فتحالله پریشان
بعد از پذیرش اصل اجتماعی بودن انسان، ضرورت تشکیل حکومت و ریاست و شکل گیری نهادها و سازمان های اجتماعی برای تأمین و برآورده ساختن نیازهای اجتماعی انسان، انواع اجتماعات، قوانین و سنت های حاکم بر آن از سوال های اساسی در مباحث مربوط به فلسفه و اندیشه سیاسی است. از این رو هر یک از اندیشمندان سیاسی با توجه به مبانی فکری و فلسفی خود و زمینه های اجتماعی و محیطی زمانه اش درباره انواع مدینه ها و صفات آن به ارائه نظر پرداخته و یکی از آنها را به عنوان نظریه و شالوده حکومتی مطلوب خود معرفی کرده اند. این اصل کلی درخصوص ابوالحسن عامری هم حاکم است.
مبنای تقسیم بندی عامری از مدینه ها، با توجه به حالات، صفات و ویژگی های آن است.در واقع شناخت از مدینه در ارتباط با شناخت ویژگی های اهالی مدینه است:«ان احوال المدن انما تکون علی قدر احوال اهل ها؛ حالات مدینه ها به میزان حالات اهالی آن است.»
بر این اساس در یک دسته بندی کلی می توان اجتماعات را به دو دسته فاضل و غیر فاضل تقسیم کرد، زیرا رفتار و اخلاقیات انسان که محور و به وجود آورنده مدینه ها است، از دو حالت اخلاق فاضله و غیر آن جدا نیست. از این رو، عامری مدینه ها را به چهار دسته کلی تقسیم می کند که عبارتند از؛
1- مدینه فاضله که اهالی آن را فاضلان تشکیل می دهند.
2- مدینه خسیسه که اهالی آن از لذت های بهیمی فراوانی مانند خوردنی ها و شهوات برخوردارند.
3- مدینه حکیمه که از اهالی حکیم تشکیل می شود.
4- مدینه جاهله که ساکنانش از علوم و دانش فاضله دورند.
البته بعد از این تقسیم بندی، عامری ضمن ذکر دیدگاه افلاطون درباره مدینه و انواع آن از منظری دیگر و با تفصیل بیشتری به توصیف مدینه و اجتماعیات پرداخته است. مدینه سعیده، مدینه شقیه، مدینه نجده (شجاعت و دلاوری) و مدینه شرهه ( آزمندی) دسته بندی دوم عامری است. عامری با توجه به ویژگی فکری خویش و موقعیت سیاسی و اجتماعی زمانه، به اندیشه ورزی در مورد اصول عملی سیاست پرداخته است. وی پرهیز از جور و ظلم و ضرورت عدالت ورزی را رکن اساسی سیاست مداری بیان کرده و در کتاب «السعاده و الاسعاد» به مقوله جور و عدل به عنوان ارکان اصلی سیاست نگریسته است. اساساً در اندیشه او فلسفه وجودی حاکمیت و شخص حاکم توجه به مصالح مردم و حفظ منافع آنان است. شرط رسیدن به عدالت در دستگاه فکری عامری، پیروی از سنت است زیرا سنت به نفع عمومی توجه داشته، آرای پراکنده را سامان و در نهایت باعث نظم و نظام واحدی می گردد. اگر چه عامری همچون سایر دانشمندان اسلامی که در گفتمان و سنت اسلام به نظریه پردازی سیاسی پرداخته اند، حکومت آرمانی و مطلوب را شیوه حکومتی پیامبر (ص) و حاکمیت اهل فضل بر جامعه می داند، اما چون جوامع انسانی را برای زیستن در جامعه مطلوب با مشکل روان شناختی و جامعه شناختی مواجه می داند که روح مادی طلب انسان او را از مرز عدالت جویی و زیست فاضلانه خارج ساخته و طالب نظام سیاسی جائرانه ای می شود که در اندیشه عامری سلطان بر آن حکومت می کند. البته غایت نظم سلطانی نیز باید معطوف به برقراری عدالت باشد. از این رو توصیه های اجتماعی و سیاسی چون؛ ضرورت اعتدال و حفظ حدود، ضرورت خشوع و خضوع در برابر مردم ، شناخت نیازهای مردم، رعایت منزلت و حفظ شأن رعیت، احترام به اهل فضل و دانش، خطاپذیری، شناخت فتنه های داخلی، دوراندیشی در سیاست، ضرورت عقوبت و مجازات، اهمیت دادن به نهاد نظامی و ضرورت مشورت را به سلاطین ضروری می شمارد. از دیدگاه عامری سیاست حقیقی، سیاست فاضله است که عنصر اساسی آن، وجود رهبر فاضل می باشد. رهبری فاضل در ریاست انبیا واقعیت پیدا می کند. رهبری انبیاء ، ریاست انبیاء بر مسائل خاص و عام مردم و امور مادی و معنوی آنان است. منشأ ریاست انبیاء بر امور عام و خاص، فضل آنان است که از مبدأ باری تعالی سرچشمه گرفته است و از عقل کامل برخوردار می باشد. با توجه به این ویژگی است که نبی ریاست سیاسی و دینی را توأمان به عهده دارد، اما در نقطه مقابل الگوی حکومت مطلوب و ریاست فاضل، ریاست غیرفاضل قرار دارد که با سیاست های غیرفاضلانه خود سبب از بین رفتن فضیلت در جامعه می شود. پادشاه جائر برجامعه عاری از فضیلت حکومت می کند از طریق غلبه و زور به ریاست رسیده است و سیاست او، سیاست سلطه و غلبه می باشد که البته در صورت تداوم ظلم، زوال حکومت حتمی است. عامری به ضرورت وجود رهبری سیاسی در جوامع به دلیل نقش آن در تربیت و هدایت افراد در جهت خیر و سعادت بسیار اهمیت می دهد. رهبری سیاسی وظیفه خطیر تدبیر اجتماع و سیاسات مطابق با مصلحت ناموس خلقت را به عهده دارد و از این رو باید شرایط و صفات ویژه ای داشته باشد. مهمترین و اصلی ترین شرط تدبیر، شناخت احکام ناموس است. ناموس خلقت در اندیشه عامری جایگاه مراتبی موجودات در نظام آفرینش است. رهبری سیاسی باید به قوانین مربوط به سلامت مدینه و آنچه موجب فساد و زوال ارکان مدینه است، آگاهی داشته باشد و جامعه را به سوی عدل و انصاف سوق دهد. حکمت و تسلط نسبی به هندسه و علم اعداد دیگر شرط حاکم جامعه اسلامی است که در کنار صفات و عوامل کاربردی سیاست ورزی چون عفت، شجاعت، تواضع، عجب نداشتن و مجرب بودن توانایی اداره امور جامعه سیاسی را به رهبری سیاسی اعطا می نماید. رهبری سیاسی دارای شرایط فوق در رأس مدینه فاضله بستر سعادت انسان را فراهم می کند و الا در فقدان آن ها ریاست رئیس غیر فاضل در انتظار جامعه خواهد بود.