بازرگان، غلامعباس توسلی و ... برخوردار بود. پس از دوم خرداد 1376 وزارت کشور دولت خاتمی برای تحقق آنچه که امام در آخرین سال های عمر خود از آن ممانعت کرده بودند( یعنی رسمیت یافتن فعالیت نهضت آزادی) همت خود را مصروف داشت. اگر چه این تلاش به هدف نهایی نرسید اما نهضت آزادی توانست به صورت متحد جریان غالب بر دولت های هفتم و هشتم و نیز مجلس ششم اهداف سیاسی خود را تعقیب کند و در آخرین تلاش های آنها یعنی تحصن نمایندگان مجلس ششم، حمایت از نامزدی مصطفی معین و جبهه موسوم به دموکراسی خواهی و سپس نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و نیز حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شریک شود.
برخی از گروه های منشعب از نهضت آزادی که در مقطع دولت موقت از منتقدان شدیداللحن بازرگان و یارانش بودند در سال های بعد راهی جز همراهی با نهضت آزادی نداشتند، اما در عین حال حاضر نبودند در زیر چتر رهبری مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی و ... قرار گیرند. در اواسط دولت سازندگی عزت الله سحابی مجوز انتشار نشریه ای به نام ایران فردا را دریافت کرد. او سعی کرد این مجله را به مکانی برای فعالیت فعالان این گروه ها و نهضت آزادی قرار دهد و در دوران دولت خاتمی، عزت الله سحابی جبهه ای به نام «ملی- مذهبی ها» را از همکاران این نشریه سامان داد. اعضای جنبش مسلمانان مبارز (حبیب الله پیمان، زیدآبادی، پدرام، کاظمیان ، علیرضا رجایی و ...) جدا شدگان از گروهک منافقین ( میثمی، رئیسی طوسی، رفیعی ، نوحی، محمد ملکی و ...) گروه جاما ( نظام الدین قهاری، نکو روح و ...) گروه های سوسیالیست مذهبی محلی مثل موحدین انقلابی و ...( متشکل از افرادی مثل تقی رحمانی، رضاعلیخانی ، هدی صابر، مدنی و ...) و افرادی مثل بسته نگار، اعظم طالقانی و ... در این مجموعه قرار داشتند. این گروه نیز اگر چه در انتخابات های دوران خاتمی، گاه با لیست مستقل وارد رقابت می شد، اما در عین حال متحد جریان حاکم بر دولت خاتمی و مجلس ششم به شمار می رفت. تعدادی از اعضای این جبهه نیز در متن دولت خاتمی و مطبوعات حامی وی دارای مسئولیت های تأثیرگذاری بود. علاوه بر این، ملی- مذهبی ها با حضور در تشکل های دانشجویی حامی خاتمی به پیشبرد اهداف سیاسی جریان حاکم بر دولت وی و مجلس ششم کمک می کردند. در عین حال تشکل های دانشجویی مکانی برای رقابت ملی- مذهبی ها با حزب مشارکت، مجاهدین، کارگزاران ، مجمع روحانیون و ... بود. در زمان حاکمیت جریان موسوم به دوم خرداد بر قوای مجریه و مقننه فعالان دانشجویی طیف ملی- مذهبی با تلاش در رادیکالیزه کردن فضای سیاسی جایگاه برتر را در بخش تندرو دفتر تحکیم وحدت پیدا کردند. در سال های اخیر این مجموعه با وساطت افرادی مثل محسن سازگارا، تحت عنوان ادامه تحصیل به نهادهای آمریکایی فشار بر جمهوری اسلامی پیوستند و ارتباط گروه های سیاسی و فعالان تندرو داخلی با مقامات آمریکایی و ضد انقلاب خارج کشور را تسهیل کردند. اکنون بخش عمده ای از بار مسئولیت جریان فتنه سبز در خارج از کشور بر دوش این عده است.