صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۸۶ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۳۳۹۴

کرامت مولایمان حسن (ع) / سیدمحمدسعید مدنی


... روزی در حالی که سواره می رفت، مردی شامی تا وی را دید، پیوسته به امام ناسزا گفت. امام حسن(ع) هیچ نگفت تا سخنان آلوده به ناسزای آن مرد به پایان رسید. آنگاه رو به او کرد و با چهره ای گشاده و متبسم سلام کرد و فرمود:

«ای مرد محترم گمان می کنم تو غریبی و چیزهایی چند بر تو اشتباه شده است. اکنون اگر از ما خشنودی طلبی از تو خشنود می شویم. اگر چیزی بخواهی به تو می دهیم. اگر هدایت و ارشادی طلبی هدایتت می کنیم. اگر کمک کاری بخواهی در اختیارت می گذاریم. اگر گرسنه باشی، تو را غذا می دهیم. اگر به جامه ای نیازمند باشی به تو می پوشانیم. اگر از جایی رانده شده ای پناهت می دهیم. اگر حاجتی داری، برمی آوریم و اگر بار خویش به خانه ما فرود آوری و مهمان ما باشی، تا به هنگام رفتن از تو پذیرایی می کنیم. در خانه ما به روی تو گشاده است

مرد شامی که این سخنان را شنید، سخت گریست و گفت:

«گواهی می دهم که تویی خلیفه خدا بر روی زمین. خدا خود بهتر می داند رسالت و خلافت خویش در کجا قرار دهد. پیش از آنکه تو را ملاقات کنم، ]به دلیل تبلیغات باند معاویه[ تو و پدرت علی، نزد من دشمن ترین خلق بودید و اکنون محبوب ترین خلق خدائید

¤ ¤ ¤

امام حسن مجتبی(ع) را کریم اهل بیت می نامند. در فرهنگ لغات کریم را «بسیار بخشنده و سخی طبع» معنی کرده اند. و امام به راستی چنین بود. گویند دوبار- و به روایتی سه بار- اموال خود را در راه خدا دو نیم کرد، نیمی از آن را به مستمندان داد و نیمه دیگر را خود برداشت.

جود و سخاوت امام و دلجویی ایشان از بینوایان و دستگیری مستمندان، مثل و نظیری نداشت و امام نه فقط از این نظر بلکه در سایر صفات انسانی و ارزش های قدسی، نظیر حلم و گذشت و شجاعت و... سرآمد روزگار خویش بود. از میان همه این صفات، امام را بیش از هر چیز با صفت «کریم اهل بیت» می شناسیم، و این در حالی است که سایر ائمه بزرگوار (علیهم السلام) نیز از این صفت برخوردار بوده اند، شاید دلیل آن باشد که امام حسن بیش از هر چیز با تکیه بر صفت «کرامت» توانست وظیفه رهبری جامعه و رسالت تاریخی را ایفا کند- آن چنانکه امام حسین با سلاح شهادت و امام سجاد در سنگر مناجات- چرا که هرچند بخشندگی امام حسن(ع) در مال و مادیات حیرت و تحسین مردم عادی را برمی انگیخت و هنوز برمی انگیزد، اما اوج کرامت و بخشندگی امام مجتبی(ع) آنجا بود که ایشان به خاطر رضای خدا، حفظ حقیقت اسلام و رعایت مصلحت مردم و جامعه و دفاع از جان اندک شیعیان راستین و رسواکردن چهره دشمنان فریبکار و افشای ماهیت خائنان نقاب زده و در یک کلام انجام وظیفه خود به عنوان یک «امام» مجبور شد از «نام» خود بگذرد و قبول کرد که برای دفاع از دین و آگاه ساختن مردم و آماده کردن زمینه روحی و فکری مردم برای انجام عملیات انفجاری بعدی- که در عاشورا چهره بست- و طعنه بدخواهان و کنایه غفلت زدگان را به جان بخرد و با همچو معاویه ای تن به صلح دهد و به زندگی ای که هر لحظه اش برای آن شخصیت والاتبار و آن شجاع شجاعان، با رنج و محنت فراوان همراه بود و تحمل آن از امامی چون او برمی آمد، ادامه دهد. برای امام با توجه به وضعیت پیش آمده، دشمنان نابکار و یاران خیانتکار و مردم سست عنصر خسته از جنگ و جهاد و چسبیده به زندگی آلوده به ذلت و تسلیم، مرگ طعمی چون عسل داشت و از مظلومیت امام همان بس که در آن شرایط برای حفظ شخصیت فردی و رها شدن از تهمت های دشمنان مغرض و زخم زبان دوستان کوتاه بین، نمی توانست مرگ سرخ را انتخاب کند. آن چنانکه بیست سال بعد برادرش حسین بن علی(ع)، در کربلا با سلاح شهادت هم خود سبکبال به سوی رفیق اعلی شتافت و هم قهرمانانه و علی رغم شکست ظاهری در صحنه نبرد، یزیدیان را برای همیشه رسوا کرد. اما مشکل عمده روزگار امام حسن این بود که در آن روزگار «شهادت» چاره کار و سلاح کارساز نبود. شهادت نیز مانند هر وسیله و پدیده ای برای آنکه تاثیرگذار باشد و هدفی را در عرصه اجتماع و تاریخ محقق سازد به زمانه خاص و زمینه مساعد احتیاج دارد، و شرایط زمانه و مصلحت اسلام اما در روزگار امام حسن به گونه ای بود که برای انجام وظیفه از شمشیر و شهادت کاری ساخته نبود و سهل است که استفاده از آن تاثیرات منفی هم می گذاشت و مردم آن روز و امروز چنین قضاوت می کردند که: جنگ امام حسن(ع) با معاویه رقابت و کشمکش سیاسی است بر سر قدرت و حکومت و ادامه درگیری خاندان هاشمی و اموی و نه قیام حق در برابر باطل! بنابراین امام حسن از کشته شدن در راه اسلام دریغی نداشت- کما این که تقریباً همه عمر شریف خود را در عرصه جهاد بود، در رکاب پدرش و یا به فرماندهی خود- «شمشیر و شهادت میراث علی و اولاد علی است و مردانگی خط اصلی وجود آنان...» امام حسن خود چکیده حماسه های خونین اسلام بود، و این سخن خود امام است که «به خدا سوگند اگر یارانی داشتم شب و روز را در جهاد با معاویه می گذراندم...»

اما، امام حسن (ع) تنها بود و جز اندکی از پیروان راستین و سردارانی پاک و وفادار همچون قیس بن سعد و حجربن عدی و حبیب مظاهر و... بقیه لشکر او در باطن سر سازش با معاویه داشتند و قصد یاری او را نداشتند چنانکه وقتی امام حسن (ع) در برابر آنان به سخن ایستاد و فرمود:

«هان! آگاه باشید که معاویه ما را به امری (قبول زمامداری خود) فراخوانده است که در آن نه عزت است و نه سربلندی، نه انصاف و نه مردمی، اگر از مرگ پروا ندارید، خواسته معاویه را رد می کنیم و پاسخ او را با تیزی لبه شمشیر می دهیم...»

سپاهیان او یکصدا پاسخ دادند: «البقیه، البقیه» (می خواهیم زنده بمانیم...!) و امام نیز آینده ای را که پیامد این تصمیم (تسلیم در برابر معاویه) است برای آنان چنین ترسیم می کند:

«به خدا سوگند اگر به علت سستی و بی وفایی شما ناگزیر شوم زمامداری را به معاویه واگذار کنم، یقین بدانید که زیر پرچم حکومت بنی امیه هرگز روی خوشی و شادمانی نخواهید دید و گرفتار انواع اذیت ها و آزارها خواهید شد

و وقتی فقط چند روز پس از انعقاد عهدنامه صلح و کناره گیری امام حسن (ع)، معاویه، در مسجد کوفه صلحنامه را پیش چشمان متحیر مردم کوفه پاره کرد و گفت: «من در گذشته برای این با شما نجنگیدم که نماز بخوانید و روزه بگیرید، حج بکنید و زکات دهید، من جنگیدم برای این که امروز رئیس شما باشم...» آن وقت نخستین نشانه های صحت پیش بینی امام به چشم آمد و... با این حال باز هم برای افشای ماهیت ضد اسلامی و ستمکارانه معاویه و باندش که هنوز از نظر بسیاری از مردم فاقد بصیرت، کاتب وحی و مجاهد اسلام و خال المومنین و... تلقی می شد زمان لازم بود و...

بنابراین شرایط در روزگار امام حسن (ع) به گونه ای بود که امام برای تداوم مبارزه مردان حق علیه باطل چاره ای جز «صلح» نداشت! امام حسن (ع) با دشمن صلح کرد و صلح هم حرکتی است که پس از جنگ و مبارزه چهره می بندد، او پسر علی بن ابیطالب است و برادر بزرگتر حسین بن علی (ع) همان شجاعانی که شجاعت آنان «حقیقتی است بر گونه اساطیر» وی خواست پس از شهادت پدر، در ادامه راه او، جنگ ناتمام صفین را تمام کند و معاویه را از حکومت بر شام خلع کند، برای این کار سپاه و لشگر فراهم نمود و سلاح و تجهیزات تدارک نمود و حتی به سوی میدان جنگ حرکت کرد، اما وقتی حربه قدیمی معاویه این بار حتی بیشتر از صفین کارگر افتاد و او با راه انداختن تبلیغات و جنگ روانی و تطمیع سرداران امام، در میان لشکریان از آغاز متفرق و متشتت امام تفرقه را دامن زد و شیرازه جبهه آنان را تا آنجا از هم پاشاند که عاقبت علیه امام خود موضع گرفتند و در اردوگاه ساباط، تحت تاثیر تبلیغات، شایعه پراکنی ها و خیانت سرداران، گروهی از متحجرانی که همواره و در طول تاریخ ابزار دست دشمنان و به ویژه منافقان بوده اند، به خیمه امام حمله کرده و گلیم از زیر پای او کشیده و خنجر بر رانش فرود آوردند...» امام دریافت معاویه برای موفقیت و رسیدن به هدف دیرینه خود و باند اموی یعنی سوار شدن بر گرده خلق و اسلام را محو کردن و احیاء اشرافیت جاهلی، به سلاح تدبیر و سیاست بیش از سلاح شمشیر امیدوار است. بنابراین امام نیز به ناچار شمشیر را کنار گذاشت و در اوج تنهایی و مظلومیت با تکیه بر تدبیر و زیرکی مومنانه، و مهمتر از همه گذشت کریمانه از خویش و نام و رسم خویش مبارزه ای را در پیش گرفت که اگرچه به ظاهر و در کوتاه مدت به نفع معاویه بود، اما در باطن و همیشه تاریخ، رسواکننده او و پدران و فرزندان و همفکران او شد. این بود که امام معاویه را فقط در میدان جنگ رها کرد و به قول کاشف الغطاء: «کردار امام حسن، کردار فرماندهی بود با تجربه و دانا و سرداری بصیر. او با سلم با دشمن خود جنگید و با صلح بر او غلبه کرد و آتش بنی امیه را فرو نشاند و رسوایی آنان را برملا کرد و ننگ بودن آنان را برای همیشه تاریخ ثابت نمود.» تا بار دیگر به فرمایش امام سجاد حماقت دشمنان اسلام- ولو آن دشمن معاویه ای باشد که به زیرکی و سیاستمداری معروف بود و بر آن به خود می بالید- در برابر تدبیر مومنانه ثابت شود. و چنین بود که امام حسن (ع) «جان خویش را در جریان یک جهاد خاموش فدا کرد و چون وقت شکستن سکوت فرا رسید، شهادت کربلا واقع شد. شهادتی که پیش از آن که حسینی باشد، حسنی بود»!

و حتما رسول خدا (ص) نیز چنین روزهایی را می دید که سال ها پیش از این اتفاقات، آنگاه که حسن و حسین (علیهم السلام) در سنین طفولیت بودند، با اشاره به آن دو فرمود: «هما امامان، قاما اوقعدا» (این دو پیشوای شما هستند، خواه صلح کنند و خواه نبرد و جهاد.) تا بر دانایان و آگاهان برای همیشه حجت را تمام کند که برای نجات و رهیدن از دام ها و توطئه ها، و پیمودن صراط مستقیم به دامان چه کسانی چنگ زنند و از چه کسانی پیروی کنند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات